شوهر حق به جانب

هفت راهکار برای برخورد با همسری که تصور می‌کند همیشه حق با اوست

یکی از رایج‌ترین مشکلاتی که زوجین به خاطر آن به مشاور خانواده مراجعه می‌کنند این است که یکی از آن‌ها تصور می‌کند که همیشه حق با اوست. بعضی از افراد به قدری غرق این موضوع می‌شوند که گاهی در نظر نمی‌گیرند ممکن است طرف مقابل درست بگوید و این بار حق با آن‌ها نباشد. فرقی نمی‌کند که موضوع مورد مباحثه چه باشد یا تصمیم‌گیری در خصوص آن موضوع چقدر اهمیت داشته باشد، در هر صورت حرف آخر را آن‌ها می‌زنند. البته بعضی از این افراد در خصوص همه مسائل رفتار کنترل‌گرانه نداشته و تنها در خصوص بعضی موضوعات این تصور را دارند که همیشه حق با آن‌هاست. فرد کنترل‌گر فکر می‌کند که معلم همسرش است و همسرش باید مانند یک دانش‌آموز از سخنان او پیروی کند و در صورت مقاومت لازم است که تنبیه شود. تنبیه کردن می‌تواند شامل دریغ کردن توجه، رابطه جنسی، خشونت کلامی یا حتی طلاق باشد.

این که در رابطه دائم در حال تلاش باشید که صدای شما هم شنیده شود می‌تواند بسیار اذیت کننده باشد. اگر در برابر رفتار آن‌ها شما به صورت مستقیم مقابله و مقاومت کنید یا رفتار منفعلانه بروز دهید این حالت در آن‌ها شدت پیدا می‌کند. پس در این شرایط چه برخوردی باید داشت؟

هدف از نگارش این مقاله ارائه هفت راهکار برای مقابله با همسری است که تصور می‌کند همیشه حق با اوست.

راه‌های مقابله با همسر کنترل‌گر

اگر احساس می‌کنید که در هر بحث و دعوایی در نهایت شما باید کوتاه بیایید و به حرف همسرتان گوش دهید ممکن است شما با فرد کنترل‌گری در رابطه باشید. گاهی اوقات حتی اگر در خصوص این احساس با همسرتان صحبت کنید، ممکن است متهم شوید که شما برخلاف او دنبال برد و باخت در دعوا هستید و برایتان انجام کار درست اهمیتی ندارد. همان طور که گفته شد راه‌کارهایی نظیر مقابله مستقیم و رفتار منفعلانه تاثیری ندارد و حتی شرایط را بدتر می‌کند. به جای آن بهتر است برای بهبود شرایط از راهکارهای زیر استفاده نمایید:

با او همدردی کنید

افراد کنترل‌گر زمانی که قدرت خود را از دست می‌دهند دچار اضطراب می‌شوند. آن‌ها ممکن است نسبت به این حالت خود هوشیار و خودآگاه نباشند. به جای مقابله مستقیم با کنترل‌گری آن‌ها، اضطراب آن‌ها را در نظر گرفته و پیشنهاد صحبت کردن بدهید. مقابله مستقیم شما نه تنها کنترل‌گری آن‌ها را کمتر نمی‌کند بلکه ممکن است آن را تقویت نیز بنماید.

برای آن‌ها شواهد ارائه دهید

اگر فکر می‌کنید که حق با شماست شواهدی ارائه دهید که موضع شما را ثابت کند. به طور مثال اگر موضوع مورد مباحثه شما مربوط به مسائل مالی است با اعداد و ارقام به او ثابت کنید که حق با شماست. ارائه شواهد اضطراب آن‌ها را کاهش داده و باعث می‌شود که بتوانند از نقطه نظر شما به مسائل نگاه کنند.

از اعتبار گذشته استفاده کنید

اگر قبلا در خصوص مسئله‌ای ثابت شده که حق با شماست از اعتبار آن استفاده کرده و مسئله مورد نظر را به یادش بیاورید.

طرز برخورد با افراد حق به جانب

احساساتتان را کنترل کنید

اگر احساسات خود را کنترل نکنید و رفتار احساسی نشان دهید، آن‌ها بیشتر از قبل تصور می‌کنند که شما غیرمنطقی هستید و بیشتر به باورهای خودشان ایمان پیدا می‌کنند. سعی کنید که نقطه نظر خود را با خونسردی و به صورت منطقی ارائه دهید.

بدون قضاوت باشید

فقط برای این که ثابت کنید حق با شماست با همسرتان مقابله نکنید. سعی کنید بدون قضاوت و از بیرون به موقعیت پیش آمده نگاه کنید. شاید واقعا مسائلی وجود داشته باشد که همسرتان در خصوص آن‌ها اطلاعات و آگاهی بیشتری داشته باشد و قبول این موضوع اصلا چیز بدی نیست. شاید بهتر باشد که در خصوص آن مسائل کنترل بیشتری به همسرتان بدهید.

نگاه مثبت اندیش داشته باشید

گاهی لازم است که نگاهمان را تغییر دهیم و با دید مثبت‌تری به مسائل نگاه کنیم. همیشه کنترل‌گری بد نیست. شاید کنترل همسرتان باعث شود که از شما در برابر یک موقعیت ناخوشایند محافظت شود. اگر در گذشته چنین چیزی اتفاق افتاده، به نظر همسرتان بیشتر اعتماد کنید.

وسعت دید را افزایش دهید

در خصوص اضطراب و میل به کنترل با همسرتان صحبت کنید. میل به کنترل‌گری می‌تواند ناشی از تجربیات سخت در کودکی باشد که شناخت آن‌ها به همسرتان کمک می‌کند که به خودآگاهی بیشتری در خصوص موقعیت خود برسد و در برابر شما نیاز کمتری به کنترل‌گری برای غلبه بر اضطرابش احساس کند.

مشاوره برخورد با همسری که همیشه حق را به خودش می‌دهد

بحث کردن با فردی که تصور می‌کند همیشه حق با اوست و صدای شما را نمی‌شنود کار آسانی نیست. شاید خودتان هم گیج شده باشید و ندانید که دیگر حق با چه کسی است؟ آیا طرف مقابل شخصی کنترل‌گر است؟ آیا شما در اشتباه هستید و همسرتان قصد راهنمایی دارد؟ صحبت با مشاور و روان‌شناس به شما کمک می‌کند که به جواب پرسش‌های خود برسید و به درک بهتری نسبت به موقعیتی که در آن قرار دارید دست پیدا کنید.

در شرایطی که جواب سوال‌هایتان را یافتید دیگر انتخاب با شماست که چه رویکردی را در پیش بگیرید. شما می‌توانید انتخاب کنید که کنترل‌گری همسرتان را بپذیرید یا به مقابله خود با او ادامه دهید. در برخی موارد نیز آن‌قدر بحث کردن با فردی که همیشه حق را به خود می‌دهد خسته کننده می‌شود که طرف مقابل تصمیم به ترک رابطه می‌گیرد. جلسات مشاوره به شما کمک می‌کند که احساس خود را نسبت به شرایط بیشتر درک کنید و در تصمیم‌گیری قدرت بیشتری داشته باشید. در این شرایط با توجه به این که با خودآگاهی بیشتری تصمیم گرفته‌اید به احتمال کمتری در آینده دچار پشیمانی خواهید شد.

جلسات مشاوره برای فرد کنترل‌گر نیز می‌تواند مفید واقع شود. در صورتی که او بتواند حق به جانب بودن خود را ببیند و علل آن را به کمک مشاور ریشه یابی کند از موضع خود پایین آمده و بهتر می‌تواند نسبت به حرف‌های همسرش پذیرا باشد.

منبع: Psychologytoday

تلفن کلینیک روانشناسی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.