مقالات روانشناسی کودک مرکز مشاوره تلفنی روانشناسی سرای مشاور

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم

روش اصلاح رفتار کودکی که به حرف شما گوش نمی دهد

حتما برای شما هم پیش آمده که فرزندتان به حرف‌هایتان گوش ندهد یا کاملا شما را نادیده بگیرد. در چنین مواردی والدین به شدت احساس ناامیدی می‌کنند و برایشان این سوال ایجاد می‌شود که آیا خودشان اشتباهی کرده‌اند یا فرزندشان سرکش است؟ در این موارد والدین معمولا به دنبال روش‌های اصلاح رفتار کودک خود می‌گردند. درواقع دلایل زیادی برای مشکل گوش ندادن بچه‌ها وجود دارد؛ ازجمله اینکه ممکن است فرزند شما هنوز مهارت گوش دادن را در ذهن خود توسعه نداده باشد. اگر با چنین مشکلی مواجه شده‌اید، بهتر است ابتدا دلیل گوش ندادن فرزند خود را پیدا کنید و سپس با استفاده از استراتژی‌های مفیدی که ارائه می‌دهیم، مهارت گوش دادن او را توسعه دهید.

چرا بچه‌ها به حرف والدین گوش نمی‌دهند؟

برخی از والدین زمانی که فرزندشان به حرف آن‌ها گوش نمی‌دهد، این کار او را به عنوان بی‌احترامی برداشت می‌کنند. اما قضیه فراتر از این حرف‌ها است. حقیقت این است که گوش دادن فرزندان همیشه مربوط به احترام نیست؛ این یکی از مراحلی است که کودکان در حین جمع و جور کردن جهان خود از آن عبور می‌کنند.

دو دلیل مهم برای گوش ندادن فرزندان وجود دارد؛ اول اینکه ممکن است پیامی که سعی دارید به کودک برسانید خیلی پیچیده باشد و او نتواند به خوبی حرف شما را درک کند. زمانی که حرف‌های طولانی یا پیچیده‌ای به کودک خود می‌زنید، ممکن است گوش دادن به حرف شما برای او سخت شود. دلیل دوم هم مربوط به ناتوانی کودک در تمرکز کردن، کاهش شنوایی، مشکل پردازش شنوایی یا اختلال سلامت روان است. اما اغلب اوقات گوش ندادن کودک از رشد اجتماعی ناقص او سرچشمه می‌گیرد، برخی از بچه‌های کوچک‌تر ممکن است عمدا بدرفتاری کنند تا ببینند والدینشان چه واکنشی نشان می‌دهند.

درست است که درک دلیل بدرفتاری کودک می‌تواند موثر باشد، اما حتی با وجود دانستن این مورد گاهی اوقات دیدن اینکه کودک به تلویزیون یا اسباب بازی‌هایش بیشتر از حرف‌های شما اهمیت می‌دهد، می‌تواند آزاردهنده باشد. برای حل این مشکل در بخش بعدی استراتژی‌هایی را برای اصلاح رفتار کودک ارائه می‌دهیم.

بچم به حرفم گوش نمیده، چیکار کنم؟

زمانی که می‌خواهید روش درست گوش دادن را به فرزند خود یاد بدهید، باید صبر و حوصله زیادی داشته باشید. گوش دادن مهارتی است که در طول زمان توسعه پیدا می‌کند. در ادامه روش‌هایی را برای اصلاح رفتار کودک و استراتژی‌هایی برای توسعه مهارت گوش دادن در کودکان بررسی خواهیم کرد.

زمانبندی خوبی داشته باشید

معمولا زمانی که والدین موضوعی را پیش می‌کشند، انتظار دارند کودک به سرعت به آن‌ها گوش بدهد. ولی اگر زمانی را برای صحبت انتخاب کنید که فرزندتان آماده گوش دادن است، نتیجه بهتری می‌گیرید. نباید زمانی که کودک در حال بازی کردن است یا درست وسط یک مکالمه دیگر از او بخواهید به حرف‌هایتان گوش کند؛ زیرا در این حالت فرزند شما نمی‌تواند روی حرف‌هایتان تمرکز کند. برای اینکه گفتگوی موثرتری داشته باشید بهتر است از فرزند خود چیزی شبیه به این را بپرسید: «می‌بینم که فعلا مشغول هستی، تا چند دقیقه دیگر برای صحبت کردن وقتت آزاد می‌شود؟» با انجام این کار به فرزند خود نشان می‌دهید که برای زمان او ارزش قائل هستید و تبدیل به یک الگوی رفتاری خوب برای او خواهید شد.

رفتار با بچه حرف گوش نکن

روش تکرار را به کار بگیرید

یکی از روش‌های موثر برای اصلاح رفتار کودک در مواردی که به حرف شما گوش نمی‌دهد، این است که از او بخواهید حرفی که زده‌اید را تکرار کنند. به این ترتیب مطمئن می‌شوید که کودک پیام شما را دریافت کرده است. تکرار کردن بخشی از روش گوش دادن فعال است، در این روش پیام فرد با تکرار کردن تقویت می‌شود. اگر فرزندتان نتوانست به درستی حرف شما را تکرار کند، حوصله به خرج بدهید و او را سرزنش نکنید. در عوض باید حرفتان را دوباره تکرار کنید.

به کودکان حق انتخاب بدهید

زمانی که از کودک خود می‌خواهید کاری را انجام بدهد، یک روش موثر این است که به او حق انتخاب بدهید. با این کار کودکان احساس قدرت پیدا می‌کنند و باعث می‌شود احساس کنند روی زندگی خود کنترل دارند. حق انتخاب دادن به کودکان باعث تقویت مهارت‌های تصمیم‌گیری آن‌ها می‌شود. درواقع با استفاده از این روش کودکان دیگر فقط از دستورات پیروی نمی‌کنند، بلکه در کارهایی شرکت می‌کنند که روی زندگی آن‌ها تاثیر دارد. برای مثال به جای اینکه به بچه بگویید: «لباس خوابت را بپوش»، از او بپرسید: «دوست داری لباس خواب قرمز را بپوشی یا آبی؟»

از پیام‌های لمسی استفاده کنید

یکی از تکنیک‌های موثر در اصلاح رفتار کودک، لمس کردن او در زمان گفتگو است. زمانی که می‌خواهید با فرزند خود صحبت کنید، می‌توانید دست خود را روی بازوی او بگذارید، دستتان را دور او بیندازید یا خیلی آرام شانه‌اش را فشار بدهید. بچه‌ها از طریق روش‌های مختلفی یاد می‌گیرند و زمانی که هم از پیام‌های گفتاری و هم از پیام‌های لمسی استفاده کنید، بیشتر می‌توانید توجه آن‌ها را جلب کنید.

حرف خود را عوض نکنید

بچه‌ها زمانی به حرف شما خوب گوش می‌دهند که پیام‌های ثابتی از شما دریافت کنند. با توجه به این مورد بهتر است برای تقویت مهارت گوش دادن کودک، حرف‌های خود را واضح بزنید و به صورت مدام آن‌ها را تکرار کنید. به این ترتیب فرزند شما به درستی انتظارات شما را متوجه می‌شود و برای اینکه تبدیل به شنونده فعال‌تری شود بیشتر تلاش خواهد کرد.

به بچه‌ها جایزه بدهید

اگر قصد اصلاح رفتار کودک خود را دارید، زمانی که به حرفتان خوب گوش می‌کند به او جایزه بدهید. برای این کار می‌توانید جایزه‌های کوچک اختصاص بدهید و هر زمان که پیشرفتی در مهارت‌های گوش دادن فرزند خود مشاهده کردید، او را تشویق کنید؛ برای مثال اگر فرزند شما به جای تماشای تلویزیون سر میز شام آمد، به او اجازه بدهید قبل از خواب ۱۵ دقیقه بیشتر تلویزیون تماشا کند.

الگوی فرزند خود باشید

شما می‌توانید برای کودک خود الگوی رفتاری خوبی در زمینه گوش دادن فعال باشید. می‌توانید به فرزند خود نشان دهید که برای گوش دادن به نگرانی‌هایشان وقت می‌گذارید و برای آن‌ها احترام قائل هستید. مورد دوم اینکه کودکان زمانی که چیزی را می‌بینند راحت‌‎تر از زمانی که می‌شنوند آن را یاد می‌گیرند، بنابراین بهتر است کارهایی که از آن‌ها می‌خواهید را در مقابلشان انجام دهید.

ارتباطات خانوادگی یکی از سخت‌ترین کارهایی هستند که والدین باید با آن‌ها دست و پنجه نرم کنند. یاد دادن مهارت گوش دادن به کودکان نیازمند صبر، زمان و تداوم است. زمانی که برای تقویت این مهارت در کودک تلاش کنید، بعدها فرزند شما در زمینه گوش دادن فعال و ارتباطات اجتماعی قوی‌تر خواهد شد. برای این که راحت‌تر بتوانید با کودک خود ارتباط سالم برقرار کنید، بهتر است در این راه از مشاور کودک کمک بگیرید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

رفع مشکل غذا نخوردن کودک

طی رشد کودک، پدر و مادرها با چالش‌های زیادی روبرو می‌شوند که ممکن است تجربه لازم را برای پاسخ‌دهی مناسب به آن‌ها نداشته باشند. یکی از این چالش‌ها مشکل غذا نخوردن یا بدغذایی کودک است. گاهی اوقات کودک تنها یک غذای خاصی را می‌خورد و شما ممکن است نگران شوید که مواد غذایی لازم برای رشد فرزندتان از طریق آن غذای خاص به تنهایی تامین نشود. در نظر داشته باشید که مشکل غذا نخوردن در کودکان شایع است و با چند راه‌کار که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شوید شما می‌توانید مشکل بدغذایی کودکتان را بهبود دهید.

دلایل غذا نخوردن کودک

در بسیاری از موارد مشکلات غذایی کودک به دلایل بزرگی ایجاد نمی‌شود و می‌تواند به موارد زیر مرتبط باشد:

  • سلایق شخصی: باید در نظر داشت که بعضی از غذاها با بعضی از سلایق سازگار نیست و این موضوع نشان دهنده مشکل خاصی نیست.
  • گرسنه نبودن
  • عدم علاقه به امتحان غذاهای جدید
  • بعضی از مشکلات رایج جسمی در کودکان مانند گلو درد یا دل درد
  • سرحال نبودن: کودکان نیز مانند بزرگسال‌ها ممکن است گاهی اوقات سرحال نباشند.

در بعضی موارد نیز ممکن است مشکل بدغذایی کودکتان جدی باشد. به هر دلیلی که این موضوع ایجاد شده طبیعی است که شما نخواهید که بدغذایی تبدیل به عادت شود. از این رو لازم است که علت غذا نخوردن کودکتان را شناسایی کرده و به او کمک کنید که عادات غذایی سالم داشته باشد.

برچسب بدغذایی، درست یا غلط

وقتی کودکی از غذا خوردن امتناع می‌کند، اولین چیزی که به ذهن والدین ممکن است برسد، بدغذایی است. اما مهم است که بدانید برچسب بدغذایی دقیقا به چه معناست و چه زمان می‌توانید از آن استفاده کنید. بدغذا به کسی گفته می‌شود که از خوردن یکسری از مواد غذایی امتناع می‌کند یا دوست دارد یک غذا رو به صورت تکراری در وعده‌های مختلف بخورد. در نظر داشته باشید که گاهی اوقات غذا نخوردن کودکتان از بدغذایی نیست و ممکن است جویدن و بلع بعضی از غذاها برایش مشکل باشد.

در هر حالت شما نباید کودکتان را به خوردن هر غذایی مجبور کنید. شما می‌توانید غذای مورد علاقه‌ی او را در یک وعده سرو کنید و در وعده‌های دیگر غذاهای دیگری به صورت متنوع درست کنید. منظور از متنوع این است که اگر برنج و مرغ درست می‌کنید در کنار آن سبزیجات پخته نیز درست کنید. شاید کودکتان برنج و مرغ دوست نداشته باشد اما سبزیجات پخته را بخورد.

بچم اصلا غذا نمیخوره، چیکار کنم؟

در این قسمت، چند پیشنهاد برای رفع مشکل غذا نخوردن کودکتان ارائه شده است.

کاهش حواس پرتی به هنگام غذا خوردن

روشن بودن تلویزیون یا استفاده از سایر وسایل الکترونیک ممکن است حواس کودکتان را از غذا خوردن پرت کند. اگرچه ممکن است استفاده از وسایل الکترونیک باعث مشغول بودن کودکتان شود اما در هنگام غذا خوردن بهتر است استفاده از این وسایل را محدود کنید. با تمرکز بر غذا خوردن و معاشرت با اعضای خانواده، احتمال غذا خوردن کودکتان بیشتر خواهد شد. علاوه بر آن محیطی مناسب و آرام برای غذا خوردن و نشستن کودکتان در نظر بگیرید.

چیکار کنم بچم غذا بخوره

از نسبت‌های مناسب استفاده کنید

شاید مشکل کودک شما این نیست که غذا نمی‌خورد، بلکه این است که نمی‌تواند همه‌ی غذایی را که برای او کشیده‌اید، بخورد. در نظر داشته باشید که بچه‌ها از نظر حجمی به اندازه بزرگسالان به غذا احتیاج ندارند. از ظرف‌های کوچک با مقدار غذای کمتر استفاده کنید. اگر نیاز باشد شما می‌فهمید که بعد از اتمام ظرف غذا لازم است که دوباره آن را پر کنید. علاوه بر آن بدانید که عادات غذایی بچه‌های کوچک‌تر در دوره‌های زمانی مختلف بسیار تغییر می‌کند. شاید بعضی اوقات نیاز نباشد که آن‌ها همه وعده‌ها را غذا بخورند.

زمان غذا خوردن را نزدیک به زمان خواب نگذارید

اگر کودکتان خواب آلود و خسته باشد، نشستن و غذا خوردن او ممکن است چالش‌برانگیز باشد. پس زمان غذا خوردن را با فاصله از زمان خواب یا انجام یک فعالیت خاص مشخص کنید. اگر لازم است زمان غذا خوردن کودکتان را از سایر اعضای خانواده جدا کنید.

استرس را در زمان غذا خوردن کودک محدود کنید

اجبار یا داد و فریاد کمکی به مشکل غذا نخوردن کودک نمی‌کند. اگر کودک ناراحت شود یا گریه کند، احتمال غذا خوردن او نیز کمتر می‌شود. پس اگر می‌خواهید اشتیاق کودکتان را به غذا خوردن افزایش دهید، از اجبار و فشار بپرهیزید.

دخیل کردن کودک در فرایند آماده سازی غذا

از کودکتان بخواهید که در فرایند انتخاب غذا، خرید مواد و آماده سازی آن‌ها به شما کمک کند. این کار ممکن است باعث افزایش انگیزه وی برای امتحان غذاهای جدید شود.

مصرف خوراکی‌های متفرقه را بین وعده‌های غذایی محدود کنید

گاهی اوقات مشکل غذا نخوردن کودک به مصرف خوراکی و نوشیدنی در طی روز مربوط می‌شود. بچه‌ها معده کوچک‌تری داشته و نیاز کمتری به مواد غذایی دارند. سیر بودن کودک هنگام وعده غذایی احتمال غذا خوردن را کاهش می‌دهد.

با سبک غذایی کودکتان آشنا شوید

در نظر داشته باشید که ممکن است کودکتان عادات غذایی متفاوتی داشته باشد. به طور مثال ممکن است فرزند شما علاقه‌ای به خوردن شام نداشته باشد، اما صبحانه و ناهار مفصل‌تری بخورد. کمی انعطاف پذیری متناسب با سبک غذایی کودکتان مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

سایر مشکلات مرتبط با غذا نخوردن کودک

همان طور که گفته شد گاهی ممکن است غذا نخوردن کودک از مشکلاتی جدی‌تر منشا بگیرد. به طور مثال در بعضی موارد نادر ممکن است کودک شما دچار مشکلات حسی باشد و بعضی از رنگ‌ها و بافت‌های غذایی او را آزار دهد. گاهی اوقات نیز ممکن است مشکلات مکانیکی در قسمت دهان برای کودک شما در خوردن غذا مشکل ایجاد کند. یکی دیگر از مواردی که برای مشکل غذا نخوردن کودک می‌توان در نظر گرفت، درد در قسمت خاصی از بدن مانند دندان‌ها، شکم، گلو یا سایر موارد است. نفخ و یبوست نیز می‌تواند باعث بدغذایی و کاهش اشتها شود.

در بعضی از موارد نیز ممکن است مشکل غذا نخوردن کودک به مشکلات رفتاری مربوط باشد. به طور مثال ممکن است کودک شما به تازگی تغییر خاصی را تجربه کرده باشد. در این شرایط مشکل غذا نخوردن او به مرور زمان برطرف خواهد شد.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

بچمو دعوا کردم

بچمو کتک میزنم، چیکار کنم؟

بسیاری از والدین از تنبیه فیزیکی برای آموزش درست و غلط به کودکشان استفاده می‌کنند. بعضی از آن‌ها باور دارند که تنبیه فیزیکی روش درستی برای تربیت کودک است اما بعضی دیگر صرفاً به دلیل خستگی زیاد از مسئولیت‌های پدر و مادری، از کوره در رفته و کودکشان را کتک می‌زنند. در حالت دوم بعد از فروکش کردن عصبانیت معمولاً والد دچار احساس عذاب وجدان شده و به دنبال راه حلی می‌گردد که دیگر کار خود را تکرار نکند. در این مقاله در خصوص روش‌های جایگزین تنبیه فیزیکی برای والدینی که سؤال می‌پرسند «بچمو کتک می‌زنم، چیکار کنم» صحبت شده است. خواندن این مقاله به این دسته از والدین کمک می‌کند که تربیت صحیح را یاد گرفته و آسیب کمتری را متوجه کودک خود کنند. شاید زمانی که کودکتان کم سن و سال است، آسیب‌هایی که به او می‌زنید متوجه شما نشود، اما قطعاً زمانی که کودکتان بزرگ شد این آسیب‌ها گریبان گیر شما نیز خواهد شد.

چیکار کنم بچمو کتک نزنم؟

در این قسمت شما را با هشت روش جایگزین تنبیه فیزیکی کودک آشنا می‌کنیم.

زمان توقف

اگر کودکتان رفتار نادرستی انجام داد، برای مدت زمان مشخص او را در مکانی قرار دهید که بتواند اندکی با خودش خلوت کند. زمان توقف با توجه به سن کودک می‌تواند متغیر باشد که بهتر است یک دقیقه به ازای هر سال سن در نظر گرفته شود؛ به طور مثال برای کودک دو ساله دو دقیقه و برای کودک ۷ ساله این زمان ۷ دقیقه در نظر گرفته شود. مکان زمان توقف باید به گونه‌ای باشد که کودک بتواند با خودش تنها باشد و سرگرم فعالیت دیگری نشود. این کار به کودک شما این مهارت را یاد می‌دهد که بتواند قبل از ارتکاب یک رفتار نادرست کمی مکث کند و عواقب آن را در نظر بگیرد.

از دست دادن امتیاز

از دست دادن امتیاز به این معنی است که اگر کودکتان رفتار نامناسبی بروز داد، او را از یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌اش به مدت مشخص محروم کنید. به طور مثال به کودکتان بگویید نمی‌تواند به مدت یک روز تلویزیون تماشا کند. این کار به فرزند شما می‌آموزد که انتخاب اشتباه عواقبی برایش به دنبال خواهد داشت. در نتیجه‌ی این آموزش، فرزندتان یاد می‌گیرد که تصمیمات بهتری در آینده اتخاذ کند.

نادیده گرفتن

نادیده گرفتن روش به مراتب موثرتری نسبت به کتک زدن است. گاهی اوقات لازم است بعضی رفتارهای کودک که به دنبال جلب توجه انجام می‌شود، نادیده گرفته شود. به طور مثال اگر کودکتان برای رسیدن به خواسته‌اش داد و فریاد کرد به او اعتنایی نکنید و تنها زمانی به خواسته‌اش پاسخ دهید که به شیوه درست از شما درخواست کند. باگذشت زمان، فرزند شما یاد خواهد گرفت که رفتار مؤدبانه بهترین راه برای برآوردن نیازهایش است.

آموزش مهارت‌های زندگی

یکی از مشکلات اصلی کتک زدن این است که به کودک نمی‌آموزد که چگونه بهتر رفتار کند. کتک زدن فرزندان به دلیل عصبانیت هرگز به آن‌ها چیزی یاد نمی‌دهد. بچه‌ها باید نحوه حل مسئله و مدیریت احساسات را در کودکی بیاموزند. وقتی والدین به‌درستی این مهارت‌ها را آموزش بدهند، می‌توانند تا حد زیادی مشکلات رفتاری فرزندشان را در آینده کاهش دهند. سعی کنید به‌جای کتک زدن از تأدیب استفاده کنید که هدفش آموزش است نه تنبیه.

کتک زدن بچه

پیامدهای منطقی

پیامدهای منطقی راهی عالی برای کمک به کودکانی است که با مشکلات رفتاری خاصی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پیامدهای منطقی به طور خاص با رفتار نادرست مرتبط است. به‌عنوان‌مثال، اگر فرزندتان شام خود را نمی‌خورد، به او اجازه ندهید قبل از خواب یک میان وعده بخورد. یا اگر از مرتب کردن اسباب‌بازی خود امتناع می‌کند، اجازه ندهید تا آخر روز با آن‌ها بازی کند. ارتباط مستقیم پیامد با مشکل رفتاری به بچه‌ها کمک می‌کند تا ببینند که انتخاب‌هایشان پیامدهای مستقیم دارد.

پیامدهای طبیعی

پیامدهای طبیعی به کودکان این امکان را می‌دهد که از اشتباهات خود درس بگیرند. برای مثال، اگر فرزندتان می‌گوید که قرار نیست کاپشنش را بپوشد، اجازه دهید بیرون برود و سردش شود؛ البته تا زمانی که این کار برایش بی‌خطر باشد. زمانی که فکر می‌کنید فرزندتان از اشتباه خود درس می‌گیرد، از پیامدهای طبیعی استفاده کنید. وضعیت را کنترل کنید تا مطمئن شوید که کودک شما هیچ خطر واقعی را تجربه نکند.

پاداش برای رفتارهای درست

به‌جای کتک زدن کودک به ‌خاطر رفتار نادرست، به او برای رفتار خوبش پاداش دهید. به‌عنوان‌مثال، اگر فرزند شما اغلب با خواهر و برادر خود دعوا می‌کند، یک سیستم پاداش ‌دهی ایجاد کنید تا آن‌ها را تشویق کنید که با هم بهتر کنار بیایند. انگیزه داشتن برای رفتار خوب می‌تواند به‌سرعت رفتار نادرست را از بین ببرد. جوایز به بچه‌ها کمک می‌کند تا به‌جای رفتار بد که امتیازی برایشان ندارد، روی کارهایی که برایش جایزه به همراه دارد، تمرکز کنند.

تحسین کردن رفتارهای درست

از رفتارهای درست کودکتان تعریف کنید. به طور مثال زمانی که کودکتان با بچه‌های دیگر به درستی بازی می‌کند، به این موضوع اشاره کرده و قدردان این رفتار باشید. تاکید بر رفتارهای مثبت در مقایسه با تاکید بر رفتارهای اشتباه، تأثیری بیشتری بر اصلاح رفتاری خواهد داشت. رفتارهای درست کودکتان تعریف کنید. به طور مثال زمانی که کودکتان با بچه‌های دیگر به درستی بازی می‌کند، به این موضوع اشاره کرده و قدردان این رفتار باشید. تاکید بر رفتارهای مثبت درمقایسه با تاکید بر رفتارهای اشتباه، تاثیری بیشتری بر اصلاح رفتاری خواهد داشت.

کتک زدن بچه، درست یا غلط؟

کتک زدن فرزندان یک روش رایج تربیتی است که در همه جای دنیا ممکن است مورد استفاده قرار گیرد، اما این شیوه‌ی تربیتی از دیدگاه روانشناسی اشتباه بوده و نه تنها تأثیر مثبتی بر کودک نمی‌گذارد، بلکه عواقب جبران ناپذیری برای او نیز خواهد داشت. کتک زدن کودک او را دچار سردرگمی می‌کند زیرا نمی‌تواند درک کند که چطور این کار برای شما جایز است اما او نمی‌تواند خواهر یا برادرش یا سایر افراد را کتک بزند. شما به عنوان والد باید روش‌های صحیح مدیریت احساسات و هیجانات را به کودکتان آموزش دهید. اگر حرفتان این است که «دست خودم نیست، بچمو کتک میزنم» توصیه می‌کنیم که با مشاورین کودک سرای مشاور در ارتباط باشید. به احتمال زیاد خود شما نیز مهارت‌های لازم برای مدیریت احساسات و هیجانات و کنترل خشم را در اختیار ندارید و لازم است که در قدم اول تحت آموزش‌های صحیح توسط مشاور قرار گرفته تا بتوانید الگوی درستی برای فرزندتان باشید. فراموش نکنیم که کودکان ما والدین فردا هستند، پس سعی کنیم که نسل درستی را تحویل جامعه دهیم.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

چرا بچم بهم میچسبه

بچم خیلی بهم میچسبه چیکار کنم؟

جدایی بخشی طبیعی از رشد کودک شما است. زمانی که کودک از مادر خود جدا می‌شود، مضطرب می‌شود و این شروع چسبیدن کودک به مادر است. اضطراب جدایی معمولاً قبل از یک سالگی کودک شروع می‌شود و می‌تواند تا چهار سالگی ادامه یابد. شدت اضطراب جدایی و وابستگی زیاد بچه به مادر از کودکی به کودک دیگر بسیار متفاوت است. گاهی اوقات چسبیدن بچه به مادر به این دلیل نیست که کودکان واقعاً از رها شدن توسط والدین می‌ترسند، بلکه به دلیل وابستگی زیاد کودک به مادر و تمایل شدید به ماندن با والدینش است. کودکان از نظر اجتماعی و بیولوژیکی برای ایجاد وابستگی قوی با والدین خود برنامه‌ریزی شده‌اند. والدین معمولاً پایگاهی امن و محبت‌آمیز هستند که کودکان از آنجا می‌توانند جهان را کشف کنند و استقلال خود را توسعه دهند.

وابستگی زیاد کودک به مادر ممکن است در زمان‌های خاصی از رشد تشدید شود، مانند شروع پیش‌دبستانی، مهدکودک یا دبستان. چسبیدن کودک به مادر با بزرگ‌تر شدن کودکان معمولاً کمتر می‌شود، اما همچنان می‌تواند برای کودکان دبستانی وجود داشته باشد. در این مقاله در خصوص علل چسبندگی کودک به مادر و روش‌های تعدیل آن صحبت شده است.

آیا چسبیدن کودک به مادر نگران کننده است؟

هنگام قضاوت در مورد اینکه آیا چسبیدن کودک به مادر نگران‌کننده است، باید چند عامل را در نظر گرفت:

  1. ابتدا زمینه را در نظر بگیرید. آیا کودک با تغییر قابل توجهی در زندگی خود، محیط جدید یا افراد جدید کنار می‌آید؟ برخی از کودکان به ویژه به تغییرات حساس هستند و ممکن است به چند هفته (یا ماه) برای سازگاری نیاز داشته باشند؛ بنابراین ممکن است نیاز داشته باشید که برای عبور از این دوران، کمی حمایت اضافی به کودک ارائه دهید.
  2. شدت رفتار را در نظر بگیرید. آیا وابستگی زیاد کودک به مادر در زندگی عادی کودک اختلال ایجاد می‌کند؟ به عنوان مثال، آیا در توانایی آن‌ها برای رفتن به مهدکودک یا مدرسه اختلال ایجاد می‌کند یا باعث ناراحتی و استرس قابل توجهی برای فرزند شما (و والدین) می‌شود؟
  3. چارچوب زمانی را در نظر بگیرید. اگر چسبیدن کودک به مادر روزانه رخ می‌دهد، بیش از چهار هفته طول می‌کشد و در زندگی کودک اختلال ایجاد می‌کند، ممکن است مشورت با یک متخصص مانند پزشک عمومی، متخصص اطفال، روان‌شناس یا مشاور مدرسه مفید باشد.

علل چسبندگی بچه به مادر

وابستگی زیاد کودک به مادر ممکن است تحت تأثیر موارد زیر باشد:

  1. خلق‌وخوی کودک: برخی از کودکان از نظر اجتماعی خجالتی‌تر یا درون‌گراتر هستند.
  2. رویدادهای مهم یا تغییرات در خانواده کودک: مانند تولد یک خواهر یا برادر جدید و یا رفتن به مدرسه جدید. طبیعی است که کودکان درحالی‌که به تغییر عادت می‌کنند به والدین خود بیشتر دلبسته شوند.
  3. سایر عوامل خانوادگی مانند استرس یا جدایی والدین: کودکان می‌توانند نسبت به تغییرات والدین خود بسیار حساس باشند، بنابراین اگر والدین دوران سختی را پشت سر می‌گذارند، ممکن است فرزندشان چسبنده شود یا رفتارهای چالش برانگیز دیگری از خود نشان دهد.

وابستگی کودک به مادر

هنگامی که کودکان به مادر خود می‌چسبند، احساسات خود را به اشتراک می‌گذارند. مقاومت در برابر چسبیدن کودک به مادر معمولاً کمکی نمی‌کند، زیرا احساسات کودکان در صورت نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه‌دادن آن‌ها از بین نمی‌رود. در عوض، مهم است که احساسات کودکان را به رسمیت بشناسیم. والدین ممکن است نگران باشند که صحبت در مورد احساسات فرزندشان باعث بدتر شدن وضعیت کودک شود، اما به ندرت این‌طور است. صحبت‌کردن در مورد احساسات معمولاً به کودکان کمک می‌کند تا آن‌ها را رها کنند و احساسات خود را تنظیم کنند.

چگونه می‌توانم اضطراب جدایی کودک را کنترل کنم؟

اضطراب جدایی یک واکنش سالم به جدایی است و یک مرحله طبیعی از رشد است. این نشانه‌ای است که آگاهی فرزند شما از جهان در حال تکامل است و او می‌داند که به مادر خود وابسته است؛ بنابراین جدایی باعث می‌شود کودک احساس ناامنی کند. خبر خوب این است که در صورت وابستگی زیاد کودک به مادر با روش‌های زیر می‌توان آن را بهبود بخشید.

جداسازی را به تدریج ایجاد کنید

برای کم کردن وابستگی زیاد کودک به مادر می‌توانید در ابتدا برای مدت کوتاهی کودک را با یکی از افراد خانواده تنها بگذارید. به تدریج دوره‌های طولانی‌تری ایجاد کنید تا بتوانید مشکل چسبیدن کودک به مادر را به مرور حل کنید. فرزند شما در نهایت متوجه خواهد شد که شما همیشه بعد از رفتن برمی‌گردید و این باعث می‌شود که او احساس آرامش کند.

اگر به اندازه کافی بزرگ هستند، برای بعد برنامه‌ریزی کنید

می‌توانید با کودک در مورد کارهایی که بعداً انجام خواهید داد صحبت کنید. به طور مثال در مورد صرف شام با هم و یا درباره بازی که بعد از اتمام مهد کودک با او انجام خواهید داد، صحبت کنید. با این کار شما این پیام را به کودک می‌دهید که باز خواهید گشت. همچنین مهم است که به وعده‌های خود عمل کنید تا اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید.

چیزی آشنا با آن‌ها بگذارید

اسباب‌بازی کوچکی که کودک دوست دارد یا چیزی که به کودک شما آرامش می‌دهد را با کودک همراه کنید. این کار باعث می‌شود کودک در نبود شما احساس آرامش و امنیت بیشتری داشته باشد.

احساسات خود را پنهان کنید

رهاکردن کودک برای اولین بار در مهدکودک ممکن است باعث شود که بخواهید گریه کنید. اما می‌بایست لبخند بزنید، دست تکان دهید و سپس کودک را ترک کنید. گریه کردن شما احساس ناامنی را در کودک تشدید می‌کند و موجب ترس از ترک مادر و چسبیدن کودک به مادر می‌شود.

یک الگوی منظم خداحافظی را انجام دهید

هنگام جدایی از یک الگوی منظم پیروی کنید، کودک به این قاعده عادت می‌کند و پذیرش موقعیت مشابه برایش آسان‌تر خواهد شد. به طور مثال همیشه موقع خداحافظی با یک بوسه به کودک بگویید که برمی‌گردید. هر روز به هر یک از این برنامه‌های خروج پایبند باشید. این الگو می‌تواند به کودک بفهماند که شما برای مدتی از او دور خواهید بود و به‌زودی برمی‌گردید.

صبوری کنید

ما به شما قول می‌دهیم که کودک شما برای همیشه وابسته نخواهد بود. یک روز، شما با خوشحالی او را در مهد کودک قرار داده و به سر کار خواهید رفت؛ بنابراین مشکل وابستگی زیاد کودک به مادر با صبر و شکیبایی والدین قابل حل می‌باشد.
تلفن کلینیک روانشناسی

آموزش مجازی

چالش های آموزش آنلاین کودکان، نکات و روش های بهبود

نکاتی که در این مقاله آورده شده‌اند، به والدین کمک می‌کنند تا خود را برای سال تحصیلی جدید کودکان آماده کنند، حتی اگر آموزش آنلاین باشد. هر کودکی منحصر به فرد است بنابراین باید دید که چه راهکاری به فرزند شما بهتر کمک می‌کند. بسیاری از مدارس ترم پاییز امسال را نیز فقط به صورت آموزش آنلاین برگزار می‌کنند، بنابراین کودکان با آینده‌ای روبرو هستند که دوره‌های آنلاین بخشی از برنامه درسی آن‌ها خواهد بود. برای استفاده بهینه از این وضعیت، نکاتی وجود دارد که به یادگیری بهتر کودک از خانه کمک می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهند که در آموزش آنلاین، والدین اغلب نقش معلم را دارند. اولویت قرار دادن مدرسه به کودکان کمک می‌کند تا آموزش آنلاین را به عنوان تعطیلات تلقی نکنند. تحقیقات نشان می‌دهند که برخی از انواع مشارکت والدین بر پیشرفت تحصیلی کودکان تأثیر مثبت می‌گذارند. به طور مثال، بر اساس یک آنالیز، بحث و گفتگوی دانش‌آموزان و والدین در مورد یادگیری و مسائل مربوط به مدرسه و مطالعه در کنار هم، به کودکان کمک می‌کنند.

عوامل حواس پرتی کودک را کاهش دهید

گزارشی در سال ۲۰۱۶ نشان داد که دانش‌آموزان حدود یک پنجم زمان کلاس خود را به کار لپ‌تاپ، تلفن‌های هوشمند و تبلت صرف می‌کنند، با وجودی که می‌دانند این کار به نمرات آن‌ها آسیب می‌زند. دانش‌آموزان به طور متوسط ​​۴۳/۱۱ بار در روز از این دستگاه‌ها با  اهداف غیر درسی استفاده می‌کنند و اکثر آن‌ها گفته‌اند که این کار را برای حفظ ارتباط و رفع خستگی انجام می‌دهند. در آموزش آنلاین این عملکرد رایج‌تر است و طبق تحقیقات مختلف، شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به عملکرد دانش‌آموزان آسیب بزنند. محدود کردن استفاده از وسایل الکترونیکی تا انجام تکالیف مدرسه می‌تواند مفید باشد. در مورد برخی از دانش‌آموزان شاید نظارت مستقیم والدین نیاز باشد. محیط مثل بودن اسباب‌بازی‌های مورد علاقه در اطراف کودکان، مانع تمرکز آن‌ها می‌شوند. بنابراین محیطی آرام و منظم که برای فرزند شما راحت باشد فراهم کنید.

وقفه های مغزی در آموزش مجازی کودکان

اگرچه استفاده روزانه و کنترل‌شده از صفحه نمایش مضر نیست و ممکن است مزایایی هم داشته باشد اما استفاده زیاد از آن، با انواع مشکلات سلامت مانند چاقی و افسردگی همراه است. شاید برای برخی از بچه‌ها سخت باشد که کل مدت کلاس را یک جا بنشینند و ممکن است بیشتر به استراحت نیاز داشته باشند. بنابران در فواصل زمانی مشخص، وقفه‌هایی برای استراحت آن‌ها در نظر بگیرید. لیندا کارلینگ، یکی از محققین مرکز آموزش تکنولوژی در آموزش مدرسه جان هاپکینز، می‌گوید: ممکن است یک کودک خردسال پس از ۵ تا ۲۵ دقیقه کار، نیاز به استراحت داشته باشد. ورزش کردن قبل از تمرکز بر روی آموزش، بسیار مفید است. فعالیت بدنی مستمر در دوران مدرسه می‌تواند توجه کودکان را بهبود بخشد. ورزش یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش استرس و جلوگیری از اضطراب است. قرار دادن کامپیوتر روی سطحی بلند و ایستادن کودک هنگام اجام کار، به تمرکز برخی از کودکان کمک می‌کند.

مدیریت زمان در آموزش مجازی کودکان

داشتن برنامه منسجم برای انجام وظایف مدرسه، به والدین این امکان را می‌دهد که هر روز کاری را برنامه‌ریزی کنند و دانش‌آموزان هم می‌توانند به راحتی با زمان مدرسه و اوقات فراغت هماهنگ شوند. تحقیقات نشان می‌دهند که دانشجویانی با معدل بالاتر، معمولاً مدیریت زمان بهتری دارند. سعی کنید تا آنجا که ممکن است برنامه‌ای ساختاریافته و با ثبات داشته باشید. زمان‌هایی را برای غذا، کارهای مدرسه و سایر فعالیت‌ها تعیین کنید. قبل از شروع برنامه‌ریزی، چند نکته را باید در نظر بگیرید، سعی کنید برنامه کودک، مثلا ساعت بیدار شدن، مشابه با زمانی باشد که مدارس حضوری بودند و کلاس‌ها نیز طبق همان برنامه شروع شوند. کودک خود را زیر نظر داشته باشید تا ببینید چه روشی برای او مناسب‌تر است. بسیاری از کودکان صبح‌ها تمرکز و فعالیت بالاتری دارند. شاید بهتر باشد کلاس بچه‌های کوچکتر را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید نه اینکه کل درس را در یک جلسه تمام کند. معمولاً دانش آموزان بزرگتر می‌توانند برای مدت زمان طولانی‌تری تمرکز خود را حفظ کنند. اگر فرزند دبیرستانی دارید، بین دروس مختلف زمان استراحت در نظر بگیرید.

کلاس آنلاین کودکان

هر بچه‌ای منحصر به فرد است و مهم است که بدانید چه روشی برای فرزند شما بهترین اثر را دارد. چند روز ابتدایی سال تحصیلی، شرایط کودک خود را زیر نظر داشته باشید تا مدت زمان مطلوب کلاس‌ها، زمان‌هایی که تمرکز بهتری دارند و  آنچه به حفظ تمرکز کمک می‌کند را مشخص کنید. سعی کنید برنامه‌ریزی منعطفی داشته باشید. اگر فرزند شما دچار اضطراب و حواس‌پرتی شد، به او اجازه استراحت بدهید. کاهش سرعت کار و اختصاص دادن زمانی برای فکر کردن و پردازش موضوعی که برای او چالش برانگیز شده را بدهید. سعی کنید یک دفتر برنامه‌ریزی برای پیگیری فعالیت‌های مدرسه و تکالیف خانه داشته باشید. یک چک لیست از تکالیف، به تمرکز بعضی از کودکان کمک می‌کند و باعث می‌شود کلیات آنچه را که باید انجام دهند ببینند. به این ترتیب کودک هر کاری را که انجام می‌دهد، همراه با شما بررسی می‌کند و در پایان جایزه می‌گیرد.

همراه با آموزش مجازی بازخورد مثبت ارائه دهید

بسیاری از کودکان از معلمان و مشاوران خود تشویق دریافت نمی‌کنند. ایجاد یک سیستم پاداش می‌تواند به حفظ انگیزه کودک کمک کند. پس از اتمام یک کار یا پایان کلاس از آن‌ها تعریف کنید. قرار دادن علامت چک، ستاره یا برچسب در کنار تکالیف، مشوق خوبی برای کودکان هستند. گزینه‌های دیگری که ممکن است برای بچه‌های کوچکتر کارکرد داشته باشند، انجام یک رفتار دلپذیر برای کودک است مثلا اجازه دهید با اسباب‌بازی محبوب خود بازی کند یا ۱۵ دقیقه قبل از خواب بیشتر بازی کند. برای دانش آموزان دبیرستانی نیز تماشای فیلم یا زمان اضافی برای کار با تبلت می‌توانند پاداش‌های خوبی باشند.

در زمان مدارس آنلاین انعطاف‌پذیر باشید

ممکن است لازم باشد حین جلو رفتن، برنامه را با شرایط جدید تطبیق دهید. اگر برخی از فعالیت‌ها یا موضوعات کلاس دشوارتر است، زمان خاصی را برای کار روی آن اختصاص دهید. سعی کنید در زمان‌هایی از روز که فرزندتان هوشیارتر و فعال‌تر است، روی تکالیف دشوارتر کار کنید. این موارد را با معلم فرزندتان نیز به اشتراک بگذارید.

به کودکان کمک کنید تا با دوستان خود در ارتباط باشند

مدرسه فقط مکانی برای درس خواندن نیست بلکه جایی برای معاشرت و تقویت مهارت‌های اجتماعی کودکان است. روابط اجتماعی که دانش‌آموزان بین یکدیگر دارند بر پیشرفت تحصیلی آن‌ها نیز تأثیر مثبت دارد. کارلینگ می‌گوید: بچه‌ها دلشان برای مدرسه، معلمان و دوستانشان تنگ می‌شود و با عدم اطمینان از آینده زندگی می‌کنند. بسیاری از کودکان معلمان جدید و دوستان جدیدی خواهند داشت. اجازه دادن به کودکان برای ارتباط آنلاین با دوستان خود، اثرات فاصله اجتماعی را کاهش می‌دهد. اگرچه این به معلمان بستگی دارد که فرصتی برای مشارکت دانش‌آموزان با یکدیگر ایجاد کنند اما راه‌هایی وجود دارد که والدین هم می‌توانند در این مورد کمک کنند. تعاملات اجتماعی روزانه، به کودک کمک می‌کند تا ارتباط خود را با سایرین حفظ کند. چت تصویری روزانه با یک دوست یا گروهی از همسالان یک نمونه است. تابلوی مباحثه مدرسه، مکالمه همزمان در کلاس درس و برقراری ارتباط از طریق ایمیل از دیگر راه‌هایی هستند که فرزند شما می‌تواند با همسالان خود ارتباط داشته باشد. اگر در زمان عدم حضور شما، فرزندتان باید تکلیفی انجام دهد، او را تشویق کنید تا از این روش‌های ارتباطی حمایت و کمک لازم را دریافت کند.

با معلم فرزند خود در تماس باشید

سعی کنید در آغاز سال تحصیلی جدید، با معلمان فرزندان خود گفت و گویی داشته باشید. کارلینگ توصیه می‌کند که هر هفته یک روز و ساعت مشخص را برای این ارتباط و صحبت درباره موضوعاتی مانند مشکلات مربوط به انجام تکالیف مدرسه و چالش‌های کار با ابزارهای ارتباطی آنلاین، تنظیم کنید. معلمان می‌توانند بیش از آنچه ما فکر می‌کنیم کمک کنند و معمولاً مایل به این کار هستند. بنابراین در صورت ایجاد هر مسئله‌ای مثلا اگر کودک نتواند در کلاس شرکت کند، نتواند تکالیفش را انجام دهد یا وقتی برنامه‌ریزی دشوار است، نیاز است که از معلم کمک بگیرید. عدم ارتباط با والدین، به ویژه در آموزش آنلاین می‌تواند برای معلم‌ها چالش برانگیز باشد. اگر فرزند شما در مدرسه دچار مشکل است، فعال بودن شما ضرورت دارد. همچنین اگر کودک در انجام وظیفه در مهلت معین دچار مشکل شده است باید در این خصوص با معلم در ارتباط باشید.

منبع: usatoday

تلفن کلینیک روانشناسی

چهار روش برخورد با کودکی که به پدر و مادرش بی احترامی می کند

اگر فرزندانتان در مقابل صحبت‌هایتان می‌گوید مهم نیست یا وقتی به او می‌گویید تکالیف خود را انجام دهد تظاهر می‌کند صدای شما را نمی‌شنود، طیف خفیف بی‌احترامی را دارد. در حالت جدی‌تر، رفتارهایی مانند اسم گذاشتن روی دیگران یا شما، بی‌توجهی به قوانین و پرخاشگری کودک وجود دارد. مهم نیست که کودک شما در کجای این طیف قرار دارد، مهم این است که قبل از بدتر شدن بی‌احترامی‌ها به این مسئله توجه کنید. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۵ توسط محققان دانشگاه ویرجینیا انجام شد، نشان می‌دهد که کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند احتمالاً در بزرگ‌سالی نیز بی‌ادب خواهد بود. شاید شما در مقابل کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند بگویید او فقط یک بچه است، اما کودکان باید یاد بگیرند که چگونه با دیگران با احترام رفتار کنند تا بتوانند روابط سالمی با همسالان، اولیا و دیگر اعضای خانواده برقرار کنند. بی‌احترامی کردن کودک شاید نشانه‌ی این باشد که برای یادگیری روش‌های مناسب برای کنترل خشم، کنار آمدن با ناامیدی و ارتباط با هم‌سالان خود نیاز به کمک دارد. در ادامه چند روش برخورد با کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند را بررسی می‌کنیم.

رفتارهایی را که کودک برای جلب‌توجه انجام می‌دهد نادیده بگیرید

بچه‌ها اغلب برای جلب‌توجه بسیار تلاش می‌کنند. اگر موردتوجه مثبت قرار نگیرند برای جلب‌توجه منفی اقدام می‌کنند. ممکن است به نظر برسد که نادیده گرفتن بی‌احترامی‌های جزئی این مجوز را به کودک می‌دهد که رفتارش را تکرار کند، اما درواقع نادیده گرفتن انتخابی یکی از مؤثرترین روش‌های برخورد با بی‌احترامی کردن کودک است. نادیده گرفتن بی‌احترامی کودک باعث می‌شود از مسیر اصلی خود منحرف نشوید و روی کاری که قرار است انجام شود متمرکز باشید. مثلاً اگر به فرزندتان می‌گویید اتاقش را مرتب کند و او با بی‌حوصلگی از شما رو برمی‌گرداند، در مورد این نوع بی‌احترامی کردن کودک وارد بحث و مجادله‌ی طولانی نشوید. هر دقیقه‌ای که شما صرف این مجادله می‌کنید، ۶۰ ثانیه است که کودک مرتب کردن اتاق را به تعویق می‌اندازد. به‌جای این کار به او هشدار دهید که اگر کار خود را انجام ندهد چه اتفاقی می‌افتد.

اگر چرخاندن چشم و رو برگرداندن یک رفتار شایع در فرزند شما است، در زمان دیگری که هردوی شما آرام هستید به این مسئله بپردازید. چیزی مانند این بگویید: امروز وقتی به شما گفتم اتاق خود را تمیز کنید، چشمانتان را چرخاندید. آیا می‌دانید وقتی عصبانی هستید این کار را می‌کنید؟ درباره‌ی عواقب احتمالی بی‌احترامی کردن کودک صحبت کنید. مثلاً بگویید کسی که بی‌احترامی می‌کند در پیدا کردن دوست مشکل پیدا می‌کند. همچنین در مورد احساسات دیگران وقتی‌که بی‌احترامی کردن کودک را می‌بینند گفت‌وگو کنید. برای اینکه نادیده گرفتن تأثیرگذار باشد، مستلزم آن است که با فرزند خود رابطه‌ی مثبتی داشته باشید. سعی کنید با فرزند خود ارتباط خوبی داشته باشید.

برای جلوگیری از بی‌احترامی کردن کودک از عبارات مثبت استفاده کنید

به‌جای اینکه به فرزند خود بگویید چه‌کاری نمی‌تواند انجام دهد، به او بگویید که چگونه می‌تواند رفتارش را تنظیم کند تا چیزی را که می‌خواهد به دست بیاورد. از عبارات و جملات مثبتی استفاده کنید تا به کودک خود اطلاع دهید که پس از تغییر رفتارش، چه اتفاقی می‌افتد. مثلاً به‌جای این‌که بگویید: اگر همین‌الان اسباب‌بازی‌هایت را جمع نکنی، دیگر نمی‌توانی بیرون بازی کنی. بگویید: به‌محض اتمام برداشتن اسباب‌بازی‌های خود می‌توانی در بیرون بازی کنی. سپس از او دور شوید و پاسخ را به عهده‌ی فرزند خود بگذارید.

رفتار بد کودک با مادر

همچنین سعی کنید با استفاده از جملاتی مانند وقتی صدایت را پایین بیاوری و با آرامش صحبت کنی، من به شما جواب می‌دهم. یا وقتی دیگر زورگویی نکنی با شما بازی می‌کنم. به کودک خود بیاموزید که رفتار مؤدبانه و مهربانانه نتایج مثبتی به همراه دارد و به این صورت از بی‌احترامی کردن کودک جلوگیری کنید. این کار به کودک شما فرصتی می‌دهد تا رفتار خود را تغییر دهد، اما از تکرار چندباره‌ی هشدارهای خود خودداری کنید. در غیر این صورت، به کودک خود آموزش می‌دهید که به حرف‌های شما گوش ندهد.

در مقابل بی‌احترامی کردن کودک، پیامد فوری رفتارش را به او نشان دهید

بیشتر بی‌احترامی کردن‌های کودک باید نتیجه و پیامدی فوری داشته باشد. هنگام تعیین پیامد، سن کودک و جدی بودن کاری که انجام داده است را در نظر بگیرید. باید به فرزند خود نشان دهید که انتخاب‌های خوب مانند انجام دادن کارهایش یا گوش دادن به دستورالعمل‌های شما منجر به پیامدهای مثبتی می‌شود. برعکس، می‌توانید به او نشان دهید که رفتار غلط و انتخاب‌های نامناسب مانند پرخاشگری جسمی و بی‌احترامی کردن منجر به عواقب منفی می‌شود. مثلاً اگر کودک ۶ ساله‌ی شما هنگام عصبانیت در صورت شما فریاد می‌زند بهتر است او را به یک گوشه هدایت کرده و با ایجاد یک وقفه به او مهلت بدهید تا در مورد رفتارش فکر کرده و آن را اصلاح کند. اگر نوجوان شما بعدازاینکه به او گفتید که نمی‌تواند از خانه خارج شود، از در بیرون می‌رود یا اگر فرزندتان شما را با الفاظ بدی صدا می‌کند، حد و مرزهای خود را تعیین کنید و به او بگویید: نمی‌گذارم به من بی‌احترامی کنی یا اجازه نداری در این خانه حرف‌های نامحترمانه و بی‌ادبانه بزنی یا مطمئنم به‌جای بی‌احترامی کردن راهی متفاوت برای مقابله با ناامیدی خود پیدا خواهی کرد.

بسیاری از رفتارهایی که دارای برچسب رفتارهای نادرست هستند، اغلب هنگامی‌که به کودک مهارت و توجه لازم برای ایجاد این تغییرات داده می‌شود، اصلاح می‌شوند. هدف این نیست که مجازات بیشتری تعیین کنید. هدف این است که ارتباط خود را با فرزندتان حفظ کنید، مهارت‌های رفتار سالم را به او بیاموزید و رابطه‌ی سالم والد و فرزندی را حفظ کنید.

راه‌هایی برای جبران بی‌احترامی کردن کودک در نظر بگیرید

اگر کودک یا نوجوان شما بی‌احترامی می‌کند، ممکن است جبران خسارت برای جلوگیری از تکرار آن ضروری باشد. جبران خسارت درواقع انجام نوعی کار برای قربانی یا انجام کاری برای جبران خسارت وارده است. مثلاً اگر فرزندتان خواهر یا برادرش را کتک زد، از او بخواهید برای جبران این رفتار، کارهای روزانه‌ی خواهر یا برادرش را انجام دهد یا اگر نوجوان شما از روی عصبانیت چیزی را شکسته است، می‌تواند آن را تعمیر کند یا برای جبران خسارت آن پول بپردازد. به کودک خود بیاموزید که گفتن متأسفم همیشه همه‌چیز را برطرف نمی‌کند. جبران خسارت به او کمک می‌کند تا مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده بگیرد و درعین‌حال برای ترمیم رابطه تلاش کند. این روش به کاهش بی‌احترامی کردن کودک منجر می‌شود.

هنگامی‌که به اصلاح بی‌احترامی کردن کودک می‌پردازید، طبیعی است که کودک شما دو قدم به جلو و یک‌قدم به عقب بردارد؛ بنابراین اگرچه ممکن است روزی مؤدب و مهربان باشد، اما ممکن است روز دیگر با مشکل روبرو شود. نظم و انضباط مداوم کلید کمک به او برای پیشرفت در طولانی‌مدت است. از همه مهم‌تر این است که سعی کنید الگوی خوبی باشید. خواه از خدماتی که در یک رستوران دریافت می‌کنید ناراحت شده باشید و یا از فروشنده‌ای که از او خرید می‌کنید عصبانی باشید، با احترام با دیگران رفتار کنید و این را بدانید که فرزندتان رفتارهای شما را می‌بیند و آن‌ها را الگو قرار می‌دهد.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

ازدواج مجدد با بچه

قرار گذشتن والد مجرد و تاثیر آن بر کودک

اگر طلاق گرفته‌اید و حضانت فرزندتان را بر عهده دارید، قرار گذاشتن و یا ازدواج مجدد می‌تواند مسئله‌ای چالش برانگیز برای شما باشد. در حالی که ممکن است با وجود مسئولیت‌هایتان زمان کمی برای قرارگذاشتن و آشنایی داشته باشید، احساس فرزندتان نسبت به پارتنر جدیدتان نیز می‌تواند برای شما مشکل ایجاد کند. این که فرزندتان از پارتنر جدیدتان خوشش نیاید بسیار معمول است اما در این شرایط چه باید کرد؟ آیا به خاطر فرزندتان باید ارتباط جدید خود را خاتمه دهید؟ اگر در این شرایط هستید ما در این مقاله به شما کمک می‌کنیم که چگونه رفتارهای مناسبی انجام دهید تا کمترین آسیب متوجه شما و فرزندتان شود.

زمانی که کودکتان از پارتنر یا همسر جدیدتان متنفر است

نفرت کودکتان نسبت به شخصی که به تازگی وارد زندگی شما شده می‌تواند به شکل‌های متفاوتی بروز پیدا کند. او ممکن است رفتارهای منفعلانه و بی تفاوتی داشته باشد یا خشم و نفرت خود را به او بروز دهد. فرزندتان ممکن است سرد برخورد کند، داد بزند، به شما گوش ندهد یا حتی قبول نکند که با پارتنر یا همسر جدیدتان وقت بگذراند.

این که فرزندتان چه واکنشی نشان دهد به سن او و همچنین مدت زمانی که از طلاق شما گذشته می‌تواند بستگی داشته باشد. اگر همسر سابقتان شما و فرزندتان را رها کرده ممکن است فرزندتان از این که دوباره رها شود هراس داشته باشد. اگر شما از همسر سابقتان به خاطر فرد جدیدی که اکنون با او هستید طلاق گرفته باشید این موضوع برای کودکتان سخت‌تر خواهد بود و لازم است که با او همدردی داشته باشید.

به صورت کلی ممکن است پذیرش فرزند شما نسبت به شرایط جدید زمان‌بر باشد که در این شرایط شما لازم است که این موضوع را قبول کنید و به کودکتان زمان دهید.

مشکل شما با عدم علاقه فرزندتان به پارتنر جدیدتان چیست؟

اولین چیزی که باید برای خودتان مشخص کنید پاسخ به این سوال است. به طور مثال آیا از این که فرزندتان نسبت به همسر جدیدتان بی تفاوت است و علاقه‌ای به ارتباط با او ندارد ناراحت هستید؟ در این شرایط لازم است که صبور باشید و به کودکتان فرصت دهید.

اما اگر با بی احترامی و رفتار نامناسب فرزندتان با همسر یا پارتنر جدیدتان مشکل دارید، باید به فرزندتان یاد دهید که اگرچه او این حق را دارد که از کسی خوشش نیاید اما اجازه بی احترامی و رفتار ناپسند ندارد.

همچنین کودکتان ممکن است به صورت مستقیم به این مسئله واکنش نشان ندهد و ناراحتی و خشم خود را با دعوا کردن با خواهر و برادرهایش یا بدخلقی در مدرسه بروز دهد. در این شرایط لازم است که علت رفتارهای فرزندتان را ریشه یابی کنید که برای این کار صحبت با مشاور کودک می‌تواند کمک کننده باشد.

قرار گذاشتن مادر مجرد

علت عدم علاقه کودکتان را به قرار گذاشتن شما، پیدا کنید

بعضی از افراد بر این باور هستند که اگر فرزندتان از پارتنر جدیدتان خوشش نمی‌آید باید رابطه خود را با او تمام کنید یا دیگر به فکر ازدواج با او نباشید. اما این کار ضروری نیست و شما می‌توانید با برخورد صحیح تعادلی میان نیاز خود و فرزندتان برقرار کنید. علت عدم علاقه کودکتان را به قرار گذاشتن دوباره پیدا کنید. آیا فرزندتان از فرد جدیدی که با او آشنا شده‌اید خوشش نمی‌آید یا به صورت کلی با قرار گذاشتن شما با هر کسی مشکل دارد؟ قبل از بررسی این موضوع به فرزندتان این اطمینان را بدهید که او اولویت شما می‌باشد. بسته به سن کودکتان از او به صورت مستقیم بپرسید که چرا از فرد جدید خوشش نمی‌آید؟ بعضی از بچه‌ها ممکن است بتوانند به درستی احساسات خود را بروز دهند اما بعضی دیگر شاید این توانایی را نداشته باشند؛ پس بهتر است که برای رسیدن به جواب صبور باشید. به جای دفاع کردن از پارتنر یا همسر جدیدتان به حرف‌های فرزندتان گوش دهید. دلایل کودکان برای دوست نداشتن فرد جدید شامل موارد زیر می‌تواند باشد:
او در کنار پارتنر یا همسر جدیدتان احساس امنیت نمی‌کند

  • به زمانی که با او سپری می‌کنید حسادت می‌کند.
  • سعی می‌کند که از پدر یا مادرش که همسر سابق شما بوده حمایت کند.
  • از بعد رمانتیک زندگی شما خجالت می‌کشد.
  • طلاق و مشکلات بعد از آن را هنوز به یاد دارد.
  • به زمان بیشتری برای درک طلاق شما احتیاج دارد.
  • متوجه مشکلی در پارتنر جدید شده که شما از او بی خبر هستید.
  • از نوع برخورد و حرف زدن همسر جدیدتان با شما یا خودش خوشش نمی‌آید.

اگر فرزندتان به مشکلی در پارتنرتان اشاره می‌کند، بهتر است که صحبت‌های او را جدی بگیرید. شاید شما تجربه و سن بیشتری دارید، ولی این که بتوانید در رابطه بی‌طرفانه قضاوت بکنید مشکل است. از اطرافیانتان که پارتنر جدید شما و رابطه او با فرزندتان را دیده‌اند نظر بخواهید.

اما اگر مشکل فرزندتان پذیرش افراد جدید در زندگی شما است، به او زمان لازم و کافی را بدهید. به او کمک کنید که کم کم با شرایط جدید وفق پیدا کند. زمانی را که با پارتنر جدیدتان هستید کم‌تر کنید و بیشتر از قبل با فرزندتان وقت بگذرانید.

حل مشکل عدم علاقه کودک شما به پارتنر جدیدتان

بهترین راه حل برای قرار گذاشتن والد مجرد و کودکی که از فرد جدید خوشش نمی‌آید، صحبت کردن است. با فرزندتان صحبت کنید و به او نشان دهید که به او اهمیت می‌دهید و او اولویت شماست. از او بپرسید که چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید تا احساس بهتری داشته باشد. اگر او با «نمی‌دانم» به شما پاسخ می‌داد او را تحت فشار قرار ندهید. در ادامه راه حل‌هایی برای مکالمه موثر با فرزندتان پیشنهاد می‌دهیم:

  • برای آن‌ها محیطی فراهم کنید که بتوانند از شما سوالات خود را در خصوص قرارگذاشتن مجدد بپرسند. آن‌ها را به سوال پرسیدن تشویق کنید.
  • به او احساس کنترل و قدرت بدهید. موارد زیادی در زندگی کودک در جریان است که از کنترل او خارج می‌باشد و این موضوع می‌تواند باعث ناراحتی او شود. به او کمی قدرت اختیار بدهید. از او بپرسید که آیا امروز دوست دارد با فرد جدید وقت بگذرانید؟ یا چه محلی را برای جمع شدن و تفریح کردن پیشنهاد می‌دهد؟
  • با او احساس خود را در میان بگذارید. به فرزندتان بگویید که چه ویژگی را در پارتنر یا همسر جدیدتان دوست دارید.
  • به کودکتان یادآوری کنید که عاشق او هستید. او را نوازش کنید و به او بگویید که فرد جدید نمی‌تواند جای او را بگیرد.
  • گاهی اوقات علت نارضایتی فرزندتان از قرارگذاشتن یا ازدواج مجدد پدر یا مادرشان این است که احساس می‌کنند ترک شده‌ا‌ند و دیگر مانند قبل به آن‌ها توجه نمی‌شود. سعی کنید که زمان بیشتری را با او سپری کنید.
  • برای حل مشکل قرار گذاشتن والد مجرد و تاثیر آن بر کودک از مشاور خانواده و کودک کمک بگیرید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

عدم انتشار عکس کودکان در فضای مجازی

به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی، درست یا غلط؟!

طبیعی است که والدین دوست داشته باشند در مورد کودکشان صحبت کنند و عکس‌هایش را به دیگران نشان دهند. این موضوع ناشی از دوست داشتن و حس افتخاری است که نسبت به کودکشان دارند؛ اما با افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌توان آن عکس‌ها و داستان‌های بامزه را که قبلاً فقط با خانواده و دوستان خود نشان می‌دادید اکنون با میلیون‌ها نفر به اشتراک بگذارید.

گاهی به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باعث دردسر می‌شود.

بااینکه به نظر می‌رسد به اشتراک گذاشتن عکس کودک در شبکه اجتماعی مسئله‌ی خیلی مهمی نیست، اما بهتر است بدانید گاهی همین کار به‌ظاهر ساده برای والدین دردسرساز می‌شود. امروزه شاهد این هستیم که اکثر والدین فیلم و عکس کودکشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند اما گاهی با واکنش‌های بسیار منفی از طرف جامعه مواجه می‌شوند. ممکن است شما یک شوخی ظاهراً ساده با کودکتان انجام دهید و عکس‌های آن را در شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارید، اما دیگران کار شما را کودک‌آزاری قلمداد کنند. در جوامعی که قوانین در مورد حضانت فرزندان سخت‌گیرانه‌تر است، گاهی همین فیلم و عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود حضانت فرزندان از والدین گرفته شود.

هیچ‌چیز آنلاینی کاملاً خصوصی نیست و همه‌چیز دائمی است.

قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه اجتماعی باید بدانید که این عکس و فیلم‌ها ممکن است توسط افراد زیادی دیده شده و به‌صورت دائمی باقی بمانند. ممکن است شما از تنظیمات حریم شخصی استفاده کنید و صفحه‌ی خود را خصوصی نگه‌دارید، اما همیشه روش‌هایی وجود دارد که دیگران می‌توانند به عکس‌های شما دسترسی پیدا کنند. مثلاً ممکن است فردی از عکس‌های موجود در صفحه‌ی خصوصی شما اسکرین شات گرفته و آن را با دیگران به اشتراک بگذارد. وقتی عکس کودکتان دست‌به‌دست بچرخد درواقع به این معنی است که شما دیگر کنترلی روی آن نخواهید داشت و حتی اگر آن را پاک کنید کاملاً از بین نمی‌رود.

عکس‌هایی که از کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی به اشتراک می‌گذارید متعلق به اوست نه شما.

درک این موضوع در این عصر جدید دیجیتال که همه‌ی ما رد پای دیجیتال داریم، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. امروزه یک جست‌وجوی سریع در گوگل انواع اطلاعات در مورد یک فرد را در اختیار شما قرار می‌دهد؛ بنابراین اینکه هر فردی چه چیزی در مورد خودش را به اشتراک می‌گذارد بسیار مهم است. شما به‌عنوان یک بزرگ‌سال این حق انتخاب را دارید که تصمیم بگیرید چه موضوعاتی در مورد خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید یا در مورد کارهایی که انجام می‌دهید و ممکن است در شبکه‌های اجتماعی دیده شود تصمیم‌گیری کنید. باید به این موضوع دقت کنید که کودک شما حق دارد که حریم خصوصی داشته باشد و شما نمی‌توانید به‌جای او تصمیم‌گیری کنید. به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه اجتماعی نباید به گونه‌ایی باشد که حق داشتن حریم خصوصی از او گرفته شود. شاید موضوعاتی که به نظر شما خنده‌دار و بامزه بیاید بعدها باعث خجالت کودکتان شود؛ بنابراین باید در به اشتراک گذاشتن محتوایی که ممکن است در آینده برای فرزندتان شرم‌آور باشد بسیار دقت کنید.

گذاشتن عکس بچه در پروفایل

۵ سؤالی که قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باید از خودتان بپرسید.

چرا آن را به اشتراک می‌گذارید؟

این احتمالاً مهم‌ترین سؤالی است که قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی باید از خودتان بپرسید. عکس‌ها و مطالبی که از کودکتان با دیگران به اشتراک می‌گذارید اطلاعات شخصی اوست و متعلق به شما نیست. عادت کنید قبل از به اشتراک گذاشتن محتوا در مورد کودکتان به این سؤال پاسخ دهید و سعی کنید دلیل خوبی برای انجام این کار داشته باشید.

آیا دلتان می‌خواهد کسی این موضوع در مورد شما را با دیگران به اشتراک بگذارد؟

هرچند این سؤال نمی‌تواند معیار کاملاً مناسبی باشد، اما ممکن است کمک‌کننده باشد. شاید شما فردی برون‌گرا باشید و دوست داشته باشید مسائل خصوصی زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارید درحالی‌که ممکن است فرزند شما به‌عنوان یک فرد درون‌گرا بزرگ شود و دوست نداشته باشد دیگران عکس برهنه‌ای از کودکی او داشته باشند. درهرحال اگر این سؤال را قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی از خودتان بپرسید، ممکن است از به اشتراک گذاشتن آن عکس یا مطلب منصرف شوید. اگر فرزندتان به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شده است که بتواند در این موردنظر دهد، حتماً نظرش را بپرسید.

آیا ممکن است کودکتان اکنون یا در آینده از محتوایی که در موردش به اشتراک می‌گذارید خجالت‌زده شود؟

ممکن است والدین یک داستان خجالت‌آور در مورد فرزندشان را برای همسر یا مادربزرگ او تعریف کنند، اما به اشتراک گذاشتن این مسائل با هزاران نفر دیگر آن‌هم زمانی که فرزندتان کودک است و قدرت تشخیص و انتخاب ندارد بسیار کار اشتباهی است.

آیا کسی در دنیا وجود دارد که اکنون یا در آینده نباید این مسئله در مورد فرزند شما را بداند؟

اگر پاسختان به این سؤال مثبت است، آن را به اشتراک نگذارید. ممکن است به نظر افراطی برسد اما گاهی کارفرمایان، مسئولان پذیرش دانشگاه‌ها یا افراد در اوایل یک رابطه‌ی عاشقانه برای به دست آوردن اطلاعات در مورد فردی از جست‌وجوی اینترنتی استفاده می‌کنند. اگر آنچه را که می‌خواهید در صفحات اجتماعی بگذارید ممکن است در آینده به فرزندتان آسیبی برساند، این کار را نکنید.

آیا این چیزی است که می‌خواهید بخشی از رد پای دیجیتال فرزندتان باشد؟

به این فکر کنید که حتی اگر به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی برای او خجالت‌آور نباشد، او را چگونه به دیگران معرفی می‌کند؟ احتمالاً دوست دارید دیگران فرزندتان را باهوش، خوش‌برخورد، باپشتکار، مهربان و موفق بدانند، به این فکر کنید که آنچه به اشتراک می‌گذارید به این موضوع کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود؟ مطالبی که شما در مورد فرزندتان به دیگران نشان می‌دهید می‌تواند بر تصور آن‌ها از او تأثیر بگذارد.

بهتر است قبل از به اشتراک گذاشتن عکس کودکتان در شبکه‌ی اجتماعی با همسرتان مشورت کنید و مطمئن شوید که او نیز با نظر شما موافق است. همچنین بد نیست صبر کنید تا فرزندانتان به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شوند و بتوانند این موضوع را درک کرده و خودشان نیز در این تصمیم‌گیری سهیم شوند و نظر دهند.

تلفن کلینیک روانشناسی

پرخاشگری-کودکان

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان

هیچ‌کس دوست ندارد احساس عصبانیت کند اما همه‌ی ما گاهی این حس را تجربه می‌کنیم. با توجه به اینکه بسیاری از بزرگ‌سالان خشم و عصبانیت خود را از راه سالم و سازنده ابراز نمی‌کنند، جای تعجب نیست که احساس عصبانیت اغلب در کودکان طغیان می‌کند. اکثر والدین از عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه کودک خود تعجب می‌کنند و می‌خواهند بدانند چه‌کاری در مورد آن می‌توانند انجام دهند و نگران این هستند که آیا این رفتارهای کودک طبیعی است یا خیر؟

چه زمانی عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری کودک ناسالم است؟

برای کودکان زیر ۴ سال در هر هفته ۹ بار کج‌خلقی و عصبانیت غیرطبیعی نیست. عصبانیت کودک می‌تواند با رفتارهایی مثل گریه کردن، لگدزدن، هل دادن و ضربه زدن به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه همراه باشد. بیشتر کودکان در سنین مهدکودک این رفتارها را کنار می‌گذارند. اگر عصبانیت کودک در طول زمان کمتر نشود و با افزایش سن، کودک همچنان به رفتارهای نامناسب ادامه دهد و برای هم‌سالان، خانواده و هم‌کلاسی‌های خود مشکل ایجاد کند، برای حل این مسئله مداخله‌ی روانشناسی لازم است. مسائل مربوط به عصبانیت و پرخاشگری از شایع‌ترین دلایل ارجاع کودکان برای درمان سلامت روان است.

چه عواملی باعث عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان می‌شود؟

عوامل متعددی می‌تواند در عصبانیت کودک و داشتن رفتارهای پرخاشگرانه که می‌تواند به خود کودک یا دیگری آسیب برساند، مؤثر است. یکی از عوامل سرخوردگی و ایجاد عصبانیت در کودک زمانی است که کودک نتواند به خواسته‌ی خود برسد یا از او خواسته شود کاری را انجام دهد که احساس کند دوست ندارد انجام دهد. در کودکان مشکلات پرخاشگری و عصبانیت معمولاً به همراه مسائل دیگری مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیش فعالی، وسواس فکری-عملی و یا سندروم تورت وجود دارد.

تصور می‌شود که ژنتیک و سایر عوامل بیولوژیکی در خشم و پرخاشگری نقش دارند. محیط نیز در بروز عصبانیت در کودک بسیار تأثیرگذار است. ضربه‌ی روحی، اختلال در عملکرد خانواده و برخی از شیوه‌های فرزند پروری (مجازات‌های سخت و متناقض، داد زدن سر کودک) نیز این احتمال را برای کودک فراهم می‌کند که خشم و پرخاشگری نشان دهد که در زندگی روزمره‌ی او اختلال ایجاد می‌کند.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

کودکان خردسال ممکن است توسط والدین خود برای ارزیابی روان‌شناختی یا روان‌پزشکی برده شوند یا توسط متخصص اطفال، روانشناس، معلم یا مدیر مدرسه به روانشناس یا روان‌پزشک ارجاع داده شوند. کودکان بزرگ‌تر که مشکلات رفتاری آن‌ها مشکل‌آفرین باشد برای ارزیابی و درمان توسط دادگاه نزد سیستم درمان فرستاده می‌شوند. برای ارزیابی وسعت و عمق پرخاشگری و عصبانیت کودک، یک متخصص به مسائل موجود در زندگی کودک توجه می‌کند. این کار شامل دریافت اطلاعات از والدین و معلمان، بررسی سوابق تحصیلی، پزشکی و رفتاری و انجام مصاحبه‌های فردی با کودک و والدین است. درواقع برای بررسی عصبانیت کودک به طیف کاملی از اختلالات بهداشت روان و چگونگی تأثیر آن بر زندگی کودک توجه می‌شود. برای تعیین اینکه آیا کودک معیارهای تشخیصی یک اختلال رفتاری را دارد یا خیر، از بررسی‌های مبتنی بر تحقیق مانند پاسخ والدین و کودک به سؤالات خاص استفاده می‌شود.

خشم-و-عصبانیت-در-کودکان

تشخیص‌های بالقوه برای کودک مبتلابه عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری شامل موارد زیر است:

  • اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD): الگویی از خلق عصبانی و تحریک‌پذیر همراه با سرپیچی و کینه‌توزی که شش ماه یا بیشتر طول می‌کشد.
  • اختلال سلوک (CD): الگوی رفتاری مداوم که حقوق دیگران را نقض می‌کند مانند زورگویی و سرقت و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می‌گذارد مانند فرار از مدرسه یا فرار از خانه.
  • اختلال نامنظمی خلقی اخلالگرانه (DMDD): تحریک‌پذیری دائمی، عصبانیت‌های مکرر و خلق‌وخوی افسرده از نشانه‌های این اختلال است.

برخی اوقات از اصطلاحات دیگری نیز استفاده می‌شود؛ مثلاً در کودکان با اختلال خلق‌وخو یا اختلال بیش فعالی برای اشاره به تحریک‌پذیری و رفتار پرخاشگرانه اصطلاح بی‌نظمی شدید خلقی بیان می‌شود و یا در سندروم توره اصطلاح حملات خشم برای انعکاس ماهیت انفجاری طغیان‌های خشم استفاده می‌شود.

عصبانیت، تحریک‌پذیری و پرخاشگری در کودکان چگونه درمان می‌شود؟

مداخلات رفتاری اولین خط درمان خشم و پرخاشگری دوران کودکی است. درمان عصبانیت کودک بر دو رویکرد اصلی تأکید دارد که بر تغییر ارتباطات بین فردی که منجر به بروز انفجارهای پرخاشگرانه می‌شود، متمرکز هستند. روش‌های درمانی مکملی وجود دارد که از جهات مختلف به مشکلات رفتاری کودک می‌پردازند.

  • رفتاردرمانی شناختی (CBT): تمرکز این روش بر تأثیر نگرش فرد بر احساسات و باورهای او است. در این روش کودک می‌آموزد استراتژی‌های جدیدتر و کارآمدتری برای احساسات، افکار و رفتارهای پرخاشگرانه انتخاب کند.
  • تنظیم احساسات: به کودک کمک می‌کند تا دلایل شروع عصبانیت خود را شناسایی کند و برای جلوگیری از آن استراتژی داشته باشد.
  • یادگیری روش‌های جایگزین برای ابراز و رفع ناامیدی: به کودک و والدین کمک می‌کند تا پیامدهای احتمالی هر انتخاب را بسنجند و تعارض را به حداقل برسانند.
  • توسعه استراتژیهای ارتباطی جدید: از طریق بازی با نقش برای تمرین به پیشگیری و حل موقعیت‌های تحریک‌کننده‌ی خشم کمک می‌کند.

حتی اگر CBT با کودک انجام شود، والدین به‌طور فعال در درمان شرکت می‌کنند و از پیشرفت کودک در جهت یادگیری مهارت‌های کنترل خشم حمایت می‌کنند.

  • مدیریت رفتارهای والدین (PMT): با آموزش روش‌های جایگزین برای رفتار غلط به والدین کمک می‌کند تا پرخاشگری و عصبانیت کودک را محدود کنند. در این روش به‌جای مجازات برای تخلفات، تمرکز بر استفاده از تشویق برای کاری است که کودک درست انجام می‌دهد. PMT بر تعامل مثبت در خانواده‌ها به‌عنوان پاداش تأکید می‌کند و به خانواده‌ها کمک می‌کند از وقت گذراندن باهم لذت ببرند. این بزرگ‌ترین انگیزه کودک برای کاهش عصبانیت می‌شود.

برخی از کودکان برای کمک به مدیریت سایر مشکلات بهداشت روان (مانند ADHD، اضطراب یا افسردگی) دارو مصرف می‌کنند؛ اما درمان شناختی رفتاری و روش‌های مدیریت رفتارهای والدین (۶۵ درصد در کاهش تعداد و شدت عصبانیت‌ها موفقیت دارند) درمان‌های اولیه هستند. در صورت عدم پاسخ کودک به درمان، ممکن است رویکردهای دیگری نیز امتحان شود. برخی از کودکان به خدمات فشرده و شدیدتر یا حتی بستری نیاز دارند. زندگی با احساسات شدید و حاد احساس خوبی ندارد؛ بنابراین هدف از درمان این است که به کودک کمک کنیم احساس بهتری داشته باشد و رنج نبرد. در طول درمان عصبانیت کودک، والدین نیز یاد می‌گیرند به مواردی که برای کودک مهم است احترام بگذارند و گاهی خواهر و برادرها نیز در درمان گنجانده می‌شوند.

منبع: Yalemedicine

تلفن کلینیک روانشناسی

داد زدن سر کودک

اثرات داد زدن سر بچه

اگر شما پدر یا مادر هستید، می‌دانید گاهی اوقات احساسات منفی باعث می‌شوند نتوانید بهترین خودتان باشید. گاهی بچه‌ها می‌توانند دکمه‌هایی را در شما فشار دهند که خودتان نیز نمی‌دانید آن‌ها را دارید. در این مواقع ممکن است شروع به فریاد زدن بر سر کودک کنید. بهتر است این را بدانید که تنها شما نیستید که این کار را انجام می‌دهید و احساس ناامیدی از والد بودن یک حس طبیعی است که احتمالاً تمام پدر و مادرها آن را تجربه می‌کنند. خبر خوب این است که شما می‌توانید نحوه‌ی گفتگو با فرزندان خود را تغییر دهید و یک بحث همراه با فریاد زدن سر کودک را به یک گفتگوی محترمانه تبدیل کنید.

دلیل داد زدن پدر و مادر سر بچه چیست؟

پاسخ کوتاه این است که احساس خستگی و عصبانیت می‌کنیم و این باعث می‌شود صدایمان را بلند کنیم. اما داد زدن سر کودک به‌ندرت شرایط را حل می‌کند. از این طریق والد ممکن است کودک را برای مدت کوتاهی ساکت کرده و مطیع خود کند، اما باعث اصلاح رفتار یا نگرش او نمی‌شود. به طور خلاصه، داد زدن سر کودک باعث می‌شود او یاد بگیرد از شما بترسد. کودکان برای یادگیری به والدین خود اعتماد می‌کنند. اگر عصبانیت، پرخاشگری و فریاد زدن بخشی از آنچه کودک در خانواده‌ی خود طبیعی می‌داند باشد، او نیز همین رفتار را می‌آموزد و در پیش می‌گیرد. دکتر لورا مارکهام، نویسنده و مربی والدین، پیامی صریح دارد: شغل شماره‌ی یک شما به‌عنوان پدر و مادر، ​​پس از اطمینان از امنیت فرزندان، مدیریت احساسات خودتان است.

اثر داد زدن سر کودک

اگر تا به حال کسی سر شما فریاد زده باشد، می‌دانید که صدای بلند باعث شفافیت بیشتر پیام نمی‌شود. این موضوع برای فرزندان شما نیز صادق است. فریاد زدن مداوم بر سر کودکان باعث می‌شود که واکنش آن‌ها نسبت به صدای شما تنظیم شود و نظم و انضباط بخشیدن به آن‌ها سخت‌تر خواهد شد؛ زیرا هر بار که شما صدای خود را بالا می‌برید، قدرت پذیرش آن‌ها کاهش می‌یابد. پژوهش‌های اخیر اشاره می‌کند که داد زدن سر بچه‌ها باعث می‌شود آن‌ها از نظر جسمی و کلامی پرخاشگرتر شوند. مهم نیست که داد زدن شما بر سر کودک به چه علت است، این رفتار بیانگر عصبانیت است و باعث می‌شود کودک بترسد و احساس ناامنی کند. از طرف دیگر، رفتار توأم با آرامش و اطمینان‌بخشی باعث می‌شود کودکان علی‌رغم رفتار بد احساس دوست داشته شدن و پذیرش کنند. فریاد زدن سر کودک کار بدی است و فریاد زدنی که همراه با توهین و تحقیر باشد به‌عنوان سوء‌استفاده‌ی عاطفی شناخته می‌شود و می‌تواند اثرات طولانی‌مدت مخربی همچون کمبود عزت‌نفس، اضطراب و افزایش پرخاشگری را در پی داشته باشد.

به‌جای داد زدن سر بچه چه کنیم؟

کودکانی که ارتباط عاطفی شدیدی با والدین خود دارند، تربیت آن‌ها راحت‌تر است. وقتی کودکان احساس امنیت می‌کنند و بدون قیدوشرط دوست داشته می‌شوند، قبل از اینکه موضوعی باعث عصبانیت و فریاد شود، پذیرای گفتگو و شنیدن خواهند بود. در ادامه چند تمرین برای کاهش داد زدن سر کودک و راه‌های جایگزین برای آن را بیان می‌کنیم.

به خودتان یک وقت استراحت بدهید.

قبل از اینکه خیلی عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید از محل درگیری فاصله بگیرید. برای چند لحظه به خود فرصت ارزیابی مجدد و چند تنفس عمیق را بدهید، این کار به آرام شدن شما کمک می‌کند. این کار همچنین به کودکان شما در مورد رعایت حد و مرزها و مدیریت احساسات به روشی سالم آموزش می‌دهد.

عواقب داد زدن سر کودک

 درباره‌ی احساسات خود صحبت کنید.

عصبانیت احساسی عادی است که در صورت مدیریت صحیح می‌توان از آن به‌درستی استفاده کرد. با تصدیق همه‌ی احساسات از شادی و هیجان گرفته تا غم، عصبانیت، حسادت و ناامیدی به فرزندان خود می‌آموزید که همه‌ی این احساسات بخشی از عواطف انسانی ما هستند. هنگام عصبانیت به‌جای داد زدن سر بچه در مورد احساس خود صحبت کنید و فرزندان خود را به انجام چنین کاری تشویق کنید. این امر به آن‌ها کمک می‌کند تا نگرشی محترمانه نسبت به خود و دیگران داشته باشند و روابط سالمی در زندگی خود برقرار کنند.

با رفتار بد کودک با آرامش اما محکم برخورد کنید.

کودکان گاهی اوقات بد رفتار می‌کنند. این بخشی از مراحل بزرگ شدن است. با آن‌ها به روشی محکم صحبت کنید که شأن و منزلت آن‌ها حفظ شود، اما روشن شود که برخی رفتارها قابل‌تحمل نیستند. داد زدن سر کودک روشی نیست که بتوانید با آن فرزند خود را به‌خوبی تربیت کنید.

از هشدار درمورد عواقب کار استفاده کنید اما تهدید و داد زدن سر کودک را کنار بگذارید.

استفاده از تهدید و مجازات، عصبانیت، کینه و درگیری بیشتری ایجاد می‌کند. این موضوع در طولانی‌مدت باعث می‌شود کودک نظم و انضباط کمتری بپذیرد. تهدید و مجازات کودکان را تحقیر و شرمنده می‌کند و باعث احساس ناامنی در آن‌ها می‌شود. از طرف دیگر، بیان عواقبی که رفتار خاصی را برطرف می‌کند (مانند بردن اسباب‌بازی پس از توضیح اینکه اسباب‌بازی‌ها برای بازی هستند، نه برای ضربه‌زدن به دیگران) به کودکان در انتخاب بهتر کمک می‌کند.

نیازهای اساسی کودک را تأمین کنید.

تأمین نیازهای اساسی کودک، مانند خواب کافی و رفع گرسنگی، کودکان را راضی و شاد نگه می‌دارد و در مجموع باعث ایجاد رفتار بهتر می‌شود. همچنین، ایجاد یک روال معمول باعث می‌شود آن‌ها اضطراب کمتری داشته باشند و در نتیجه از نافرمانی و عصبانیت آن‌ها پیشگیری می‌شود.

بعد از داد زدن سر بچه چه کاری باید کرد؟

هرچقدر هم که استراتژی پیشگیری از داد زدن شما خوب باشد، بعضی اوقات صدای خود را بلند می‌کنید. مشکلی نیست به رفتار خود آگاه باشید و عذرخواهی کنید. این‌گونه فرزندان شما یک درس مهم می‌آموزند: همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم و باید عذرخواهی کنیم. اگر فرزندانتان فریاد می‌کشند، مرزها را به آن‌ها یادآوری کنید و اینکه چطور فریاد زدن یک راه ارتباطی قابل‌قبول نیست. آن‌ها باید بدانند که شما آماده‌ی شنیدن هستید به شرطی که احترام بگذارند. با این روش‌ها شما به آن‌ها کمک خواهید کرد تا عادت‌های مادام‌العمر ایجاد کنند که مدیریت تعارض را آسان‌تر می‌کند. این موضوع به فرزندان شما یاد می‌دهد اشتباهات دیگران درک کنند و اینکه بخشش ابزاری مهم برای برقراری ارتباط سالم در یک خانواده است.

اگر تاکنون برای پیشبرد اهدافتان از داد زدن سر بچه استفاده کرده‌اید، اکنون می‌توانید این مسیر را تغییر دهید. با صحبت صریح با فرزندان در مورد اشتباه فریاد زدن و اینکه چرا عصبانیت خود را از طریق سالم نشان نمی‌دهید، شروع کنید. خانه‌ی خود را به محیطی آرام تبدیل کنید تا افراد با احترام با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و احساسات یکدیگر را بدون سرزنش، شرمساری یا قضاوت کردن، تصدیق کنند. اگر اشتباه کردید، تسلیم نشوید. این مسیر آسانی نیست اما ارزش هر تلاشی را دارد. در صورتی که با راهکارهای گفته شده اثرات داد زدن سر کودکتان از بین نرفت از مشاوره کودک استفاده کنید تا فرزندتان در فضایی امن بتواند احساسات منفی درون خود را بروز دهد و با آموزش‌های صحیح احساسات مخرب در او تصحیح شود.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی