مشاوره روانشناسی

چگونه نه بگوییم؟

نه یعنی چه؟

واژه‌ای بسیار قدرتمند و ضروری که

  • به نسبت یک چاقوی جراحی شما را نجات می‌دهد
  • و به نسبت یک چاقو در دعوا دیگری را تخریب می‌کند.

مراقب باشید این چاقو را در برابر چه کسی و برای محافظت از چه جنبه‌ای تیز می‌کنید. مهم نیست دیگران چه فکری می‌کنند، مهم این است که شما از نتیجه‌ی این ارزیابی و تصمیمتان احساس رضایت شخصی داشته باشید.

افراد در برابر تقاضای دیگری چند نوع برخورد دارند؟

  1. بله گفتن از روی بی‌میلی، خود را وفق دادن به‌نوعی در تله افتادن.
  2. نه تدافعی، حمله به متقاضی، موجب خشم و عصبانیت فرد شدن.
  3. طفره رفتن از پاسخ، عقب‌نشینی و اجتناب از موقعیت.
  4. نه مثبت و مؤثر؛ با آرامش تقاضایی را رد کردن درحالی‌که برای دیگری احترام و ارزش قائل هستند.

باور به ناتوانی

برخی افراد خود را بابت تمام نه هایی که نگفتند سرزنش می‌کنند، با دیگران مشورت می‌کنند و خود را «ناتوان» باور می‌کنند. روانشناس شما را بابت نه هایی که گفته نشد قضاوت نمی‌کند، بله‌های شما را زیر سؤال نمی‌برد. مشاور کمک می‌کند حال و افکار آن روزها را بشناسید و یادتان بیاید همه‌چیز در اختیار شما بوده است، شما انتخاب کردید که به‌جای یک نه به دیگران بله بگویید. مشاور شما را به درکی می‌رساند که نه گفتن یا بله گفتن را اختیار خود بدانید و این رفتار را به‌صورت نوعی ناتوانی باور نکنید.

تلفن کلینیک روانشناسی

نه گفتن درست چگونه است؟

زمانی که برای بهتر شدن شرایط خودتان نه بگویید، سیاستی داشته باشید و بله‌های خوبی بشنوید، بدون ناراحت کردن دیگران بتوانید شرایط را مدیریت کنید، به‌خوبی نه گفته‌اید.

مشاور راهنمایی می‌کند که در هر موقعیتی شما فقط مسئول و دلسوز حال خودتان هستید و بهتر است بنا بر اولویت‌ها و ارزش‌های خودتان تصمیم‌گیری کنید. چنانچه خودتان بابت انتخاب‌هایتان حال خوبی ندارید؛ روانشناس کمک می‌کند تا در ارزش‌ها و شرایط آرمانی ذهنتان بازبینی کنید.

درنهایت روانشناس تکنیک‌ها و تمرین‌های لازم جهت داشتن جسارت و شهامت و مهارت نه گفتن را به شما آموزش می‌دهد.

چگونه نه بگوییم و بله بشنویم؟

وقتی در جست‌وجوی چنین راهکاری هستید، چه احساسی دارید؟ به چه می‌اندیشید؟

روانشناس در این مورد با پرسیدن سؤالاتی بررسی می‌کند که چه چیزی شما را به این نقطه رسانده است؟

از آنجایی که اغلب کسانی به دنبال این راهکار هستند که بابت نه نگفتن‌ها پشیمان هستند؛ لازم است در مورد تجربه و ذهنیت خود اطلاعاتی در اختیار مشاور قرار دهند تا مرز تعادل بین طرحواره های شخصی، تقاضاهای دیگران و منش متقابل را به آن‌ها بشناساند.

نه گفتن چه فوایدی دارد؟

روانشناس مقاومت‌های ناهشیار و افکار مانع ساز فرد را شناسایی می‌کند. مشاور بنا بر صحبت‌های شما دلایل مسئولیت‌پذیری، خجالت، واقع‌بین نبودن، ازخودگذشتگی افراطی، بزرگنمایی استرس و وجدان، میل به تائید و همه‌کاره بودن شما را وارسی می‌کند و به شما در تحول ذهنیت شما کمک می‌دهد.

شماره مرکز مشاوره

نه گفتن چه عواقبی دارد؟

در برخی موارد حساس نه گفتن‌ها موجب از دست دادن رابطه و عوض شدن شرایط و برخوردها می‌شود.

روانشناس بدون قضاوت، موقعیت شما را می‌شنود و چنانچه هنوز تصمیم نگرفته‌اید، می‌تواند کاملاً منافع احساسی، هیجانی، مالی و اعتقادی شما را در نظر بگیرد و کمکتان کند که طبق میل و رضایت درونی خود تصمیم بگیرید.

دقت داشته باشید که قرار نیست اگر دیگران به یک موقعیت نه گفتند شما هم حتماً به آن موقعیت نه بگویید.

مرز خطر و تصمیم‌گیری صحیح

نکته مهم در داشتن خواسته‌ها، نه نگفتن‌ها، بله شنیدن‌ها، احتیاج و احتیاج متقابل است. تصور کنید در دنیایی زندگی می‌کنیم که مادری برای نوزادش همه کاری انجام می‌دهد و خودش از مهرورزی لذت می‌برد؛ مادر به‌مرور زمان برای رشد استقلال و فردیت فرزندش و کمتر شدن وابستگی‌هایشان، بسیاری از مسئولیت‌ها را به خودش واگذار می‌کند و از درگیری خود می‌کاهد.

وابستگی دائمی و احساسات متقابل تنها دلیلی است که هرکسی سمت و سوی منافع خودش نرود و شراکتی مطرح می‌شود که جوانب تعالی معنوی یا مالی بین افراد خانواده یا جامعه تقسیم می‌شود. واضح است که هرکسی با تلاش فردی و رعایت انضباط فردی به منفعت و سود شخصی خودش دست می‌یابد ولی این به معنی اتحاد در یک سازمان واحد و منسجم نیست.

روانشناس در این مورد ذهنیت شما از شراکت، همراهی، زندگی، اعتماد، مسئولیت متقابل و حریم‌های فردی را بررسی می‌کند و در رسیدن به حال بهتر آنچه از تکنیک‌های شناختی و رفتاری نیاز دارید را مطرح می‌کند.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره روانشناسی

چگونه با مرگ حیوان خانگی کنار بیاییم

سوگ حیوانات خانگی

چرا برخی افراد به نگه داشتن حیوان خانگی علاقه دارند؟

انسان در زندگی همیشه در تغییر و تحول است؛ در تنش به دنبال آرامش و در آرامش به دنبال پویایی است. افراد زیادی وقتی میل شدیدی به شلوغی دارند، با حیوانات هم رابطه‌ی پرشور و هیجان برقرار می‌کنند، حتی در افرادی که میل شدیدی به انزوا و خلوت دارند، زیاد دیده می‌شود که برای همراهی و همدردی سراغ حیوانات خانگی می‌روند. برخی افراد در مراحلی از شکوفایی معنوی و شخصیت به انسان‌پروری، تولید گل و گیاه، آموزش و پرورش حیوانات روی می‌آورند.

در برخی افراد نیاز به داشتن خانواده بنا بر شرایط رفع نمی‌شود و موجب می‌شود که حیوانی را به‌عنوان عضوی از خانواده وارد خانه کنند و مکمل روابط عاطفی آن‌ها می‌شود. مثل خانواده‌هایی که یک بزرگ‌تر مهربان را ازدست‌داده‌اند یا فرزندی ندارند یا ازدست‌داده‌اند.

دلایل اقدام و وابستگی به نگه‌داری حیوان خانگی را با داشتن شناخت از افراد بهتر می‌شود درک کرد و اینجاست که اهمیت سوگ بهنگام مرگ حیوان نیز واضح است.

با مرگ حیوان خانگی‌ام چطور کنار بیایم؟

روانشناسانی که در این حوزه کارکرده‌اند شرایط فرد و خانواده‌ای که مرگ یک حیوان خانگی را تجربه کرده‌اند، به‌خوبی درک می‌کند.

مهم‌ترین نکته این است که احساس ناراحتی یا آشفتگی، حتی خشم در این موقعیت نه‌تنها خنده‌دار نیست بلکه ازنظر روان‌شناختی نوعی آسیب است و در صورت عدم توجه ممکن است اثرات روحی جبران‌ناپذیری به بار آورد.

کمک مشاور یا روانشناس برای کنارآمدن با مرگ حیوانات

روانشناس پذیرش مثبت، بامحبت و بدون شرط را برای مخاطب توضیح می‌دهد. این پذیرش موجب می‌شود ارتباط جذابیت و امنیت بیشتری داشته باشد و افراد به آن دلبستگی عمیق‌تری داشته باشند. روانشناس با این تبیین مخاطب را می‌فهمد، روانشناس آگاه است که چرا فرد از حیوان خانگی‌اش دلخور نمی‌شود، روانشناس می‌داند که فرد برای این موجود چقدر انرژی گذاشته است و توقعی از آن نداشته است.

مشاوره روانشناسی سوگ حیوانات خانگی

روانشناس نه‌تنها خودش چنین فردی را درک می‌کند بلکه می‌تواند کمک کند دوستان یا خانواده‌ی فرد هم بیاموزند، شرایط او را بشناسند، او را درک کنند، غم و هیجان منفی او را بپذیرند و با خیالی آسوده در این شرایط به او اجازه‌ی احساس و ابراز دلتنگی بدهند. مشاور به نزدیکان یادآوری می‌کند که شوخی، تمسخر، نگرانی و محافظت بی‌جا نه‌تنها اوضاع را بهتر بلکه شرایط را سخت‌تر می‌کند.

مشاور می‌شنود که فرد حرف‌هایش را بزند، آنچه در فکر دارد، آنچه احساس می‌کند را بیان کند. مخاطب خاطراتی را که مرور می‌کند تعریف کند، هیجانات و طرز فکرش را تشخیص دهد. وقتی فرد بیان می‌کند که حیوان خانگی‌اش برایش چه معنایی داشته است، بهتر می‌تواند آن را بعد از نبودنش هم دوست داشته باشد.

روانشناس در مورد مراسم، مرخصی از مدرسه یا کار و چگونگی حمایت دیگران نیز برنامه‌هایی را به فرد می‌دهد.

روانشناس مراحل گذر از سوگ را برای فرد بیان می‌کند و او را همراهی می‌کند، انکار، پذیرش، چانه‌زنی و ابراز هیجان  در چنین موقعیتی نیز صدق می‌کنند. اگر مراحل سوگ با توجه کافی، طی زمان شش تا نه ماه و متناسب با فرد طی نشوند ممکن است زمینه ناراحتی‌های طولانی‌مدت تری را ایجاد کنند.

مشاور لازم است فرد را به بازیابی خودش جهت دهد، انگیزه‌ی کافی جهت مراقبت از خود را در فرد پایدار کند. کاهش اشتها، کاهش انرژی، ابتلا به بیماری، خواب ناکافی و عدم کنترل خود برای فرد در چنین موقعیتی طبیعی است اما درست نیست و بهتر است زیاد ادامه‌دار نشود. این علائم بدنی موجب حفظ تنش در بدن و اثر منفی بر روحیه فرد می‌شود.

شماره مرکز مشاوره

روانشناس در صحبت با فرد خطاهای فکری فرد را اصلاح می‌کند تا بهتر فکر کند و بهتر احساس کند. افراد گاهی با خطاهایی همچون، خودشان، خانواده، خداوند یا پزشکی را مقصر دانستن ساعت‌ها سایش ذهنی را تجربه می‌کنند. احساس گناه، احساس خشم و حسرت ناشی از این افکار هستند. حیوان خود را قربانی اشتباه یا سهل‌انگاری انسان می‌دانند. علت و داستان مرگ در اثر بیماری، قتل حیوان، حادثه، تصادف، شکار شدن حیوان یا از دست دادن آن جلوی چشم خودشان را بارها و بارها مرور می‌کنند.

مشاور افکار فرد را ارزیابی می‌کند و استعاره‌های انسانی فرد از حیوان را شناسایی می‌کند، حیوانم چشم انتظار من بود! فقط آن موجود اضافه بود؟ حیوانم چه‌کاری کرد که باید از دست می‌رفت؟ من برایش کم گذاشتم؟

روانشناس از فرد می‌شنود که چه حسابی روی همراهی حیوان خود بازکرده بودند! دوست، سنگ صبور، همدم، رازدار مورد اعتماد، شریک و … . راحت نیست، نمی‌توان از فرد خواست که به‌راحتی به زندگی بدون حیوانش عادت کند؛ بسیاری از حیوانات حتی بیشتر از یک انسان در غم و شادی فرد او را همراهی کرده‌اند، حتی بسیاری مواقع فرد برای حیوانش غصه خورده است، برای او جشن گرفته است، به بیماری، تندخویی یا لجبازی‌های همدیگر واکنش نشان داده‌اند و به معنای واقعی یک رابطه ازدست‌رفته است.

چرا تحمل مرگ یک حیوان در افراد مختلف متفاوت است؟

هر فردی نسبت به مرگ یک حیوان واکنش خاص خودش را دارد و این به ظرفیت آن بستگی دارد، اما نباید اهمیت نداد! باید فرصت داد!

کودکان بهتر است واقعیت مرگ را بشناسند و بدانند تا امید به حیوان ازدست‌رفته نداشته باشند. اگر علت و داستان مرگ حیوان دل‌خراش است بهتر است با داستان بیماری  کودک مطرح شود. روانشناس به بزرگ‌ترها راهنمایی لازم را می‌دهد که ابراز ناراحتی کنند تا کودک هم احساسش را بیان کند.

افراد سالمند متوجه حقیقت می‌شوند اما آسیب‌پذیرترند چون واقعه‌ی مرگ حیوانات، سایر عزیزان را به‌احتمال مرگ خودشان ربط می‌دهند، امید به زندگی و شادکامی در آن‌ها کمتر می‌شود. لازم است جهت مداخله‌ی حمایتی سالمندان را با دوستان و اعضای خانواده بیشتر سرگرم کنند تا نشاط را در دنیای زندگان بازیابند.

موجودات خانگی دیگر اغلب متوجه مرگ حیوان دیگر می‌شوند و با ناله، آشفتگی و غذا نخوردن ابراز واکنش می‌کنند. این تنش و اضطراب بین موجودات و فرد منتقل می‌شود و شرایط را سخت‌تر می‌کند.

روانشناس به فرد کمک می‌کند تا بر خودش مسلط شود، افکار و احساسات را مدیریت کند. بنا بر مطالعه روانشناسی بهتر است تا مدتی حیوانی جایگزین نشود؛ چون ممکن است فرد آمادگی مراقبت از حیوان جدید را نداشته باشد. ممکن است فرد برای مهرورزی به حیوان جدید آماده نباشد. ممکن است مدتی حیوان جدید را نگه دارد اما احساس مشابه و متناسب با حیوان ازدست‌داده را از حیوان جدید نگیرد و نیمه‌ی راه و رابطه کم بیاورد.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره روانشناسی

روان درمانی اضافه وزن و بیش خوری

پرخوری عصبی

همان‌طور که می‌دانیم اضافه‌وزن و بیش خوری یکی از مشکلات شایع جوامع امروزی است. اختلالات خوردن (Eating disorders) یکی از مهم‌ترین اختلالات روانی محسوب می‌شود که غالباً ریشه‌ی روان‌شناختی دارد. جامعه‌ی ایران نیز مانند بیشتر کشورهای جهان امروز از این معضل رنج می‌برد. شاید شما نیز با مشکل اضافه وزن و بیش خوری دست‌به‌گریبان باشید و در طی سال‌های زندگی خود بارها و بارها راهکارهای مختلفی را مانند کم خوری، رژیم‌های سفت‌وسخت، ورزش‌های مختلف، استفاده از داروهای کاهش وزن و یا حتی استفاده از روش‌های لاغری موضعی و عمل‌های جراحی را امتحان کرده باشید، ولی هیچ‌کدام از این راهکارها نتوانسته‌اند شما را به وزن ایده آلتان برسانند. ممکن است بارها تجربه کرده باشید که در حالت‌های خشم و نگرانی و استرس اشتهای عجیبی دارید و مدام به سراغ خوراکی‌های مختلف شیرین و ترش و شور می‌روید تا با خوردن، موقتاً احساس آرامش کنید و از شر استرس و ناراحتی‌های خود دور بمانید. ولی واقعیت این است که این اشتهای کاذب در درازمدت نه‌تنها باعث افزایش وزن و مشکلات بدنی برای شما می‌شود، بلکه خود این پرخوری می‌تواند تبدیل به معضل جدید روانی برای شما شود.

علم روانشناسی و بیش خوری

امروزه در علم روانشناسی درمان‌های مختلفی در زمینه غلبه بر بیش خوری و اضافه وزن ارائه‌شده است. درمان‌هایی مثل ذهن آگاهی، هیجان مدار، روانکاوی و حتی هیپنوتیزم درمانی. درمان شناختی- رفتاری یکی از درمان‌های مؤثر برای حل این معضل محسوب می‌شود که به‌صورت درمان انفرادی یا گروهی برای مراجع دنبال می‌شود. با توجه به توانمندی و همکاری افراد در دوازده تا بیست جلسه برگزار و گاهی از طب سوزنی و هیپنوتیزم نیز در کنار آن بهره گرفته می‌شود که در صورت انتخاب صحیح بیماران اثرات قابل‌توجه ای به همراه دارد.

مشاوره روانشناسی پرخوری عصبی

مراحل درمان پرخوری روانی

درمان اضافه وزن یک مسئله بسیار پیچیده‌ای است که معمولاً شامل مسائل مربوط به تصویر بدن، تصویر خود، اعتماد به نفس و احترام به خود است. در زیر مراحل اصلی درمان به‌ اختصار بیان می‌شود.

مرحله اول: کمک به تغییر سبک زندگی بیمار

در این مرحله به بیمار کمک می‌کنیم تا بتواند عادت‌های غلط زندگی خورد را شناسایی کرده و تغییری در سبک زندگی خود دهد. در این راستا باید یک رژیم غذایی باید به مراجع داده و او را به خوردن غذاهای سالم تشویق کنیم که این مواد غذایی شامل: مواد مغذی و ویتامین‌ها است و باید کالری بیشتری را بسوزانند و فعالیت‌هایشان را افزایش دهند. یکی از اهداف این است که به مراجع کمک کنیم تا تحرک خود را بیشتر کند به‌عنوان‌مثال: (راه رفتن بیشتر و…) و افزایش ورزش رسمی (از جمله در ورزشگاه)

مرحله دوم: کمک به مراجع برای برخورد با مشکلات احتمالی

برای مقابله با مشکلات احتمالی سعی کنیم انگیزه و پشتکار فرد را تقویت کنیم. همچنین در برخورد با مشکلاتی مثل ریزه‌خواری، پایبند نبودن به رژیم در مهمانی‌ها و جشن‌ها و مشکلات بدنی مثل ضعف و بی‌حالی حین رژیم در درجه اول با مراجع همدلی کرده و اراده او را تقویت کنیم و درصدد اصلاح باورها و شناخت‌های غلط بیمار اقدام کنیم. درمان شناختی رفتاری می‌تواند تأثیر فراوانی در بهبود خلق‌وخو داشته که همین امر می‌تواند در جلوگیری از بیش خوری مؤثر باشد.

مرحله سوم: کمک به افزایش احساس مثبت بدنی بیماران

همان‌طور که گفته شد بیشتر افرادی که تصمیم به کاهش وزن‌دارند تصویر بدنی منفی نسبت به خود دارند. بدین‌صورت که از خود و اندام خود راضی نیستند و نسبت به خود احساس نقص و شرم دارند. در این مرحله از درمان درمانگر اهمیت تصویر فرد را از بدن خودش به بیمار گوشزد می‌کند و به او کمک می‌کند تا این تصویر منفی را تغییر دهد. در همین راستا برای تصحیح وسواس یک فرد در رابطه با تصویر ذهنی وی از جسمش اقدام کرده و سعی می‌کند اعتمادبه‌نفس بیماران را افزایش دهد.


از این مقالات نیز دیدن نمایید.

مشاوره خانواده

مشاوره ازدواج

روانشناسی کودک

مشاوره روانشناسی


مرحله چهارم: چالش با باورهای نادرست

در این مرحله درمانگر تلاش می‌کند باورها و افکار زیربنایی نادرست افراد در ارتباط با کاهش وزن و تناسب‌اندام را شناسایی کرده و آن‌ها را به چالش بکشاند زیرا که اغلب این باورها با کاهش وزن کاملاً در ارتباط است و درمان می‌تواند در جهت اصلاح باورهای نادرست افراد در این حوزه کمک‌کننده باشد.

مرحله پنجم: مرحله ثبات و نگهداری

می‌توان گفت ثبات و نگهداری وزن به‌اندازه مقابله با بیش خوری و اضافه وزن اهمیت دارد. درمانگر در این مرحله با تقویت اراده فرد و اهمیت دادن به این موضوع کمک در کنترل وزن می‌کند. رژیم‌های غذایی نگه‌دارنده به همراه تغییر سبک زندگی و تقویت انگیزه و اراده افراد و همچنین اصلاح بنیادین باورها و شناخت‌های غلط می‌تواند در این امر مثمر ثمر باشد.

نقش روانشناس و مشاور

به‌طورقطع مقابله با پدیده چاقی و پرخوری بدون اصلاح نظام باورها و شناخت‌های نادرست افراد درباره غذا خوردن امری شکست‌پذیر است و برای تسهیل در این مهم، استفاده از روانشناسان و مشاوران این حوزه می‌تواند مثمر ثمر باشد. بدون شک همه ما خواهان اندامی سالم و مناسب هستیم و با استفاده از مشاوران و متخصصین و روش‌های درست و منطقی قطعاً می‌توانیم به اهداف خود برسیم.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره روانشناسی

روانشناسی چهره

زبان بدن

زبان بدن به شکل‌های متفاوت ارتباط غیر کلامی اطلاق می‌شود و فرد بدون آنکه کلامی صحبت کند می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار نماید. اهمیت این مسئله تا آنجاست که از سال ۱۹۶۰ میلادی در این زمینه مطالعاتی صورت گرفته است و از جمله آن‌ها می‌توان به حالات بدنی (نحوه نشستن، خوابیدن، طرز قرار گرفتن دست‌ها، پاها و …)، ژست‌ها (اداها و اطوارها)، اشاره‌ها و حالت‌های هیجانی صورت اشاره نمود.

حالت های چهره

در این بررسی به حالت‌های چهره پرداخته می‌شود. با توجه به چهره افراد می‌توان به وضعیت عاطفی، احساسی و هیجانی آن‌ها پی برد و از آنجا که بسیاری از پیام‌ها در هر صورت و نیز از چهره‌ای به چهره دیگر متفاوت است، تنها راه خواندن آن، درک شرایط عاطفی اشخاص به هنگام صحبت کردن است بدین معنا که ولتی به حرف‌های دیگران گوش می‌دهید، شرایط را نیز تحت کنترل خود داشته باشید به این طریق می‌توانید به صمیمیت گفتار فرد پی ببرید.

تلفن کلینیک روانشناسی

روانشناسی چهره

روانشناسی چهره می‌تواند در بسیاری از موقعیت‌ها تأثیرگذار باشد. به‌طور مثال در موقعیت دزد و پلیس: چهره فردی که مطلبی را پنهان می‌کند، در مورد چیزی دروغ می‌گوید، قصد همکاری ندارد و … با یکدیگر متفاوت است. درواقع هرکدام از رفتارهای مذکور با سیگنال‌های متفاوتی نشان داده می‌شوند. از دیگر موقعیت‌ها می‌توان بر:

  1. والد/ کودک
  2. زوجین (همسر/همسر)
  3. معلم/ دانش‌آموز
  4. فروشنده/ خریدار

و… اشاره نمود.

روانشناس می‌تواند از روی چهره افراد هیجان‌های متفاوتی نظیر خشم، خجول بودن، شادی، غم، یأس، ترس، غرور، کمبود اعتمادبه‌نفس، سردی، خشک بودن و… را دریابد و در فرآیند مشاوره به‌منظور تسریع بهبود وضعیت مراجع از آن بهره‌مند گردد. در ادامه به ذکر چند مثال در این زمینه می‌پردازیم:

  1. فردی که علاقه‌ای به شنیدن ادامه بحث ندارد اما بنا بر شرایطی نمی‌تواند موقعیت را ترک کند، سر خود را صاف می‌گیرد و دستش را روی گونه (زیر چانه) قرار می‌دهد.
  2. بالا و پایین شدن ابروها نشانه دیدن فردی آشناست و سپس سلام گفتن.
  3. فرد نگران را از روی ابروهایی که از وسط خم‌شده باشد و یا به سمت پایین متمایل شده باشد تشخیص می‌دهند.
  4. نگاه کردن مستقیم در چشمان فرد و بالا و پایین شدن مردمک چشمانش حاکی از اشتیاق او برای شنیدن خبر و یا انتظار او را می‌رساند.
  5. پنهان‌کاری فرد را می‌توان از صرف وقتی که تماس چشمی بین دو نفر برقرار می‌شود تشخیص داد بدین معنا که اگر به هنگام صحبت با شخصی او کمتر از یک‌سوم اوقات را به چشم طرف مقابل نگاه کند نشان‌دهنده عدم تمایل او به گفتن همه حقیقت است.
  6. نگریستن از یک‌سو با ابروانی که به سمت پایین افتاده باشند یا گره‌کرده باشند و یا گوشه‌های لب به سمت پایین باشد، حاکی از شک و تردید و یا خصومت در رفتار فرد است.
  7. وقتی گوشه لب‌ها به سمت پایین باشد و شانه بالا بیندازد، بی‌خیالی فرد را می‌رساند.
  8. شخصی که قوز می‌کند و چهره‌اش در هم است (در خود فرورفته) فرد ترسو را یادآور می‌شود.
  9. فرد افسرده معمولاً سرش خم است، شانه‌های افتاده‌ای دارد، کمتر به بالا نگاه می‌کند و بی‌حال گام برمی‌دارد.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره روانشناسی

هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی چیست ؟

هیپنوتراپی یا هیپنوتیزم درمانی چیست ؟

هیپنوتراپی یک مبنای عملی جهت درمان است. از آنجایی که هر آموزش یا مداخله‌ی مؤثری به زمینه‌ای آرام و تأثیرپذیر نیاز دارد، بهتر است که روانشناس قبل از پیگیری مدل درمان زمینه‌ی لازم را ایجاد کند. هیپنوتیزم درمانی مبنایی کارآمد برای جلسه‌ی مشاوره فراهم می‌کند.

اصطلاح هیپنوتراپی از کلمه‌ی هیپنو به معنای خواب گرفته شده است. با همراهی روانشناس فرد به حالتی از خواب دعوت می‌شود که حواشی فکری را کنار می‌زند و در سطح بالایی از تمرکز به فکر کردن درباره‌ی یک موضوع شفاف می‌پردازد.

از هیپنودرمانی چه زمانی استفاده می‌شود؟

روانشناس وقتی تشخیص دهد که مراجع دچار تناقض هیجانی، ناهماهنگی شناختی، آشفتگی ذهنی، وسواس و حساسیت غیرارادی است می‌تواند از هیپنوتراپی استفاده کند. وقتی فردی در مورد تجارب و اتفاقات روزمره‌ی زندگی، افکار، احساسات و رفتارهای خود دچار آشفتگی و عدم کنترل‌شده باشد، می‌تواند با کمک روانشناس از تکنیک هیپنوتراپی بهره ببرد و محتوای ذهن ناهشیار و هر آنچه در ذهن هشیار شفاف نیست را به آگاهی و مدیریت برساند.

روانشناس بر مبنای هیپنوتراپی، آرامش، اختیار و قدرت به فرد می‌دهد تا با محتوای آشفتگی‌اش روبه‌رو شود. هیپنوتیزم درمانی در رفع طیف وسیعی از مشکلات ناشی از اضطراب و استرس کارایی دارد. این مبنای درمانی کمک می‌کند که اگر نیرویی خلاف قدرت، تسلط و حال خوب در بدن یا روح وجود دارد که فرد را دچار تناقض می‌کند رفع شود. با تمرکز هیپنوتراپی وجوه نا آشکار ذهنیت فرد، در دسترس آگاهی قرار می‌گیرد و امکان مقابله با آن وجود خواهد داشت.

تلفن کلینیک روانشناسی

هیپنوتراپی چه مشکلاتی را برطرف می‌کند ؟

نکته‌ای که بسیار اهمیت دارد کاربرد این روش درمانی در رفع علائم تنش همچون لرزش دست‌ها، گرفتگی عضلات، تیک‌های حرکتی و صوتی، قفل شدن پاها، فلج شدگی‌ها، کمردرد، میگرن و … است که با درمان‌های پزشکی و دارویی علت شناسی و درمان ناموفق است.

نتایج کارآمد روش هیپنوتراپی عبارتند از؛ کاهش حساسیت و استرس، افزایش امید و اعتماد به نفس، افزایش سازگاری و کیفیت زندگی، کاهش و تسکین درد، درمان علایم روان تنی و سردردهای مزمن، کنترل پرخوری یا مصرف افراطی سیگار، افزایش قدرت یادگیری و ظرفیت حافظه، افزایش قدرت تمرکز و مهارت های اجتماعی، تغییر عادت ها و نگرش ها، کاهش طول دورهءی درمان و … .

شماره مرکز مشاوره

روانشناسی شخصیت

مشاوره روانشناسی تلفنی

روانشناسی تیپ های شخصیتی

روانشناسی شخصیت یکی از بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین شاخه‌های روانشناسی است که به دنبال درک تفاوت‌های رفتاری و اخلاقی افراد است که مجموعه‌ی این تفاوت‌ها و صفات و سبک برخورد افراد با اطرافیان وقایع و مسائل زندگی خود و شخصیت یک فرد را شکل می‌دهد. فاکتورهایی مانند ژنتیک، نحوه‌ی رشد و تجربیات دوران کودکی، تربیت خانوادگی، محیط و… در شکل‌گیری شخصیت نقش دارند. روانشناسان مختلف دسته‌بندی‌های زیادی از شخصیت ارائه کرده‌اند که یکی از این دسته‌بندی‌ها مربوط به یونگ است که ٩ تیپ شخصیتی را ارائه کرده که در زیر توضیح مختصری در مورد هر یک ارائه می‌شود.

خلاصه تیپ‌ های شخصیت

کمال گرا

غر می‌زنند، منظم هستند، خشم درونی دارند، نکته‌بین هستند، حاشیه را کم می‌کنند، عصبی و کم‌حوصله هستند. درد و دل گوش نمی‌دهند. ساده‌پوش و اخلاق‌گرا هستند

امدادرسان

در ارتباط با دیگران خود را قربانی می‌کنند، نمی‌توانند خود را راضی کنند که به دیگران کمک نکنند، با محبت زیاد دیگران را پرتوقع می‌کنند. مدیر خوبی نیستند.

موفقیت یاب

دنبال توجه‌اند، استرس را هستند، جاه‌طلب هستند، تحلیل‌گر هستند، به‌شدت تلاش می‌کنند، حوصله سر بر نیستند.

هنری

آمده‌اند که دنیا را پر از زیبایی کنند، سحرخیز نیستند، احساسی و خلاق هستند، دور و برشان همیشه شلوغ است، نباید به آن‌ها دستور دارند.

دانشمند

کم حرف اند، مؤدب هستند، کلکسیون جمع‌آوری می‌کنند، آن تایم هستند، جلوتر از زمان خود هستند، درس‌خوان و عاشق مطالعه هستند، وفادارند.

بدبین

ریز بین هستند، دقت زیادی دارند، وفادارند، پیشرفت نمی‌کنند، ریسک نمی‌کنند، ترس از عدم حمایت دارند، هنگام کودکی عموماً احساس بی‌قدرتی کرده‌اند.

سرخوش

خلاق‌اند، ایده گرا هستند، همیشه راه‌حل دارند، توانایی کلاه‌برداری دارند، بی‌وفایی و خیانت در روابطشان دارند، بی‌نظم و تنبل هستند، همه‌فن‌حریف‌اند.

قدرت‌طلب

افراد قوی هستند که باید در کار، روابط و زندگی قدرت داشته باشند تا به آرامش برسند، دیگران و عقایدشان را سرکوب می‌کنند. اهل مذاکره نیستند، حرف، حرف خودشان است.

صلح‌جو

به نیاز دیگران خیلی توجه می‌کنند، میانجی گرایی خوبی هستند، مخالفت و جنگ و دعوا با کسی ندارند، در روابط با دیگران برای حفظ آرامش همه کار می‌کنند حتی اگر به ضرر خودشان باشد.

شماره مرکز مشاوره

درمان احساس تنهایی

مشاوره روانشناسی تلفنی

احساس تنهایی چیست؟

احساس تنهایی با تنها بودن تفاوت دارد و لزوماً به معنای تنها بودن نیست ممکن است کسی مدت‌ها تنها باشد ولی احساس تنهایی نکند از سویی دیگر فردی ممکن است در محیط آشنا با افراد آشنا احساس تنهایی کند.

یکی از علت های ناخوشایند بودن احساس تنهایی این است که افراد غالباً چون زمانی که تنها می‌شوند با خود واقعی خود روبرو می‌شوند و چون در خود ضعف هایی می‌بینند و خود را دوست ندارند از تنهایی فرار می‌کنند. زمانی که افراد دچار این حس می‌شوند پیامدهای متعددی برایشان ایجاد می‌شود، از جمله: بدبینی، بدگمانی، کاهش اعتماد به نفس، ارزیابی منفی خود و دیگران و… که خود این پیامدهای منفی به‌نوبه‌ی خود احساس تنهایی را در آن‌ها پایدار ساخته و در نهایت زمینه‌های اضطراب و افسردگی را در آن‌ها به وجود می‌آورد. علت دیگر احساس تنهایی برداشت ذهنی فرد از احساس تنهایی و کمبود در روابط است، در واقع احساس تنهایی زمانی به وجود می‌آید که فرد دارای افکار غیر منطقی در مورد تنهایی است، از جمله علت های دیگر می‌توان به فاصله‌ی بین روابط اجتماعی مطلوب فرد در گذشته و حال، کمبود مهارت‌های اجتماعی، شخصیت وابسته و… اشاره کرد.

برای مقابله با احساس تنهایی چه اقداماتی باید انجام دهیم؟

در قدم اول برای مقابله با احساس تنهایی باید دید و نگرش خود را نسبت به آن تغییر دهیم به عبارت دیگر بپذیریم که احساس تنهایی قابل کنترل هست که با پذیرفتن آن می‌توان بهتر با آن مقابله کرد.

شرایطی فراهم کنید که در موقعیت‌های جدید جمعی و تفریحی قرار بگیرید و دوستان بیشتری را ملاقات کنید.

ورزش کنید تا حس خوب نسبت به ظاهر خود داشته باشید این موضوع کمک می‌کند تا در زمان‌های تنهایی از خود گریزان نباشید.

کتاب بخوانید.

سعی کنید مهارت‌های خود را تقویت کنید و در اوقات تنهایی با فعالیت‌های مورد علاقه تان این زمان‌ها را برای خود جذاب کنید.

اعتماد به نفس خود را تقویت کنید برای افزایش اعتماد به نفس و بهتر و علمی‌تر انجام دادن راهکارها با یک متخصص روانشناسی مشورت کنید.

مشاوره برای درمان احساس تنهایی

مشاوره تلفنی با روانشناس متخصص بالینی جهت درمان احساس تنهایی می‌تواند با ارائه راه حل های علمی و عملی راهگشا باشد. جهت مشاوره تلفنی می‌توانید با ما تماس بگیرید.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره فوت و مرگ عزیزان

تلفن کلینیک روانشناسی

روانشناسی فوت و مرگ عزیزان

هر یک از ما در برهه‌ای از زمان ممکن است با فرایند سوگ از دست دادن عزیزان دست به گریبان شده باشیم.

به تعبیری، سوگ به معنای فقدان و غم از دست دادن است. این از دست دادن می‌تواند شامل از دست دادن یک موقعیت کاری، مکانی، فقدان و مرگ عزیزی، طلاق و یا حتی از دست دادن یک رابطه عاشقانه باشد. آنچه حائز اهمیت است اینکه در هر صورت افراد به علت تعلق خاطر و نوعی از وابستگی ایجاد شده، این دوره را تجربه خواهند کرد. بدیهی است که پشت سر گذاشتن این دوران بنا برحسب تیپ شخصیتی افراد و طرز تفکر و جهان بینی آنان، می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. به بیانی ساده‌تر هر چه میزان سازگاری و منطقی بودن افراد بیشتر باشد قطعاً این دوران با آسیب کمتر به بهداشت و سلامت روان سپری خواهد شد.

مراحل سوگ مرگ و از دست دادن:

مرحله اول: انکار

انکار به عنوان اولین مرحله سوگ مطرح است. در این مکانیسم دفاعی، فرد سوگوار از پذیرش اصل ماجرا طفره رفته و به عبارتی با عدم پذیرش واقعیت، به شکلی نامحسوس به خود کمک می‌کند تا به یک‌باره با موضوع فقدان مواجه نگردد.

مرحله دوم: عصبانیت و خشم

این مرحله توأمان با خشم و عصبانیت نسبت به خود و اطرافیان خواهد بود و حتی ممکن است در موارد حاد، اعتقادات و باورها و نگرش فرد در مور مسائل اعتقادی و بنیادی به چالش کشیده شود. گاه ممکن است افراد نگاهی معترضانه به نظام هستی از خود بروز دهند.

شماره مرکز مشاوره

مرحله سوم: غم

این مرحله معمولاً با اندوه و غم و افسردگی خود را نشان می‌دهد و می‌تواند در طیف‌های متفاوتی خود را نشان دهد. فعالیت و پویایی فرد در این مرحله افت چشمگیری داشته و کرختی و سستی به وضوح دیده می‌شود.

مرحله چهارم: پذیرش

افراد در این مرحله رفته رفته، موضوع فقدان و نبود شخص و یا موقعیت مطلوب از دست رفته را پذیرفته و با توجه به تیپ شخصیتی و روحیه سازگاری به روند معمولی فعالیت‌های زندگی برمی‌گردند.

مشاوره تلفنی روانشناسی فوت از دست دادن عزیزان

چنانچه در مشاوره تلفنی، روانشناس با سوگ مراجعی مواجه شد بهتر است در وهله اول با او همدلی کرده و به وی در بروز احساسات و برون‌ریزی هیجانات منفی‌اش کمک کرده آنگاه از طریق آموزش تکنیک‌های ذهن آگاهی و ارتقا شناخت وی به دنیای پیرامون، وی را در رسیدن به سطح بالایی از سازگاری و پذیرش شرایط موجود یاری رساند.

شماره مرکز مشاوره

 

علل, مشاوره و درمان خودکشی

تلفن کلینیک روانشناسی

دلایل تمایل به خودکشی:

در بعضی موارد افرادی که افسردگی دارند، برای رها شدن از این حس و فراموش کردن مشکلات، تصمیم به خودکشی می‌گیرند. آن‌ها شخصیت خودخواهی ندارند و قصدشان از این کار آسیب رساندن به اطرافیان نیست، بلکه فقط می‌خواهند مشکلات را متوقف کنند. این افراد هر روز با احساس اندوه بیدار می‌شوند و در حالی که سعی می‌کنند این فشارهای فکری را دور کنند، بدتر می‌شوند. در این شرایط وضعیت شیمیایی و مغزی-عصبی افراد تغییر می‌کند و با کاهش سطح سروتونین در مغز، فرد احساس ناامیدی کامل می‌کند تا جایی که به این فکر می‌رسد که دیگران بدون وجود او بهتر زندگی می‌کنند. وقتی منطق فرد به این درک می‌رسد، خیلی سخت است که به عقب برگردد. بعضی از این افراد یک بحران عاطفی را طی می‌کنند و ممکن است چیزی یا کسی را از دست داده باشند، که در این شرایط زمانی که طاقت و تحملشان تمام می‌شود، اقدام به خودکشی می‌کنند.

این افراد سعی می‌کنند بیشتر وقت خود را به خوابیدن بگذرانند چراکه تنها در این زمان از فکر کردن خلاص می‌شوند. گاهی ممکن است این افراد در ظاهر حتی زندگی خوبی داشته باشند اما خودشان قادر به دیدن نکات مثبت زندگی‌شان نیستند. دیگر به زیبایی‌ها و علایقشان توجهی ندارند. البته هنوز خانواده و دوستانشان را دوست دارند اما در واقع خودشان را دوست ندارند و زندگی‌شان را تهی و بی ارزش می‌بینند.

این افراد مرگ را نمی‌خواهند، اما از این می‌ترسند که چطور سختی زندگی را تحمل کنند. آن‌ها نمی‌خواهند چیزهای بهتری داشته باشند و دیگر حس نمی‌کنند که ممکن است با زنده ماند زندگی‌شان بهتر شود. پس فرد بهتر شدن را نمی‌خواهد بلکه فقط می‌خواهد بدتر شدن را متوقف کند. خودکشی مرگ ناشی از یک بیماری است که فقط نوع این بیماری از سرطان و یا بیماری‌های ویروسی متفاوت است. فرد قبل از خودکشی در ذهن خود شرایط را تجسم کرده و به نقشه خودکشی و نوع آن فکر می‌کند. ممکن است چندین بار به آن محل برود، قرص یا راه‌های دیگر را بررسی کند. در این شرایط فرد در حالت بحران است و اجازه ندادن، سرزنش و ممانعت دیگران، از انجام این تصمیم نمی‌کاهد چون این افراد قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیستند و فکر می‌کنند هیچ کس ناراحتی آن‌ها را درک نمی‌کند.  با غیر قابل تحمل شدن عذاب ذهنی، فرد اقدام به خودکشی می‌کند. خودکشی شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد چون فرد با احساس ترس و وحشت زیادی مواجه می‌شود.

شماره مرکز مشاورهمشاوره تلفنی با موبایل

درمان فردی که تمایل به خودکشی دارد:

از اصول اولیه درمان، می‌توان به بررسی و شناخت ساختارهای ذهنی و تفکرات این افراد اشاره کرد. تفکر می‌تواند از سه جنبه مختلف نادرست باشد: ۱- ساختار تفکر ۲- محتوای تفکر ۳- فرایند تفکر

در بخش ساختاری، دو نوع تفکر وجود دارد. افکار خود آیند و طرح‌واره‌ها. افکار خود آیند گذرا هستند و ماهیت سریع و تلگرافی دارند. افکارخودآیند منفی از قبیل “من ارزش هیچ کاری را ندارم”، “هیچ کاری را نمی‌توانم انجام دهم” و “در کارها همیشه با شکست مواجه می‌شوم”، موجب می‌شود فرد خلق افسرده‌ای به خود بگیرد و این خلق افسرده به نوبه خود احتمال بروز افکار خود آیند منفی را بیشتر می‌کند و به این ترتیب دور باطلی ایجاد می‌گردد. این دور باطل کم کم موجب شکل‌گیری افسردگی می‌شود و به طبع آن افکار خودکشی در فرد ظهور می‌کند.

شناسایی خطاهای شناختی و اصلاح آن‌ها یکی از راهکارهای درمان خودکشی محسوب می‌شود. از مواردی که در خطاهای شناختی باید به آن توجه کرد، باورهای غیر منطقی است. به طور مثال اعتقاد فرد به این‌که دوست داشتن و احترام گذاشتن به او توسط افراد جامعه از الزامات است و یا اعتقاد این افراد بر پیدا نشدن راه حل و تعبیر فاجعه‌آمیز بودن آن، نمونه‌ای دیگر از خطاهای شناختی است. بنابراین نخستین قدم در درمان افکار خودکشی، شناسایی هسته باورهای غیر منطقی است.


از این مقالات نیز دیدن نمایید.

مشاوره خانواده

مشاوره ازدواج

روانشناسی کودک

مشاوره روانشناسی


از دیگر توصیه‌ها برای برخورد با افکار خودکشی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

– بدانیم که نومیدی درباره آینده ناشی از افسردگی است و واقعیت ندارد. منظور این نیست که از افسرده بودن لذت ببریم، بلکه باید افسردگی را به شکلی که هست بپذیریم و بدانیم که افسردگی یک بیماری موقتی است و به معنی تغییر شخصیت نیست.

– به خاطر داشته باشیم که افسردگی شرایطی موقت است و راه‌های بسیاری برای درمان آن وجود دارد. سعی کنیم مثلاً به مدت شش هفته برای بررسی افسردگی خود اقدام کنیم تا نتیجه‌اش را ببینیم.

– با یک از دوستان یا اعضای خانواده درباره احساس خود حرف بزنیم.

– با پزشک یا روان درمانگر صحبت کنیم.

– از اینکه برای رسیدن به بهبودی تلاش می‌کنیم به خود اعتماد به نفس بدهیم.

– از دوستان کاذب فاصله بگیریم.

ضرورت مشاوره تلفنی برای خودکشی:

در مشاوره حضوری، مراحلی باید طی شود که امکان مشاوره را برای مراجع فراهم آورد. از جمله این مراحل می‌توان به تنظیم وقت، گرفتن نوبت (که گاهی ممکن است چند هفته به طول انجامد) و دور بودن مسیر، اشاره کرد.

مشاوره تلفنی امکان دسترسی سریع به مشاور را برای این افراد فراهم می‌کند. آ‌ن‌ها می‌توانند در زمانی که به کمک نیازمندند، با مشاوران مربوطه به راحتی ارتباط برقرار کنند و مشاور با بررسی تفکرات غیر منطقی و مخرب آن‌ها به ایشان کمک کرده و نیاز به توجه و شنیده شدنشان را تأمین کند.

شماره مرکز مشاوره

مشاوره تلفنی با موبایل

 

درمان اختلال دوقطبی

مشاوره روانشناسی

اختلال دوقطبی چیست؟

اختلال دوقطبی شامل حالت هایی از آشفتگی و افسردگی در نوسان می باشد به‌طوری که فرد در یک دوری قرار می‌گیرد که از اوج وجد به عمق یأس و افسردگی گرفتار می‌شود. حالت های آشفتگی به این شکل است که نوعی حالت لذت وافر و شادی بی حد و مرزی در خلال هر فعالیتی مربوط به کنش‌های هیجانی، انگیزشی، رفتاری و شناختی در فرد به وجود می‌آید. این نوسانات خلقی هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشد.

این اختلال که حداقل یک هفته طول می‌کشد فرد به صورت متناوب تغییرات سریع خلقی را به صورت روزمره تجربه می‌کند و فرایند فکری و رفتاری وی دچار اختلال می‌شود.

اختلالات دوقطبی شامل: اختلال دوقطبی نوع یک، دوقطبی نوع دو است با این تفاوت که در اختلال نخست با یک حالت کامل آشفتگی مواجه هستیم درحالی‌که در اختلال دوقطبی نوع دو با کم آشفتگی همراه است

اختلال دوقطبی نوع یک :

در تشخیص این اختلال باید دقت شود که فرد برای نخستین بار دچار این اختلال شده یا آنکه با یک اختلال بازگشتی مواجه هستیم تقریباً ۵ تا ۱۵ درصد افرادی که به اختلال دوقطبی نوع یک مبتلا هستند، افسردگی و آشفتگی (شیدایی) را در فاصله یک سال تجربه می‌کنند.

اختلال دوقطبی نوع دو :

در این نوع بیش از یک دوره افسردگی شدید وجود دارد. در صورتی که شدت خلق آشفتگی (شیدایی) کم است.

۱۰ تا ۱۵ درصد از مبتلایان به اختلال دوقطبی نوع دو همراه با افسردگی، دست به خودکشی می‌زنند.

تحقیقات نشان می‌دهد که فراوانی اختلال دوقطبی در زنان و مردان به یک اندازه است. در حدود یک نفر از هر ۱۰۰ نفر در طول زندگی خود دچار این اختلال می‌گردد. به‌طور معمول دوقطبی بعد از سنین نوجوانی اتفاق می‌افتد.

شماره مرکز مشاوره

نشانه های افراد دو قطبی

افرادی که دارای شخصیت دوقطبی هستند، دچار نوسانات شدید خلقی می‌شوند. حالتی که با آنچه مردم عادی در زندگی روزمره خود با آن سروکار دارند کاملاً متفاوت است. همه ما روزگارهایی داشته‌ایم که گاهی خوش بود و گاهی همراه با اندوه اما این مبتلایان چیزی فراتر از این حالت‌ها را سپری می‌کنند. در این بررسی به نشانه‌های دوران افسردگی و شیدایی به‌صورت مجزا پرداخته می‌شود و در نهایت به نشانه‌های کلی مبتلایان اشاره خواهد شد.

نشانه ها در دوران افسردگی :

  • دچار احساس غم و اندوه شدید هستند درواقع احساس غمگین بودن آن‌ها از بین نمی‌رود.
  • احساس نیاز به گریستن بدون هیچ دلیلی
  • تمایل و رغبت خود را نسبت به همه‌چیز از دست می‌دهند.
  • از مواردی که قبلاً برای آن‌ها لذت‌بخش بود دیگر لذتی نمی‌برند.
  • احساس می‌کنند در انجام هیچ کاری موفق نمی‌شوند. (عدم اعتماد به نفس)
  • انگیزه‌ای برای کار ندارند. (احساس پوچی)
  • احساس بی ارزشی می‌کنند.
  • به خودکشی می‌اندیشند.
  • قدرت تصمیم‌گیری حتی در امور ساده را ندارند.
  • عدم تمرکز
  • بی‌اشتهایی و از دست دادن وزن
  • زودتر از مواقع عادی از خواب بیدار می‌شوند.
  • برنامه خواب آن‌ها به هم ریخته است.
  • عدم تمایل به رابطه جنسی
  • احساس می‌کنند به‌شدت نیاز به گریستن دارند اما رمق و توانایی لازم را ندارند.
  • در شروع و پایان رسانیدن امور حتی کارهای روزانه و امور روزمره مشکل دارد.

نشانه ها در دوران شیدایی :

  • بسیار شاد و پرهیجان هستند.
  • پر از ایده‌های جدید و نو می‌باشند.
  • احساس می‌کنند از دیگران برترند بدون دلیل خاصی (خودبزرگ‌بینی)
  • صداهایی می‌شوند که دیگران نمی‌شوند.
  • مدام از ایده‌ای به ایده دیگر می‌پرند.
  • افزایش تمایل به رابطه جنسی دارند.
  • برنامه ریزی های بلند پروازانه و غیرواقعی دارند. (شرایط و امکانات خود را در برنامه‌ریزی و خواسته هایشان در نظر نمی‌گیرند.)
  • بسیار فعال و پر جنب و جوش هستند.
  • سریع صحبت می‌کنند، به‌گونه‌ای که دیگران ممکن است متوجه صحبت هایشان نشوند، مبتلایان به اختلال دوقطبی به اینکه دیگران در جریان گفته هایشان قرار بگیرند توجهی نمی‌کنند و صرفاً می‌خواهند بگویند.
  • تصمیمات عجولانه و خطرناک می‌گیرند.
  • ولخرج هستند.
  • احساس صمیمیت زیاد می‌کنند.

نشانه‌های کلی مبتلایان به اختلال دوقطبی :

  • روحیه خوب و بالا
  • ناتوانی در انجام امور (نیمه تمام گذاشتن کارها) بدون اینکه کار یا پروژه‌ای را به انجام برسانند به سراغ کار دیگری می‌روند و اموری را که به انجام آن‌ها مبادرت می‌ورزند به‌صورت غیر واقع بینانه ای انتخاب می‌کنند.
  • افسردگی
  • آسیب پذیر بودن
  • تند حرف زدن (پرحرف)
  • مشکل در محل کار
  • اعتیاد به الکل و مواد مخدر
  • دمدمی مزاج
  • مشکلات خواب
  • پرواز افکار

شماره مرکز مشاوره

مشکلات افراد دوقطبی

مشکلات ناشی از یک اختلال به نشانه‌های آن، محیط فرد و واکنش اطرافیان بستگی دارد. حالت های افسردگی و شیدایی در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی شبیه به نوسانات خلقی مردم عادی و غیر مبتلاست اما با این تفاوت که شدیدتر است و عملکرد آن‌ها را مختل می‌کنند.

اختلال دو قطبی از آنجایی که چرخه‌ای از دوره های افسردگی و شیدایی را در پی دارد و ثبات روانی فرد را از بین می‌برد، عملکرد فرد در موقعیت‌هایی که طی زمان طولانی‌تری مسئولیتی دارد را مختل می‌کند و اگر در کیفیت عملکرد فرد نوسان ایجاد کند ممکن است به امنیت شغلی، امنیت تحصیلی یا امنیت فردی او صدمه بزند. تداخلانی در تغذیه، خواب، لذت ها، مدیریت هیجان، قدرت فکر کردن و تصمیم گیری، انگیزه و اعتماد به نفس، پایداری در عمل و … زمینه مشکلات بعدی را فراهم می‌کند.

تصمیم‌ها و فراموشی:

افرادی که به اختلال دو قطبی مبتلا هستند گاهی نسبت به افکار خود طی زمان هشیار و گاهی ناهشیارند. در دوره‌ی شیدایی یا نیمه‌شیدایی که فرد حالت سرخوشی و شنگولی دارد از روی انرژی تصمیم به اقدامات بزرگ می‌گیرد، خود را در موقعیت‌های پر چالش قرار می‌دهد، خاطرات فوق‌العاده‌ای برای خودش می‌سازد و همین فرد در دوره‌ی افسردگی دمق است، برای ساختن خاطرات بزرگ یا اقدامات پیچیده انرژی ندارد و سردرگم می‌شود، علاوه بر این‌ها ممکن است مثل قبل توانایی ادامه دادن به کارهایش را نداشته باشد و از برنامه‌هایش منصرف شود. افرادی که نوسان خلقی شدیدی را تجربه می‌کنند یا به‌طور ناهشیار خاطرات خوش خود را انکار می‌کنند و می‌گویند هرگز خاطره خوبی نداشته‌ام یا به‌طور هشیار از اینکه دیگر مثل قبل از زندگی لذت نمی‌برند و مثل قبل شاد نیستند رنج می‌برند.

ازآنجایی‌که حالت‌های روحی ناشی از اختلال دو قطبی، فرایند فکری افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در انتظارات، برداشت‌های آن‌ها از اتفاقات و صحبت‌هایشان با دیگران تغییراتی ایجاد می‌کند که در روابط نزدیک و الگوهای ارتباطی آن‌ها تداخل ایجاد می‌کند.

افرادی که یکی از نزدیکانشان به اختلال دو قطبی مبتلاست از برخی رفتارهای او اذیت می‌شوند که عبارت است از؛ غمگینی، سرخوشی، ریسک پذیری، تحریک پذیری، ولخرجی، بی‌ثباتی، بلندپروازی، برانگیختگی، خوش بینی و … .

شماره مرکز مشاوره

درمان بیماری دوقطبی

یکی از اختلال شخصیت دو قطبی بودن است که با عنوان BMD هم از آن یاد می‌شود. بیماری است که خلق فرد بسیار در نوسان است زیرا از افسردگی به شیدایی و شاید برعکس به وجود می‌آید. زمانی که فرد و یا اطرافیان او از علائم احتمالی آن مطلع می‌شوند، به روانشناس مراجعه می‌کنند، این علائم یا تا به حال وجود نداشته و یا به این شدت نبوده است. به همین خاطر باعث نگرانی فرد و خانواده وی شده است. روانشناس با مشاهده رفتار او و گرفتن شرح‌حال گذشته و حال مراجع و باخبر شدن از حوادثی که باعث بروز این اختلال شده است، سعی در تشخیص بیماری دارد.


از این مقالات نیز دیدن نمایید.

مشاوره خانواده

مشاوره ازدواج

روانشناسی کودک

مشاوره روانشناسی


برخی بیماران دو قطبی جهت درمان نیاز به بستری دارند و جهت درمان مؤثر و پیشگیرانه از علائم منفی لازم است که به‌طور منظم دارو مصرف کنند که خودش نیاز به هزینه، وقت و دقت است. قطع زودهنگام داروهایی که علائم را محو می‌کنند، پیش از درمان کامل منجر به تداوم بیماری می‌شود.

سپس روانشناس فرد را ترغیب می‌کند که به روان پزشک مراجعه کند و دارو درمانی را آغاز کند. روان پزشک با تجویز داروهای مرتبط با بیماری اولاً فرد را آرام می‌کند زیرا علائم آن را کاهش خواهد داد و دوما روند رشد بیماری را تحت کنترل می‌گیرد. قطع و یا تغییر داروها در طی زمان به عهده پزشک است. بعد از سپری شدن مدت زمانی که دارو در فرد اثر گذاشته باشد و فرد به یک آرامش نسبی رسیده باشد، مراجعه به روانشناس و شروع جلسات روان درمانی بسیار کاربردی است؛ زیرا فرد در دوران افسردگی با وجود افکار منفی و در دوران شیدایی به خاطر رفتارهای پرخطر نیاز به مشاور پیدا می‌کند.

تماس با تلفن ثابت بدون صفر یا کد با شماره : ۹۰۹۹۰۷۱۶۳۹