مقالات روانشناسی کودک مرکز مشاوره تلفنی روانشناسی سرای مشاور

پرخاشگری-کودکان

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان

هیچ‌کس دوست ندارد احساس عصبانیت کند اما همه‌ی ما گاهی این حس را تجربه می‌کنیم. با توجه به اینکه بسیاری از بزرگ‌سالان خشم و عصبانیت خود را از راه سالم و سازنده ابراز نمی‌کنند، جای تعجب نیست که احساس عصبانیت اغلب در کودکان طغیان می‌کند. اکثر والدین از عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه کودک خود تعجب می‌کنند و می‌خواهند بدانند چه‌کاری در مورد آن می‌توانند انجام دهند و نگران این هستند که آیا این رفتارهای کودک طبیعی است یا خیر؟

چه زمانی عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری کودک ناسالم است؟

برای کودکان زیر ۴ سال در هر هفته ۹ بار کج‌خلقی و عصبانیت غیرطبیعی نیست. عصبانیت کودک می‌تواند با رفتارهایی مثل گریه کردن، لگدزدن، هل دادن و ضربه زدن به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه همراه باشد. بیشتر کودکان در سنین مهدکودک این رفتارها را کنار می‌گذارند. اگر عصبانیت کودک در طول زمان کمتر نشود و با افزایش سن، کودک همچنان به رفتارهای نامناسب ادامه دهد و برای هم‌سالان، خانواده و هم‌کلاسی‌های خود مشکل ایجاد کند، برای حل این مسئله مداخله‌ی روانشناسی لازم است. مسائل مربوط به عصبانیت و پرخاشگری از شایع‌ترین دلایل ارجاع کودکان برای درمان سلامت روان است.

چه عواملی باعث عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان می‌شود؟

عوامل متعددی می‌تواند در عصبانیت کودک و داشتن رفتارهای پرخاشگرانه که می‌تواند به خود کودک یا دیگری آسیب برساند، مؤثر است. یکی از عوامل سرخوردگی و ایجاد عصبانیت در کودک زمانی است که کودک نتواند به خواسته‌ی خود برسد یا از او خواسته شود کاری را انجام دهد که احساس کند دوست ندارد انجام دهد. در کودکان مشکلات پرخاشگری و عصبانیت معمولاً به همراه مسائل دیگری مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیش فعالی، وسواس فکری-عملی و یا سندروم تورت وجود دارد.

تصور می‌شود که ژنتیک و سایر عوامل بیولوژیکی در خشم و پرخاشگری نقش دارند. محیط نیز در بروز عصبانیت در کودک بسیار تأثیرگذار است. ضربه‌ی روحی، اختلال در عملکرد خانواده و برخی از شیوه‌های فرزند پروری (مجازات‌های سخت و متناقض، داد زدن سر کودک) نیز این احتمال را برای کودک فراهم می‌کند که خشم و پرخاشگری نشان دهد که در زندگی روزمره‌ی او اختلال ایجاد می‌کند.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

کودکان خردسال ممکن است توسط والدین خود برای ارزیابی روان‌شناختی یا روان‌پزشکی برده شوند یا توسط متخصص اطفال، روانشناس، معلم یا مدیر مدرسه به روانشناس یا روان‌پزشک ارجاع داده شوند. کودکان بزرگ‌تر که مشکلات رفتاری آن‌ها مشکل‌آفرین باشد برای ارزیابی و درمان توسط دادگاه نزد سیستم درمان فرستاده می‌شوند. برای ارزیابی وسعت و عمق پرخاشگری و عصبانیت کودک، یک متخصص به مسائل موجود در زندگی کودک توجه می‌کند. این کار شامل دریافت اطلاعات از والدین و معلمان، بررسی سوابق تحصیلی، پزشکی و رفتاری و انجام مصاحبه‌های فردی با کودک و والدین است. درواقع برای بررسی عصبانیت کودک به طیف کاملی از اختلالات بهداشت روان و چگونگی تأثیر آن بر زندگی کودک توجه می‌شود. برای تعیین اینکه آیا کودک معیارهای تشخیصی یک اختلال رفتاری را دارد یا خیر، از بررسی‌های مبتنی بر تحقیق مانند پاسخ والدین و کودک به سؤالات خاص استفاده می‌شود.

خشم-و-عصبانیت-در-کودکان

تشخیص‌های بالقوه برای کودک مبتلابه عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری شامل موارد زیر است:

  • اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD): الگویی از خلق عصبانی و تحریک‌پذیر همراه با سرپیچی و کینه‌توزی که شش ماه یا بیشتر طول می‌کشد.
  • اختلال سلوک (CD): الگوی رفتاری مداوم که حقوق دیگران را نقض می‌کند مانند زورگویی و سرقت و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذارد مانند فرار از مدرسه یا فرار از خانه.
  • اختلال نامنظمی خلقی اخلالگرانه (DMDD): تحریک‌پذیری دائمی، عصبانیت‌های مکرر و خلق‌وخوی افسرده از نشانه‌های این اختلال است.

برخی اوقات از اصطلاحات دیگری نیز استفاده می‌شود؛ مثلاً در کودکان با اختلال خلق‌وخو یا اختلال بیش فعالی برای اشاره به تحریک‌پذیری و رفتار پرخاشگرانه اصطلاح بی‌نظمی شدید خلقی بیان می‌شود و یا در سندروم توره اصطلاح حملات خشم برای انعکاس ماهیت انفجاری طغیان‌های خشم استفاده می‌شود.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه درمان می‌شود؟

مداخلات رفتاری اولین خط درمان خشم و پرخاشگری دوران کودکی است. درمان عصبانیت کودک بر دو رویکرد اصلی تأکید دارد که بر تغییر ارتباطات بین فردی که منجر به بروز انفجارهای پرخاشگرانه می‌شود، متمرکز هستند. روش‌های درمانی مکملی وجود دارد که از جهات مختلف به مشکلات رفتاری کودک می‌پردازند.

  • رفتاردرمانی شناختی (CBT): تمرکز این روش بر تأثیر نگرش فرد بر احساسات و باورهای او است. در این روش کودک می‌آموزد استراتژی‌های جدیدتر و کارآمدتری برای احساسات، افکار و رفتارهای پرخاشگرانه انتخاب کند.
  • تنظیم احساسات: به کودک کمک می‌کند تا دلایل شروع عصبانیت خود را شناسایی کند و برای جلوگیری از آن استراتژی داشته باشد.
  • یادگیری روش‌های جایگزین برای ابراز و رفع ناامیدی: به کودک و والدین کمک می‌کند تا پیامدهای احتمالی هر انتخاب را بسنجند و تعارض را به حداقل برسانند.
  • توسعه استراتژیهای ارتباطی جدید: از طریق بازی با نقش برای تمرین به پیشگیری و حل موقعیت‌های تحریک‌کننده‌ی خشم کمک می‌کند.

حتی اگر CBT با کودک انجام شود، والدین به‌طور فعال در درمان شرکت می‌کنند و از پیشرفت کودک در جهت یادگیری مهارت‌های کنترل خشم حمایت می‌کنند.

  • مدیریت رفتارهای والدین (PMT): با آموزش روش‌های جایگزین برای رفتار غلط به والدین کمک می‌کند تا پرخاشگری و عصبانیت کودک را محدود کنند. در این روش به‌جای مجازات برای تخلفات، تمرکز بر استفاده از تشویق برای کاری است که کودک درست انجام می‌دهد. PMT بر تعامل مثبت در خانواده‌ها به‌عنوان پاداش تأکید می‌کند و به خانواده‌ها کمک می‌کند از وقت گذراندن باهم لذت ببرند. این بزرگ‌ترین انگیزه کودک برای کاهش عصبانیت می‌شود.

برخی از کودکان برای کمک به مدیریت سایر مشکلات بهداشت روان (مانند ADHD، اضطراب یا افسردگی) دارو مصرف می‌کنند؛ اما درمان شناختی رفتاری و روش‌های مدیریت رفتارهای والدین (۶۵ درصد در کاهش تعداد و شدت عصبانیت‌ها موفقیت دارند) درمان‌های اولیه هستند. در صورت عدم پاسخ کودک به درمان، ممکن است رویکردهای دیگری نیز امتحان شود. برخی از کودکان به خدمات فشرده و شدیدتر یا حتی بستری نیاز دارند. زندگی با احساسات شدید و حاد احساس خوبی ندارد؛ بنابراین هدف از درمان این است که به کودک کمک کنیم احساس بهتری داشته باشد و رنج نبرد. در طول درمان عصبانیت کودک، والدین نیز یاد می‌گیرند به مواردی که برای کودک مهم است احترام بگذارند و گاهی خواهر و برادرها نیز در درمان گنجانده می‌شوند.

منبع: Yalemedicine

تلفن کلینیک روانشناسی

داد زدن سر کودک

اثرات داد زدن سر بچه

اگر شما پدر یا مادر هستید، می‌دانید گاهی اوقات احساسات منفی باعث می‌شوند نتوانید بهترین خودتان باشید. گاهی بچه‌ها می‌توانند دکمه‌هایی را در شما فشار دهند که خودتان نیز نمی‌دانید آن‌ها را دارید. در این مواقع ممکن است شروع به فریاد زدن بر سر کودک کنید. بهتر است این را بدانید که تنها شما نیستید که این کار را انجام می‌دهید و احساس ناامیدی از والد بودن یک حس طبیعی است که احتمالاً تمام پدر و مادرها آن را تجربه می‌کنند. خبر خوب این است که شما می‌توانید نحوه‌ی گفتگو با فرزندان خود را تغییر دهید و یک بحث همراه با فریاد زدن سر کودک را به یک گفتگوی محترمانه تبدیل کنید.

دلیل داد زدن پدر و مادر سر بچه چیست؟

پاسخ کوتاه این است که احساس خستگی و عصبانیت می‌کنیم و این باعث می‌شود صدایمان را بلند کنیم. اما داد زدن سر کودک به‌ندرت شرایط را حل می‌کند. از این طریق والد ممکن است کودک را برای مدت کوتاهی ساکت کرده و مطیع خود کند، اما باعث اصلاح رفتار یا نگرش او نمی‌شود. به طور خلاصه، داد زدن سر کودک باعث می‌شود او یاد بگیرد از شما بترسد. کودکان برای یادگیری به والدین خود اعتماد می‌کنند. اگر عصبانیت، پرخاشگری و فریاد زدن بخشی از آنچه کودک در خانواده‌ی خود طبیعی می‌داند باشد، او نیز همین رفتار را می‌آموزد و در پیش می‌گیرد. دکتر لورا مارکهام، نویسنده و مربی والدین، پیامی صریح دارد: شغل شماره‌ی یک شما به‌عنوان پدر و مادر، ​​پس از اطمینان از امنیت فرزندان، مدیریت احساسات خودتان است.

اثر داد زدن سر کودک

اگر تا به حال کسی سر شما فریاد زده باشد، می‌دانید که صدای بلند باعث شفافیت بیشتر پیام نمی‌شود. این موضوع برای فرزندان شما نیز صادق است. فریاد زدن مداوم بر سر کودکان باعث می‌شود که واکنش آن‌ها نسبت به صدای شما تنظیم شود و نظم و انضباط بخشیدن به آن‌ها سخت‌تر خواهد شد؛ زیرا هر بار که شما صدای خود را بالا می‌برید، قدرت پذیرش آن‌ها کاهش می‌یابد. پژوهش‌های اخیر اشاره می‌کند که داد زدن سر بچه‌ها باعث می‌شود آن‌ها از نظر جسمی و کلامی پرخاشگرتر شوند. مهم نیست که داد زدن شما بر سر کودک به چه علت است، این رفتار بیانگر عصبانیت است و باعث می‌شود کودک بترسد و احساس ناامنی کند. از طرف دیگر، رفتار توأم با آرامش و اطمینان‌بخشی باعث می‌شود کودکان علی‌رغم رفتار بد احساس دوست داشته شدن و پذیرش کنند. فریاد زدن سر کودک کار بدی است و فریاد زدنی که همراه با توهین و تحقیر باشد به‌عنوان سوء‌استفاده‌ی عاطفی شناخته می‌شود و می‌تواند اثرات طولانی‌مدت مخربی همچون کمبود عزت‌نفس، اضطراب و افزایش پرخاشگری را در پی داشته باشد.

به‌جای داد زدن سر بچه چه کنیم؟

کودکانی که ارتباط عاطفی شدیدی با والدین خود دارند، تربیت آن‌ها راحت‌تر است. وقتی کودکان احساس امنیت می‌کنند و بدون قیدوشرط دوست داشته می‌شوند، قبل از اینکه موضوعی باعث عصبانیت و فریاد شود، پذیرای گفتگو و شنیدن خواهند بود. در ادامه چند تمرین برای کاهش داد زدن سر کودک و راه‌های جایگزین برای آن را بیان می‌کنیم.

به خودتان یک وقت استراحت بدهید.

قبل از اینکه خیلی عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید از محل درگیری فاصله بگیرید. برای چند لحظه به خود فرصت ارزیابی مجدد و چند تنفس عمیق را بدهید، این کار به آرام شدن شما کمک می‌کند. این کار همچنین به کودکان شما در مورد رعایت حد و مرزها و مدیریت احساسات به روشی سالم آموزش می‌دهد.

عواقب داد زدن سر کودک

 درباره‌ی احساسات خود صحبت کنید.

عصبانیت احساسی عادی است که در صورت مدیریت صحیح می‌توان از آن به‌درستی استفاده کرد. با تصدیق همه‌ی احساسات از شادی و هیجان گرفته تا غم، عصبانیت، حسادت و ناامیدی به فرزندان خود می‌آموزید که همه‌ی این احساسات بخشی از عواطف انسانی ما هستند. هنگام عصبانیت به‌جای داد زدن سر بچه در مورد احساس خود صحبت کنید و فرزندان خود را به انجام چنین کاری تشویق کنید. این امر به آن‌ها کمک می‌کند تا نگرشی محترمانه نسبت به خود و دیگران داشته باشند و روابط سالمی در زندگی خود برقرار کنند.

با رفتار بد کودک با آرامش اما محکم برخورد کنید.

کودکان گاهی اوقات بد رفتار می‌کنند. این بخشی از مراحل بزرگ شدن است. با آن‌ها به روشی محکم صحبت کنید که شأن و منزلت آن‌ها حفظ شود، اما روشن شود که برخی رفتارها قابل‌تحمل نیستند. داد زدن سر کودک روشی نیست که بتوانید با آن فرزند خود را به‌خوبی تربیت کنید.

از هشدار درمورد عواقب کار استفاده کنید اما تهدید و داد زدن سر کودک را کنار بگذارید.

استفاده از تهدید و مجازات، عصبانیت، کینه و درگیری بیشتری ایجاد می‌کند. این موضوع در طولانی‌مدت باعث می‌شود کودک نظم و انضباط کمتری بپذیرد. تهدید و مجازات کودکان را تحقیر و شرمنده می‌کند و باعث احساس ناامنی در آن‌ها می‌شود. از طرف دیگر، بیان عواقبی که رفتار خاصی را برطرف می‌کند (مانند بردن اسباب‌بازی پس از توضیح اینکه اسباب‌بازی‌ها برای بازی هستند، نه برای ضربه‌زدن به دیگران) به کودکان در انتخاب بهتر کمک می‌کند.

نیازهای اساسی کودک را تأمین کنید.

تأمین نیازهای اساسی کودک، مانند خواب کافی و رفع گرسنگی، کودکان را راضی و شاد نگه می‌دارد و در مجموع باعث ایجاد رفتار بهتر می‌شود. همچنین، ایجاد یک روال معمول باعث می‌شود آن‌ها اضطراب کمتری داشته باشند و در نتیجه از نافرمانی و عصبانیت آن‌ها پیشگیری می‌شود.

بعد از داد زدن سر بچه چه کاری باید کرد؟

هرچقدر هم که استراتژی پیشگیری از داد زدن شما خوب باشد، بعضی اوقات صدای خود را بلند می‌کنید. مشکلی نیست به رفتار خود آگاه باشید و عذرخواهی کنید. این‌گونه فرزندان شما یک درس مهم می‌آموزند: همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم و باید عذرخواهی کنیم. اگر فرزندانتان فریاد می‌کشند، مرزها را به آن‌ها یادآوری کنید و اینکه چطور فریاد زدن یک راه ارتباطی قابل‌قبول نیست. آن‌ها باید بدانند که شما آماده‌ی شنیدن هستید به شرطی که احترام بگذارند. با این روش‌ها شما به آن‌ها کمک خواهید کرد تا عادت‌های مادام‌العمر ایجاد کنند که مدیریت تعارض را آسان‌تر می‌کند. این موضوع به فرزندان شما یاد می‌دهد اشتباهات دیگران درک کنند و اینکه بخشش ابزاری مهم برای برقراری ارتباط سالم در یک خانواده است.

اگر تاکنون برای پیشبرد اهدافتان از داد زدن سر بچه استفاده کرده‌اید، اکنون می‌توانید این مسیر را تغییر دهید. با صحبت صریح با فرزندان در مورد اشتباه فریاد زدن و اینکه چرا عصبانیت خود را از طریق سالم نشان نمی‌دهید، شروع کنید. خانه‌ی خود را به محیطی آرام تبدیل کنید تا افراد با احترام با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و احساسات یکدیگر را بدون سرزنش، شرمساری یا قضاوت کردن، تصدیق کنند. اگر اشتباه کردید، تسلیم نشوید. این مسیر آسانی نیست اما ارزش هر تلاشی را دارد. در صورتی که با راهکارهای گفته شده اثرات داد زدن سر کودکتان از بین نرفت از مشاوره کودک استفاده کنید تا فرزندتان در فضایی امن بتواند احساسات منفی درون خود را بروز دهد و با آموزش‌های صحیح احساسات مخرب در او تصحیح شود.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

عوارض چاقی در کودکان

شاخص توده‌ی بدنی (BMI) عددی است که به کمک آن می‌توان نسبت قد و وزن و تناسب آن‌ها را بررسی کرد. علاوه بر قد و وزن در کودکان سن و جنسیت نیز برای تعیین میزان اضافه‌وزن اهمیت دارد؛ برای همین وضعیت کودک را در مقایسه با دیگر هم سن و سال‌هایش بررسی می‌کنند. این مفهوم صدک نام دارد. کودکانی که در صدک نود و پنجم به بالا قرار می‌گیرند دچار اضافه‌وزن و چاقی هستند.

چاقی کودکان تهدیدی جدی برای سلامتی آن‌ها است. کودکانی که اضافه‌وزن دارند به‌راحتی ممکن است دچار چاقی شدید شوند و در معرض ابتلا به تعدادی از بیماری‌های مزمن قرار بگیرند. سلامتی ضعیف ناشی از چاقی در کودکی می‌تواند تا بزرگ‌سالی ادامه یابد. چاقی کودکان فقط بر سلامت جسمی آن‌ها تأثیر نمی‌گذارد بلکه کودکان و نوجوانان دارای اضافه‌وزن یا چاقی می‌توانند افسرده شوند و خودانگاره (درک و احساسی که نسبت به خود دارند) و اعتمادبه‌نفس ضعیفی داشته باشند.

علل چاقی کودکان

سابقه خانوادگی، عوامل روان‌شناختی و سبک زندگی همگی در چاقی کودکان نقش دارند. کودکانی که والدین یا سایر اعضای خانواده‌ی آن‌ها دارای اضافه‌وزن یا چاقی هستند، به‌احتمال‌زیاد این روند را دنبال می‌کنند؛ اما علت اصلی چاقی کودکان ترکیبی از خوردن زیاد و تحرک کم است. یک رژیم غذایی ضعیف حاوی مقادیر بالای چربی یا قند و مواد مغذی کم می‌تواند باعث افزایش وزن سریع در کودکان شود؛ بنابراین خوردن فست فودها و غذاهای آماده و کنسروی علاوه بر این‌که باعث چاقی در کودکان می‌شود به دلیل نداشتن مواد مغذی در روند رشد آن‌ها اختلال ایجاد می‌کند. فعالیت بدنی ناکافی نیز از دیگر عوامل مهم در چاقی کودکان است. ورزش و تحرک بدنی باعث سوزاندن کالری شده و در نتیجه منجر به کاهش وزن می‌شود. در کودکانی که فعالیت فیزیکی کمی دارند احتمال چاقی بیشتر است.

مسائل روان‌شناختی نیز ممکن است منجر به چاقی در برخی از کودکان شود. کودکان و نوجوانانی که بی‌حوصله هستند و استرس و افسردگی دارند ممکن است برای کنار آمدن با احساسات منفی بیشتر غذا بخورند.

مشکلات و عوارض چاقی در کودکان

کودکانی که چاق هستند در مقایسه با همسالان خود که وزن مناسبی دارند در معرض خطر ابتلا به مشکلات سلامتی هستند. دیابت، بیماری‌های قلبی و آسم از جدی‌ترین خطرات هستند.

دیابت در کودکان چاق

در دیابت نوع ۲ بدن گلوکز را به‌درستی متابولیزه نمی‌کند. دیابت می‌تواند منجر به آسیب به چشم، آسیب عصبی و اختلال عملکرد کلیه‌ها شود. کودکان و بزرگ‌سالان دارای اضافه‌وزن، بیشتر به دیابت نوع ۲ مبتلا می‌شوند. بااین‌حال، این شرایط ممکن است از طریق رژیم غذایی و تغییر سبک زندگی قابل‌برگشت باشد.

بیماری‌های قلبی

کلسترول و فشارخون بالا خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی در آینده را برای کودکان چاق افزایش می‌دهد. غذاهایی که دارای چربی و نمک زیادی هستند ممکن است باعث بالا رفتن سطح کلسترول و فشارخون شوند. حمله قلبی و سکته مغزی دو عارضه‌ی مهم بیماری قلبی هستند.

ارتباط چاقی کودکان و آسم

آسم التهاب مزمن مجاری تنفسی است. محققان مطمئن نیستند که دقیقاً چگونه چاقی و آسم به هم پیوند خورده‌اند؛ اما بر اساس مطالعات اخیر حدود ۳۸٪ از بزرگ‌سالان مبتلا به آسم در امریکا چاق هستند. همان مطالعات نشان داده‌اند که چاقی ممکن است یک عامل خطر برای آسم شدیدتر در برخی از افراد باشد.

درمان سریع چاقی کودکان

اختلالات خواب در کودکان چاق

کودکان و نوجوانان چاق ممکن است از اختلالات خواب مانند خروپف زیاد و آپنه‌ی خواب رنج ببرند. وجود چربی اضافی در ناحیه‌ی گردن می‌تواند مجاری تنفسی آن‌ها را مسدود کند.

چاقی کودکان و درد مفاصل

در کودکان چاق وجود وزن اضافی باعث سفتی و درد مفاصل و همچنین کاهش دامنه‌ی حرکتی مفصل می‌شود. در بسیاری از موارد، کاهش وزن می‌تواند مشکلات مفصلی را برطرف کند.

تغذیه‌ی سالم و مناسب برای کودکان چاق

تغییر در عادات غذایی کودکان چاق کاملاً ضروری است. تأثیر والدین الگوهای غذایی کودک را شکل می‌دهد. اکثر کودکان آنچه والدینشان می‌خرند می‌خورند؛ بنابراین تغذیه‌ی سالم باید از شما شروع شود. با محدود کردن شیرینی و نوشابه در خانه، تغییرات اساسی تغذیه را شروع کنید. در عوض، آب و شیر کم‌چرب یا بدون چربی را به همراه وعده‌های غذایی سرو کنید. مصرف فست فود را کاهش دهید و تلاش کنید بیشتر آشپزی کنید و غذای خانگی و مغذی بپزید. در وعده‌های اصلی و میان وعده‌ها به‌جای مواد فراوری‌شده و تنقلات شور و پرکالری از مواد تازه و سالم استفاده کنید.

این احتمال وجود دارد که کودک چاق یا دچار اضافه‌وزن با تغییر تغذیه و پیش گرفتن یک روش غذایی سالم، مقداری از وزن خود را کم کند. در صورت عدم کاهش وزن با پزشک متخصص اطفال مشورت کنید. ممکن است به کمک تکمیلی یک متخصص تغذیه یا رژیم‌درمانی نیاز داشته باشید.

تغییر سبک زندگی برای مبارزه با چاقی کودکان

چند روش وجود دارد که می‌تواند به جلوگیری از چاقی کودکان کمک کند.

فعالیت بدنی را افزایش دهید

سطح فعالیت بدنی کودک خود را افزایش دهید تا به او کمک کنید وزن خود را کاهش دهد. برای علاقه‌مندی آن‌ها از کلمه‌ی فعالیت به‌جای ورزش استفاده کنید. فعالیت و ورزش مناسب را با توجه به سن کودک انتخاب کنید؛ به‌عنوان‌مثال بازی لی‌لی ممکن است برای یک کودک ۷ ساله بیشتر از دویدن جذاب باشد. کودک خود را تشویق کنید ورزشی را که برای آن ابراز علاقه کرده است، امتحان کند.

فعالیت‌های خانوادگی را بیشتر کنید

فعالیت‌هایی را پیدا کنید که کل خانواده در کنار هم بتوانند لذت ببرند. این کار نه‌تنها یک روش عالی برای پیوند و ارتباط بیشتر بین اعضای خانواده است، بلکه به کودک شما کمک می‌کند تا فعال شود و مسیر رسیدن به وزن سالم را شروع کند. برای جلوگیری از کسالت و تکراری شدن حتماً فعالیت‌ها را تغییر دهید. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های امریکا توصیه می‌کند کودکان حداقل یک ساعت ورزش روزانه داشته باشند تا سالم بمانند.

زمان استفاده از تلویزیون، لپ‌تاپ و موبایل را محدود کنید

کودکانی که روزانه چندین ساعت را به تماشای تلویزیون، بازی‌های رایانه‌ای یا استفاده از موبایل‌های هوشمند یا سایر دستگاه‌ها می‌گذرانند، معمولاً دارای اضافه‌وزن هستند. این موضوع می‌تواند چند علت داشته باشد. زمانی را که می‌توان برای انجام فعالیت‌های بدنی صرف کرد از بین می‌برد و دوم اینکه، زمان بیشتر در مقابل تلویزیون به معنای زمان بیشتر برای خوردن میان وعده‌ها و قرار گرفتن در معرض تبلیغات مربوط به غذاهای پر قند و پرچرب است که بیشترین بازاریابی مواد غذایی را تشکیل می‌دهند.

مشاوره چاقی در کودکان

نحوه گفت و گو با کودک در خصوص مشکل چاقی می‌تواند بسیار مهم باشد. شما نباید به گونه‌ای با او صحبت کنید که احساساتش آسیب ببیند یا حس بد بودن به او دست دهد. اگر با چنین مشکلی در خانه رو به رو هستید بهتر است که با یک مشاور یا روانشناس در این خصوص صحبت کنید تا شما را برای ارتباط بهتر و موثر با کودکتان یاری کند.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

درمان کودک بیش فعال

نحوه تربیت کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی

کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) اغلب کودکانی باهوش، باانگیزه و مهربان هستند؛ اما پدر و مادری کردن برای آن‌ها و مراقبت از آن‌ها بدون چالش نیست. مشکلات رفتاری، از فراموشی انجام کارها گرفته تا بی‌اعتنایی به مسائل می‌تواند برای والدین ناامیدکننده باشد. همچنین عزت‌نفس پایین، مشکل در دوست‌یابی و فراز و نشیب‌های عاطفی از ویژگی‌های اختلال نقص توجه و بیش فعالی است. والدین در جهت کمک به فرزندانشان برای زندگی در دنیایی که معمولاً برای افرادی که دچار نقص‌ها و مشکلات روانی هستند مشکل‌ساز است، باید به‌شدت از نیازهای آن‌ها حمایت کنند. مثلاً باید آن‌ها را ترغیب کنند تا در مدرسه علایق و خواسته‌های خود را پیگیری کنند و مطمئن شوند فرزندشان موردحمایت قرار می‌گیرد و امنیت دارد.

صحبت آزادانه و راحت در مورد اختلال نقص توجه و بیش فعالی و در صورت لزوم جست‌وجو برای درمان آن می‌تواند به کودک کمک کند تا در مراحل زندگی از خود مراقبت کرده و راحت‌تر زندگی کند.

چرا کودکان دچار اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی، لجوج و سرکش هستند؟

نافرمانی و لجاجت معمولاً با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی در ارتباط است. به‌خصوص در کودکانی که علائم بیش‌فعالی در آن‌ها شدیدتر است. رفتارهای تکانشی می‌تواند منجر به واکنش‌های بی‌ملاحظه و یا پرخاشگرانه شود. همچنین عدم توانایی در کنترل هیجان و خشم نیز می‌تواند دلیل دیگری برای نافرمانی و لجاجت در این کودکان باشد. در برخی موارد کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی دچار اختلال نافرمانی (ODD) نیز می‌باشند. در این کودکان الگوی مداومی از رفتار‌های منفی و خصمانه وجود دارد. این کودکان به‌طور مداوم خشم نشان می‌دهند و نافرمانی و لجاجت می‌کنند. نظم و انضباط سخت‌گیرانه معمولاً برای این افراد مؤثر نیست، در عوض تمرین شفقت و تمرکز بر مهارت سازی راهکارهایی است که توسط متخصصان توصیه می‌شود.

مؤثرترین روش انضباط برای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

نظم و انضباط منصفانه و مداوم برای کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی مانند سایر کودکان سودمند است. متخصصان روشی را پیشنهاد می‌کنند که تمرکز آن بر تعیین انتظارات واضح، به‌کارگیری واکنش‌های طبیعی به رفتار کودک و اطمینان از اجرای مداوم این واکنش‌ها و تمجید از رفتارهای مثبت است. همچنین بهتر است از تنبیه کودک به دلیل رفتاری که از کنترل او خارج است خودداری کنید و در مورد رفتارهای مشکل‌ساز با او صحبت کنید تا انگیزه‌ی کودک از انجام آن را بهتر درک کنید. به‌عنوان‌مثال رفتاری که ظاهراً لجبازی و نافرمانی به نظر می‌رسد ممکن است درواقع از سرخوردگی یا اضطراب ناشی شود. پرداختن به احساساتی که در پس این رفتار وجود دارد به‌احتمال‌زیاد به کاهش تکرار آن در آینده کمک می‌کند.

تشویق عامل تغییر رفتار در کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

استفاده از سیستم‌های پاداش و تشویق رسمی مانند دادن برچسب برای ایجاد انگیزه در کودک، موافقان و مخالفانی دارد. ازیک‌طرف، بسیاری از والدین دریافته‌اند که سیستم‌های پاداش و تشویق‌های مداوم به فرزندشان کمک می‌کند تا رفتارهای مشکل‌ساز را کاهش دهد. از طرف دیگر، بعضی از والدین نگران این هستند که استفاده از پاداش برای تشویق رفتار خوب شبیه به رشوه دادن است و ممکن است انگیزه‌های درونی کودک برای انجام رفتارهای خوب را کاهش دهد. اینکه از یک سیستم رسمی برای پاداش دادن استفاده کنید یک تصمیم شخصی است. همچنین می‌توانید از روش‌های دیگری مثل تشویق غافلگیرانه استفاده کنید. مثلاً یک گردش کوتاه پس از یک هفته رفتار خوب یا چند کلمه تعریف و تمجید واقعی ممکن است برای تشویق کودکان بدون کاهش انگیزه‌های درونی آن‌ها برای رفتار مناسب، کافی باشد.

رفتار با کودک بیش فعال

دوست‌یابی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی

متأسفانه برخی از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی در دوست‌یابی و حفظ ارتباط دوستانه دچار مشکل هستند. این موضوع اغلب به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه، بیش‌فعالی یا عدم تمرکز روی یک بازی یا مکالمه رخ می‌دهد. جهت کمک به کودک برای رشد مهارت‌های اجتماعی لازم است که والدین به‌آرامی اما با صراحت، رفتار مناسب را برای کودک توضیح دهند. هنگام موفقیت کودک از او تعریف و تمجید کنید و به‌جای اصرار به اینکه کودک در گروه بزرگی حضور داشته باشد سعی کنید او را تشویق کنید که بر دوستی با یک نفر تمرکز کند. کوتاه کردن زمان‌های بازی، قبل از شروع بیش‌فعالی یا از دست دادن تمرکز می‌تواند به کودکان کمک کند تا تعاملات اجتماعی را با یک نتیجه مثبت خاتمه دهند و ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنند.

دوستی با افراد کوچک‌تر از خود در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

این موضوع بسیار رایج است و اشکالی ندارد که کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی با افراد خردسال‌تر ارتباط دوستانه برقرار کند. ازآنجاکه این اختلال نوعی تأخیر در رشد است، کودک مبتلا به آن ممکن است دریابد که افراد کوچک‌تر بیشتر به او شبیه هستند. علاوه بر این، دوستان کم سن و سال ممکن است به کودک مبتلا به بیش فعالی اجازه دهند که خود را مانند یک رهبر احساس کند که ممکن است کودک نتواند این احساس را در سایر حوزه‌ها تجربه کند. به‌ویژه اگر ازنظر اجتماعی بیشتر با افراد هم سن و سال خود در ارتباط باشد.

تقویت عزت‌نفس در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

اختلالات اضطراب در کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی بسیار شایع است. وقتی یک کودک مضطرب در مورد کارها و رفتارهایش مدام با بازخورد منفی و انتقادی روبه‌رو شود افکار منفی به سراغ او می‌آید و باعث کاهش اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس او می‌شود. والدین می‌توانند با یک ستایش و تشویق حقیقی و خالصانه در هنگام موفقیت‌های کودک به افزایش عزت‌نفس او کمک کنند. همچنین تشویق او برای پیگیری علاقه‌مندی‌های خود جهت یافتن حوزه‌هایی که در آن‌ها بهتر است نیز سودمند است. افزایش تدریجی استقلال او و اطمینان از یادگیری مهارت‌های حیاتی نیز می‌تواند به افزایش احساس صلاحیت و اعتمادبه‌نفس او کمک کند.

مشکلات خواب در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی

برخی تحقیقات نشان می‌دهد حدوداً ۷۰ درصد از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی دارای اختلالات بالینی در خواب هستند ازجمله مشکل در به خواب رفتن، بیدار شدن مداوم در طول شب یا صبح زود بیدار شدن. کودک همچنین ممکن است در برابر خوابیدن مقاومت کند و در هنگام خواب نافرمانی کند و یا ناراحت شود. برای مقابله با مشکلات خواب، والدین باید یک برنامه منظم قبل از خواب داشته باشند و یک محیط خواب آرام با حداقل حواس‌پرتی ایجاد کنند. آن‌ها باید تلاش کنند که فرزندشان به‌طور منظم ورزش کند و رژیم غذایی سالمی داشته باشد که هر دو می‌توانند خواب را بسیار بهبود بخشند. اگر مشکلات خواب شدید باشد، والدین ممکن است تمایل داشته باشند مکمل‌های ملاتونین را امتحان کنند. به خاطر داشته باشید که داروهای محرک ممکن است خواب را مختل کنند، به‌خصوص اگر برخی دوزهای آن‌ها در ساعات انتهایی روز مصرف شود. اگر شک دارید که این موضوع ممکن است عامل مشکلات خواب در کودک شما باشد، در مورد کاهش دوز یا تغییر در برنامه‌ی مصرف آن‌ها با پزشک صحبت کنید.

منبع: Psychologytoday

تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه به کودکان مسئولیت دهیم؟

زمانی که از والدین سوال می‌شود که دوست دارند فرزندشان چه ویژگی‌هایی داشته باشد، یکی از جواب‌های رایج «مسئولیت‌پذیری» است. مسئولیت‌پذیر یک کلمه جامع است که شامل معانی زیر می‌تواند باشد:

  • شخصی قابل اعتماد که دیگران بتوانند بر او تکیه کنند.
  • شخصی که پای حرف‌های خود بایستد.
  • شخصی که به تعهداتش عمل کند.
  • شخصی که کارهایش را به نحو احسن انجام دهد.
  • شخصی که در صورت انجام صحیح کار، تشکر و قدردانی را بپذیرید و در همان حال اگر اشتباهی مرتکب شود، مسئولیت اشتباهش را قبول کند.
  • شخصی که عضوی فعال در خانواده و اجتماع باشد.

مسئولیت‌پذیری یکی از ویژگی‌هایی است که به کودکان کمک می‌کند افرادی موفق در مدرسه و بعد از بزرگ شدن در جامعه باشند. باید توجه داشت که «مسئولیت‌پذیری» از «مطیع بودن» متفاوت است. والدین معمولاً این دو صفت را به اشتباه یکی تصور می‌کنند. زمانی که کودک تنها به این دلیل که والدین از او خواسته‌اند، کاری را انجام دهد به معنای اطاعت است، اما اگر او بدون درخواست صرفا به این خاطر که کاری لازم است انجام شود، آن را به عهده گیرد به معنای مسئولیت‌پذیری است.

اگرچه اهمیت مسئولیت‌پذیری بر هیچ پدر و مادری پوشیده نیست اما اکثر والدین نمی‌دانند که چگونه می‌توانند فرزندانی مسئولیت‌پذیر داشته باشند. از این رو در این مقاله به این سوال که «چگونه به کودکان مسئولیت دهیم» پرداخته می‌شود.

آموزش مسئولیت‌پذیری به کودک

وظایفی مناسب سنش برای او تعیین کنید.

کارهایی را به کودکتان محول کنید که مطمئن هستید بدون مشکل از پس آن بر می‌آید. به او دقیقا بگویید که از او چه می‌خواهید و به او روند کار را آموزش دهید. در صورتی که یک خواسته کلی از او داشته باشید و او نداند که چطور باید انتظار شما را برآورده کند، ممکن است دچار دلهره شود. به طور مثال به او نگویید «اتاقت را مرتب کن»، بلکه بهتر است به صورت دقیق بگویید «اسباب‌بازی‌هایت را در جعبه بگذار یا لباس‌هایت را تا بزن».

به او نشان دهید که چه خواسته‌ای دارید.

زمانی که از او می‌خواهید که به طور مثال میز را بچیند، خودتان شروع به چیدن میز کنید و به بگویید که ببیند شما چگونه بشقاب‌ها را بر میز می‌چینید و او هم همان کار را انجام دهد. اگر دیدید که نشان دادن کاری بیش از اندازه زمان می‌برد شاید آن کار مناسب سن فرزندتان نباشد، در عوض قسمتی از آن کار را به فرزندتان بسپارید؛ به طور مثال فقط از او بخواهید که بشقاب‌ها را بچیند و باقی کار را خودتان انجام دهید.

اول کار، بعد بازی

شما می‌توانید به کودکتان آموزش دهید که بعضی کارها لازم است قبل از استراحت یا تفریح انجام شود. به طور مثال به او بگویید که به پارک می‌روید اما لازم است که قبلش ظرف‌های ناهار را جمع کنیم. دوستانه رفتار کنید و به او نشان دهید که شما هم پارک رفتن را ترجیح می‌دهید اما گاهی لازم است که بعضی کارها قبل از تفریح انجام شود. یک راه خوب برای آموزش این موضوع به کودک استفاده از «وقتی … بعد …» می‌باشد. به طور مثال بگویید «وقتی میز تمیز شد بعد به پارک می‌رویم». این نکته حائز اهمیت است که از واژه «وقتی» به جای «اگر» استفاده شود زیرا وقتی بگوییم «اگر میز تمیز شود می‌توانی بازی کنی» به این معنی است که تو برای این که بازی کنی، مجبور هستی میز را تمیز کنی، اما حالت دیگر به این معنی است که میز در هر صورت لازم است که تمیز شود و بازی بعدش تنها یک پاداش اضافه است.

مسئولیت‌پذیری-کودکان-در-خانه

کارها را سرگرم‌کننده نشان دهید.

همه ما زمانی که کاری سرگرم‌کننده باشد، بیشتر از آن لذت می‌بریم. سعی کنید کارهای خانه را سرگرم‌کننده نشان دهید. به طور مثال زمانی که می‌خواهید لباس‌ها را از لباسشویی درآورید، با کودکتان مسابقه دهید که چه کسی می‌تواند تعداد لباس‌های بیشتری دربیاورد.

از تهدید کردن اجتناب کنید.

به کودکتان نشان دهید که لازم است از یکسری قوانین پیروی کند اما هرگز او را تهدید نکنید که اگر آن کار را انجام ندهد، به طور مثال دیگر دوستش نخواهید داشت. اگر کودتان از شما بیسکوییت خواست به او بگویید «وقتی که سر میز نشست، بعد به او بیسکوییت می‌دهید».

الگوی خوبی برای او باشید.

با انجام درست وظایف و تکالیفتان به کودکتان نشان دهید که مسئولیت‌پذیری چیست. به طور مثال وقتی به خانه برمی‌گردید کلیدهایتان را به جاکلیدی آویزان کنید و لباس‌هایتان را سر جایش بگذارید. شما همچنین می‌توانید علت کارهایتان را به کودکتان بگویید تا متوجه شود که چرا مسئولیت‌پذیری لازم و خوب است. به طور مثال به او بگویید شما کلیدهایتان را به جاکلیدی آویزان می‌کنید، تا دفعه‌ی بعدی که لازم شد آن‌ها را راحت پیدا کنید.

بر تلاش تمرکز کنید نه نتیجه.

زمانی که کودکتان برای انجام کاری تلاش می‌کند، ممکن است وسوسه شوید که خودتان آن را انجام دهید، اما لازم است که به او فرصت دهید زیرا تلاش کردن مهم‌تر از نتیجه است. وقتی خودتان کار را انجام دهید یا کودکتان را سرزنش کنید، باعث می‌شود که اعتماد به نفس کودکتان کم‌تر شده یا حتی دیگر علاقه‌ای به قبول کردن مسئولیت نداشته باشد.

اگر می‌خواهید به او کمک کنید، می‌توانید قسمتی از کار را انجام دهید تا او با انجام دادن مابقی و موفق شدن در آن، اعتماد به نفس پیدا کند و برای کارهای بعدی نیز علاقه‌مند باشد. در حالتی دیگر شما می‌توانید او را برای تلاشش تشویق کنید و با راهنمایی زبانی اجازه دهید خودش کار را به اتمام برساند.

واقع‌بین باشید.

اگرچه شما همه چیز را به کودکتان آموزش می‌دهید، اما او ممکن است همیشه به یاد نداشته باشد که کفش‌هایش را در مکان مناسب بگذارد یا اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند. پس صبور باشید و با مهربانی به او یادآوری کنید. اگر او خسته است و تازه از مهدکودک برگشته، احتمالا زمان زیادی را مطابق قوانین سپری کرده، پس به او استراحت دهید و بگذارید در خانه احساس راحتی داشته باشد.

او را تشویق کنید.

زمانی که کودکتان مسئولیت‌پذیری از خودش نشان می‌دهد، حتی اگر موفق نشود، از او تشکر و قدردانی کنید. این موضوع به کودک نشان می‌دهد که تلاش‌هایش دیده شده و تقدیر می‌شود. تا آن جایی که می‌توانید دقیق باشید؛ به طور مثال بگویید «خیلی خوب است که خودت بدون هیچ کمکی توانستی لباس‌هایت را بپوشی یا آن‌قدر تمیز میوه‌ها را در ظرف گذاشتی». به صورت دقیق به او بگویید که تلاشش چه فایده‌ای داشته است؛ به طور مثال بگویید «حالا که تو همه‌ی قاشق‌ها را روی میز گذاشتی، همه می‌توانیم غذا بخوریم».

تلفن کلینیک روانشناسی

آموزش زلزله به کودک

توضیح زلزله برای کودکان

مسائل ناشناخته می‌تواند برای کودکان تاریک و ترسناک باشد. آنها بسیاری از مسائل را نمی‌دانند و در صورتی که اطلاعات درست در اختیار آن‌ها قرار نگیرید می‌توانند برداشت‌های اشتباهی داشته باشند. این برداشت‌های اشتباه ممکن است در بزرگ‌سالی تصحیح شوند، اما در بعضی موارد نیز می‌توانند مشکلات دراز مدت و درونی ایجاد نمایند که درمان آن‌ها به راحتی امکان پذیر نباشد.

یکی از مسائلی که لازم است برای کودکان توضیح داده شود، بلاهای طبیعی از جمله زلزله است. یک زمین لرزه خفیف می‌تواند زمان مناسبی برای توضیح زلزله به کودک باشد یا زمانی که کودک از کسی در این خصوص شنیده و از شما در موردش سوال می‌پرسد، می‌توانید بحث را آغاز کنید و آموزش‌های لازم را در اختیار کودکتان قرار دهید. غالبا والدین نگران هستند که صحبت در مورد زلزله یا سایر بلاهای طبیعی باعث ترس کودکشان شود؛ از این رو در این مقاله در خصوص نحوه صحیح توضیح زلزله برای کودکان به گونه‌ای که موجب ترس آن‌ها نشود، صحبت شده است.

اطلاعات خود را در مورد زلزله افزایش دهید

اگر بخواهیم صادق باشیم، زلزله برای بزرگ‌سالان نیز می‌تواند ترسناک باشد. اگر در مورد زلزله اطلاعاتتان ناقص است، بهتر است که کمی تحقیق کنید و در خصوص آمادگی برای زلزله و اقدامات بعد از آن آگاهی لازم را کسب کنید.

واقعیت‌های ترسناک زلزله را توضیح ندهید

زمانی که می‌خواهید در خصوص زلزله با کودکتان صحبت کنید، بهتر است که در خصوص خسارت‌های ناشی از آن صحبت نکرده و بیشتر روی مسائل علمی و فواید زلزله تمرکز کنید. در نظر داشته باشید که عکس‌هایی که در سایت‌های خبری قرار داده شده مناسب نمایش به کودکان نیستند؛ به منظور آموزش می‌توانید از عکس‌های کتاب‌های علمی یا کتاب‌های آموزشی کودکان استفاده نمایید. کمی خلاق باشید و با بازی و نقاشی به کودکتان در خصوص علت وقوع زلزله، صفحات تکتونیک و لایه‌های زمین آموزش دهید. به طور مثال شما می‌توانید بر صفحات مقوایی خانه سازی کنید و با تکان دادن صفحات روی یکدیگر نحوه لرزیدن خانه را نشان دهید.

 اقدام‌های لازم در زمان زلزله را به کودک آموزش دهید

در مرحله قبل شما به کودکتان توضیح دادید که علت ایجاد زلزله چیست. حالا باید به او بگویید که در صورت شروع لرزه‌ها چه اقداماتی لازم است انجام شود؛ مکان‌های امن و نحوه پناه گرفتن و محافظت شخصی را به او آموزش دهید. شما می‌توانید همچنین از او بخواهید که مکان‌های امن را در خانه نقاشی کند تا درک بهتری از تصورات او پیدا کنید و راحت‌تر بتوانید او را راهنمایی کنید.

با یکدیگر اقدامات در زمان زلزله را تمرین کنید

اگر چه صحبت کردن و مباحث تئوری حائز اهمیت است اما لازم است که قسمتی از آموزش زلزله را به تمرین عملی اختصاص دهید. در هر یک از اتاق‌های خانه تمرین زلزله کنید و بعد از شروع تمرین به مکان‌های امن بروید. این موضوع باعث می‌شود که در هنگام وقوع زلزله کودک کم‌تر دچار ترس شود زیرا دقیقا می‌داند که چه کاری باید انجام دهد و احساس قدرت بیشتری خواهد داشت.

با کودکتان وسایل ضروری در زمان زلزله را آماده کنید

داشتن یک کیف از وسایل ضروری در زمان وقایع غیر مترقبه مانند زلزله می‌تواند بسیار مفید باشد. از کودکتان بخواهید که در آماده کردن کیف به شما کمک کند و در روند کار قرار بگیرد. دیدن این که شما برای مواقع ضروری اقدامات لازم را انجام می‌دهید باعث می‌شود که احساس امنیت بیشتری داشته باشد. اطمینان حاصل کنید که کودکتان از محل این کیف اطلاع داشته باشد.

توضیح زلزله به بچه

نحوه مراقبت از کودک بعد از زلزله

برای صحبت کردن با فرزندتان زمان بگذارید

به کودکتان نشان دهید که می‌تواند سوال‌های خود را بپرسد و نگرانی‌های خود را در میان بگذارد. ممکن است لازم باشد که کودک چندین بار در خصوص نگرانی‌ها و ترس‌های خود با شما صحبت کند؛ پس پذیرای سوال‌های او باشد و زمان کافی به او اختصاص دهید.

برای او الگو باشید

تغییر در سبک زندگی می‌تواند برای کودک بسیار استرس‌زا باشد. او ممکن است برای مقابله با شرایط از والدینشان الگو بگیرد؛ پس لازم است که شما آرامش خود را حفظ کنید تا فرزندتان نیز کم‌تر دچار استرس شوند.

کودکتان را به مراقبت از خودش تشویق کنید

مراقب باشید که کودکتان خواب کافی داشته باشد، غذای کافی بخورد و به میزان لازم آب بنوشد.

به کودکتان کمک کنید که احساس امنیت داشته باشد

لازم است که شما به کودکتان نشان دهید که برای امنیت خانواده تلاش می‌کنید و جایی برای نگرانی وجود ندارد.

روال روزانه‌ی خود را حفظ کنید

کودکان با انجام روال روزانه و داشتن ساختار مشخص به میزان بیشتری احساس امنیت می‌کنند. تا آن جایی که می‌توانید روال گذشته را مانند زمان غذا یا خواب حفظ کنید.

قوانین خانواده را حفظ کنید

قوانین خانواده نظیر احترام و رفتار مناسب را فراموش نکنید.

کم‌تر کودک خود را در معرض اخبار قرار دهید

از کودک خود در برابر اخبار زلزله و حوادث ناشی از آن در تلویزیون، اینترنت و … محافظت کنید.

نگرانی‌های کودک را در خصوص سلامت دوستانش برطرف کنید

از آن جایی که در زمان زلزله و روزهای بعد از آن ممکن است کودک نتواند دوستانش را ملاقات کند، به او اطمینان خاطر دهید که دوستانش در سلامت هستند و والدینشان از آن‌ها حمایت می‌کنند.

کودکانتان را به کمک کردن تشویق کنید

بعضی از کارها نظیر تمیز کردن خانه و سایر فعالیت‌های خانوادگی را به کودکتان بسپارید. زمانی که کودک احساس کند که می‌تواند کمک کند و مفید باشد، راحت‌تر آسیب گذشته را فراموش کرده و با آن سازگار می‌شود.

صبور باشید

ممکن است کودکتان نتواند مانند گذشته تمرکز داشته باشد و لازم باشد که شما به میزان بیشتری به او برای انجام کارها یا تکالیف مدرسه‌اش کمک کنید.

در زمان خواب به او توجه بیشتری داشته باشید

معمولا کودکان زمانی که از والدینشان دور می‌شوند، دچار استرس بیشتری می‌شوند. این موضوع در زمان خواب نیز ممکن است رخ دهد. سعی کنید قبل از خواب کودک، زمان بیشتری را به او اختصاص دهید.

مواظب مکالمات بزرگ‌سالان در خانه باشید

افراد بزرگ‌سال خانواده باید مواظب باشند که در خصوص زلزله و خسارات ناشی از آن در حضور کودک صحبت نکنند. کودکان درک درستی نسبت به صحبت‌هایی که می‌شنوند ندارند و ممکن است برداشت اشتباهی بکنند که موجب ترس بیشتر آن‌ها شود.

از مشاور کمک بگیرید

اگر کودک شما با گذشت زمان بهبود پیدا نکرد بهتر است که با یک متخصص در این خصوص صحبت کنید. گاهی کودک نمی‌تواند از واژه‌ها برای بیان احساساتش استفاده کند و از ابزارهای دیگری مانند نقاشی برای بیان احساساتش استفاده می‌کند. در این شرایط لازم است که یک فرد متخصص از سلامت کودک شما اطمینان حاصل کند.

تلفن کلینیک روانشناسی

نحوه برخورد با خواسته‌های کودک

معمولا کودک بعد از دوره‌ی نوزادی وارد مرحله‌ای می‌شود که ممکن است خواسته‌های زیادی داشته باشد؛ این مرحله طبیعی است و جزئی از روند سالم رشد کودک محسوب می‌شود. اما اگر کودک مدرسه‌ای شما مرتبا می‌خواهد که برایش چیزی بخرید یا فراهم کنید و نیازهای زیادی دارد، شاید لازم است که نگاه دقیق‌تری به تربیت خود داشته باشید.

به بعضی از کودکان یاد داده نمی‌شود که نیازهای خود را با نیازهای اطرافیانشان به تعادل برسانند و این موضوع منجر می‌شود که کودک بسیار پرتوقع یا فریبکار شود یا حتی گرایشات مادی گرایی پیدا کند (این موضوع بیشتر در دوره‌های قبل از نوجوانی و نوجوانی شایع می‌شود).

آیا شما هم کودکی دارید که خواسته‌های فراوان دارد و همیشه خواستار توجه و وقت بسیاری از جانب شماست؟ آیا کودک شما از همه چیز شکایت دارد و مدام نق می‌زند بدون آن که متوجه تاثیر رفتارش بر شما باشد؟ آیا این موضوع برای ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه داشته است؟

اگر جوابتان به سوال‌های بالا مثبت است، بهتر است که به ادامه مقاله توجه کنید. در این مقاله در خصوص نحوه برخورد صحیح با خواسته‌های کودک و جلوگیری از ایجاد توقعات اشتباه در او صحبت شده است تا خانواده‌ها بتوانند تربیت بهتری داشته و افراد سالم‌تری تحویل جامعه دهند. مطمئنا همه والدین دوست دارند که کودکشان از هر لحاظ چه جسمی و چه روانی سالم باشد و هیچ پدر و مادری از قصد به فرزند خود آسیب نمی‌رسانند. اما باید گفت که آسیب‌های وارد شده به کودکان به دلیل ناآگاهی و عدم تجربه کافی والدین انکار ناپذیر است.

دلایل ایجاد توقع و خواسته‌های نامطلوب در کودکان

به طور معمول دو دلیل اصلی برای پرتوقع شدن کودک وجود دارد که هر دو آن‌ها با صرف وقت و تلاش قابل حل و درمان است. این دلایل شامل:

توجه زیاد پدر و مادر

گاهی اوقات والدینی که خودشان در کودکی مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند بعد از بچه‌دار شدن به دلیل این که نمی‌خواهند کودکشان مشکلات آن‌ها را تجربه کند، توجه بیش از اندازه نثار فرزند خود می‌کنند. آن‌ها مدام برای کودکشان اسباب بازی‌های مختلف می‌خرند و وقت بسیاری به او اختصاص می‌دهند دریغ از این که این نوع تربیت باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای فرزندشان شده و او را به فردی محق و طلب کار تبدیل می‌کند.
این کودکان به این که همه چیز طبق خواسته آن‌ها پیش برود، عادت می‌کنند و تصور می‌کنند که اطرافیان فقط باید در خدمت آن‌ها باشند، اما روال دنیا این گونه پیش نمی‌رود. دیر یا زود والدین این کودک متوجه می‌شوند که فرزندشان همیشه مدعی است و زمانی که سعی می‌کنند به او بفهمانند که بعضی از خواسته‌ها را نمی‌توانند برایش برآورده کنند، با شکایت و گریه مواجه می‌شوند زیرا کودک تنها به روش قبلی والدین خود عادت دارد و روش دیگری برایش قابل قبول نیست. او به قدرتی که قبلا داشته عادت کرده است.

تربیت کودک

کودک در این زمان ممکن است از جملاتی نظیر “از شما متنفرم”، “شما والدین بدی هستید”، یا “شما دیگر مرا مانند قبل دوست ندارید”، استفاده کند. شنیدن این جملات برای والدینی که توجه و عشق بسیاری نثار فرزند خود کرده‌اند می‌تواند بسیار سخت باشد.

عدم حضور والدین

در حالتی دیگر زمانی که پدر و مادر با یکدیگر مشکل داشته باشند و سازگار نباشند، کودک احساسات بدی را تجربه می‌کند که برای او با آگاهی کمی که دارد تجربه این احساسات بسیار مشکل است. ممکن است والدین بخواهند از یکدیگر جدا شوند یا قبلا جدا شده باشند؛ در این حالت کودک دچار ترس از دست دادن عشق و امنیت شده که برای جبران آن ممکن است بهانه‌گیر شده و خواسته‌هایش بیشتر شود. در این حالت کودک خواسته‌هایش بیشتر می‌شود زیرا بلد نیست که چگونه نیاز خود را به دریافت عشق بروز دهد.

در برخی شرایط ممکن است پدر و مادر با یکدیگر مشکلی نداشته باشند و شرایط شغلی، تحصیلی و … منجر به عدم حضور یکی از والدین در خانه شود که در این صورت نیز احتمال دارد کودک در مقابل فقدانی که تجربه می‌کند، بهانه‌گیر شود.

بهترین رفتار مقابل خواسته‌های نابجای کودک

در مرحله اول باید مشخص شود که چه چیزی باعث شده کودک خواسته‌های نابه‌جا داشته باشد یا بهانه‌گیر شود. در صورتی که علت رفتارهای کودک شما عدم حضور والدین باشد باید با او صحبت کنید و به او نشان دهید که به او اهمیت می‌دهید و او را مانند قبل دوست دارید. در صورتی که تنش‌های موجود در خانه بر فرزند شما اثر گذاشته جلسات مشاوره می‌تواند در کاهش تنش‌ها بسیار موثر واقع شده و آسیب کم‌تری گریبان‌گیر کودکتان شود.

در حالت دیگر در صورتی که کودک شما به دلیل توجه بیش از اندازه، خواسته‌های نابه‌جا پیدا کرده است وقت آن است که یکسری محدودیت‌ها و قوانین مشخص کنید. همان طور که گفته شد در ابتدا ممکن است فرزندتان به تغییر رفتار شما واکنش بسیاری نشان دهد اما شما برای این که آینده‌نگر باشید و از ایجاد آسیب‌های بیشتر به کودکتان در آینده جلوگیری کنید، لازم است که به قوانین جدید پایبند باشید. بسیار مهم است که در این مرحله شما و همسرتان با یکدیگر یکی باشید. اگر این مرحله‌ی تغییر برای شما مشکل است می‌توانید از کمک مشاوره برای تسهیل شرایط بهره‌مند شوید.

به صورت کلی در برخورد با خواسته‌های کودک موارد زیر را در نظر بگیرید:

  1. از یک لحن ملایم و قاطع برای توضیح محدودیت‌ها و قوانین استفاده کنید.
  2. تفاوت میان نیاز و خواسته را برای کودکتان توضیح دهید. به او بگویید که نیاز شامل مواردی نظیر غذا، لباس و خانه است و خرید اسباب بازی و یا تنقلات در دسته خواسته‌ها قرار می‌گیرد.
  3. مدل خوبی برای کودکتان باشید. زمانی که خواسته‌ای دارید از عباراتی نظیر در صورت امکان یا لطفا استفاده کنید و در قبال کاری که دیگری برای شما انجام می‌دهد، تشکر کنید.
  4. در صورتی که فرزندتان با لحن نامناسبی از شما چیزی خواست، نحوه صحیح تقاضا را به او یاد دهید و کلمات او را اصلاح کنید.
  5. نه گفتن را یاد بگرید. اگر کودک شما خواسته نابجایی داشت، به او نه بگویید و علتش را نیز توضیح دهید. این موضوع در سلامت کودک بسیار مهم است که به او نشان دهید هر چیزی را نمی‌تواند داشته باشد.
  6. با همسرتان صحبت کنید و به یک الگوی مشخص برای برخورد با خواسته‌های کودکتان برسید. هماهنگی در تربیت کودک بسیار حائز اهمیت است.
  7. رفتارهای خوب کودکتان را تحسین کنید و همیشه فقط بر رفتارهای نامناسب او تمرکز نکنید.

تلفن کلینیک روانشناسی

تشخیص-اختلال-یادگیری-کودکان

اختلال یادگیری کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

گاهی اوقات مشکلات یادگیری کودکان در مدرسه به اختلال یادگیری (Learning Disability) مربوط می‌شود. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری از نظر هوش مانند سایر افراد هستند و حتی می‌توانند تیزهوش باشند، اما در کلاس‌های درس به روش معمول بعضی مطالب را یاد نمی‌گیرند. این افراد از نظر بینایی و شنوایی مشکلی ندارند و تنها در درک، پردازش و سازماندهی اطلاعات دچار اشکال هستند. اختلال یادگیری به طور متوسط در ۱۰ الی ۲۰ درصد کودکان وجود دارد که در پسران بیشتر از دختران دیده می‌شود.

شاید شما هم فرزندی داشته باشید که در یادگیری دروسی مانند دیکته و ریاضی دچار اشکال بوده و وضعیت او شما را نگران کرده باشد. باید گفت که که هر مشکلی در یادگیری، اختلال یادگیری تلقی نمی‌شود، اما اگر فرزند شما مبتلا به این اختلال باشد، لازم است که سریع‌تر مشکل او شناسایی شده تا از کمک‌های لازم بهره‌مند گردد.

هدف از نگارش این مقاله آشنایی با انواع اختلال یادگیری، علت ایجاد، نشانه‌ها و درمان این اختلال است.

انواع اختلال یادگیری

افراد مبتلا به اختلال یادگیری به صورت معمول مشکلاتی را بروز دهند که شامل:

مشکل یادگیری در خواندن (Dyslexia):

مشکل در خواندن یکی از شایع‌ترین اختلالات یادگیری است که انواع مختلفی دارد. در نوع پایه آن فرد در ارتباط میان اصوات، حروف و کلمات دچار اشکال است و نمی‌تواند به درستی از روی یک متن بخواند. در نوع دیگری از اختلال خواندن فرد می‌تواند به درستی بخواند اما در فهم معنی کلمات و درک مطلب دچار اشکال می‌شود. از آن جایی که درست خواندن در همه دروس اهمیت دارد، افراد مبتلا به این اختلال در صورتی که آموزش‌های ویزه نداشته باشند، در مدرسه از دیگر هم کلاسی‌های خود عقب می‌افتند.

مشکل یادگیری در نوشتن (Dysgraphia):

فرد مبتلا به اختلال یادگیری در نوشتن، در ارتباط دادن اطلاعات دچار اشکال است و نمی‌تواند چیزی را که می‌شنود به شکل فیزیکی دربیاورد و بنویسد. این افراد حتی در کپی کردن اطلاعات نیز دچار اشکال هستند و نمی‌توانند با دیدن یک نوشته از روی آن بنویسند. آن‌ها نمی‌توانند به صورت یکنواخت و مرتب بنویسند و در نقطه گذاری نیز دچار اشکال هستند. در نتیجه آن‌ها در تمامی تمریناتی که نیاز به نوشتن دارد، ضعیف عمل می‌کنند.

مشکل یادگیری در ریاضیات (Dyscalculia):

برخلاف اختلال یادگیری در خواندن و نوشتن که به زبان مربوط است، مشکل یادگیری در ریاضی با عدم توانایی در پردازش اعداد ارتباط دارد. آن‌ها چهار عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را نمی‌توانند درک کنند و در شمارش، ترتیب اعداد و همچنین خواندن ساعت نیز دچار اشکال هستند.

مشکل یادگیری در مهارت‌های حرکتی (Dyspraxia):

مشکل در مهارت‌های حرکتی اگرچه ارتباطی با درس خواندن ندارد اما می‌تواند موجب افت تحصیلی شود زیرا اختلال در مهارت‌های حرکتی با هماهنگی ماهیچه‌های دست نیز ارتباط دارد. در نتیجه گرفتن مداد در دست و نوشتن برای آن‌ها همراه با اشکالات بیشتری است. اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی، ماهیچه‌های صورت و گلو را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و سبب ایجاد مشکل در حرف زدن و برقراری ارتباط می‌شود. افراد مبتلا به اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی ممکن است در راه رفتن، فعالیت‌های ورزشی و یا حتی نواختن ساز نیز دچار اشکال شوند و دست و پا چلفتی به نظر بیایند.

اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD):

افراد مبتلا به اختلال کم توجهی – بیش فعالی معمولا در تمرکز کردن بر سر یک موضوع مشکل دارند که این مسئله می‌تواند مانع یادگیری آن‌ها شود. این افراد غالبا تکالیف خود را به صورت نامنظم انجام می‌دهند. گاهی اوقات افراد تنها دچار اختلال کم توجهی هستند و مشکل بیش فعالی ندارند که در این حالت به نظر می‌رسد که در حال گوش دادن هستند و مشکل آن‌ها تا زمانی که نمرات پایینشان دیده نشود، ناشناخته باقی می‌ماند. درک مطلب، پیروی از دستورالعمل‌ها و تکمیل‌ تمرینات طولانی برای این گونه افراد مشکل خواهد بود.

علت ایجاد اختلال یادگیری

تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی و زیستی در ایجاد این نوع اختلالات می‌تواند موثر باشد. به طور مثال تاخیر و اختلال در رشد، مشکلات جزئی در مغز، نارسایی‌های مادرزادی، مسمویت و بی‌نظمی‌های بیوشیمیایی می‌تواند از عوامل ایجاد اختلال یادگیری باشد. علاوه بر مشکلات زیستی عوامل شخصیتی نیز ممکن است بروز اختلال یادگیری را تقویت کند. از جمله عوامل شخصیتی می‌توان به نگرش منفی، تنبلی، بی‌انگیزگی و مشکلات تربیتی اشاره کرد.

چگونه اختلال یادگیری را تشخیص دهیم؟

تشخیص اختلال یادگیری به دلیل گستردگی علائم آن کاری بسیار مشکل است، اما معمولا در سال‌های اولی که کودک به مدرسه می‌رود می‌توان آن را شناسایی کرد. گاهی والدین به دلیل عشقی که به فرزند خود دارند، از قبول این که فرزند آن‌ها مبتلا به اختلال یادگیری است اجتناب می‌کنند. البته لازم به ذکر است که همیشه مشکلاتی که در یادگیری وجود دارد، اختلال یادگیری محسوب نمی‌شود. آن چیزی که به عنوان اختلال یادگیری مطرح می‌شود مشکل دائمی در یک نوع مهارت خاص می‌باشد.

تشخیص زودهنگام اختلال یادگیری بسیار حائز اهمیت است زیرا این کودکان نیاز به آموزش‌های فوق العاده برای یادگیری دارند تا از دیگر هم سالان خود عقب نیافتند و اعتماد به نفس آن‌ها دچار مشکل نشود. در صورتی که نشانه‌های اختلال یادگیری را در فرزند خود شناسایی کردید برای تشخیص نهایی حتما به یک روانشناس بالینی کودک مراجعه کنید. برخی از نشانه‌های اختلال یادگیری شامل:

  • حافظه کوتاه مدت ضعیف
  • عدم تمرکز کافی
  • عدم توانایی در درک مطالب و پیروی از دستورالعمل‌ها
  • عدم توانایی در خواندن، نوشتن و درک ریاضی
  • بد خط نوشتن و بی نظمی در انجام تکالیف
  • ناتوانی در انجام مهارت‌های حرکتی ظریف مانند بریدن و گرفتن قلم
  • ناتوانی در مهارت‌های حرکتی مانند دویدن و پریدن
  • اعتماد به نفس پایین به دلیل تفاوت با دیگران
  • مشکل در صحبت کردن و لکنت زبان

درمان اختلال یادگیری

همان طور که گفته شد کودکان مبتلا به اختلال یادگیری کند ذهن نیستند و تنها به دلیل مشکلاتی که در پردازش اطلاعات دارند، نمی‌توانند با آموزش‌های معمول در مدرسه مطالب را یاد بگیرند. برای آموزش این افراد لازم است که از روش‌های متفاوت بر اساس مشکل آن‌ها استفاده شود. بعضی از مدارس خدمات ویژه در این خصوص ارائه می‌دهند که کودکان مبتلا به این اختلال در صورت شناسایی می‌توانند از آن‌ها بهره‌مند شوند. لازم به ذکر است که افراد مبتلا به اختلال یادگیری نیز ممکن است بتوانند به موفقیت‌های چشم‌گیر دست یابند و بسیاری از دانشمندان بزرگ نظیر ادیسون مبتلا به این اختلال بوده‌اند.

صحبت کردن با کودک و کتاب خواندن برای او می‌تواند به اختلال یادگیری در خواندن کمک کرده و کودک را برای خواندن کتاب تشویق کند. می‌توان از کتاب‌هایی با فونت‌های درشت و ساده شروع کرد تا کودک به آسانی بتواند ارتباط میان کلمات را پیدا کند. کتاب خواندن والدین نیز از عواملی است که به صورت ناخودآگاه کودک را به خواندن تشویق می‌کند.

افراد مبتلا به اختلال یادگیری معمولا به این موضوع متهم می‌شوند که به اندازه کافی تلاش نمی‌کنند و چون خودشان هم نمی‌دانند که اشکال کارشان کجاست دچار سردرگمی می‌شوند. آن‌ها به دلیل تفاوتی که با همسالانشان دارند دچار اضطراب شده و اعتماد به نفسشان متزلزل می‌گردد. در نتیجه برای جلوگیری از ایجاد آسیب‌های جدی، لازم است که از خدمات مشاوره تخصصی کودک در این زمینه بهره‌مند شوند. والدین نیز باید آموزش‌های لازم را برای مقابله با این مشکل فرا بگیرند تا کودک خود را از آسیب در امان نگه دارند. علاوه بر آن معلمین نیز باید از این افراد حمایت ویژه کنند و آن‌ها را برای یادگیری دروس، درست خواندن و نوشتن تشویق کنند.

تلفن کلینیک روانشناسی

بی علاقه بودن کودکان به مدرسه

عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن

مدرسه یک مرحله تکاملی خیلی مهم در رشد کودک محسوب می‌شود. در مدرسه کودک خود را به عنوان یک شخصیت مستقل می‌شناسد و با شرکت در فعالیت‌های مختلف استعدادها و توانایی‌های خود را کشف می‌کند. همچنین در این مکان او توانایی تفکر و استدلال را به شکل گسترده‌تری یاد می‌گیرد و درک بهتری نسبت به اخلاقیات و روابط اجتماعی پیدا می‌کند.

گاهی اوقات بچه‌ها از رفتن به مدرسه امتناع می‌کنند که این موضوع به دلایل مختلف ممکن است ایجاد شود. اگر ورود به مدرسه و پذیرش این مرحله به خوبی انجام نشود، کودک علاقه خود را به مدرسه رفتن از دست می‌دهد که ممکن است با افت تحصیلی نیز همراه باشد.

نقش والدین در از بین بردن این حس بسیار حائز اهمیت است اما متاسفانه غالبا والدین نمی‌دانند که در این شرایط چه رفتاری باید از خود نشان دهند.

دلایل عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن

همان طور که گفته شد بی علاقگی کودک در رفتن به مدرسه می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد که شامل:

 اضطراب جدایی

در سال‌های اول زندگی، حیات و آرامش کودک وابسته به مراقبت دائمی از اوست. زمانی که مادر تمام نیازهای کودک را تامین می‌کند، در ذهنش به عنوان یک شخصیت اصلی که به او احساس امنیت می‌دهد، نقش می‌بندد. معمولا یکی از والدین این نقش را برای کودک بازی می‌کند و این به معنای دوست داشتن بیشتر نیست. بعد از ۱۸ ماهگی کودک کم‌کم خود را به عنوان فردی مستقل می‌بیند و ذهنیت “من” برای او به وجود می‌آید. در این زمان اضطراب جدایی به وضوح در کودک دیده می‌شود زیرا او قابلیت تفکر مانند یک بزرگ‌سال را ندارد و متوجه نمی‌شود که جدایی کوتاه مدت است. این اضطراب جدایی بعد از سه سالگی از بین می‌رود و بعد از آن ممکن است در موقعیت‌های مختلف مانند شروع مدرسه دوباره بروز پیدا کند.

در کودکان سالم معمولا مرحله ورود به مدرسه به راحتی مورد پذیرش واقع می‌شود، اما در بعضی کودکان که در معرض آسیب قرار داشته‌اند، این مرحله ممکن است به سختی پذیرفته شود. عواملی که سبب تشدید اضطراب جدایی می‌شوند شامل:

  • عوامل ارثی (الگوهای اضطرابی و …)
  • روابط عاطفی نا امن میان والدین یا بین والدین و کودک
  • والدین کنترل‌گر و مضطرب
  • تجربیات ناخوشایند

 رفتار نامناسب معلم

علاوه بر والدین، رفتار معلم و اولیای مدرسه نیز می‌تواند در تمایل کودک به مدرسه تاثیرگذار باشد. سخت‌گیری‌های بی مورد و قوانین خشک می‌تواند سبب عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن شود. علاوه بر آن یک معلم نباید میان بچه‌ها فرق قائل شود و تنها به عده خاصی توجه نشان دهد، بلکه او باید به همه به یک میزان توجه و محبت داشته باشد تا عزت نفس و حس ارزشمند بودن آن‌ها آسیب نبیند. همچنین در مدرسه نباید فضای رقابتی ایجاد شود و بهتر است که توانایی هر کس نسبت به خودش و نه نسبت به سایر شاگردان ارزیابی گردد. بهتر است که معلم‌ها با مفاهیم پایه روانشناسی کودک آشنا باشند تا بتوانند رفتار مناسبی با آن‌ها داشته باشند و در صورتی که فردی مبتلا به مشکلات روان ذهنی باشد، بتوانند آن را به موقع شناسایی کرده و به متخصص مربوطه ارجاع دهند.

وجود افراد زورگو در مدرسه

بعضی از کودکانی که کمرو و خجالتی هستند ممکن است توسط بچه‌های قوی‌تر مورد آزار و اذیت قرار بگیرند. این افراد زورگو ممکن است وسایل افراد ضعیف‌تر را بردارند یا از آن‌ها بخواهند که تکالیفشان را انجام دهند. در بعضی موارد نیز آسیب‌های جسمی و بدنی گزارش شده است. این موارد سبب می‌شود که در مدرسه فضای نا امنی ایجاد شود و کودک تمایل خود را به مدرسه رفتن از دست بدهد. کودک باید یاد بگیرد که در این شرایط چگونه از خود مراقبت کند و در صورت نیاز اولیای مدرسه را در جریان قرار دهد.

دلایل عدم تمایل به مدرسه رفتن کودکان

نحوه برخورد با کودکی که مدرسه نمی رود

اگر کودک شما سال اولی است که به مدرسه می‌رود، بهتر است که از قبل با او در خصوص مدرسه رفتن صحبت کنید و به او بگویید که در این مکان می‌تواند تجربه‌های خوب داشته باشد و دوستان جدید پیدا کند. بهتر است که روز اول او را همراهی کنید و به او اطمینان خاطر دهید که در خانه منتظر بازگشت او خواهید بود.

کودک معمولا عدم تمایل خود را به مدرسه رفتن به شکل‌های مختلف بروز می‌دهد. ممکن است او این سوال برایش ایجاد شود که اصلا به چه علت باید به مدرسه برود؟ یا به بهانه‌های مختلف از رفتن به مدرسه امتناع کند. به طور مثال بگوید که امروز حالش خوب نیست و تمارض به مریضی کند. گاهی اوقات نیز اضطراب ناشی از رفتن به مدرسه سبب ایجاد بیماری‌های روان تنی شده و کودک واقعا مریض می‌شود. به طور مثال ممکن است مشکلاتی نظیر سردرد، دل‌درد و شب ادراری برای او ایجاد شود.

در این حالت مهم‌ترین قدم این است که متوجه شوید کودک به چه علت تمایلی به مدرسه رفتن ندارد. ممکن است که اگر از او مستقیم بپرسید که به چه علت مدرسه رفتن را دوست ندارد، نتواند احساس خود را بازگو کند. در بعضی موارد نیز شاید واقعا نداند که به چه علت مضطرب می‌شود و فقط به دنبال راهی باشد که از این اضطراب رها شود. اگر از او این سوال را پرسیدید و جواب درستی دریافت نکردید، می‌توانید به صورت غیر مستقیم سوال خود را مطرح کنید. به طور مثال بگویید اگر می‌توانستی تغیری در مدرسه ایجاد کنی، چه کار می‌کردی؟ سعی کنید در مواقعی از او این سوال را بپرسید که زمانی را با کودک خود سپری کرده‌اید؛ به طور مثال بعد از بازی یا خواندن کتاب تا او با شما احساس راحتی بیشتری داشته باشد.

اگر کودک شما علاوه بر مدرسه رفتن در موقعیت‌های دیگر هم به سختی از شما جدا می‌شود، ممکن است مبتلا به اضطراب جدایی باشد که در این صورت تصور می‌کند که اگر از شما جدا شود، ممکن است برایتان اتفاقی بیافتد و شما را از دست بدهد که در این صورت خود را درمانده و بیچاره می‌پندارد. در این زمان لازم است که شما کودک خود را سرزنش نکنید و به طور مثال به او نگویید که تو دیگر بزرگ شده‌ای و نباید این رفتار را داشته باشی. احساس او را درک کنید و سعی کنید به او اعتماد به نفس دهید. توانایی‌های او را شناسایی کنید و او را تشویق کنید. یکسری از کارها را به او بسپارید و اجازه دهید قسمتی از کارهایش را خودش انجام دهد. به این ترتیب می‌توانید وابستگی او را به خودتان کم‌تر کرده و اعتماد به نفسش را تقویت کنید.

مشاوره کودک را فراموش نکنید

برخورد صحیح با کودک پیچیدگی‌های بسیاری دارد زیرا او نمی‌تواند مانند یک بزرگ‌سال به صورت منطقی فکر کند و ممکن است در صورت برخورد اشتباه، باورهای غلطی برایش ایجاد شود که رفتار و احساسات او را در آینده تحت تاثیر قرار دهد. بهتر است که به منظور پیشگیری در مراحل مختلف از کمک مشاورین مجرب در این زمینه بهره‌مند شوید. حتی اگر تا کنون نتوانسته‌اید که از یک مشاور و روانشناس کمک بگیرید و کودک شما دچار مشکلاتی شده، بهتر است که بیش از این غفلت نکنید و همین الان از خدمات مشاوره کودک بهره‌مند شوید.

یک مشاور و روانشناس کاردان می‌تواند عدم تمایل به مدرسه رفتن را ریشه یابی کنید و با توجه به علت این عدم تمایل راهکارهای مناسب ارائه دهد. شاید علت مشکلات شما ریشه در روابط و مشکلات خانوادگی داشته باشد که در این صورت نیاز است که سایر اعضای خانواده نیز مشاوره شوند.

تلفن کلینیک روانشناسی

روانشناسی کودک مشاوره کودکان

آموزش مهارت دوست یابی به کودکان

پسرم بیش از اندازه خجالتیه و در جمع خانواده و دوستان از من جدا نمیشه! دخترم براش سخته به مدرسه بره و مدام گریه می‌کنه! پسرم در برخورد با بچه‌های دیگه خیلی خشن رفتار می‌کنه و توی بازی اونا رو میزنه و نمیتونه دوست پیدا کنه!

بسیاری از والدین در خصوص موارد بالا و به صورت کلی آموزش مهارت دوست‌ یابی به کودکان سوال می‌پرسند و نمی‌دانند که چگونه باید این موضوع را به آن‌ها آموزش دهند، دریغ از این که آن‌ها نقش بسیار مهمی در آموزش مهارت دوست‌ یابی به فرزندشان دارند و می‌توانند آن‌ها را به سمت دوستان مناسب سوق دهند.

برخورد با کودکان در زمینه‌های مختلف می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد زیرا آن‌ها به اندازه کافی شناخت ندارند و یک رفتار نادرست می‌تواند مشکلات عمده‌ای در بزرگ‌سالی برای آن‌ها ایجاد کند. در این مقاله در خصوص آموزش مهارت دوست یابی به کودکان و موارد مرتبط با آن صحبت شده است.

اهمیت دوست یابی در کودکان

کودک تا قبل از چهارسالگی درک زیادی نسبت به دوستی ندارد و تنها برای بازی با کودکان دیگر همراه می‌شود. اما داشتن دوست و تجربه روابط اجتماعی در این سنین می‌تواند در آینده برای دوست یابی به او کمک کند. بعد از چهارسالگی کودک کم‌کم مفهوم دوستی را می‌تواند درک کند و با کودکانی که با او اشتراکاتی دارد رابطه برقرار می‌کند. داشتن دوست به کودکان کمک می‌کند که کمتر دچار اضطراب و افسردگی شوند و سلامت روان بهتری داشته باشند. اگر کودک شما تنها یک دوست دارد از این بابت نگران نباشید زیرا تا زمانی که او بتواند با دوست خودش اوقاتی را بگذراند، مشکلی در این مورد برای او ایجاد نمی‌شود.

دلایل عدم موفقیت کودک در پیدا کردن دوست

این که فرزند شما به چه علت نمی‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کرده و برای خود دوستی انتخاب کند، بسیار مهم است و به شما کمک می‌کند که چه رویکردی را برای آموزش مهارت دوست یابی به او در پیش بگیرید. بعضی از دلایل عدم موفقیت کودک در این زمینه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

حساسیت بالا:

بعضی از کودکان روحیه حساسی دارند و رفتار بچه‌های دیگر به راحتی می‌تواند آن‌ها را ناراحت کند. این موضوع سبب می‌شود که کودک شما به برقراری ارتباط با بچه‌های دیگر تمایل نشان ندهد.

خجالتی بودن:

گاهی اوقات بچه‌ها به دلیل این که در خارج از خانواده ارتباطات اجتماعی را کم‌تر تجربه کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند و در کنار بچه‌ها‌ی دیگر ساکت و خجالتی می‌شوند. بسیاری از والدین اظهار می‌کنند که فرزند آن‌ها در خانه پر جنب ‌و‌ جوش است، اما در کنار افراد دیگر ساکت می‌شود. دلیل این موضوع این است که کودک در خانه به دلیل حمایت والدین احساس امنیت می‌کند، اما زمانی که والدینش در کنارش نباشند تا از او حمایت کنند، آرام و خجالتی می‌شود.

آموزش مهارت دوست یابی به کودکان

تهاجمی بودن:

گاهی کودک شما به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه نمی‌تواند با کودکان دیگر ارتباط برقرار کند. پرخاشگری در کودکان می‌تواند به دلیل اضطراب ایجاد شود. معمولا بچه‌هایی که به دلیل اضطرابشان پرخاشگری می‌کنند به سرعت پشیمان می‌شوند و خودشان هم دلیل رفتارشان را نمی‌دانند. از علت‌های دیگر پرخاشگری می‌توان به تضاد درونی اشاره کرد که کودک زمانی که بر سر دوراهی قرار می‌گیرد رفتار تهاجمی از خود بروز می‌دهد.

آموزش مهارت دوست یابی به کودکان

برای آموزش مهارت دوست یابی به کودکان از راه‌کارهای مختلفی می‌توان استفاده کرد که در ادامه برخی از آن‌ها را شرح می‌دهیم.

آموزش ارتباط با دیگران

به کودک خود آموزش دهید که چگونه می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. به طور مثال اگر کسی به خانه شما آمد به او یاد دهید که سلام کند و یا دست بدهد. به او یاد دهید که وقتی تلفن را برداشت چه بگوید و به او فرصت دهید که موارد آموزش داده شده را تمرین کند. با او صحبت کنید و از او بخواهید که از نحوه ارتباطش با دیگران برای شما بگوید. به طور مثال از او بپرسید که روز خود را در مدرسه چطور گذرانده؟ آیا تنها بوده یا توانسته زنگ تفریح با کسی ارتباط برقرار کند. در صورتی که او تنها بوده، اشکال کار را پیدا کنید و به او کمک کنید تا بر آن فائق شود.

اجتناب از برچسب زدن

حواستان باشد که هرگز در مورد شخصیت کودکتان در جمع صحبت نکنید. به طور مثال اگر شخصی به خانه شما آمد و کودکتان نتوانست به او به درستی سلام کند نگویید که فرزند شما خجالتی است. استفاده از این برچسب‌ها باعث تشدید حالت‌های کودکتان می‌شود و در آینده آسیب‌های بسیاری می‌بیند. در مثال قبلی بهتر است بگویید: “او تازه با شما آشنا شده و مدتی طول می‌کشد تا بهتان عادت کند.”

قرار دادن کودک در اجتماع

کودک خود را به مکان‌هایی ببرید تا بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. به طور مثال از همان ابتدای کودکی او را به پارک ببرید تا بتواند در کنار کودکان دیگر با وسایل بازی سرگرم شود. محافل خانوادگی نیز می‌تواند گزینه مناسبی باشد تا فرزند شما بتواند با همسالان خود ارتباط برقرار کند. شما همچنین می‌توانید بچه‌های هم سن و سال او را به خانه‌تان دعوت کنید تا بتواند در محیط امن خانه با آن‌ها ارتباط برقرار کند.

الگو خوب بودن

اولین کسانی که کودک از آن‌ها الگو برداری می‌کند والدین هستند. سعی کنید در برخورد با دیگران رفتار مناسبی از خود بروز دهید. اگر انزوا طلب هستید و علاقه‌ای به دوستی و ارتباط با کسی ندارید، این رفتار شما در کودک می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. اگر دوست دارید کودک شما شخصیت اجتماعی داشته باشد، شما نیز باید اجتماعی باشید.

نظارت و تشویق

اگر کودک شما در برخورد با دیگران رفتار مناسبی داشت، از او تشویق کنید. اما اگر عکس این موضوع اتفاق افتاد از او انتقاد نکنید، بلکه به او آموزش دهید که رفتار درست چگونه است. گاهی لازم است در محیط‌های اجتماعی علیرغم این‌ که از دور حواستان به کودکتان است او را به حال خود بگذارید و اگر مشکلی برای او پیش آمد، بگذارید خودش مشکل را حل کند. این موضوع به افزایش اعتماد به نفس کودکتان کمک می‌کند.

در نظر گرفتن شخصیت کودک

در آموزش مهارت دوست یابی به کودکان این را هم در نظر داشته باشید که بچه‌های مختلف شخصیت‌های متفاوتی دارند. بعضی از افراد ذاتا آرام هستند، پس آن‌ها را مجبور نکنید که شخصیت شلوغ و خیلی اجتماعی داشته باشند. سعی کنید در آموزش کودکتان توقعات معقولی بر اساس شخصیت او داشته باشید و هرگز او را با اشخاص دیگر مقایسه نکنید.

تلفن کلینیک روانشناسی