مقالات روانشناسی کودک مرکز مشاوره تلفنی روانشناسی سرای مشاور

ازدواج مجدد با بچه

قرار گذشتن والد مجرد و تاثیر آن بر کودک

اگر طلاق گرفته‌اید و حضانت فرزندتان را بر عهده دارید، قرار گذاشتن و یا ازدواج مجدد می‌تواند مسئله‌ای چالش برانگیز برای شما باشد. در حالی که ممکن است با وجود مسئولیت‌هایتان زمان کمی برای قرارگذاشتن و آشنایی داشته باشید، احساس فرزندتان نسبت به پارتنر جدیدتان نیز می‌تواند برای شما مشکل ایجاد کند. این که فرزندتان از پارتنر جدیدتان خوشش نیاید بسیار معمول است اما در این شرایط چه باید کرد؟ آیا به خاطر فرزندتان باید ارتباط جدید خود را خاتمه دهید؟ اگر در این شرایط هستید ما در این مقاله به شما کمک می‌کنیم که چگونه رفتارهای مناسبی انجام دهید تا کمترین آسیب متوجه شما و فرزندتان شود.

زمانی که کودکتان از پارتنر یا همسر جدیدتان متنفر است

نفرت کودکتان نسبت به شخصی که به تازگی وارد زندگی شما شده می‌تواند به شکل‌های متفاوتی بروز پیدا کند. او ممکن است رفتارهای منفعلانه و بی تفاوتی داشته باشد یا خشم و نفرت خود را به او بروز دهد. فرزندتان ممکن است سرد برخورد کند، داد بزند، به شما گوش ندهد یا حتی قبول نکند که با پارتنر یا همسر جدیدتان وقت بگذراند.

این که فرزندتان چه واکنشی نشان دهد به سن او و همچنین مدت زمانی که از طلاق شما گذشته می‌تواند بستگی داشته باشد. اگر همسر سابقتان شما و فرزندتان را رها کرده ممکن است فرزندتان از این که دوباره رها شود هراس داشته باشد. اگر شما از همسر سابقتان به خاطر فرد جدیدی که اکنون با او هستید طلاق گرفته باشید این موضوع برای کودکتان سخت‌تر خواهد بود و لازم است که با او همدردی داشته باشید.

به صورت کلی ممکن است پذیرش فرزند شما نسبت به شرایط جدید زمان‌بر باشد که در این شرایط شما لازم است که این موضوع را قبول کنید و به کودکتان زمان دهید.

مشکل شما با عدم علاقه فرزندتان به پارتنر جدیدتان چیست؟

اولین چیزی که باید برای خودتان مشخص کنید پاسخ به این سوال است. به طور مثال آیا از این که فرزندتان نسبت به همسر جدیدتان بی تفاوت است و علاقه‌ای به ارتباط با او ندارد ناراحت هستید؟ در این شرایط لازم است که صبور باشید و به کودکتان فرصت دهید.

اما اگر با بی احترامی و رفتار نامناسب فرزندتان با همسر یا پارتنر جدیدتان مشکل دارید، باید به فرزندتان یاد دهید که اگرچه او این حق را دارد که از کسی خوشش نیاید اما اجازه بی احترامی و رفتار ناپسند ندارد.

همچنین کودکتان ممکن است به صورت مستقیم به این مسئله واکنش نشان ندهد و ناراحتی و خشم خود را با دعوا کردن با خواهر و برادرهایش یا بدخلقی در مدرسه بروز دهد. در این شرایط لازم است که علت رفتارهای فرزندتان را ریشه یابی کنید که برای این کار صحبت با مشاور کودک می‌تواند کمک کننده باشد.

قرار گذاشتن مادر مجرد

علت عدم علاقه کودکتان را به قرار گذاشتن شما، پیدا کنید

بعضی از افراد بر این باور هستند که اگر فرزندتان از پارتنر جدیدتان خوشش نمی‌آید باید رابطه خود را با او تمام کنید یا دیگر به فکر ازدواج با او نباشید. اما این کار ضروری نیست و شما می‌توانید با برخورد صحیح تعادلی میان نیاز خود و فرزندتان برقرار کنید. علت عدم علاقه کودکتان را به قرار گذاشتن دوباره پیدا کنید. آیا فرزندتان از فرد جدیدی که با او آشنا شده‌اید خوشش نمی‌آید یا به صورت کلی با قرار گذاشتن شما با هر کسی مشکل دارد؟ قبل از بررسی این موضوع به فرزندتان این اطمینان را بدهید که او اولویت شما می‌باشد. بسته به سن کودکتان از او به صورت مستقیم بپرسید که چرا از فرد جدید خوشش نمی‌آید؟ بعضی از بچه‌ها ممکن است بتوانند به درستی احساسات خود را بروز دهند اما بعضی دیگر شاید این توانایی را نداشته باشند؛ پس بهتر است که برای رسیدن به جواب صبور باشید. به جای دفاع کردن از پارتنر یا همسر جدیدتان به حرف‌های فرزندتان گوش دهید. دلایل کودکان برای دوست نداشتن فرد جدید شامل موارد زیر می‌تواند باشد:
او در کنار پارتنر یا همسر جدیدتان احساس امنیت نمی‌کند

  • به زمانی که با او سپری می‌کنید حسادت می‌کند.
  • سعی می‌کند که از پدر یا مادرش که همسر سابق شما بوده حمایت کند.
  • از بعد رمانتیک زندگی شما خجالت می‌کشد.
  • طلاق و مشکلات بعد از آن را هنوز به یاد دارد.
  • به زمان بیشتری برای درک طلاق شما احتیاج دارد.
  • متوجه مشکلی در پارتنر جدید شده که شما از او بی خبر هستید.
  • از نوع برخورد و حرف زدن همسر جدیدتان با شما یا خودش خوشش نمی‌آید.

اگر فرزندتان به مشکلی در پارتنرتان اشاره می‌کند، بهتر است که صحبت‌های او را جدی بگیرید. شاید شما تجربه و سن بیشتری دارید، ولی این که بتوانید در رابطه بی‌طرفانه قضاوت بکنید مشکل است. از اطرافیانتان که پارتنر جدید شما و رابطه او با فرزندتان را دیده‌اند نظر بخواهید.

اما اگر مشکل فرزندتان پذیرش افراد جدید در زندگی شما است، به او زمان لازم و کافی را بدهید. به او کمک کنید که کم کم با شرایط جدید وفق پیدا کند. زمانی را که با پارتنر جدیدتان هستید کم‌تر کنید و بیشتر از قبل با فرزندتان وقت بگذرانید.

حل مشکل عدم علاقه کودک شما به پارتنر جدیدتان

بهترین راه حل برای قرار گذاشتن والد مجرد و کودکی که از فرد جدید خوشش نمی‌آید، صحبت کردن است. با فرزندتان صحبت کنید و به او نشان دهید که به او اهمیت می‌دهید و او اولویت شماست. از او بپرسید که چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید تا احساس بهتری داشته باشد. اگر او با «نمی‌دانم» به شما پاسخ می‌داد او را تحت فشار قرار ندهید. در ادامه راه حل‌هایی برای مکالمه موثر با فرزندتان پیشنهاد می‌دهیم:

  • برای آن‌ها محیطی فراهم کنید که بتوانند از شما سوالات خود را در خصوص قرارگذاشتن مجدد بپرسند. آن‌ها را به سوال پرسیدن تشویق کنید.
  • به او احساس کنترل و قدرت بدهید. موارد زیادی در زندگی کودک در جریان است که از کنترل او خارج می‌باشد و این موضوع می‌تواند باعث ناراحتی او شود. به او کمی قدرت اختیار بدهید. از او بپرسید که آیا امروز دوست دارد با فرد جدید وقت بگذرانید؟ یا چه محلی را برای جمع شدن و تفریح کردن پیشنهاد می‌دهد؟
  • با او احساس خود را در میان بگذارید. به فرزندتان بگویید که چه ویژگی را در پارتنر یا همسر جدیدتان دوست دارید.
  • به کودکتان یادآوری کنید که عاشق او هستید. او را نوازش کنید و به او بگویید که فرد جدید نمی‌تواند جای او را بگیرد.
  • گاهی اوقات علت نارضایتی فرزندتان از قرارگذاشتن یا ازدواج مجدد پدر یا مادرشان این است که احساس می‌کنند ترک شده‌ا‌ند و دیگر مانند قبل به آن‌ها توجه نمی‌شود. سعی کنید که زمان بیشتری را با او سپری کنید.
  • برای حل مشکل قرار گذاشتن والد مجرد و تاثیر آن بر کودک از مشاور خانواده و کودک کمک بگیرید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

عدم انتشار عکس کودکان در فضای مجازی

به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی، درست یا غلط؟!

طبیعی است که والدین دوست داشته باشند در مورد کودکشان صحبت کنند و عکس‌هایش را به دیگران نشان دهند. این موضوع ناشی از دوست داشتن و حس افتخاری است که نسبت به کودکشان دارند؛ اما با افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌توان آن عکس‌ها و داستان‌های بامزه را که قبلاً فقط با خانواده و دوستان خود نشان می‌دادید اکنون با میلیون‌ها نفر به اشتراک بگذارید.

گاهی به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باعث دردسر می‌شود.

بااینکه به نظر می‌رسد به اشتراک گذاشتن عکس کودک در شبکه اجتماعی مسئله‌ی خیلی مهمی نیست، اما بهتر است بدانید گاهی همین کار به‌ظاهر ساده برای والدین دردسرساز می‌شود. امروزه شاهد این هستیم که اکثر والدین فیلم و عکس کودکشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند اما گاهی با واکنش‌های بسیار منفی از طرف جامعه مواجه می‌شوند. ممکن است شما یک شوخی ظاهراً ساده با کودکتان انجام دهید و عکس‌های آن را در شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارید، اما دیگران کار شما را کودک‌آزاری قلمداد کنند. در جوامعی که قوانین در مورد حضانت فرزندان سخت‌گیرانه‌تر است، گاهی همین فیلم و عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود حضانت فرزندان از والدین گرفته شود.

هیچ‌چیز آنلاینی کاملاً خصوصی نیست و همه‌چیز دائمی است.

قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه اجتماعی باید بدانید که این عکس و فیلم‌ها ممکن است توسط افراد زیادی دیده شده و به‌صورت دائمی باقی بمانند. ممکن است شما از تنظیمات حریم شخصی استفاده کنید و صفحه‌ی خود را خصوصی نگه‌دارید، اما همیشه روش‌هایی وجود دارد که دیگران می‌توانند به عکس‌های شما دسترسی پیدا کنند. مثلاً ممکن است فردی از عکس‌های موجود در صفحه‌ی خصوصی شما اسکرین شات گرفته و آن را با دیگران به اشتراک بگذارد. وقتی عکس کودکتان دست‌به‌دست بچرخد درواقع به این معنی است که شما دیگر کنترلی روی آن نخواهید داشت و حتی اگر آن را پاک کنید کاملاً از بین نمی‌رود.

عکس‌هایی که از کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی به اشتراک می‌گذارید متعلق به اوست نه شما.

درک این موضوع در این عصر جدید دیجیتال که همه‌ی ما رد پای دیجیتال داریم، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. امروزه یک جست‌وجوی سریع در گوگل انواع اطلاعات در مورد یک فرد را در اختیار شما قرار می‌دهد؛ بنابراین اینکه هر فردی چه چیزی در مورد خودش را به اشتراک می‌گذارد بسیار مهم است. شما به‌عنوان یک بزرگ‌سال این حق انتخاب را دارید که تصمیم بگیرید چه موضوعاتی در مورد خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید یا در مورد کارهایی که انجام می‌دهید و ممکن است در شبکه‌های اجتماعی دیده شود تصمیم‌گیری کنید. باید به این موضوع دقت کنید که کودک شما حق دارد که حریم خصوصی داشته باشد و شما نمی‌توانید به‌جای او تصمیم‌گیری کنید. به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه اجتماعی نباید به گونه‌ایی باشد که حق داشتن حریم خصوصی از او گرفته شود. شاید موضوعاتی که به نظر شما خنده‌دار و بامزه بیاید بعدها باعث خجالت کودکتان شود؛ بنابراین باید در به اشتراک گذاشتن محتوایی که ممکن است در آینده برای فرزندتان شرم‌آور باشد بسیار دقت کنید.

گذاشتن عکس بچه در پروفایل

۵ سؤالی که قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باید از خودتان بپرسید.

چرا آن را به اشتراک می‌گذارید؟

این احتمالاً مهم‌ترین سؤالی است که قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باید از خودتان بپرسید. عکس‌ها و مطالبی که از کودکتان با دیگران به اشتراک می‌گذارید اطلاعات شخصی اوست و متعلق به شما نیست. عادت کنید قبل از به اشتراک گذاشتن محتوا در مورد کودکتان به این سؤال پاسخ دهید و سعی کنید دلیل خوبی برای انجام این کار داشته باشید.

آیا دلتان می‌خواهد کسی این موضوع در مورد شما را با دیگران به اشتراک بگذارد؟

هرچند این سؤال نمی‌تواند معیار کاملاً مناسبی باشد، اما ممکن است کمک‌کننده باشد. شاید شما فردی برون‌گرا باشید و دوست داشته باشید مسائل خصوصی زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارید درحالی‌که ممکن است فرزند شما به‌عنوان یک فرد درون‌گرا بزرگ شود و دوست نداشته باشد دیگران عکس برهنه‌ای از کودکی او داشته باشند. درهرحال اگر این سؤال را قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی از خودتان بپرسید، ممکن است از به اشتراک گذاشتن آن عکس یا مطلب منصرف شوید. اگر فرزندتان به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شده است که بتواند در این موردنظر دهد، حتماً نظرش را بپرسید.

آیا ممکن است کودکتان اکنون یا در آینده از محتوایی که در موردش به اشتراک می‌گذارید خجالت‌زده شود؟

ممکن است والدین یک داستان خجالت‌آور در مورد فرزندشان را برای همسر یا مادربزرگ او تعریف کنند، اما به اشتراک گذاشتن این مسائل با هزاران نفر دیگر آن‌هم زمانی که فرزندتان کودک است و قدرت تشخیص و انتخاب ندارد بسیار کار اشتباهی است.

آیا کسی در دنیا وجود دارد که اکنون یا در آینده نباید این مسئله در مورد فرزند شما را بداند؟

اگر پاسختان به این سؤال مثبت است، آن را به اشتراک نگذارید. ممکن است به نظر افراطی برسد اما گاهی کارفرمایان، مسئولان پذیرش دانشگاه‌ها یا افراد در اوایل یک رابطه‌ی عاشقانه برای به دست آوردن اطلاعات در مورد فردی از جست‌وجوی اینترنتی استفاده می‌کنند. اگر آنچه را که می‌خواهید در صفحات اجتماعی بگذارید ممکن است در آینده به فرزندتان آسیبی برساند، این کار را نکنید.

آیا این چیزی است که می‌خواهید بخشی از رد پای دیجیتال فرزندتان باشد؟

به این فکر کنید که حتی اگر به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی برای او خجالت‌آور نباشد، او را چگونه به دیگران معرفی می‌کند؟ احتمالاً دوست دارید دیگران فرزندتان را باهوش، خوش‌برخورد، باپشتکار، مهربان و موفق بدانند، به این فکر کنید که آنچه به اشتراک می‌گذارید به این موضوع کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود؟ مطالبی که شما در مورد فرزندتان به دیگران نشان می‌دهید می‌تواند بر تصور آن‌ها از او تأثیر بگذارد.

بهتر است قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی با همسرتان مشورت کنید و مطمئن شوید که او نیز با نظر شما موافق است. همچنین بد نیست صبر کنید تا فرزندانتان به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شوند و بتوانند این موضوع را درک کرده و خودشان نیز در این تصمیم‌گیری سهیم شوند و نظر دهند.

تلفن کلینیک روانشناسی

پرخاشگری-کودکان

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان

هیچ‌کس دوست ندارد احساس عصبانیت کند اما همه‌ی ما گاهی این حس را تجربه می‌کنیم. با توجه به اینکه بسیاری از بزرگ‌سالان خشم و عصبانیت خود را از راه سالم و سازنده ابراز نمی‌کنند، جای تعجب نیست که احساس عصبانیت اغلب در کودکان طغیان می‌کند. اکثر والدین از عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه کودک خود تعجب می‌کنند و می‌خواهند بدانند چه‌کاری در مورد آن می‌توانند انجام دهند و نگران این هستند که آیا این رفتارهای کودک طبیعی است یا خیر؟

چه زمانی عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری کودک ناسالم است؟

برای کودکان زیر ۴ سال در هر هفته ۹ بار کج‌خلقی و عصبانیت غیرطبیعی نیست. عصبانیت کودک می‌تواند با رفتارهایی مثل گریه کردن، لگدزدن، هل دادن و ضربه زدن به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه همراه باشد. بیشتر کودکان در سنین مهدکودک این رفتارها را کنار می‌گذارند. اگر عصبانیت کودک در طول زمان کمتر نشود و با افزایش سن، کودک همچنان به رفتارهای نامناسب ادامه دهد و برای هم‌سالان، خانواده و هم‌کلاسی‌های خود مشکل ایجاد کند، برای حل این مسئله مداخله‌ی روانشناسی لازم است. مسائل مربوط به عصبانیت و پرخاشگری از شایع‌ترین دلایل ارجاع کودکان برای درمان سلامت روان است.

چه عواملی باعث عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان می‌شود؟

عوامل متعددی می‌تواند در عصبانیت کودک و داشتن رفتارهای پرخاشگرانه که می‌تواند به خود کودک یا دیگری آسیب برساند، مؤثر است. یکی از عوامل سرخوردگی و ایجاد عصبانیت در کودک زمانی است که کودک نتواند به خواسته‌ی خود برسد یا از او خواسته شود کاری را انجام دهد که احساس کند دوست ندارد انجام دهد. در کودکان مشکلات پرخاشگری و عصبانیت معمولاً به همراه مسائل دیگری مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیش فعالی، وسواس فکری-عملی و یا سندروم تورت وجود دارد.

تصور می‌شود که ژنتیک و سایر عوامل بیولوژیکی در خشم و پرخاشگری نقش دارند. محیط نیز در بروز عصبانیت در کودک بسیار تأثیرگذار است. ضربه‌ی روحی، اختلال در عملکرد خانواده و برخی از شیوه‌های فرزند پروری (مجازات‌های سخت و متناقض، داد زدن سر کودک) نیز این احتمال را برای کودک فراهم می‌کند که خشم و پرخاشگری نشان دهد که در زندگی روزمره‌ی او اختلال ایجاد می‌کند.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

کودکان خردسال ممکن است توسط والدین خود برای ارزیابی روان‌شناختی یا روان‌پزشکی برده شوند یا توسط متخصص اطفال، روانشناس، معلم یا مدیر مدرسه به روانشناس یا روان‌پزشک ارجاع داده شوند. کودکان بزرگ‌تر که مشکلات رفتاری آن‌ها مشکل‌آفرین باشد برای ارزیابی و درمان توسط دادگاه نزد سیستم درمان فرستاده می‌شوند. برای ارزیابی وسعت و عمق پرخاشگری و عصبانیت کودک، یک متخصص به مسائل موجود در زندگی کودک توجه می‌کند. این کار شامل دریافت اطلاعات از والدین و معلمان، بررسی سوابق تحصیلی، پزشکی و رفتاری و انجام مصاحبه‌های فردی با کودک و والدین است. درواقع برای بررسی عصبانیت کودک به طیف کاملی از اختلالات بهداشت روان و چگونگی تأثیر آن بر زندگی کودک توجه می‌شود. برای تعیین اینکه آیا کودک معیارهای تشخیصی یک اختلال رفتاری را دارد یا خیر، از بررسی‌های مبتنی بر تحقیق مانند پاسخ والدین و کودک به سؤالات خاص استفاده می‌شود.

خشم-و-عصبانیت-در-کودکان

تشخیص‌های بالقوه برای کودک مبتلابه عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری شامل موارد زیر است:

  • اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD): الگویی از خلق عصبانی و تحریک‌پذیر همراه با سرپیچی و کینه‌توزی که شش ماه یا بیشتر طول می‌کشد.
  • اختلال سلوک (CD): الگوی رفتاری مداوم که حقوق دیگران را نقض می‌کند مانند زورگویی و سرقت و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذارد مانند فرار از مدرسه یا فرار از خانه.
  • اختلال نامنظمی خلقی اخلالگرانه (DMDD): تحریک‌پذیری دائمی، عصبانیت‌های مکرر و خلق‌وخوی افسرده از نشانه‌های این اختلال است.

برخی اوقات از اصطلاحات دیگری نیز استفاده می‌شود؛ مثلاً در کودکان با اختلال خلق‌وخو یا اختلال بیش فعالی برای اشاره به تحریک‌پذیری و رفتار پرخاشگرانه اصطلاح بی‌نظمی شدید خلقی بیان می‌شود و یا در سندروم توره اصطلاح حملات خشم برای انعکاس ماهیت انفجاری طغیان‌های خشم استفاده می‌شود.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه درمان می‌شود؟

مداخلات رفتاری اولین خط درمان خشم و پرخاشگری دوران کودکی است. درمان عصبانیت کودک بر دو رویکرد اصلی تأکید دارد که بر تغییر ارتباطات بین فردی که منجر به بروز انفجارهای پرخاشگرانه می‌شود، متمرکز هستند. روش‌های درمانی مکملی وجود دارد که از جهات مختلف به مشکلات رفتاری کودک می‌پردازند.

  • رفتاردرمانی شناختی (CBT): تمرکز این روش بر تأثیر نگرش فرد بر احساسات و باورهای او است. در این روش کودک می‌آموزد استراتژی‌های جدیدتر و کارآمدتری برای احساسات، افکار و رفتارهای پرخاشگرانه انتخاب کند.
  • تنظیم احساسات: به کودک کمک می‌کند تا دلایل شروع عصبانیت خود را شناسایی کند و برای جلوگیری از آن استراتژی داشته باشد.
  • یادگیری روش‌های جایگزین برای ابراز و رفع ناامیدی: به کودک و والدین کمک می‌کند تا پیامدهای احتمالی هر انتخاب را بسنجند و تعارض را به حداقل برسانند.
  • توسعه استراتژیهای ارتباطی جدید: از طریق بازی با نقش برای تمرین به پیشگیری و حل موقعیت‌های تحریک‌کننده‌ی خشم کمک می‌کند.

حتی اگر CBT با کودک انجام شود، والدین به‌طور فعال در درمان شرکت می‌کنند و از پیشرفت کودک در جهت یادگیری مهارت‌های کنترل خشم حمایت می‌کنند.

  • مدیریت رفتارهای والدین (PMT): با آموزش روش‌های جایگزین برای رفتار غلط به والدین کمک می‌کند تا پرخاشگری و عصبانیت کودک را محدود کنند. در این روش به‌جای مجازات برای تخلفات، تمرکز بر استفاده از تشویق برای کاری است که کودک درست انجام می‌دهد. PMT بر تعامل مثبت در خانواده‌ها به‌عنوان پاداش تأکید می‌کند و به خانواده‌ها کمک می‌کند از وقت گذراندن باهم لذت ببرند. این بزرگ‌ترین انگیزه کودک برای کاهش عصبانیت می‌شود.

برخی از کودکان برای کمک به مدیریت سایر مشکلات بهداشت روان (مانند ADHD، اضطراب یا افسردگی) دارو مصرف می‌کنند؛ اما درمان شناختی رفتاری و روش‌های مدیریت رفتارهای والدین (۶۵ درصد در کاهش تعداد و شدت عصبانیت‌ها موفقیت دارند) درمان‌های اولیه هستند. در صورت عدم پاسخ کودک به درمان، ممکن است رویکردهای دیگری نیز امتحان شود. برخی از کودکان به خدمات فشرده و شدیدتر یا حتی بستری نیاز دارند. زندگی با احساسات شدید و حاد احساس خوبی ندارد؛ بنابراین هدف از درمان این است که به کودک کمک کنیم احساس بهتری داشته باشد و رنج نبرد. در طول درمان عصبانیت کودک، والدین نیز یاد می‌گیرند به مواردی که برای کودک مهم است احترام بگذارند و گاهی خواهر و برادرها نیز در درمان گنجانده می‌شوند.

منبع: Yalemedicine

تلفن کلینیک روانشناسی

داد زدن سر کودک

اثرات داد زدن سر بچه

اگر شما پدر یا مادر هستید، می‌دانید گاهی اوقات احساسات منفی باعث می‌شوند نتوانید بهترین خودتان باشید. گاهی بچه‌ها می‌توانند دکمه‌هایی را در شما فشار دهند که خودتان نیز نمی‌دانید آن‌ها را دارید. در این مواقع ممکن است شروع به فریاد زدن بر سر کودک کنید. بهتر است این را بدانید که تنها شما نیستید که این کار را انجام می‌دهید و احساس ناامیدی از والد بودن یک حس طبیعی است که احتمالاً تمام پدر و مادرها آن را تجربه می‌کنند. خبر خوب این است که شما می‌توانید نحوه‌ی گفتگو با فرزندان خود را تغییر دهید و یک بحث همراه با فریاد زدن سر کودک را به یک گفتگوی محترمانه تبدیل کنید.

دلیل داد زدن پدر و مادر سر بچه چیست؟

پاسخ کوتاه این است که احساس خستگی و عصبانیت می‌کنیم و این باعث می‌شود صدایمان را بلند کنیم. اما داد زدن سر کودک به‌ندرت شرایط را حل می‌کند. از این طریق والد ممکن است کودک را برای مدت کوتاهی ساکت کرده و مطیع خود کند، اما باعث اصلاح رفتار یا نگرش او نمی‌شود. به طور خلاصه، داد زدن سر کودک باعث می‌شود او یاد بگیرد از شما بترسد. کودکان برای یادگیری به والدین خود اعتماد می‌کنند. اگر عصبانیت، پرخاشگری و فریاد زدن بخشی از آنچه کودک در خانواده‌ی خود طبیعی می‌داند باشد، او نیز همین رفتار را می‌آموزد و در پیش می‌گیرد. دکتر لورا مارکهام، نویسنده و مربی والدین، پیامی صریح دارد: شغل شماره‌ی یک شما به‌عنوان پدر و مادر، ​​پس از اطمینان از امنیت فرزندان، مدیریت احساسات خودتان است.

اثر داد زدن سر کودک

اگر تا به حال کسی سر شما فریاد زده باشد، می‌دانید که صدای بلند باعث شفافیت بیشتر پیام نمی‌شود. این موضوع برای فرزندان شما نیز صادق است. فریاد زدن مداوم بر سر کودکان باعث می‌شود که واکنش آن‌ها نسبت به صدای شما تنظیم شود و نظم و انضباط بخشیدن به آن‌ها سخت‌تر خواهد شد؛ زیرا هر بار که شما صدای خود را بالا می‌برید، قدرت پذیرش آن‌ها کاهش می‌یابد. پژوهش‌های اخیر اشاره می‌کند که داد زدن سر بچه‌ها باعث می‌شود آن‌ها از نظر جسمی و کلامی پرخاشگرتر شوند. مهم نیست که داد زدن شما بر سر کودک به چه علت است، این رفتار بیانگر عصبانیت است و باعث می‌شود کودک بترسد و احساس ناامنی کند. از طرف دیگر، رفتار توأم با آرامش و اطمینان‌بخشی باعث می‌شود کودکان علی‌رغم رفتار بد احساس دوست داشته شدن و پذیرش کنند. فریاد زدن سر کودک کار بدی است و فریاد زدنی که همراه با توهین و تحقیر باشد به‌عنوان سوء‌استفاده‌ی عاطفی شناخته می‌شود و می‌تواند اثرات طولانی‌مدت مخربی همچون کمبود عزت‌نفس، اضطراب و افزایش پرخاشگری را در پی داشته باشد.

به‌جای داد زدن سر بچه چه کنیم؟

کودکانی که ارتباط عاطفی شدیدی با والدین خود دارند، تربیت آن‌ها راحت‌تر است. وقتی کودکان احساس امنیت می‌کنند و بدون قیدوشرط دوست داشته می‌شوند، قبل از اینکه موضوعی باعث عصبانیت و فریاد شود، پذیرای گفتگو و شنیدن خواهند بود. در ادامه چند تمرین برای کاهش داد زدن سر کودک و راه‌های جایگزین برای آن را بیان می‌کنیم.

به خودتان یک وقت استراحت بدهید.

قبل از اینکه خیلی عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید از محل درگیری فاصله بگیرید. برای چند لحظه به خود فرصت ارزیابی مجدد و چند تنفس عمیق را بدهید، این کار به آرام شدن شما کمک می‌کند. این کار همچنین به کودکان شما در مورد رعایت حد و مرزها و مدیریت احساسات به روشی سالم آموزش می‌دهد.

عواقب داد زدن سر کودک

 درباره‌ی احساسات خود صحبت کنید.

عصبانیت احساسی عادی است که در صورت مدیریت صحیح می‌توان از آن به‌درستی استفاده کرد. با تصدیق همه‌ی احساسات از شادی و هیجان گرفته تا غم، عصبانیت، حسادت و ناامیدی به فرزندان خود می‌آموزید که همه‌ی این احساسات بخشی از عواطف انسانی ما هستند. هنگام عصبانیت به‌جای داد زدن سر بچه در مورد احساس خود صحبت کنید و فرزندان خود را به انجام چنین کاری تشویق کنید. این امر به آن‌ها کمک می‌کند تا نگرشی محترمانه نسبت به خود و دیگران داشته باشند و روابط سالمی در زندگی خود برقرار کنند.

با رفتار بد کودک با آرامش اما محکم برخورد کنید.

کودکان گاهی اوقات بد رفتار می‌کنند. این بخشی از مراحل بزرگ شدن است. با آن‌ها به روشی محکم صحبت کنید که شأن و منزلت آن‌ها حفظ شود، اما روشن شود که برخی رفتارها قابل‌تحمل نیستند. داد زدن سر کودک روشی نیست که بتوانید با آن فرزند خود را به‌خوبی تربیت کنید.

از هشدار درمورد عواقب کار استفاده کنید اما تهدید و داد زدن سر کودک را کنار بگذارید.

استفاده از تهدید و مجازات، عصبانیت، کینه و درگیری بیشتری ایجاد می‌کند. این موضوع در طولانی‌مدت باعث می‌شود کودک نظم و انضباط کمتری بپذیرد. تهدید و مجازات کودکان را تحقیر و شرمنده می‌کند و باعث احساس ناامنی در آن‌ها می‌شود. از طرف دیگر، بیان عواقبی که رفتار خاصی را برطرف می‌کند (مانند بردن اسباب‌بازی پس از توضیح اینکه اسباب‌بازی‌ها برای بازی هستند، نه برای ضربه‌زدن به دیگران) به کودکان در انتخاب بهتر کمک می‌کند.

نیازهای اساسی کودک را تأمین کنید.

تأمین نیازهای اساسی کودک، مانند خواب کافی و رفع گرسنگی، کودکان را راضی و شاد نگه می‌دارد و در مجموع باعث ایجاد رفتار بهتر می‌شود. همچنین، ایجاد یک روال معمول باعث می‌شود آن‌ها اضطراب کمتری داشته باشند و در نتیجه از نافرمانی و عصبانیت آن‌ها پیشگیری می‌شود.

بعد از داد زدن سر بچه چه کاری باید کرد؟

هرچقدر هم که استراتژی پیشگیری از داد زدن شما خوب باشد، بعضی اوقات صدای خود را بلند می‌کنید. مشکلی نیست به رفتار خود آگاه باشید و عذرخواهی کنید. این‌گونه فرزندان شما یک درس مهم می‌آموزند: همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم و باید عذرخواهی کنیم. اگر فرزندانتان فریاد می‌کشند، مرزها را به آن‌ها یادآوری کنید و اینکه چطور فریاد زدن یک راه ارتباطی قابل‌قبول نیست. آن‌ها باید بدانند که شما آماده‌ی شنیدن هستید به شرطی که احترام بگذارند. با این روش‌ها شما به آن‌ها کمک خواهید کرد تا عادت‌های مادام‌العمر ایجاد کنند که مدیریت تعارض را آسان‌تر می‌کند. این موضوع به فرزندان شما یاد می‌دهد اشتباهات دیگران درک کنند و اینکه بخشش ابزاری مهم برای برقراری ارتباط سالم در یک خانواده است.

اگر تاکنون برای پیشبرد اهدافتان از داد زدن سر بچه استفاده کرده‌اید، اکنون می‌توانید این مسیر را تغییر دهید. با صحبت صریح با فرزندان در مورد اشتباه فریاد زدن و اینکه چرا عصبانیت خود را از طریق سالم نشان نمی‌دهید، شروع کنید. خانه‌ی خود را به محیطی آرام تبدیل کنید تا افراد با احترام با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و احساسات یکدیگر را بدون سرزنش، شرمساری یا قضاوت کردن، تصدیق کنند. اگر اشتباه کردید، تسلیم نشوید. این مسیر آسانی نیست اما ارزش هر تلاشی را دارد. در صورتی که با راهکارهای گفته شده اثرات داد زدن سر کودکتان از بین نرفت از مشاوره کودک استفاده کنید تا فرزندتان در فضایی امن بتواند احساسات منفی درون خود را بروز دهد و با آموزش‌های صحیح احساسات مخرب در او تصحیح شود.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

عوارض چاقی در کودکان

شاخص توده‌ی بدنی (BMI) عددی است که به کمک آن می‌توان نسبت قد و وزن و تناسب آن‌ها را بررسی کرد. علاوه بر قد و وزن در کودکان سن و جنسیت نیز برای تعیین میزان اضافه‌وزن اهمیت دارد؛ برای همین وضعیت کودک را در مقایسه با دیگر هم سن و سال‌هایش بررسی می‌کنند. این مفهوم صدک نام دارد. کودکانی که در صدک نود و پنجم به بالا قرار می‌گیرند دچار اضافه‌وزن و چاقی هستند.

چاقی کودکان تهدیدی جدی برای سلامتی آن‌ها است. کودکانی که اضافه‌وزن دارند به‌راحتی ممکن است دچار چاقی شدید شوند و در معرض ابتلا به تعدادی از بیماری‌های مزمن قرار بگیرند. سلامتی ضعیف ناشی از چاقی در کودکی می‌تواند تا بزرگ‌سالی ادامه یابد. چاقی کودکان فقط بر سلامت جسمی آن‌ها تأثیر نمی‌گذارد بلکه کودکان و نوجوانان دارای اضافه‌وزن یا چاقی می‌توانند افسرده شوند و خودانگاره (درک و احساسی که نسبت به خود دارند) و اعتمادبه‌نفس ضعیفی داشته باشند.

علل چاقی کودکان

سابقه خانوادگی، عوامل روان‌شناختی و سبک زندگی همگی در چاقی کودکان نقش دارند. کودکانی که والدین یا سایر اعضای خانواده‌ی آن‌ها دارای اضافه‌وزن یا چاقی هستند، به‌احتمال‌زیاد این روند را دنبال می‌کنند؛ اما علت اصلی چاقی کودکان ترکیبی از خوردن زیاد و تحرک کم است. یک رژیم غذایی ضعیف حاوی مقادیر بالای چربی یا قند و مواد مغذی کم می‌تواند باعث افزایش وزن سریع در کودکان شود؛ بنابراین خوردن فست فودها و غذاهای آماده و کنسروی علاوه بر این‌که باعث چاقی در کودکان می‌شود به دلیل نداشتن مواد مغذی در روند رشد آن‌ها اختلال ایجاد می‌کند. فعالیت بدنی ناکافی نیز از دیگر عوامل مهم در چاقی کودکان است. ورزش و تحرک بدنی باعث سوزاندن کالری شده و در نتیجه منجر به کاهش وزن می‌شود. در کودکانی که فعالیت فیزیکی کمی دارند احتمال چاقی بیشتر است.

مسائل روان‌شناختی نیز ممکن است منجر به چاقی در برخی از کودکان شود. کودکان و نوجوانانی که بی‌حوصله هستند و استرس و افسردگی دارند ممکن است برای کنار آمدن با احساسات منفی بیشتر غذا بخورند.

مشکلات و عوارض چاقی در کودکان

کودکانی که چاق هستند در مقایسه با همسالان خود که وزن مناسبی دارند در معرض خطر ابتلا به مشکلات سلامتی هستند. دیابت، بیماری‌های قلبی و آسم از جدی‌ترین خطرات هستند.

دیابت در کودکان چاق

در دیابت نوع ۲ بدن گلوکز را به‌درستی متابولیزه نمی‌کند. دیابت می‌تواند منجر به آسیب به چشم، آسیب عصبی و اختلال عملکرد کلیه‌ها شود. کودکان و بزرگ‌سالان دارای اضافه‌وزن، بیشتر به دیابت نوع ۲ مبتلا می‌شوند. بااین‌حال، این شرایط ممکن است از طریق رژیم غذایی و تغییر سبک زندگی قابل‌برگشت باشد.

بیماری‌های قلبی

کلسترول و فشارخون بالا خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی در آینده را برای کودکان چاق افزایش می‌دهد. غذاهایی که دارای چربی و نمک زیادی هستند ممکن است باعث بالا رفتن سطح کلسترول و فشارخون شوند. حمله قلبی و سکته مغزی دو عارضه‌ی مهم بیماری قلبی هستند.

ارتباط چاقی کودکان و آسم

آسم التهاب مزمن مجاری تنفسی است. محققان مطمئن نیستند که دقیقاً چگونه چاقی و آسم به هم پیوند خورده‌اند؛ اما بر اساس مطالعات اخیر حدود ۳۸٪ از بزرگ‌سالان مبتلا به آسم در امریکا چاق هستند. همان مطالعات نشان داده‌اند که چاقی ممکن است یک عامل خطر برای آسم شدیدتر در برخی از افراد باشد.

درمان سریع چاقی کودکان

اختلالات خواب در کودکان چاق

کودکان و نوجوانان چاق ممکن است از اختلالات خواب مانند خروپف زیاد و آپنه‌ی خواب رنج ببرند. وجود چربی اضافی در ناحیه‌ی گردن می‌تواند مجاری تنفسی آن‌ها را مسدود کند.

چاقی کودکان و درد مفاصل

در کودکان چاق وجود وزن اضافی باعث سفتی و درد مفاصل و همچنین کاهش دامنه‌ی حرکتی مفصل می‌شود. در بسیاری از موارد، کاهش وزن می‌تواند مشکلات مفصلی را برطرف کند.

تغذیه‌ی سالم و مناسب برای کودکان چاق

تغییر در عادات غذایی کودکان چاق کاملاً ضروری است. تأثیر والدین الگوهای غذایی کودک را شکل می‌دهد. اکثر کودکان آنچه والدینشان می‌خرند می‌خورند؛ بنابراین تغذیه‌ی سالم باید از شما شروع شود. با محدود کردن شیرینی و نوشابه در خانه، تغییرات اساسی تغذیه را شروع کنید. در عوض، آب و شیر کم‌چرب یا بدون چربی را به همراه وعده‌های غذایی سرو کنید. مصرف فست فود را کاهش دهید و تلاش کنید بیشتر آشپزی کنید و غذای خانگی و مغذی بپزید. در وعده‌های اصلی و میان وعده‌ها به‌جای مواد فراوری‌شده و تنقلات شور و پرکالری از مواد تازه و سالم استفاده کنید.

این احتمال وجود دارد که کودک چاق یا دچار اضافه‌وزن با تغییر تغذیه و پیش گرفتن یک روش غذایی سالم، مقداری از وزن خود را کم کند. در صورت عدم کاهش وزن با پزشک متخصص اطفال مشورت کنید. ممکن است به کمک تکمیلی یک متخصص تغذیه یا رژیم‌درمانی نیاز داشته باشید.

تغییر سبک زندگی برای مبارزه با چاقی کودکان

چند روش وجود دارد که می‌تواند به جلوگیری از چاقی کودکان کمک کند.

فعالیت بدنی را افزایش دهید

سطح فعالیت بدنی کودک خود را افزایش دهید تا به او کمک کنید وزن خود را کاهش دهد. برای علاقه‌مندی آن‌ها از کلمه‌ی فعالیت به‌جای ورزش استفاده کنید. فعالیت و ورزش مناسب را با توجه به سن کودک انتخاب کنید؛ به‌عنوان‌مثال بازی لی‌لی ممکن است برای یک کودک ۷ ساله بیشتر از دویدن جذاب باشد. کودک خود را تشویق کنید ورزشی را که برای آن ابراز علاقه کرده است، امتحان کند.

فعالیت‌های خانوادگی را بیشتر کنید

فعالیت‌هایی را پیدا کنید که کل خانواده در کنار هم بتوانند لذت ببرند. این کار نه‌تنها یک روش عالی برای پیوند و ارتباط بیشتر بین اعضای خانواده است، بلکه به کودک شما کمک می‌کند تا فعال شود و مسیر رسیدن به وزن سالم را شروع کند. برای جلوگیری از کسالت و تکراری شدن حتماً فعالیت‌ها را تغییر دهید. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های امریکا توصیه می‌کند کودکان حداقل یک ساعت ورزش روزانه داشته باشند تا سالم بمانند.

زمان استفاده از تلویزیون، لپ‌تاپ و موبایل را محدود کنید

کودکانی که روزانه چندین ساعت را به تماشای تلویزیون، بازی‌های رایانه‌ای یا استفاده از موبایل‌های هوشمند یا سایر دستگاه‌ها می‌گذرانند، معمولاً دارای اضافه‌وزن هستند. این موضوع می‌تواند چند علت داشته باشد. زمانی را که می‌توان برای انجام فعالیت‌های بدنی صرف کرد از بین می‌برد و دوم اینکه، زمان بیشتر در مقابل تلویزیون به معنای زمان بیشتر برای خوردن میان وعده‌ها و قرار گرفتن در معرض تبلیغات مربوط به غذاهای پر قند و پرچرب است که بیشترین بازاریابی مواد غذایی را تشکیل می‌دهند.

مشاوره چاقی در کودکان

نحوه گفت و گو با کودک در خصوص مشکل چاقی می‌تواند بسیار مهم باشد. شما نباید به گونه‌ای با او صحبت کنید که احساساتش آسیب ببیند یا حس بد بودن به او دست دهد. اگر با چنین مشکلی در خانه رو به رو هستید بهتر است که با یک مشاور یا روانشناس در این خصوص صحبت کنید تا شما را برای ارتباط بهتر و موثر با کودکتان یاری کند.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

درمان کودک بیش فعال

نحوه تربیت کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی

کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) اغلب کودکانی باهوش، باانگیزه و مهربان هستند؛ اما پدر و مادری کردن برای آن‌ها و مراقبت از آن‌ها بدون چالش نیست. مشکلات رفتاری، از فراموشی انجام کارها گرفته تا بی‌اعتنایی به مسائل می‌تواند برای والدین ناامیدکننده باشد. همچنین عزت‌نفس پایین، مشکل در دوست‌یابی و فراز و نشیب‌های عاطفی از ویژگی‌های اختلال نقص توجه و بیش فعالی است. والدین در جهت کمک به فرزندانشان برای زندگی در دنیایی که معمولاً برای افرادی که دچار نقص‌ها و مشکلات روانی هستند مشکل‌ساز است، باید به‌شدت از نیازهای آن‌ها حمایت کنند. مثلاً باید آن‌ها را ترغیب کنند تا در مدرسه علایق و خواسته‌های خود را پیگیری کنند و مطمئن شوند فرزندشان موردحمایت قرار می‌گیرد و امنیت دارد.

صحبت آزادانه و راحت در مورد اختلال نقص توجه و بیش فعالی و در صورت لزوم جست‌وجو برای درمان آن می‌تواند به کودک کمک کند تا در مراحل زندگی از خود مراقبت کرده و راحت‌تر زندگی کند.

چرا کودکان دچار اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی، لجوج و سرکش هستند؟

نافرمانی و لجاجت معمولاً با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی در ارتباط است. به‌خصوص در کودکانی که علائم بیش‌فعالی در آن‌ها شدیدتر است. رفتارهای تکانشی می‌تواند منجر به واکنش‌های بی‌ملاحظه و یا پرخاشگرانه شود. همچنین عدم توانایی در کنترل هیجان و خشم نیز می‌تواند دلیل دیگری برای نافرمانی و لجاجت در این کودکان باشد. در برخی موارد کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی دچار اختلال نافرمانی (ODD) نیز می‌باشند. در این کودکان الگوی مداومی از رفتار‌های منفی و خصمانه وجود دارد. این کودکان به‌طور مداوم خشم نشان می‌دهند و نافرمانی و لجاجت می‌کنند. نظم و انضباط سخت‌گیرانه معمولاً برای این افراد مؤثر نیست، در عوض تمرین شفقت و تمرکز بر مهارت سازی راهکارهایی است که توسط متخصصان توصیه می‌شود.

مؤثرترین روش انضباط برای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

نظم و انضباط منصفانه و مداوم برای کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی مانند سایر کودکان سودمند است. متخصصان روشی را پیشنهاد می‌کنند که تمرکز آن بر تعیین انتظارات واضح، به‌کارگیری واکنش‌های طبیعی به رفتار کودک و اطمینان از اجرای مداوم این واکنش‌ها و تمجید از رفتارهای مثبت است. همچنین بهتر است از تنبیه کودک به دلیل رفتاری که از کنترل او خارج است خودداری کنید و در مورد رفتارهای مشکل‌ساز با او صحبت کنید تا انگیزه‌ی کودک از انجام آن را بهتر درک کنید. به‌عنوان‌مثال رفتاری که ظاهراً لجبازی و نافرمانی به نظر می‌رسد ممکن است درواقع از سرخوردگی یا اضطراب ناشی شود. پرداختن به احساساتی که در پس این رفتار وجود دارد به‌احتمال‌زیاد به کاهش تکرار آن در آینده کمک می‌کند.

تشویق عامل تغییر رفتار در کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

استفاده از سیستم‌های پاداش و تشویق رسمی مانند دادن برچسب برای ایجاد انگیزه در کودک، موافقان و مخالفانی دارد. ازیک‌طرف، بسیاری از والدین دریافته‌اند که سیستم‌های پاداش و تشویق‌های مداوم به فرزندشان کمک می‌کند تا رفتارهای مشکل‌ساز را کاهش دهد. از طرف دیگر، بعضی از والدین نگران این هستند که استفاده از پاداش برای تشویق رفتار خوب شبیه به رشوه دادن است و ممکن است انگیزه‌های درونی کودک برای انجام رفتارهای خوب را کاهش دهد. اینکه از یک سیستم رسمی برای پاداش دادن استفاده کنید یک تصمیم شخصی است. همچنین می‌توانید از روش‌های دیگری مثل تشویق غافلگیرانه استفاده کنید. مثلاً یک گردش کوتاه پس از یک هفته رفتار خوب یا چند کلمه تعریف و تمجید واقعی ممکن است برای تشویق کودکان بدون کاهش انگیزه‌های درونی آن‌ها برای رفتار مناسب، کافی باشد.

رفتار با کودک بیش فعال

دوست‌یابی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی

متأسفانه برخی از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی در دوست‌یابی و حفظ ارتباط دوستانه دچار مشکل هستند. این موضوع اغلب به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه، بیش‌فعالی یا عدم تمرکز روی یک بازی یا مکالمه رخ می‌دهد. جهت کمک به کودک برای رشد مهارت‌های اجتماعی لازم است که والدین به‌آرامی اما با صراحت، رفتار مناسب را برای کودک توضیح دهند. هنگام موفقیت کودک از او تعریف و تمجید کنید و به‌جای اصرار به اینکه کودک در گروه بزرگی حضور داشته باشد سعی کنید او را تشویق کنید که بر دوستی با یک نفر تمرکز کند. کوتاه کردن زمان‌های بازی، قبل از شروع بیش‌فعالی یا از دست دادن تمرکز می‌تواند به کودکان کمک کند تا تعاملات اجتماعی را با یک نتیجه مثبت خاتمه دهند و ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنند.

دوستی با افراد کوچک‌تر از خود در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

این موضوع بسیار رایج است و اشکالی ندارد که کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی با افراد خردسال‌تر ارتباط دوستانه برقرار کند. ازآنجاکه این اختلال نوعی تأخیر در رشد است، کودک مبتلا به آن ممکن است دریابد که افراد کوچک‌تر بیشتر به او شبیه هستند. علاوه بر این، دوستان کم سن و سال ممکن است به کودک مبتلا به بیش فعالی اجازه دهند که خود را مانند یک رهبر احساس کند که ممکن است کودک نتواند این احساس را در سایر حوزه‌ها تجربه کند. به‌ویژه اگر ازنظر اجتماعی بیشتر با افراد هم سن و سال خود در ارتباط باشد.

تقویت عزت‌نفس در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

اختلالات اضطراب در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی بسیار شایع است. وقتی یک کودک مضطرب در مورد کارها و رفتارهایش مدام با بازخورد منفی و انتقادی روبه‌رو شود افکار منفی به سراغ او می‌آید و باعث کاهش اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس او می‌شود. والدین می‌توانند با یک ستایش و تشویق حقیقی و خالصانه در هنگام موفقیت‌های کودک به افزایش عزت‌نفس او کمک کنند. همچنین تشویق او برای پیگیری علاقه‌مندی‌های خود جهت یافتن حوزه‌هایی که در آن‌ها بهتر است نیز سودمند است. افزایش تدریجی استقلال او و اطمینان از یادگیری مهارت‌های حیاتی نیز می‌تواند به افزایش احساس صلاحیت و اعتمادبه‌نفس او کمک کند.

مشکلات خواب در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

برخی تحقیقات نشان می‌دهد حدوداً ۷۰ درصد از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی دارای اختلالات بالینی در خواب هستند ازجمله مشکل در به خواب رفتن، بیدار شدن مداوم در طول شب یا صبح زود بیدار شدن. کودک همچنین ممکن است در برابر خوابیدن مقاومت کند و در هنگام خواب نافرمانی کند و یا ناراحت شود. برای مقابله با مشکلات خواب، والدین باید یک برنامه منظم قبل از خواب داشته باشند و یک محیط خواب آرام با حداقل حواس‌پرتی ایجاد کنند. آن‌ها باید تلاش کنند که فرزندشان به‌طور منظم ورزش کند و رژیم غذایی سالمی داشته باشد که هر دو می‌توانند خواب را بسیار بهبود بخشند. اگر مشکلات خواب شدید باشد، والدین ممکن است تمایل داشته باشند مکمل‌های ملاتونین را امتحان کنند. به خاطر داشته باشید که داروهای محرک ممکن است خواب را مختل کنند، به‌خصوص اگر برخی دوزهای آن‌ها در ساعات انتهایی روز مصرف شود. اگر شک دارید که این موضوع ممکن است عامل مشکلات خواب در کودک شما باشد، در مورد کاهش دوز یا تغییر در برنامه‌ی مصرف آن‌ها با پزشک صحبت کنید.

منبع: Psychologytoday

تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه به کودکان مسئولیت دهیم؟

زمانی که از والدین سوال می‌شود که دوست دارند فرزندشان چه ویژگی‌هایی داشته باشد، یکی از جواب‌های رایج «مسئولیت‌پذیری» است. مسئولیت‌پذیر یک کلمه جامع است که شامل معانی زیر می‌تواند باشد:

  • شخصی قابل اعتماد که دیگران بتوانند بر او تکیه کنند.
  • شخصی که پای حرف‌های خود بایستد.
  • شخصی که به تعهداتش عمل کند.
  • شخصی که کارهایش را به نحو احسن انجام دهد.
  • شخصی که در صورت انجام صحیح کار، تشکر و قدردانی را بپذیرید و در همان حال اگر اشتباهی مرتکب شود، مسئولیت اشتباهش را قبول کند.
  • شخصی که عضوی فعال در خانواده و اجتماع باشد.

مسئولیت‌پذیری یکی از ویژگی‌هایی است که به کودکان کمک می‌کند افرادی موفق در مدرسه و بعد از بزرگ شدن در جامعه باشند. باید توجه داشت که «مسئولیت‌پذیری» از «مطیع بودن» متفاوت است. والدین معمولاً این دو صفت را به اشتباه یکی تصور می‌کنند. زمانی که کودک تنها به این دلیل که والدین از او خواسته‌اند، کاری را انجام دهد به معنای اطاعت است، اما اگر او بدون درخواست صرفا به این خاطر که کاری لازم است انجام شود، آن را به عهده گیرد به معنای مسئولیت‌پذیری است.

اگرچه اهمیت مسئولیت‌پذیری بر هیچ پدر و مادری پوشیده نیست اما اکثر والدین نمی‌دانند که چگونه می‌توانند فرزندانی مسئولیت‌پذیر داشته باشند. از این رو در این مقاله به این سوال که «چگونه به کودکان مسئولیت دهیم» پرداخته می‌شود.

آموزش مسئولیت‌پذیری به کودک

وظایفی مناسب سنش برای او تعیین کنید.

کارهایی را به کودکتان محول کنید که مطمئن هستید بدون مشکل از پس آن بر می‌آید. به او دقیقا بگویید که از او چه می‌خواهید و به او روند کار را آموزش دهید. در صورتی که یک خواسته کلی از او داشته باشید و او نداند که چطور باید انتظار شما را برآورده کند، ممکن است دچار دلهره شود. به طور مثال به او نگویید «اتاقت را مرتب کن»، بلکه بهتر است به صورت دقیق بگویید «اسباب‌بازی‌هایت را در جعبه بگذار یا لباس‌هایت را تا بزن».

به او نشان دهید که چه خواسته‌ای دارید.

زمانی که از او می‌خواهید که به طور مثال میز را بچیند، خودتان شروع به چیدن میز کنید و به بگویید که ببیند شما چگونه بشقاب‌ها را بر میز می‌چینید و او هم همان کار را انجام دهد. اگر دیدید که نشان دادن کاری بیش از اندازه زمان می‌برد شاید آن کار مناسب سن فرزندتان نباشد، در عوض قسمتی از آن کار را به فرزندتان بسپارید؛ به طور مثال فقط از او بخواهید که بشقاب‌ها را بچیند و باقی کار را خودتان انجام دهید.

اول کار، بعد بازی

شما می‌توانید به کودکتان آموزش دهید که بعضی کارها لازم است قبل از استراحت یا تفریح انجام شود. به طور مثال به او بگویید که به پارک می‌روید اما لازم است که قبلش ظرف‌های ناهار را جمع کنیم. دوستانه رفتار کنید و به او نشان دهید که شما هم پارک رفتن را ترجیح می‌دهید اما گاهی لازم است که بعضی کارها قبل از تفریح انجام شود. یک راه خوب برای آموزش این موضوع به کودک استفاده از «وقتی … بعد …» می‌باشد. به طور مثال بگویید «وقتی میز تمیز شد بعد به پارک می‌رویم». این نکته حائز اهمیت است که از واژه «وقتی» به جای «اگر» استفاده شود زیرا وقتی بگوییم «اگر میز تمیز شود می‌توانی بازی کنی» به این معنی است که تو برای این که بازی کنی، مجبور هستی میز را تمیز کنی، اما حالت دیگر به این معنی است که میز در هر صورت لازم است که تمیز شود و بازی بعدش تنها یک پاداش اضافه است.

مسئولیت‌پذیری-کودکان-در-خانه

کارها را سرگرم‌کننده نشان دهید.

همه ما زمانی که کاری سرگرم‌کننده باشد، بیشتر از آن لذت می‌بریم. سعی کنید کارهای خانه را سرگرم‌کننده نشان دهید. به طور مثال زمانی که می‌خواهید لباس‌ها را از لباسشویی درآورید، با کودکتان مسابقه دهید که چه کسی می‌تواند تعداد لباس‌های بیشتری دربیاورد.

از تهدید کردن اجتناب کنید.

به کودکتان نشان دهید که لازم است از یکسری قوانین پیروی کند اما هرگز او را تهدید نکنید که اگر آن کار را انجام ندهد، به طور مثال دیگر دوستش نخواهید داشت. اگر کودتان از شما بیسکوییت خواست به او بگویید «وقتی که سر میز نشست، بعد به او بیسکوییت می‌دهید».

الگوی خوبی برای او باشید.

با انجام درست وظایف و تکالیفتان به کودکتان نشان دهید که مسئولیت‌پذیری چیست. به طور مثال وقتی به خانه برمی‌گردید کلیدهایتان را به جاکلیدی آویزان کنید و لباس‌هایتان را سر جایش بگذارید. شما همچنین می‌توانید علت کارهایتان را به کودکتان بگویید تا متوجه شود که چرا مسئولیت‌پذیری لازم و خوب است. به طور مثال به او بگویید شما کلیدهایتان را به جاکلیدی آویزان می‌کنید، تا دفعه‌ی بعدی که لازم شد آن‌ها را راحت پیدا کنید.

بر تلاش تمرکز کنید نه نتیجه.

زمانی که کودکتان برای انجام کاری تلاش می‌کند، ممکن است وسوسه شوید که خودتان آن را انجام دهید، اما لازم است که به او فرصت دهید زیرا تلاش کردن مهم‌تر از نتیجه است. وقتی خودتان کار را انجام دهید یا کودکتان را سرزنش کنید، باعث می‌شود که اعتماد به نفس کودکتان کم‌تر شده یا حتی دیگر علاقه‌ای به قبول کردن مسئولیت نداشته باشد.

اگر می‌خواهید به او کمک کنید، می‌توانید قسمتی از کار را انجام دهید تا او با انجام دادن مابقی و موفق شدن در آن، اعتماد به نفس پیدا کند و برای کارهای بعدی نیز علاقه‌مند باشد. در حالتی دیگر شما می‌توانید او را برای تلاشش تشویق کنید و با راهنمایی زبانی اجازه دهید خودش کار را به اتمام برساند.

واقع‌بین باشید.

اگرچه شما همه چیز را به کودکتان آموزش می‌دهید، اما او ممکن است همیشه به یاد نداشته باشد که کفش‌هایش را در مکان مناسب بگذارد یا اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند. پس صبور باشید و با مهربانی به او یادآوری کنید. اگر او خسته است و تازه از مهدکودک برگشته، احتمالا زمان زیادی را مطابق قوانین سپری کرده، پس به او استراحت دهید و بگذارید در خانه احساس راحتی داشته باشد.

او را تشویق کنید.

زمانی که کودکتان مسئولیت‌پذیری از خودش نشان می‌دهد، حتی اگر موفق نشود، از او تشکر و قدردانی کنید. این موضوع به کودک نشان می‌دهد که تلاش‌هایش دیده شده و تقدیر می‌شود. تا آن جایی که می‌توانید دقیق باشید؛ به طور مثال بگویید «خیلی خوب است که خودت بدون هیچ کمکی توانستی لباس‌هایت را بپوشی یا آن‌قدر تمیز میوه‌ها را در ظرف گذاشتی». به صورت دقیق به او بگویید که تلاشش چه فایده‌ای داشته است؛ به طور مثال بگویید «حالا که تو همه‌ی قاشق‌ها را روی میز گذاشتی، همه می‌توانیم غذا بخوریم».

تلفن کلینیک روانشناسی

آموزش زلزله به کودک

توضیح زلزله برای کودکان

مسائل ناشناخته می‌تواند برای کودکان تاریک و ترسناک باشد. آنها بسیاری از مسائل را نمی‌دانند و در صورتی که اطلاعات درست در اختیار آن‌ها قرار نگیرید می‌توانند برداشت‌های اشتباهی داشته باشند. این برداشت‌های اشتباه ممکن است در بزرگ‌سالی تصحیح شوند، اما در بعضی موارد نیز می‌توانند مشکلات دراز مدت و درونی ایجاد نمایند که درمان آن‌ها به راحتی امکان پذیر نباشد.

یکی از مسائلی که لازم است برای کودکان توضیح داده شود، بلاهای طبیعی از جمله زلزله است. یک زمین لرزه خفیف می‌تواند زمان مناسبی برای توضیح زلزله به کودک باشد یا زمانی که کودک از کسی در این خصوص شنیده و از شما در موردش سوال می‌پرسد، می‌توانید بحث را آغاز کنید و آموزش‌های لازم را در اختیار کودکتان قرار دهید. غالبا والدین نگران هستند که صحبت در مورد زلزله یا سایر بلاهای طبیعی باعث ترس کودکشان شود؛ از این رو در این مقاله در خصوص نحوه صحیح توضیح زلزله برای کودکان به گونه‌ای که موجب ترس آن‌ها نشود، صحبت شده است.

اطلاعات خود را در مورد زلزله افزایش دهید

اگر بخواهیم صادق باشیم، زلزله برای بزرگ‌سالان نیز می‌تواند ترسناک باشد. اگر در مورد زلزله اطلاعاتتان ناقص است، بهتر است که کمی تحقیق کنید و در خصوص آمادگی برای زلزله و اقدامات بعد از آن آگاهی لازم را کسب کنید.

واقعیت‌های ترسناک زلزله را توضیح ندهید

زمانی که می‌خواهید در خصوص زلزله با کودکتان صحبت کنید، بهتر است که در خصوص خسارت‌های ناشی از آن صحبت نکرده و بیشتر روی مسائل علمی و فواید زلزله تمرکز کنید. در نظر داشته باشید که عکس‌هایی که در سایت‌های خبری قرار داده شده مناسب نمایش به کودکان نیستند؛ به منظور آموزش می‌توانید از عکس‌های کتاب‌های علمی یا کتاب‌های آموزشی کودکان استفاده نمایید. کمی خلاق باشید و با بازی و نقاشی به کودکتان در خصوص علت وقوع زلزله، صفحات تکتونیک و لایه‌های زمین آموزش دهید. به طور مثال شما می‌توانید بر صفحات مقوایی خانه سازی کنید و با تکان دادن صفحات روی یکدیگر نحوه لرزیدن خانه را نشان دهید.

 اقدام‌های لازم در زمان زلزله را به کودک آموزش دهید

در مرحله قبل شما به کودکتان توضیح دادید که علت ایجاد زلزله چیست. حالا باید به او بگویید که در صورت شروع لرزه‌ها چه اقداماتی لازم است انجام شود؛ مکان‌های امن و نحوه پناه گرفتن و محافظت شخصی را به او آموزش دهید. شما می‌توانید همچنین از او بخواهید که مکان‌های امن را در خانه نقاشی کند تا درک بهتری از تصورات او پیدا کنید و راحت‌تر بتوانید او را راهنمایی کنید.

با یکدیگر اقدامات در زمان زلزله را تمرین کنید

اگر چه صحبت کردن و مباحث تئوری حائز اهمیت است اما لازم است که قسمتی از آموزش زلزله را به تمرین عملی اختصاص دهید. در هر یک از اتاق‌های خانه تمرین زلزله کنید و بعد از شروع تمرین به مکان‌های امن بروید. این موضوع باعث می‌شود که در هنگام وقوع زلزله کودک کم‌تر دچار ترس شود زیرا دقیقا می‌داند که چه کاری باید انجام دهد و احساس قدرت بیشتری خواهد داشت.

با کودکتان وسایل ضروری در زمان زلزله را آماده کنید

داشتن یک کیف از وسایل ضروری در زمان وقایع غیر مترقبه مانند زلزله می‌تواند بسیار مفید باشد. از کودکتان بخواهید که در آماده کردن کیف به شما کمک کند و در روند کار قرار بگیرد. دیدن این که شما برای مواقع ضروری اقدامات لازم را انجام می‌دهید باعث می‌شود که احساس امنیت بیشتری داشته باشد. اطمینان حاصل کنید که کودکتان از محل این کیف اطلاع داشته باشد.

توضیح زلزله به بچه

نحوه مراقبت از کودک بعد از زلزله

برای صحبت کردن با فرزندتان زمان بگذارید

به کودکتان نشان دهید که می‌تواند سوال‌های خود را بپرسد و نگرانی‌های خود را در میان بگذارد. ممکن است لازم باشد که کودک چندین بار در خصوص نگرانی‌ها و ترس‌های خود با شما صحبت کند؛ پس پذیرای سوال‌های او باشد و زمان کافی به او اختصاص دهید.

برای او الگو باشید

تغییر در سبک زندگی می‌تواند برای کودک بسیار استرس‌زا باشد. او ممکن است برای مقابله با شرایط از والدینشان الگو بگیرد؛ پس لازم است که شما آرامش خود را حفظ کنید تا فرزندتان نیز کم‌تر دچار استرس شوند.

کودکتان را به مراقبت از خودش تشویق کنید

مراقب باشید که کودکتان خواب کافی داشته باشد، غذای کافی بخورد و به میزان لازم آب بنوشد.

به کودکتان کمک کنید که احساس امنیت داشته باشد

لازم است که شما به کودکتان نشان دهید که برای امنیت خانواده تلاش می‌کنید و جایی برای نگرانی وجود ندارد.

روال روزانه‌ی خود را حفظ کنید

کودکان با انجام روال روزانه و داشتن ساختار مشخص به میزان بیشتری احساس امنیت می‌کنند. تا آن جایی که می‌توانید روال گذشته را مانند زمان غذا یا خواب حفظ کنید.

قوانین خانواده را حفظ کنید

قوانین خانواده نظیر احترام و رفتار مناسب را فراموش نکنید.

کم‌تر کودک خود را در معرض اخبار قرار دهید

از کودک خود در برابر اخبار زلزله و حوادث ناشی از آن در تلویزیون، اینترنت و … محافظت کنید.

نگرانی‌های کودک را در خصوص سلامت دوستانش برطرف کنید

از آن جایی که در زمان زلزله و روزهای بعد از آن ممکن است کودک نتواند دوستانش را ملاقات کند، به او اطمینان خاطر دهید که دوستانش در سلامت هستند و والدینشان از آن‌ها حمایت می‌کنند.

کودکانتان را به کمک کردن تشویق کنید

بعضی از کارها نظیر تمیز کردن خانه و سایر فعالیت‌های خانوادگی را به کودکتان بسپارید. زمانی که کودک احساس کند که می‌تواند کمک کند و مفید باشد، راحت‌تر آسیب گذشته را فراموش کرده و با آن سازگار می‌شود.

صبور باشید

ممکن است کودکتان نتواند مانند گذشته تمرکز داشته باشد و لازم باشد که شما به میزان بیشتری به او برای انجام کارها یا تکالیف مدرسه‌اش کمک کنید.

در زمان خواب به او توجه بیشتری داشته باشید

معمولا کودکان زمانی که از والدینشان دور می‌شوند، دچار استرس بیشتری می‌شوند. این موضوع در زمان خواب نیز ممکن است رخ دهد. سعی کنید قبل از خواب کودک، زمان بیشتری را به او اختصاص دهید.

مواظب مکالمات بزرگ‌سالان در خانه باشید

افراد بزرگ‌سال خانواده باید مواظب باشند که در خصوص زلزله و خسارات ناشی از آن در حضور کودک صحبت نکنند. کودکان درک درستی نسبت به صحبت‌هایی که می‌شنوند ندارند و ممکن است برداشت اشتباهی بکنند که موجب ترس بیشتر آن‌ها شود.

از مشاور کمک بگیرید

اگر کودک شما با گذشت زمان بهبود پیدا نکرد بهتر است که با یک متخصص در این خصوص صحبت کنید. گاهی کودک نمی‌تواند از واژه‌ها برای بیان احساساتش استفاده کند و از ابزارهای دیگری مانند نقاشی برای بیان احساساتش استفاده می‌کند. در این شرایط لازم است که یک فرد متخصص از سلامت کودک شما اطمینان حاصل کند.

تلفن کلینیک روانشناسی

نحوه برخورد با خواسته‌های کودک

معمولا کودک بعد از دوره‌ی نوزادی وارد مرحله‌ای می‌شود که ممکن است خواسته‌های زیادی داشته باشد؛ این مرحله طبیعی است و جزئی از روند سالم رشد کودک محسوب می‌شود. اما اگر کودک مدرسه‌ای شما مرتبا می‌خواهد که برایش چیزی بخرید یا فراهم کنید و نیازهای زیادی دارد، شاید لازم است که نگاه دقیق‌تری به تربیت خود داشته باشید.

به بعضی از کودکان یاد داده نمی‌شود که نیازهای خود را با نیازهای اطرافیانشان به تعادل برسانند و این موضوع منجر می‌شود که کودک بسیار پرتوقع یا فریبکار شود یا حتی گرایشات مادی گرایی پیدا کند (این موضوع بیشتر در دوره‌های قبل از نوجوانی و نوجوانی شایع می‌شود).

آیا شما هم کودکی دارید که خواسته‌های فراوان دارد و همیشه خواستار توجه و وقت بسیاری از جانب شماست؟ آیا کودک شما از همه چیز شکایت دارد و مدام نق می‌زند بدون آن که متوجه تاثیر رفتارش بر شما باشد؟ آیا این موضوع برای ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه داشته است؟

اگر جوابتان به سوال‌های بالا مثبت است، بهتر است که به ادامه مقاله توجه کنید. در این مقاله در خصوص نحوه برخورد صحیح با خواسته‌های کودک و جلوگیری از ایجاد توقعات اشتباه در او صحبت شده است تا خانواده‌ها بتوانند تربیت بهتری داشته و افراد سالم‌تری تحویل جامعه دهند. مطمئنا همه والدین دوست دارند که کودکشان از هر لحاظ چه جسمی و چه روانی سالم باشد و هیچ پدر و مادری از قصد به فرزند خود آسیب نمی‌رسانند. اما باید گفت که آسیب‌های وارد شده به کودکان به دلیل ناآگاهی و عدم تجربه کافی والدین انکار ناپذیر است.

دلایل ایجاد توقع و خواسته‌های نامطلوب در کودکان

به طور معمول دو دلیل اصلی برای پرتوقع شدن کودک وجود دارد که هر دو آن‌ها با صرف وقت و تلاش قابل حل و درمان است. این دلایل شامل:

توجه زیاد پدر و مادر

گاهی اوقات والدینی که خودشان در کودکی مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند بعد از بچه‌دار شدن به دلیل این که نمی‌خواهند کودکشان مشکلات آن‌ها را تجربه کند، توجه بیش از اندازه نثار فرزند خود می‌کنند. آن‌ها مدام برای کودکشان اسباب بازی‌های مختلف می‌خرند و وقت بسیاری به او اختصاص می‌دهند دریغ از این که این نوع تربیت باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای فرزندشان شده و او را به فردی محق و طلب کار تبدیل می‌کند.
این کودکان به این که همه چیز طبق خواسته آن‌ها پیش برود، عادت می‌کنند و تصور می‌کنند که اطرافیان فقط باید در خدمت آن‌ها باشند، اما روال دنیا این گونه پیش نمی‌رود. دیر یا زود والدین این کودک متوجه می‌شوند که فرزندشان همیشه مدعی است و زمانی که سعی می‌کنند به او بفهمانند که بعضی از خواسته‌ها را نمی‌توانند برایش برآورده کنند، با شکایت و گریه مواجه می‌شوند زیرا کودک تنها به روش قبلی والدین خود عادت دارد و روش دیگری برایش قابل قبول نیست. او به قدرتی که قبلا داشته عادت کرده است.

تربیت کودک

کودک در این زمان ممکن است از جملاتی نظیر “از شما متنفرم”، “شما والدین بدی هستید”، یا “شما دیگر مرا مانند قبل دوست ندارید”، استفاده کند. شنیدن این جملات برای والدینی که توجه و عشق بسیاری نثار فرزند خود کرده‌اند می‌تواند بسیار سخت باشد.

عدم حضور والدین

در حالتی دیگر زمانی که پدر و مادر با یکدیگر مشکل داشته باشند و سازگار نباشند، کودک احساسات بدی را تجربه می‌کند که برای او با آگاهی کمی که دارد تجربه این احساسات بسیار مشکل است. ممکن است والدین بخواهند از یکدیگر جدا شوند یا قبلا جدا شده باشند؛ در این حالت کودک دچار ترس از دست دادن عشق و امنیت شده که برای جبران آن ممکن است بهانه‌گیر شده و خواسته‌هایش بیشتر شود. در این حالت کودک خواسته‌هایش بیشتر می‌شود زیرا بلد نیست که چگونه نیاز خود را به دریافت عشق بروز دهد.

در برخی شرایط ممکن است پدر و مادر با یکدیگر مشکلی نداشته باشند و شرایط شغلی، تحصیلی و … منجر به عدم حضور یکی از والدین در خانه شود که در این صورت نیز احتمال دارد کودک در مقابل فقدانی که تجربه می‌کند، بهانه‌گیر شود.

بهترین رفتار مقابل خواسته‌های نابجای کودک

در مرحله اول باید مشخص شود که چه چیزی باعث شده کودک خواسته‌های نابه‌جا داشته باشد یا بهانه‌گیر شود. در صورتی که علت رفتارهای کودک شما عدم حضور والدین باشد باید با او صحبت کنید و به او نشان دهید که به او اهمیت می‌دهید و او را مانند قبل دوست دارید. در صورتی که تنش‌های موجود در خانه بر فرزند شما اثر گذاشته جلسات مشاوره می‌تواند در کاهش تنش‌ها بسیار موثر واقع شده و آسیب کم‌تری گریبان‌گیر کودکتان شود.

در حالت دیگر در صورتی که کودک شما به دلیل توجه بیش از اندازه، خواسته‌های نابه‌جا پیدا کرده است وقت آن است که یکسری محدودیت‌ها و قوانین مشخص کنید. همان طور که گفته شد در ابتدا ممکن است فرزندتان به تغییر رفتار شما واکنش بسیاری نشان دهد اما شما برای این که آینده‌نگر باشید و از ایجاد آسیب‌های بیشتر به کودکتان در آینده جلوگیری کنید، لازم است که به قوانین جدید پایبند باشید. بسیار مهم است که در این مرحله شما و همسرتان با یکدیگر یکی باشید. اگر این مرحله‌ی تغییر برای شما مشکل است می‌توانید از کمک مشاوره برای تسهیل شرایط بهره‌مند شوید.

به صورت کلی در برخورد با خواسته‌های کودک موارد زیر را در نظر بگیرید:

  1. از یک لحن ملایم و قاطع برای توضیح محدودیت‌ها و قوانین استفاده کنید.
  2. تفاوت میان نیاز و خواسته را برای کودکتان توضیح دهید. به او بگویید که نیاز شامل مواردی نظیر غذا، لباس و خانه است و خرید اسباب بازی و یا تنقلات در دسته خواسته‌ها قرار می‌گیرد.
  3. مدل خوبی برای کودکتان باشید. زمانی که خواسته‌ای دارید از عباراتی نظیر در صورت امکان یا لطفا استفاده کنید و در قبال کاری که دیگری برای شما انجام می‌دهد، تشکر کنید.
  4. در صورتی که فرزندتان با لحن نامناسبی از شما چیزی خواست، نحوه صحیح تقاضا را به او یاد دهید و کلمات او را اصلاح کنید.
  5. نه گفتن را یاد بگرید. اگر کودک شما خواسته نابجایی داشت، به او نه بگویید و علتش را نیز توضیح دهید. این موضوع در سلامت کودک بسیار مهم است که به او نشان دهید هر چیزی را نمی‌تواند داشته باشد.
  6. با همسرتان صحبت کنید و به یک الگوی مشخص برای برخورد با خواسته‌های کودکتان برسید. هماهنگی در تربیت کودک بسیار حائز اهمیت است.
  7. رفتارهای خوب کودکتان را تحسین کنید و همیشه فقط بر رفتارهای نامناسب او تمرکز نکنید.

تلفن کلینیک روانشناسی

تشخیص-اختلال-یادگیری-کودکان

اختلال یادگیری کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

گاهی اوقات مشکلات یادگیری کودکان در مدرسه به اختلال یادگیری (Learning Disability) مربوط می‌شود. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری از نظر هوش مانند سایر افراد هستند و حتی می‌توانند تیزهوش باشند، اما در کلاس‌های درس به روش معمول بعضی مطالب را یاد نمی‌گیرند. این افراد از نظر بینایی و شنوایی مشکلی ندارند و تنها در درک، پردازش و سازماندهی اطلاعات دچار اشکال هستند. اختلال یادگیری به طور متوسط در ۱۰ الی ۲۰ درصد کودکان وجود دارد که در پسران بیشتر از دختران دیده می‌شود.

شاید شما هم فرزندی داشته باشید که در یادگیری دروسی مانند دیکته و ریاضی دچار اشکال بوده و وضعیت او شما را نگران کرده باشد. باید گفت که که هر مشکلی در یادگیری، اختلال یادگیری تلقی نمی‌شود، اما اگر فرزند شما مبتلا به این اختلال باشد، لازم است که سریع‌تر مشکل او شناسایی شده تا از کمک‌های لازم بهره‌مند گردد.

هدف از نگارش این مقاله آشنایی با انواع اختلال یادگیری، علت ایجاد، نشانه‌ها و درمان این اختلال است.

انواع اختلال یادگیری

افراد مبتلا به اختلال یادگیری به صورت معمول مشکلاتی را بروز دهند که شامل:

مشکل یادگیری در خواندن (Dyslexia):

مشکل در خواندن یکی از شایع‌ترین اختلالات یادگیری است که انواع مختلفی دارد. در نوع پایه آن فرد در ارتباط میان اصوات، حروف و کلمات دچار اشکال است و نمی‌تواند به درستی از روی یک متن بخواند. در نوع دیگری از اختلال خواندن فرد می‌تواند به درستی بخواند اما در فهم معنی کلمات و درک مطلب دچار اشکال می‌شود. از آن جایی که درست خواندن در همه دروس اهمیت دارد، افراد مبتلا به این اختلال در صورتی که آموزش‌های ویزه نداشته باشند، در مدرسه از دیگر هم کلاسی‌های خود عقب می‌افتند.

مشکل یادگیری در نوشتن (Dysgraphia):

فرد مبتلا به اختلال یادگیری در نوشتن، در ارتباط دادن اطلاعات دچار اشکال است و نمی‌تواند چیزی را که می‌شنود به شکل فیزیکی دربیاورد و بنویسد. این افراد حتی در کپی کردن اطلاعات نیز دچار اشکال هستند و نمی‌توانند با دیدن یک نوشته از روی آن بنویسند. آن‌ها نمی‌توانند به صورت یکنواخت و مرتب بنویسند و در نقطه گذاری نیز دچار اشکال هستند. در نتیجه آن‌ها در تمامی تمریناتی که نیاز به نوشتن دارد، ضعیف عمل می‌کنند.

مشکل یادگیری در ریاضیات (Dyscalculia):

برخلاف اختلال یادگیری در خواندن و نوشتن که به زبان مربوط است، مشکل یادگیری در ریاضی با عدم توانایی در پردازش اعداد ارتباط دارد. آن‌ها چهار عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را نمی‌توانند درک کنند و در شمارش، ترتیب اعداد و همچنین خواندن ساعت نیز دچار اشکال هستند.

مشکل یادگیری در مهارت‌های حرکتی (Dyspraxia):

مشکل در مهارت‌های حرکتی اگرچه ارتباطی با درس خواندن ندارد اما می‌تواند موجب افت تحصیلی شود زیرا اختلال در مهارت‌های حرکتی با هماهنگی ماهیچه‌های دست نیز ارتباط دارد. در نتیجه گرفتن مداد در دست و نوشتن برای آن‌ها همراه با اشکالات بیشتری است. اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی، ماهیچه‌های صورت و گلو را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و سبب ایجاد مشکل در حرف زدن و برقراری ارتباط می‌شود. افراد مبتلا به اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی ممکن است در راه رفتن، فعالیت‌های ورزشی و یا حتی نواختن ساز نیز دچار اشکال شوند و دست و پا چلفتی به نظر بیایند.

اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD):

افراد مبتلا به اختلال کم توجهی – بیش فعالی معمولا در تمرکز کردن بر سر یک موضوع مشکل دارند که این مسئله می‌تواند مانع یادگیری آن‌ها شود. این افراد غالبا تکالیف خود را به صورت نامنظم انجام می‌دهند. گاهی اوقات افراد تنها دچار اختلال کم توجهی هستند و مشکل بیش فعالی ندارند که در این حالت به نظر می‌رسد که در حال گوش دادن هستند و مشکل آن‌ها تا زمانی که نمرات پایینشان دیده نشود، ناشناخته باقی می‌ماند. درک مطلب، پیروی از دستورالعمل‌ها و تکمیل‌ تمرینات طولانی برای این گونه افراد مشکل خواهد بود.

علت ایجاد اختلال یادگیری

تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی و زیستی در ایجاد این نوع اختلالات می‌تواند موثر باشد. به طور مثال تاخیر و اختلال در رشد، مشکلات جزئی در مغز، نارسایی‌های مادرزادی، مسمویت و بی‌نظمی‌های بیوشیمیایی می‌تواند از عوامل ایجاد اختلال یادگیری باشد. علاوه بر مشکلات زیستی عوامل شخصیتی نیز ممکن است بروز اختلال یادگیری را تقویت کند. از جمله عوامل شخصیتی می‌توان به نگرش منفی، تنبلی، بی‌انگیزگی و مشکلات تربیتی اشاره کرد.

چگونه اختلال یادگیری را تشخیص دهیم؟

تشخیص اختلال یادگیری به دلیل گستردگی علائم آن کاری بسیار مشکل است، اما معمولا در سال‌های اولی که کودک به مدرسه می‌رود می‌توان آن را شناسایی کرد. گاهی والدین به دلیل عشقی که به فرزند خود دارند، از قبول این که فرزند آن‌ها مبتلا به اختلال یادگیری است اجتناب می‌کنند. البته لازم به ذکر است که همیشه مشکلاتی که در یادگیری وجود دارد، اختلال یادگیری محسوب نمی‌شود. آن چیزی که به عنوان اختلال یادگیری مطرح می‌شود مشکل دائمی در یک نوع مهارت خاص می‌باشد.

تشخیص زودهنگام اختلال یادگیری بسیار حائز اهمیت است زیرا این کودکان نیاز به آموزش‌های فوق العاده برای یادگیری دارند تا از دیگر هم سالان خود عقب نیافتند و اعتماد به نفس آن‌ها دچار مشکل نشود. در صورتی که نشانه‌های اختلال یادگیری را در فرزند خود شناسایی کردید برای تشخیص نهایی حتما به یک روانشناس بالینی کودک مراجعه کنید. برخی از نشانه‌های اختلال یادگیری شامل:

  • حافظه کوتاه مدت ضعیف
  • عدم تمرکز کافی
  • عدم توانایی در درک مطالب و پیروی از دستورالعمل‌ها
  • عدم توانایی در خواندن، نوشتن و درک ریاضی
  • بد خط نوشتن و بی نظمی در انجام تکالیف
  • ناتوانی در انجام مهارت‌های حرکتی ظریف مانند بریدن و گرفتن قلم
  • ناتوانی در مهارت‌های حرکتی مانند دویدن و پریدن
  • اعتماد به نفس پایین به دلیل تفاوت با دیگران
  • مشکل در صحبت کردن و لکنت زبان

درمان اختلال یادگیری

همان طور که گفته شد کودکان مبتلا به اختلال یادگیری کند ذهن نیستند و تنها به دلیل مشکلاتی که در پردازش اطلاعات دارند، نمی‌توانند با آموزش‌های معمول در مدرسه مطالب را یاد بگیرند. برای آموزش این افراد لازم است که از روش‌های متفاوت بر اساس مشکل آن‌ها استفاده شود. بعضی از مدارس خدمات ویژه در این خصوص ارائه می‌دهند که کودکان مبتلا به این اختلال در صورت شناسایی می‌توانند از آن‌ها بهره‌مند شوند. لازم به ذکر است که افراد مبتلا به اختلال یادگیری نیز ممکن است بتوانند به موفقیت‌های چشم‌گیر دست یابند و بسیاری از دانشمندان بزرگ نظیر ادیسون مبتلا به این اختلال بوده‌اند.

صحبت کردن با کودک و کتاب خواندن برای او می‌تواند به اختلال یادگیری در خواندن کمک کرده و کودک را برای خواندن کتاب تشویق کند. می‌توان از کتاب‌هایی با فونت‌های درشت و ساده شروع کرد تا کودک به آسانی بتواند ارتباط میان کلمات را پیدا کند. کتاب خواندن والدین نیز از عواملی است که به صورت ناخودآگاه کودک را به خواندن تشویق می‌کند.

افراد مبتلا به اختلال یادگیری معمولا به این موضوع متهم می‌شوند که به اندازه کافی تلاش نمی‌کنند و چون خودشان هم نمی‌دانند که اشکال کارشان کجاست دچار سردرگمی می‌شوند. آن‌ها به دلیل تفاوتی که با همسالانشان دارند دچار اضطراب شده و اعتماد به نفسشان متزلزل می‌گردد. در نتیجه برای جلوگیری از ایجاد آسیب‌های جدی، لازم است که از خدمات مشاوره تخصصی کودک در این زمینه بهره‌مند شوند. والدین نیز باید آموزش‌های لازم را برای مقابله با این مشکل فرا بگیرند تا کودک خود را از آسیب در امان نگه دارند. علاوه بر آن معلمین نیز باید از این افراد حمایت ویژه کنند و آن‌ها را برای یادگیری دروس، درست خواندن و نوشتن تشویق کنند.

تلفن کلینیک روانشناسی