مقالات روانشناسی مشکلات فردی مرکز مشاوره تلفنی سرای مشاور

اعتیاد به تلفن همراه

تلفن همراه به افراد این امکان را می‌دهد که به صورت نامحدود به اطلاعات دسترسی داشته و با افراد دیگر در ارتباط باشند به گونه‌ای که این ارتباط به روش‌های دیگر معمولا غیرممکن است. اگرچه مزایای ذکر شده غیرقابل انکار است اما گاها استفاده از تلفن همراه تبدیل به عادت و اعتیاد شده و تاثیرات مخربی نظیر تاثیرات مخرب ناشی از اعتیاد به قمار، خرید، اینترنت و بازی‌های کامپیوتری ایجاد می‌کند.

  • در یک مطالعه که در دانشگاهbaylor انجام شد مشخص گردید که اعتیاد به تلفن همراه می‌تواند با تکانش گری و مادی گرایی در مقابل ارزش‌های فکری، معنوی و یا فرهنگی مرتبط باشد.
  • استفاده وسواس گونه از تلفن همراه می‌تواند با سوء مصرف کارت اعتباری یا اعتیاد به خرید مقایسه شود.
  • تلفن همراه می‌تواند نشان دهنده طبقه اجتماعی باشد و به همین خاطر بسیاری از افراد تصور می‌کنند که باید آخرین مدل گوشی را با بهترین امکانات و برنامه‌ها خریداری کنند.
  • غالبا افرادی که مبتلا به اعتیاد به گوشی هستند از نوموفوبیا یا ترس از بی تلفن بودن رنج می‌برند.
  • استفاده بی‌رویه از تلفن همراه می‌تواند منجر به وابستگی به شبکه‌های اجتماعی نیز بشود که ممکن است تاثیرات مخربی نظیر عزت نفس پایین، عملکرد شغلی ضعیف و درگیری با افراد داشته باشد.

بعضی از خانم‌ها از این موضوع شکایت دارند که همسرشان زمان زیادی از تلفن همراه خود استفاده می‌کند و زمان کم‌تری را به معاشرت با خانواده اختصاص می‌دهد. با دسترسی رو به افزایش افراد جوان‌تر به تلفن همراه، نوجوانان به ویژه در معرض ابتلا به اعتیاد به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی قرار دارند. چه شما و یا کسی که در ارتباط با شماست به تلفن همراه اعتیاد داشته باشد می‌توانید برای بهبود امیدوار باشید. در ادامه آمارهایی در خصوص وابستگی به موبایل ارائه شده است:

  • ۶۰ درصد از دانشجویان در آمریکا تصور می‌کنند که مبتلا به اعتیاد به گوشی هستند.
  • ۷۱ درصد افراد با گوشی یا در کنار موبایل خود به خواب می‌روند.
  • ۳۵ درصد افراد وقتی از خواب بیدار می‌شوند به تلفن همراه خود فکر می‌کنند و تنها ۱۰ درصد به کسی که دوستش دارند.
  • ۴۴ درصد از افراد ۱۸ تا ۲۴ سال در حالی که گوشی در دست دارند به خواب می‌روند.
  • ۳۶ درصد از افراد به صورت مداوم گوشی خود را چک می‌کنند در حالی که این درصد در افراد جوان بالاتر و ۵۴ درصد است.
  • ۴۰ درصد از افراد حتی زمانی که در مسافرت هستند نیز به میزان قبل از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند.
  • ۴۴ درصد از افراد اظهار می‌دارند که نمی‌توانند یک روز را بدون موبایل سپری کنند.

نشانه‌ها و علائم اعتیاد به تلفن همراه

اگر حداقل چهار مورد از موارد زیر در خصوص شما صدق کند، می‌توان گفت که مبتلا به اعتیاد به تلفن همراه هستید:

  • تمایل و نیاز به استفاده هر چه بیشتر از گوشی همراه به منظور رسیدن به حس مطلوب.
  • تلاش‌های ناموفق برای استفاده کم‌تر از گوشی موبایل.
  • مشغله استفاده از تلفن هوشمند.
  • استفاده از تلفن همراه زمانی که در معرض احساسات منفی نظیر اضطراب یا افسردگی قرار دارید.
  • استفاده بی‌رویه و از دست دادن زمان هنگام استفاده از موبایل.
  • به خطر انداختن رابطه یا شغل به دلیل استفاده بیش از اندازه از تلفن همراه.
  • احساس نیاز به خرید جدیدترین گوشی یا نصب برنامه‌های هر چه بیشتر یا استفاده بیشتر از گوشی‌.
  • عصبانیت، تنش، افسردگی، واکنش‌پذیری و بی‌خوابی در زمان عدم دسترسی به تلفن همراه‌.
  • خستگی چشم از نگاه زیاد به صفحه نمایش تلفن همراه.

نشانه های اعتیاد به گوشی

وابستگی به گوشی در نوجوانان

نوجوانان بسیار مستعد به وابستگی به تلفن همراه هستند چراکه به صورت تقریبی تا حدود ۲۵ سالگی مغز در حال تکامل است و استفاده بی‌رویه از تلفن همراه می‌تواند باعث تغییراتی در تکامل آن شود که شامل موارد زیر است:

  • کاهش ارتباطات درون مغز.
  • اختلال در قسمت‌هایی از مغز که مسئول حل مسئله، کنترل تکانش و تنظیم احساسات است.
  • نوجوانانی که دچار اعتیاد به تلفن همراه هستند بیش از سایرین مستعد مصرف الکل، تنباکو و رژیم غذایی نامناسب هستند.
  • منزوی شدن از نظر اجتماعی به دلیل استفاده بیش از حد از تلفن همراه.

درمان فردی اعتیاد به تلفن همراه

اگرچه اعتیاد به تلفن همراه یک مفهوم جدید در  DSM تلفی می‌شود اما چند راه کار درمانی برای آن پیشنهاد شده است. در صورتی که از وابستگی به موبایل رنج می‌برید راه‌کارهای زیر را در نظر بگیرید:

  • یکسری قوانین در خصوص استفاده از تلفن همراه برای خودتان تعیین کنید. به طور مثال زمان‌هایی را مشخص کنید که در آن اجازه استفاده از تلفن همراه را ندارید به طور مثال از ساعت ۷ الی ۹ شب. فعالیت‌هایی را مشخص کنید که در حین انجام آن اجازه استفاده از تلفن همراه را نداشته باشید به طور مثال هنگام غذا خوردن، رانندگی و غیره. زمان‌های مشخصی را برای استراحت و استفاده از تلفن همراه مشخص کنید.
  • یک برنامه دانلود کنید تا به شما کمک کند که زمان استفاده از گوشی همراه را تنظیم کنید. این برنامه‌ها می‌توانند به شما نشان دهند که زمان خود را بیشتر از همه در چه برنامه‌هایی سپری می‌کنید. این برنامه‌ها همچنین به شما کمک می‌کند که برای برنامه‌های مذکور محدودیت زمانی ایجاد کرده تا در صورت گذر از حد مجاز استفاده به شما اخطار دهند یا دسترسی به برنامه مورد نظر را مسدود کنند.
  • تکنیک‌های ریلکسیشن و ذهن آگاهی به شما کمک می‌کند که به میزان کم‌تری احساس نیاز به استفاده از تلفن همراه داشته باشید‌.

مشاوره و درمان اعتیاد به موبایل

اگر شما نتوانستید از طریق تغییر عادات وابستگی خود را به تلفن همراه کنترل کنید، ممکن است شما مبتلا به اعتیاد شدید بوده و برای بهبود وضعیت خود نیاز به جلسات درمان و مشاوره داشته باشید.

درمان شناختی-رفتاری: در این روش تمرکز بر اصلاح افکار، احساسات و رفتارهای مخرب است. این روش در درمان اعتیاد به اینترنت که مشابه به اعتیاد به تلفن همراه است موثر واقع شده است.

جلسه انگیزشی: در این روش تمرکز بر شناخت تفاوت شرایط فعلی و شرایط درخواستی و پیدا کردن انگیزه لازم برای ایجاد تغییرات مثبت و رسیدن به شرایط درخواستی می‌باشد‌.

دارودرمانی: اگرچه داروی مشخصی برای درمان اعتیاد به گوشی که توسط FDA تایید شده باشد در اختیار نیست اما داروهای درمان افسردگی و سایر بیماری‌های روان‌شناختی که برای درمان اعتیاد به اینترنت نیز پیشنهاد می‌شود می‌تواند برای درمان این نوع اعتیاد موثر واقع شود.

منبع: PsychGuides

تلفن کلینیک روانشناسی

پیشنهاد برای زمان های بیکاری

اختلال کم توجهی-بیش فعالی و سر رفتن حوصله

سر رفتن حوصله معمولا زمانی اتفاق می‌افتد که در محیط چیزی جذاب و سرگرم کننده‌ برای جلب توجه شما وجود نداشته باشد. سر رفتن حوصله ابتدا از ذهن شروع شده و در مرحله بعد بدن و احساسات شما را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. به طور مثال ممکن است احساس بی‌قراری و خستگی کنید و در نهایت روحیه‌تان نیز تحت تاثیر قرار بگیرید. در این میان افراد مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) بیش از هر چیز از این که حوصله‌شان سر برود می‌ترسند و برای جلوگیری از این موضوع هر کاری انجام می‌دهند.

علائم سر رفتن حوصله

چند مورد از موارد زیر به نظر شما آشناست؟

  • زمانی که پشت تلفن شما را در انتظار قرار می‌دهند گوشی را قطع می‌کنید، حتی اگر در حال پیگیری امری مهم باشید.
  • مشغول به خوردن می‌شوید حتی زمانی که گرسنه نیستید.
  • شما با کسی تماس می‌گیرید که علاقه چندانی به معاشرت با او ندارید تنها به این دلیل که کسی را برای صحبت داشته باشید.
  • شما به تخت خواب رفتن را تا آخرین لحظه طول می‌دهید تا کاملا خسته شوید و برای به خواب رفتن منتظر نمانید.
  • با کسی که ارائه دهنده خدمتی است یا کسی که دوستش دارید دعوا راه می‌اندازید.
  • رفتارهای پرخطر از خود بروز می‌دهید؛ به طور مثال ممکن است به طرز خطرناکی از راننده‌ای که آرام رانندگی می‌کند سبقت بگیرید به این خاطر که حوصله‌تان از رانندگی پشت سر او سر برود.

متضاد بی‌حوصلگی، علاقه‌مند و هیجان زده در نظر گرفته می‌شود. بزرگسالانی که به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی مبتلا هستند دائما به دنبال چیزهای جذاب و جدیدند زیرا زمانی که به چیزی علاقه‌مند می‌شوند چرخ دنده‌های مغزشان فعال شده و بخش اجرایی مغزشان به خوبی کار می‌کند.

زمانی که مشغول به انجام کاری خسته کننده هستید ممکن است نه تنها نتوانید به لحاظ ذهنی متمرکز شوید بلکه عواقب منفی دیگری را نیز تجربه کنید. به طور مثال ممکن است در حین انجام آن کار خوابتان بگیرد حتی اگر به اندازه کافی استراحت کرده باشید. بعضی از افراد نیز اگر محیط اطرافشان جذاب و تحریک کننده نباشد دچار افسردگی می‌شوند.

چگونه از سر رفتن حوصله جلوگیری کنیم؟

سعی کنید نسبت به خود و علایقتان شناخت پیدا کنید تا بتوانید خود را سرگرم کنید. سعی کنید کارهای جدید را امتحان کنید، با آدم‌های دیگر وقت بگذرانید و کارهایی که آدرنالین را بالا می‌برند انجام دهید. زمانی که متوجه شدید چه کارهایی را دوست دارید زندگی خود را پیرامون آن‌ها بچینید تا هر روز برای شما سرگرم کننده باشد. این موضوع شامل شغل و کارهایی که جزء وظایف کاری شما است نیز می‌شود. علاوه بر آن سرگرمی‌های شما و حتی کارهای پیش پا افتاده مثل تمیز کردن خانه نیز باید به نحوی انجام شود که از حوصله شما خارج نباشد.

حوصلم سر رفته از بیکاری

آماده باشید

زندگی پر از توقف و انتظار است پس خودتان را برای آن‌ها آماده کنید. به طور مثال اگر می‌خواهید با هواپیما به سفر بروید یک مجله که متناسب با علایقتان است تهیه کرده و همراه خودتان ببرید یا یک کتاب مجذوب کننده یا یک پازل. خودتان را به شانس واگذار نکنید و فکر نکنید که ممکن است کنار یک شخص سرگرم کننده بشینید یا فکر کنید که قرار است یک فیلم خوب پخش شود.

از زمان سنج استفاده کنید

استفاده از زمان سنج با توجه که فوریت و هیجان ایجاد می‌کند حتی کسل آور ترین کارها را هم جذاب می‌کند. به طور مثال اگر می‌خواهید ظرف بشورید، خودتان را به چالش بکشید و ببینید آیا می‌توانید در پانزده دقیقه کار خود را انجام دهید.

تعادل برقرار کنید

این که بتوانید به خودآگاهی برسید که شما فردی هستید که دوست ندارید حوصله‌تان سر برود به شما کمک می‌کند که از پتانسیل خود برای جلوگیری از این موضوع استفاده کنید. البته این موضوع به این معنی نیست که به خاطر فرار از بیکاری به هر کاری دست بزنید، بلکه می‌توانید در شرایطی که کاری برای انجام ندارید برای چند دقیقه بنشینید و مراقبه کنید. مراقبه و ورزش می‌تواند به شما کمک کند که فضای خالی پیش آمده را در طول روز پر کنید‌.

چگونه بیکاری و سر رفتن حوصله را تحمل کنیم؟

متاسفانه بیکاری و سر رفتن حوصله همیشه چیزی نیست که قابل اجتناب باشد. در شرایط مذکور مهم و لازم است که راه‌هایی برای تحمل بیکاری داشته باشیم تا برای جلوگیری از سر رفتن حوصله به هر کار نامناسبی روی نیاوریم.

تمرکز کنید

زمانی که با شرایطی مواجه می‌شوید که کاری برای انجام ندارید، چیزی پیدا کنید که بتوانید روی آن تمرکز کنید. به طور مثال آیا در حال حاضر مشکل خاصی دارید که نیاز به حل شدن داشته باشد؟ یک لیست ذهنی از راه‌حل‌های ممکن تهیه کنید‌. این موضوع به شما کمک می‌کند که ذهنتان از تمرکز بر این که حوصله‌تان سر می‌رود خارج شود و توجه خود را برای موضوعی سازنده اختصاص دهد.

تمرین مراقبه و ذهن آگاهی کنید

این که بتوانید کمی شاهد درون و ذهنتان باشید نیز در این شرایط کمک کننده است. به احساساتتان در لحظه توجه کنید. نظاره‌گر افکارتان در لحظه باشید. می‌توانید برای شروع به تنفستان توجه کنید و هر لحظه فکری در ذهنتان نقش بست آن را ببینید و کنار بزنید.

به افکارتان اجازه ورود دهید

گاهی اوقات فکر کردن و در لحظه نبودن به شما کمک می‌کند که زمان راحت‌تر برای شما سپری شود و در کنار آن فکر کردن به چیزهای هیجان انگیز و خوشحال کننده نیز باعث خوشحالی شما شود. این موضوع حین انجام کارهایی که بدون نیاز به تمرکز و به صورت خودکار قابل انجام است مانند ظرف شستن و .‌.. می‌تواند کمک کننده باشد.

تحمل بیکاری در افراد مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی

در افرادی که مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی هستند بیکاری می‌تواند خیلی اذیت کننده باشد و پیدا کردن روش‌هایی برای تحمل شرایط مذکور ضروری است. همان طور که توضیح داده شد آماده بودن یکی از روش‌های موثر است. وقتی شما مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی هستید تمرکز کردن روی یک فعالیت ملزوم به علاقه‌مندی، خواستن و چالش است. اگر بتوانید در زمان بیکاری فعالیتی با ویژگی‌های گفته شده پیدا کنید دوباره مغزتان به حالت مطلوب باز می‌گردد.

تلفن کلینیک روانشناسی

چهار روش برای افزایش هوش هیجانی

بسیاری از افراد متخصص بر این باور هستند که موفقیت در مراحل مختلف زندگی ملزوم به داشتن هوش شناختی (cognitive intelligence) و هوش هیجانی (emotional intelligence) است و هر دوی آن‌ها برای ترقی لازم هستند. هوش هیجانی که هوش احساسی نیز نامیده می‌شود به معنای توانایی برقراری ارتباط با دیگران و نوع رفتار و گفتاری است که دیگران را به شما جذب و علاقه‌مند کند. فردی را تصور کنید که تجربه کاری زیادی دارد اما نمی‌تواند با کارفرما ارتباط خوبی برقرار کرده و کارش را به خوبی ارائه دهد. در این مثال اگرچه فرد توانایی کاری بالایی دارد اما شاید نتواند به اندازه‌ی لازم در کارش ارتقا پیدا کرده و موفق شود. خبر خوب این که هوش هیجانی می‌تواند به صورت اکتسابی نیز کسب شود. از این رو با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله در خصوص چهار روش افزایش هوش هیجانی صحبت شده است.

نشانه‌های هوش هیجانی پایین

هوش هیجانی بالا به این معنی نیست که فرد همیشه نقابی از خوشحالی بر چهره داشته باشد، بلکه به این معنی است که بتواند احساسات مختلف را در خود شناسایی کرده و با مدیریت صحیح به شیوه‌ی درستی آن‌ها را ابراز کند. فرد دارای هوش هیجانی پایین به این دلیل که نمی‌تواند احساسات خود را به خوبی مدیریت کند، معمولا به دلیل سرکوب احساسات به راحتی دچار اضطراب می‌شود. این افراد غالبا به کرات دچار تنش با دیگران می‌شوند و علاوه بر قضاوت و واکنش سریع نمی‌توانند به خوبی از خودشان دفاع کنند. زودرنجی، نگرانی و خود سرزنشی در این افراد به میزان بالایی دیده می‌شود.

راه‌های افزایش هوش هیجانی

کاری کنید که دیگران حس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند

بیشتر افراد از این که حس خوبی نسبت به خوشان داشته باشند خوشحال و اگر خجالت زده شوند، ناراحت می‌شوند. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند معمولا می‌توانند احساسات مثبت را در دیگران تقویت کنند. این موضوع به این معنی نیست که همیشه دیگران را تایید کنیم بلکه گاهی نیز بسته به شرایط می‌توانیم پیشنهادهای خود را ارائه دهیم البته این که با چه ادبیاتی این کار را انجام دهیم نیز حائز اهمیت است. به طور مثال زمانی که دیگران به نکته خوبی اشاره می‌کنند از ایده خوب آن‌ها تعریف کنید. اگر میخواهید نظر آن‌ها را تکمیل کنید نگویید که «بهتر است …. » بلکه بگویید «ایده خوبی است اما اگر … را انجام دهیم بهتر نمی‌شود؟». پاسخ دوم از این نظر مربوط به هوش هیجانی بالاتر است که ابتدا نظر طرف مقابل را تایید کرده، در مرحله دوم با بیان پیشنهاد به صورت سوالی به او قدرت انتخاب داده و سوم این که با استفاده از کلمه «ما» حس خوبی در او ایجاد کرده‌ است. در کنار همه موارد گفته شده به احتمال بیشتری نیز موافقت طرف مقابل جلب خواهد شد.

یاد بگیرید و بعد نیازهای درونی آن‌ها را تامین کنید

هر فرد در زندگی دغدغه‌های خاص خود را دارد. این دغدغه‌ها می‌تواند شامل پول، خانواده، سلامت، ستایش شدن یا جهت گیری سیاسی باشد. طرف مقابل خود را ارزیابی کنید تا متوجه شوید که دغدغه و انگیزه اصلی او چیست. ببینید زمانی که صحبت می‌کند از چه چیزی بیشتر حرف می‌زند یا چه کار به خصوصی انجام می‌دهد. اگر نمی‌توانید تشخیص دهید از او بپرسید که این روزها به چه چیزهایی بیشتر فکر می‌کند یا دنبال چه چیزی است؟

تقویت هوش هیجانی

زمانی که دغدغه فرد را پیدا کردید، به دنبال زمان‌هایی باشید تا بتوانید آن‌ها را تامین کنید. به طور مثال اگر فکر می‌کنید که دغدغه اصلی رئیستان افزایش راندمان کار است از او بپرسید که چه کاری می‌توانید انجام دهید تا این مهم را محقق کنید؟ یا اگر طرف مقابل شما به خانواده اهمیت می‌دهد و با شما راجع به موضوعی خاص صحبت کرده، در مکالمه بعدی در این باره از او بپرسید. به طور مثال اگر طرف مقابل به شما گفته که در خصوص تربیت فرزندان با همسرش دچار مشکل شده در مکالمه بعدی از او بپرسید که آیا پیشرفتی در این خصوص حاصل شده؟

میان صحبت کردن و گوش دادن خود تعادل برقرار کنید

در یک مکالمه دو نفره شما باید بین ۲۵ تا ۷۵ درصد مواقع صحبت کنید. اگر کم‌تر از ۲۵ درصد صحبت می‌کنید، باعث ایجاد فشاری بر طرف مقابل می‌شوید که تلاش کند سکوت شما را پر کند. اگر هم بیشتر از ۷۵ درصد مواقع صحبت می‌کنید باعث می‌شوید طرف مقابل حس بی اهمیت بودن پیدا کند. بهتر است زمانی که به صحبت‌های طرف مقابل گوش می‌دهید واقعا حرف‌های او را بشنوید و حس او را درک کنید. بسیاری از افراد زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است به جای گوش دادن در فکر جوابی هستند که قرار است در ادامه بدهند. اگرچه ایرادی ندارد که به جواب هم فکر کنیم اما نباید کل هدف از شنیدن جواب دادن باشد. پس سعی کنید به نحوه صحبت کردن طرف مقابل، تاکیدها، تن صدا و بالا و پایین شدن آن توجه کنید تا بتوانید بهتر حس طرف مقابل را درک کنید و به او اجازه بیان احساسات و افکارش را بدهید.

به میزان متعادل سوال بپرسید

زمانی که طرف مقابل صحبت می‌کند می‌توانید با پرسیدن سوال از احساس او مطمئن شوید. به طور مثال اگر زمانی که به صحبت‌های طرف مقال گوش می‌دهید متوجه بالا رفتن تن صدایش، درهم رفتن ابروهایش یا آه کشیدن او شدید می‌توانید از او بپرسید «این موضوع برای شما استرس زا بوده، درسته؟» پرسیدن سوال به جای دادن نظر قاطع جای خالی را برای برداشت اشتباه شما باز نگه می‌دارد. مطمئن شوید که تعامل شما با طرف مقابل دو طرفه است و حالت سخنرانی ندارد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند به میزان متناسب در مکالمات خود سوال می‌پرسند به گونه‌ای که حس بازجویی به طرف مقابل القا نشود.

تقویت هوش هیجانی امری شدنی است

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که هوش هیجانی ارثی است و نمی‌توانند آن را بهبود دهند اما باید گفت که اگرچه هوش هیجانی می‌تواند به ژنتیک نیز مرتبط باشد اما قابل ارتقا است. فرد با قرار گرفتن در محیط‌های اجتماعی می‌تواند به صورت اکتسابی نیز هوش اجتماعی خود را ارتقا دهد. به کار بردن چهار روش ذکر شده نیز به افراد کمک می‌کند که تعاملات بهتری داشته باشند تا به واسطه آن در زمینه فردی و حرفه‌ای موفقیت بیشتری کسب نمایند.

تلفن کلینیک روانشناسی

اشتها ندارم، چه کار کنم؟

غذا انرژی لازم را برای سالم ماندن بدن تامین می‌کند. مغز و شکم با یکدیگر همکاری می‌کنند تا مشخص کنند که آیا بدن شما نیاز به غذا دارد و گرسنه هستید یا دیگر سیر شده‌اید. نداشتن اشتها نشان دهنده این است که یک جای کار ایراد دارد. این موضوع ممکن است ریشه در مشکلات فیزیکی یا روانشناسی داشته باشد. بسیاری از افراد سوال می‌پرسند «اشتها ندارم، چیکار کنم؟»، در پاسخ به این موضوع باید گفت که درک این که بی اشتهایی شما به چه علت ایجاد شده است می‌تواند به درمان مشکل بسیار کمک کند. هدف از نگارش این مقاله آشنایی با دلایل فیزیکی و روانی بی اشتهایی و روش‌های درمان این مشکل است.

دلایل فیزیکی از دست دادن اشتها

نداشتن اشتها یک مشکل اولیه نبوده و معمولا بر اثر عوامل دیگر ایجاد می‌شود که شامل:

افزایش سن

با افزایش سن میزان اشتها نیز ممکن است تغییر کند. افراد مسن به دلایل مختلفی نظیر تغییر گیرنده‌های چشایی، زوال عقل، بیماری‌های جسمی و عوارض جانبی قرص‌های مصرفی‌شان اشتهایشان را از دست می‌دهند. از دلایل دیگر این موضوع کاهش میزان فعالیت جسمی و نیاز کم‌تر به مصرف کالری است.

کم خونی

آنمی یا کم خونی می‌تواند موجب کاهش اشتها شود. کم شدن اشتها و کاهش وزن ممکن است از علائم کم خونی باشد به خصوص اگر این علائم با سرگیجه همراه باشد.

سرطان

کاهش اشتها از علائم شایع در بیماران سرطانی است به خصوص اگر سرطان در لوله گوارشی، معده، پانکراس، ریه یا تخمدان ایجاد شده باشد. از دست رفتن اشتها همچنین می‌تواند به علت عوارض ناشی از درمان سرطان به وجود بیاید.

سرماخوردگی

سرماخوردگی نیز می‌تواند باعث کاهش اشتها شود که البته بعد از بهبودی مشکل به سرعت برطرف خواهد شد. در موارد نادری مانند بیماری با ویروس کرونا ممکن است کاهش اشتها به مدت طولانی‌تری ادامه داشته باشد.

دیابت

افراد مبتلا به دیابت به دلایل مختلفی ممکن است احساس گرسنگی نداشته باشند. گاهی اوقات در این بیماران غذا به سرعت کمی در لوله‌ی گوارشی حرکت می‌کند که این موضوع به علت بالا بودن سطح گلوکز خون ایجاد شده و موجب کاهش اشتها می‌شود.

کم کاری تیروئید

کم کاری غده تیروئید علاقه به غذا خوردن را از بین می‌برد، اما با این که فرد میزان کالری کم‌تری مصرف می‌کند ممکن است با افزایش وزن مواجه شود.

سایر عفونت‌ها

عفونت می‌تواند موجب کاهش اشتها شود که بعد از پاکسازی بدن اشتها نیز بازمی‌گردد.

مصرف دارو

اگرچه داروهای بسیاری می‌توانند منجر به کاهش اشتها شوند، ولی قرص‌های خواب، مسکن‌ها، آنتی بیوتیک و قرص فشار خون بیشترین تاثیر را دارند. این داروها می‌توانند موجب سرگیجه و حالت تهوع نیز بشوند.

درد

درد شدید می‌تواند میل فرد را به غذا خوردن از بین ببرد. میگرن، درد شکمی و سایر دردها موجب کاهش اشتها در فرد می‌شود.

بارداری

زنان باردار ممکن است تهوع و کاهش اشتها را به خصوص در ماه‌های اول بارداری تجربه کنند.

مشکلات شکمی

بیماری‌های مربوط به شکم به خصوص مشکلات گوارشی نظیر سندروم روده تحریک پذیر و بیماری کرون می‌تواند موجب از دست رفتن اشتها شود.

گشنمه ولی نمیتونم غذا بخورم

مشکلات روحی روانی که موجب کاهش اشتها می‌شوند

مشکلات روحی روانی بسیاری هستند که می‌توانند بر اشتهای شما تاثیر بگذارند. از استرس و ناراحتی گرفته تا بیماری‌های روانی می‌توانند موجب کاهش اشتهای شما شوند که شناسایی و بهبود آن‌ها می‌تواند موجب بازگشت اشتها در شما شود. عوامل مربوط به روان که می‌توانند موجب کاهش اشتها شوند شامل:

اضطراب

افراد مضطرب ممکن است آن قدر غرق اضطراب خود شوند که گرسنگی و میل به غذا خوردن را از یاد ببرند.

افسردگی

افرادی که درگیر افسردگی هستند ممکن است علاقه خود را به خیلی از چیزها از جمله غذا از دست بدهند. آن‌ها انرژی لازم برای تهیه غذا نداشته و میلی هم به غذا خوردن ندارند. افراد افسرده ممکن است دچار حالت تهوع نیز باشند.

استرس

پاسخ بدن به استرس معمولا اشتها را سرکوب می‌کند؛ اگرچه ممکن است در بعضی افراد واکنش بدن به استرس برعکس باشد و فرد دچار پرخوری شود. برخی از علائم فیزیکی مانند تهوع و حس این که لوله گوارشی بسته شده در افراد دارای استرس شایع است و موجب می‌شود که فرد حتی نتواند لقمه خود را فرو ببرد.

مصرف مواد

در حالی که بعضی از افراد در نتیجه مصرف مواد دچار افزایش وزن می‌شوند، بعضی از افراد اشتهای خود را از دست می‌دهند. مصرف مواد مخدر و الکل می‌تواند موجب کاهش میل فرد به غذا شود.

درمان بی اشتهایی

اگر شما تنها برای چند روز اشتهای خود را از دست بدهید جای نگرانی ندارد و طبیعی است که افراد کمی نوسان در میل به غذا خوردن احساس کنند. اما اگر کاهش اشتها بیشتر از چند روز ادامه داشت و همراه با علائمی نظیر سرگیجه، درد و بالا آوردن بود حتما لازم است که پیگیری شده و به پزشک مراجعه شود.

روش درمان کاهش اشتها بستگی به علت ایجاد آن دارد. پزشک ممکن است از شما سوال بپرسد که هر چند وقت یک بار غذا می‌خورید؟ موقع غذا خوردن چه احساسی دارید؟ آیا کاهش وزن داشته‌اید؟ و چند وقت است که اشتهای خود را از دست داده‌اید؟ بر اساس جواب‌های شما ممکن است پزشک لازم بداند که برایتان آزمایش خون، سونوگرافی معده و یا سایر آزمایش‌ها را تجویز کند. این آزمایش‌ها می‌تواند برای شناسایی عامل ریشه‌ای کاهش اشتهای شما کمک کننده باشد. هنگامی که کاهش اشتها بخشی از یک بیماری مهم‌تر باشد، تغذیه مناسب و حفظ وزن سالم برای درمان و بهبود بیماری بسیار مهم است. در نتیجه برای پزشک برگرداندن اشتهای شما در اولویت خواهد بود.

بر اساس تشخیص، پزشک ممکن است درمان‌های زیر را پیشنهاد دهد:

  • برنامه خواب مناسب
  • یک رژیم غذایی مناسب که مواد غذایی ضروری را تامین کند
  • بهبود وضعیت مراقبت از خود
  • افزایش فعالیت فیزیکی
  • داروی افزایش اشتها
  • جلسات مشاوره

در بعضی موارد پزشک ممکن است شما را به مشاور تغذیه ارجاع دهد تا رژیم غذایی مناسب و مختص شما برایتان نوشته شود. ممکن است از شما خواسته شود که وعده‌های کوچک غذایی را با فاصله کم‌تر بخورید، بعضی غذاها را حذف کرده و مواد غذایی دیگر را اضافه کنید. علاوه بر آن مشاور تغذیه برای شما رژیمی تنظیم می‌کند که کلیه مواد مورد نیاز بدنتان تامین شود. گاهی اوقات نیز پزشک شما را به مرکز مشاوره ارجاع می‌دهد تا عوامل روحی روانی که باعث کاهش اشتها در شما شده شناسایی و درمان شود.

تلفن کلینیک روانشناسی

تعامل با دوستان و خانواده‌ای که در زمان ناراحتی حمایتگر نیستند

زمانی که افسرده و ناراحت هستید مهم است که کسانی را در زندگی داشته باشید که از شما حمایت کنند یا حداقل سعی خود را بکنند که شما را درک کنند. اگر خانواده و اطرافیانتان شما را درک نکنند و بابت ناراحتی و افسردگی سرزنشتان کنند، شرایط ناخوشایندی برایتان ایجاد می‌شود. در این شرایط چه عکس العملی باید داشته باشید که کم‌ترین میزان آسیب گریبان‌گیرتان شود؟ در این مقاله در خصوص نحوه برخورد و تعامل با دوستان و خانواده‌ای که در زمان ناراحتی حمایتگر نیستند، صحبت شده است.

افسرده‌ام و از طرف اطرافیانم حمایت نمی‌شوم، چه کار کنم؟

بپذیرید که همه افراد توانایی درک بالایی ندارند

این موضوع را در نظر بگیرید که ممکن است بی تفاوتی و عدم حمایت خانواده یا دوستانتان ربطی به شخص شما نداشته باشد و تنها به این دلیل باشد که آن‌ها نتوانند شرایط شما را درک کنند. قدرت درک بالا در نتیجه‌ی تجربیات مختلف و آموزش‌های صحیح در زندگی ایجاد می‌شود که ممکن است اطرافیانتان از آن بی‌بهره بوده‌ باشند. ممکن است آن‌ها در محیطی بزرگ شده‌اند که نشان دادن آسیب پذیر بودن یا غم و اندوه غیر قابل قبول بوده است.

گاهی اوقات برای این که اطرافیانتان شما را درک کنند لازم است که در خصوص شرایطتان توضیحات بیشتری به آن‌ها بدهید. شما می‌توانید از منابع مختلفی برای آموزش دادن و روشن ساختن خانواده و دوستان خود استفاده کنید.

حامی بودن را از خودتان شروع کنید

شاید برای دریافت حمایتی که به آن نیاز دارید ابتدا لازم است که از خودتان شروع کنید. خودتان می‌توانید بهترین حامی خود باشید. با خودتان مهربان باشید و سعی کنید که صحبت‌های درونی‌تان مثبت باشند. به عبارتی دیگر مواظب صدای درونی خود و حرف‌هایی که راجع به شما می‌زند باشید. در شرایطی که صحبت‌های درونی‌تان منفی هستند ممکن است استرس و اضطراب بیشتری برای شما ایجاد شود. حتی اگر لازم باشد چند جمله‌ی مثبت را به خاطر بسپارید و روزانه آن‌ها را چندین بار تکرار کنید. در نظر داشته باشید که گفت و گوهای ذهنی منفی به افسردگی شما دامن می‌زند. پس اگر متوجه شدید که در چرخه منفی بافی یا خودسرزنشی قرار گرفتید، چرخه را متوقف کرده و خودتان را همان‌طور که هستید بپذیرد. هیچ شخصی کامل نیست و همه افراد مرتکب اشتباه می‌شوند پس به خودتان بیش از اندازه سخت نگیرید. علاوه بر آن مشغول شدن به فعالیت‌هایی که حواس و تمرکز شما را از افکار منفی منحرف کند نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

شما همچنین می‌توانید به خودتان رسیدگی کنید به طور مثال به آرایشگاه یا سالن ماساژ بروید. این که یاد بگیرید به این صورت از خودتان مراقبت کنید نه تنها حال و هوای شما را عوض می‌کند بلکه به شما کمک می‌کند که مسئولیت احساسات و سلامت خود را بر عهده بگیرید. همچنین این موضوع به شما کمک می‌کند که کم‌تر درگیر این افکار شوید که دوستان یا خانواده‌تان حمایت لازم را ندارند.

باورهای اشتباه خود را در مورد افسردگی اصلاح کنید

افسردگی نشانه ضعف یا تنبلی نیست، بلکه در بسیاری از موارد یک مشکل بیولوژیکی بوده که به دلیل عدم تعادل در مواد شیمیایی تنظیم کننده خلق و خو ایجاد می‌شود. این که در شرایط افسردگی به دنبال کمک باشید برای جلب توجه نبوده و همچنین نشان دهنده ضعیف بودن شما نیست. مهم نیست که بقیه چه حرف‌هایی به شما می‌زنند شما نباید این حقایق را نادیده بگیرید. از دیگران کمک بگیرید تا زمانی که شخص مناسب و مورد نظر خود را پیدا کنید.

حمایت از افراد افسرده

به یاد داشته باشید که دیگران نیز مشکلات خاص خود را دارند

ممکن است اطرافیان و دوستانتان شرایط شما را درک کنند اما به دلیل مسائلی که در حال حاضر در زندگی‌شان در جریان است نتوانند به شکل فعالی از شما حمایت کنند. به طور مثال ممکن است دوست شما نیز افسرده باشد و نتواند حمایت لازم را در اختیار شما قرار دهد. در این شرایط عدم حمایت او نشان دهنده بی اهمیت بودن شما نبوده و تنها به این دلیل است که توانایی و منابع درونی لازم را برای حمایت از شما ندارد. زمانی که حمایت لازم را از اطرافیانتان دریافت نمی‌کنید این موضوع را به خودتان یادآوری کنید. عدم حمایت آن‌ها را به خودتان نگیرید و این طور برداشت نکنید که برای آن‌ها مهم نیستید.

در جای دیگری به دنبال حمایت باشید

زمانی که افسرده هستید و خانواده و دوستانتان از شما حمایت نمی‌کنند می‌توانید در جای دیگری حمایت لازم را به دست آورید. سعی کنید دوستان جدیدی پیدا کنید و عضو گروه‌های جدید شوید که تجربیات مشترک با شما داشته باشند. گاهی اوقات صحبت با کسانی که آشنایی زیادی با شما ندارند می‌تواند آسان‌تر باشد زیرا آن‌ها کم‌تر شما را مورد قضاوت قرار می‌دهند یا حتی اگر هم قضاوت کنند کم‌تر برای شما اهمیت خواهد داشت.

به صورت مستقیم درخواست کمک کنید

از این که به صورت مستقیم خواسته و نیاز خود را با خانواده و دوستانتان در میان بگذارید، نترسید؛ گاهی اوقات اطرافیانتان اگر بدانند چه چیزی شما را خوشحال می‌کند مشتاقانه به شما کمک کرده و حمایت خود را نشان می‌دهند. شاید آن‌ها متوجه نباشند که شما چه احساس یا خواسته‌ای دارید زیرا در ذهن آن‌ها شما همیشه فرد قوی‌تر هستید. به خاطر داشته باشید که اطرافیان نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند پس صحبت کنید و به صورت مستقیم خواسته خود را بیان نمایید.

رابطه‌های منفی را تمام کنید

اگر می‌توانید افراد منفی را از زندگی خود حذف کنید یا حداقل تاثیر آن‌ها را کم‌تر کنید. بعضی اشخاص هستند که صرف نظر از کاری که انجام می‌دهید همیشه به شما آسیب می‌زنند. اگر این امکان وجود دارد رابطه خود را با آن‌ها کم‌تر کنید. شما می‌توانید در این خصوص با مشاور و روان‌شناس نیز صحبت کنید تا آن‌ها روش مناسب برخورد با این گونه افراد را به شما نشان دهند به صورتی که کم‌ترین آسیب به شما وارد شود. به خاطر داشته باشید که حذف آدم‌های منفی و سمی از زندگی‌تان کار بدی نیست.

احساسات خود را در جهت خوب به کار گیرید

اگر از کسی عصبانی هستید از این عصبانیت در جهت مثبت استفاده کنید. به طور مثال از خانه بیرون بروید و فعالیت‌های جسمانی انجام دهید، خود را مشغول کارهای دستی کنید یا تمیزکاری کنید. انجام دادن یک کار فیزیکی به شما کمک می‌کند که احساسات خود را تخلیه کنید. در این حالت علاوه بر این که عصبانیت خود را برون ریزی می‌کنید، یک کار مثبت نیز انجام داده‌اید.

تلفن کلینیک روانشناسی

منتظرم-چیکار-کنم

شش راه برای مدیریت انتظار

همه ما به نحوی در زندگی حس انتظار را تجربه کرده و قبول داریم که منتظر ماندن چه برای نتیجه‌ی امتحان و چه نتیجه‌ی انتخابات و حتی قرار عاشقانه بعدی احساس خوشایندی نیست. بسته به این که در موقعیت انتظار وضعیت کلی زندگی ما چگونه است و یا ما چه قدر بر نتیجه‌ای که منتظرش هستیم کنترل داریم، شدت احساس ناخوشایند ناشی از انتظار می‌تواند متفاوت باشد. انتظار معمولا با احساساتی نظیر اضطراب، استرس، ابهام و بی‌حوصلگی همراه است؛ البته ویژگی‌های شخصیتی افراد نیز می‌تواند در شدت این احساسات تاثیرگذار باشد.

با توجه به این که انتظار در زندگی اجتناب ناپذیر است و همیشه موقعیت‌هایی ایجاد می‌شود که ما بر آن‌ها کنترل نداشته و باید صبر کنیم، در این مقاله در خصوص شش راه کار برای مدیریت انتظار صحبت شده است.

چرا منتظر بودن دشوار است؟

در یک مطالعه نشان داده شد که شرکت کنندگان زمانی که منتظر دریافت نتیجه بودند میزان اضطرابی بالاتری نسبت به زمانی که نتیجه‌ی بد گرفتند، بروز دادند. یکی از دلایل سخت بودن انتظار این است که نتیجه‌ی چیزی که ما منتظرش هستیم قدم بعدی ما را مشخص می‌کند. اگر جواب دلخواه خود را بگیریم خوشحال شده و ادامه می‌دهیم اما اگر جواب دلخواه را نگیریم نا امید شده و مجبوریم که تلاش بیشتری داشته باشیم یا حتی تغییر مسیر دهیم. دانستن باعث حرکت شده و ندانستن موجب گیر کردن به گونه‌ای که انگار زندگی متوقف شده است.

یکی دیگر از دلایل سخت بودن انتظار، تمایل انسان‌ها به قطعیت و دانستن است که به صورت اکتسابی ایجاد شده و برای بقا لازم بوده است. اگر ما بدانیم که چه اتفاقی در راه است، بهتر می‌توانیم برای آن آماده شویم و از آن گذر کنیم. در نتیجه نیاز به قطعیت در گوشت و خون ما ریشه دوانده است.

راه‌های مدیریت انتظار

با توجه به این که انتظار بخش جدا ناپذیری از زندگی است، نحوه‌ی مدیریت آن به گونه‌ای که کم‌ترین میزان آسیب در زمان انتظار ایجاد شود حائز اهمیت است. از جمله روش‌های مدیریت اضطراب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مراقبه

پیدا کردن نوعی از مراقبه که مطابق روحیات شما باشد می‌تواند در کاهش استرس ناشی از انتظار موثر باشد. به منظور مراقبه لازم است که شما صدای ذهنتان را خاموش کرده و هر لحظه که چیزی به یادتان آمد یا ذهن دوباره شروع به صحبت کرد آن را کنار زده و تنها نسبت به لحظه و درون خود هوشیار باشید. تحقیقات نشان داده است که مراقبه برای کنترل ذهن به مدت حتی ۱۵ دقیقه در هفته می‌تواند سختی انتظار را کاهش دهد. در این مطالعه محققان ۱۵۰ دانشجوی حقوق را در کالیفرنیا که منتظر نتیجه آزمونشان بودند، مورد بررسی قرار دادند. نتیجه آزمون این دانشجویان بعد از ۴ ماه مشخص می‌شد و برای آن‌ها این مدت بسیار استرس‌زا بود. این تحقیق نشان داد که دانشجویانی که در این مدت مراقبه می‌کردند بیشتر از سایرین نسبت به نتیجه آزمون امیدوار بوده و استرس کم‌تری داشتند. البته دیدگاه مثبت نسبت به نتیجه آزمون به این معنا نبود که آن‌ها تصور کنند حتما قبول می‌شوند بلکه آن‌ها در پذیرش بدترین حالت بودند.

انتظار-کشیدن

فعالیت‌هایی که هیجان در شما ایجاد می‌کنند

یکی از راه‌های موثر در کاهش استرس ناشی از انتظار و ابهام، انجام کارهایی است که نیاز به تمرکز کامل شما داشته و باعث غرق شدن شما می‌شوند‌. انجام این نوع کارها به شما یادآور می‌شود که زندگی در جریان است حتی زمانی که منتظر هستید. غذا درست کردن، انجام تکالیف و یا کارهای هنری از فعالیت‌هایی است که می‌تواند حواس شما را از چیزی که در انتظارش هستید منحرف کند و به شما نشان دهد که زندگی تنها در چیزی که منتظرش هستید، خلاصه نمی‌شود. غرق شدن در این فعالیت‌ها برای افزایش هوشیاری و کاهش نگرانی از نتیجه بسیار موثر است.

تجارب حیرت انگیز

در یک مطالعه که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده بود، محققان دریافتند که شرکت کنندگانی که در معرض یک فیلم حیرت آور و الهام بخش نظیر ویدیو با کیفیت بسیار بالا از غروب خورشید قرار گرفتند، بهتر از سایر شرکت کنندگان که ویدیو خنثی یا ویدیو از حیوانات بامزه نگاه کردند، انتظار برای نتیجه آزمون را تحمل کردند. این محققان نتیجه گرفتند که تحریک حس حیرت می‌تواند در زمان انتظار کمک کننده باشد. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که این موضوع در زندگی واقعی چگونه عملی می‌شود؟

در محیط پیرامون ما موارد مختلفی می‌تواند حس حیرت را ایجاد نماید. غالبا طبیعت یکی از مواردی است که با توجه و اکتشاف در آن می‌توان بسیار متحیر شد به طور مثال مشاهده یک درخت تنومند که برگ‌هایش در باد تکان می‌خورد یا حتی دقت به جزئیات یک تک برگ.

 محدودیت در زمان چک کردن گوشی یا ایمیل

چک کردن مداوم باعث ایجاد یک چرخه باطل از امیدواری و نا امیدی می‌شود که بسیار مخرب است‌. در زمان‌های مشخصی گوشی خود را چک کنید و برای این کار محدودیت قائل شوید. به طور مثال ایمیل خود را تنها بر کامپیوتر چک کنید و از موبایل برای این موضوع استفاده نکنید. بهتر است که حواس خود را از چیزی که منتظرش هستید منحرف کنید تا زمان برای شما راحت‌تر سپری شود.

جملات مثبت و الهام بخش

بر دیوار اتاقتان یا صفحه‌ی گوشی خود جملاتی را قرار دهید که انگیزه و امید را در شما تحریک کند. شما همچنین می‌توانید این جملات را با صدای بلند بگویید و صدای خود را ضبط کنید یا در حالی که این جملات را می‌خوانید از خودتان فیلم بگیرید و برای یادآوری هر زمان که ناامید شدید دوباره ویدیو خود را مشاهده کنید. این موضوع کمک می‌کند که نگرانی در شما کم‌تر شده و با امیدواری بیشتری منتظر بمانید.

باورهای سالم

یکی از موضوعاتی که می‌تواند به کاهش استرس ناشی از انتظار کمک کند اصلاح باورهای اشتباه است. برخی از افراد تصور می‌کنند که در زندگی نباید اتفاق بدی برایشان رخ دهد این در حالی است که خوب و بد هر دو جزئی از جهان دو قطبی است که در آن زندگی می‌کنیم؛ پس به جای مقابله با شکست بهتر است بپذیریم که شکست هم جزئی از زندگی است که می‌تواند درس‌ها و تجارب زیادی با خود به همراه داشته باشد که بسیار ارزشمند است.

تلفن کلینیک روانشناسی

انواع عاطفه

عاطفه نامتناسب چیست؟

عاطفه به معنای تظاهر بیرونی احساسات درونی است که در بیشتر افراد این تظاهر با شرایط پیش آمده همخوانی دارد؛ به طور مثال اگر به شما خبر فوت یکی از دوستان داده شود، شما ناراحت شده و ممکن است گریه کنید. در این حالت تظاهر بیرونی احساسات شما ناراحتی است که با شرایط همخوانی دارد. در بعضی از افراد تظاهر بیرونی احساس با شرایط پیش آمده همخوانی ندارد که در این حالت اصطلاحا گفته می‌شود فرد دچار عاطفه نامتناسب (inappropriate affect) است. فرد مبتلا ممکن است در شرایطی که از او انتظار می‌رود احساسات خود را بیان نکند؛ به طور مثال در هنگام مصیبت به جای ناراحتی، خوشحال به نظر برسد و بخندد.

عاطفه نامتناسب می‌تواند نشان دهنده‌ی یک بیماری زمینه‌ای دیگر باشد البته گاهی اوقات نیز به عنوان یک اختلال مستقل بروز پیدا می‌کند. در ادامه در خصوص نشانه‌ها، علت ایجاد و درمان عاطفه نامتناسب صحبت شده است.

علت ایجاد عاطفه نامتناسب

این عارضه به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود که شامل:

آسیب مغز یا اختلال در عملکرد سیستم عصبی

عاطفه نامتناسب می‌تواند بر اثر آسیب فیزیکی مغز نظیر تومور مغزی ایجاد شود که در این حالت مناطق درگیر شامل سیستم لیمبیک، قشر سینگولات قدامی و قشر جلوی پیشانی می‌باشد.

اسکیزوفرنی و سایر بیماری‌های روانشناختی

دومین علت شایع عاطفه نامتناسب می‌تواند اختلالات روانی شامل افسردگی، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و اختلال پس از سانحه باشد. این افراد معمولا توانایی ابراز احساس دارند اما نمی‌توانند احساسات خود را به شکل متناسب بروز دهند زیرا احساسات آن‌ها ناشی از توهمات و فرضیات اشتباه است. در اسکیزوفرنی عاطفه نامتناسب ممکن است به شکل کاهش احساسات و بی‌تفاوتی بروز پیدا کند که در این حالت عاطفه سطحی یا flat affect نامیده می‌شود.

مصرف داروهای درمان اختلالات روانی

بر اساس مقاله‌ای که در مجله بین المللی اختلالات دوقطبی چاپ شده، عاطفه نامتناسب می‌تواند در نتیجه‌ی عوارض دارو درمان اسکیزوفرنی یا سایر اختلالات روانی ایجاد شود. اگر شما دارویی مصرف می‌کنید که باعث ایجاد این عارضه در شما شده بدون مشورت با پزشکتان مصرف داروهای خود را قطع نکنید.

سایر عوامل روانشناسی

عاطفه نامتناسب می‌تواند دلایل دیگری به جز آسیب مغز و اختلالات روانی داشته باشد. گاهی ممکن است فرد توانایی ابراز احساسات به شکل متناسب را داشته باشد اما به هر دلیلی به شکل متفاوتی احساسات خود را بروز دهد. به طور مثال یک فرد ممکن است در طول جلسه درمان زمانی که در خصوص یک شرایط سخت صحبت می‌کند، بخندد تا احساسات خود را به شکل محتاطانه کنترل کند.

تشخیص عاطفه نامتناسب

اگر نگران هستید که خودتان یا شخصی که به شما نزدیک است دچار این عارضه باشد بهترین راه برای تشخیص مراجعه به دکتر است. دکتر ممکن است شما را به متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک یا روانشناس ارجاع دهد. برای تشخیص ابتدا آسیب فیزیکی مغز کنار گذاشته شده و وضعیت روانی فرد از طریق بررسی رفتار، نگرش، هوشیاری، قضاوت، خلق، درک و پردازش افکار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در بیشتر مواقع عاطفه نامتناسب یک عارضه مجزا نبوده و بر اثر اختلالات دیگر ایجاد می‌شود به همین خاطر بررسی سایر اختلالات روانی بالقوه در تشخیص حائز اهمیت است. علاوه بر آن شدت عارضه نیز لازم است مورد بررسی قرار گیرد.

عاطفه نامتناسب اسکیزوفرنی

نشانه‌ها و علائم عاطفه نامتناسب

علائم عاطفه نامناسب بسته به مشکل زمینه‌ای و علت ایجاد می‌تواند متفاوت باشد و به شکل تغییر حالت چهره، تغییر لحن صدا و محتوای صحبت بروز پیدا کند. در ادامه به برخی از این علائم اشاره شده است:

  • گریه غیرقابل کنترل زمانی که احساس ناراحتی وجود ندارد
  • عدم واکنش صحیح به مسائل مختلف
  • احساساتی که با واقعیت شرایط همخوانی ندارد
  • خوشحال بودن به هنگام بروز مصیبت
  • عصبانی شدن بدون هیچ دلیل محرک بیرونی
  • کاهش احساسات یا عدم بروز احساسات مورد انتظار (نه به شکل سرکوب احساسات)

انواع عاطفه نامناسب

علائم عاطفه نامناسب می‌تواند در گروه‌های مختلفی مورد بررسی قرار بگیرد و انواع مختلف این عارضه را تشکیل دهد که شامل:

عاطفه کند (blunted affect)

این نوع بیشتر در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و سایر بیماری‌های مربوطه دیده شده و به شکل کاهش شدت احساسات بروز پیدا می‌کند. به طور مثال فرد مبتلا ممکن است در خصوص تصادفی که امروز تجربه کرده صحبت کند بدون آن که حالت چهره‌اش نشان دهنده‌ی احساس خاصی باشد یا لحن صدایش تغییر کند.

عاطفه سرکوب شده (restricted affect)

در این حالت فرد مبتلا زمانی که در خصوص تصادف صحبت می‌کند احساسات اندکی نشان می‌دهد اما باز هم کم‌تر از حد انتظار است.

عاطفه سطحی (flat affect)

در این نوع فرد عملا هیچ احساسی نشان نمی‌دهد. در این حالت میزان احساسات کم‌تر از عاطفه کند است و فرد به طور کامل از بروز احساسات اجتناب می‌کند.

عاطفه بی‌ثبات (labile affect)

در این حالت احساسات فرد به سرعت تغییر می‌کند و هیچ ارتباطی با موقعیت و شرایط ندارد. همچنین خلق فرد مکررا و به صورت ناگهانی تغییر می‌کند و به نظر می‌رسد که فرد مبتلا کنترلی بر احساسات خود ندارد. این عارضه در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت مرزی و بی ثباتی عاطفی بروز پیدا می‌کند.

درمان عاطفه نامتناسب

لازمه‌ی درمان موفق تشخیص صحیح علت ایجاد بیماری و اختلال زمینه‌ای است؛ از این رو مراجعه به یک متخصص با تجربه برای درمان حائز اهمیت است. روش درمان بسته به علت ایجاد بیماری می‌تواند متفاوت باشد. در بیشتر مواقع جلسات درمان برای از بین رفتن این عارضه کافی نیست و معمولا به عنوان درمان مکمل در کنار دارو درمانی تجویز می‌شود.

داروهای مورد استفاده برای درمان عاطفه نامتناسب شامل داروهای ضد روان پریشی (در صورت تشخیص اسکیزوفرنی یا روان پریشی)، داروهای ضد افسردگی و تثبیت کننده خلق (در صورت تشخیص افسردگی و سایر مشکلات مربوطه) و داروهای مورد تایید برای درمان بی ثباتی عاطفی یا Pseudobulbar affect است.

کمک به شخصی که مبتلا به عاطفه نامتناسب است

زندگی کردن با شخصی که مبتلا به عاطفه نامتناسب است می‌تواند مشکل باشد. شما ممکن است بر اثر رفتارهای او گیج شوید و ندانید چه رفتاری انجام دهید. لازم است در نظر داشته باشید که بازخوردهای منفی و انتقاد شما به فرد مبتلا می‌تواند علائم او را شدیدتر کند. بهتر است از خودتان مراقبت کنید. دریافت حمایت از افرادی که مشکل مشابه شما دارند می‌تواند کمک کننده باشد. همچنین جلسات روانشناسی به شما کمک می‌کند تا بتوانید علاوه بر کنترل و مدیریت صحیح شرایط، احساسات و نیازهای خود را نیز در نظر بگیرید.

تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه از نه شنیدن نترسیم

چگونه از نه شنیدن ناراحت نشویم

بعضی از افراد برایشان مشکل است که با دیگران مخالفت کنند و به آن‌ها «نه» بگویند. منابع مختلفی در خصوص این که «چگونه بتوانیم به دیگران نه بگوییم» صحبت کرده‌اند اما موضوع دیگری که حائز اهمیت است این است که چگونه بتوانیم با ابراز مخالفت دیگران کنار بیاییم و چگونه از نه شنیدن ناراحت نشویم. البته این موضوع غیر قابل انکار است که شنیدن نه در بعضی شرایط می‌تواند بسیار سخت باشد؛ به طور مثال پسری را در نظر بگیرید که مدت زمان طولانی دختری را دوست داشته و برای رسیدن به او تلاش کرده، اما وقتی از او خواستگاری می‌کند با جواب منفی مواجه می‌شود؛ بالطبع در این شرایط شنیدن نه دشوار است. اما نه شنیدن جزئی از زندگی است و برای همه کم و بیش اتفاق می‌افتد و در بعضی از شرایط می‌تواند باعث رشد و پیشرفت شود.

برای این که اهمیت پذیرش نه شنیدن را متوجه شوید، تصور کنید اگر همه به شما همیشه جواب مثبت بدهند، چطور می‌شود؟ کودکی را در نظر بگیرید که همه‌ی خواسته‌هایش همیشه برآورده شود. این کودک در بزرگ‌سالی به فردی دم‌دمی مزاج، متزلزل و مغرور تبدیل شده و آن طور که باید قدر داشته‌هایش را نخواهد دانست. این موضوع در بزرگ‌سالان نیز مشابه است و اگر کسی همیشه جواب مثبت بگیرد تبدیل به فردی متوقع شده که هیچ چیز به طور کامل او را خوشحال نکرده و همیشه خواسته‌های بیشتر دارد. این فرد نه تنها باعث آزار اطرافیانش می‌شود، بلکه خودش نیز احساس رضایت را کم‌تر تجربه می‌کند.

زمانی را به یاد بیاورید که با تلاش، کوشش و از بین بردن موانع توانسته‌اید یک «نه» را به «بله» تبدیل کنید و آن چیزی را که شایسته‌تان بوده به دست آورده‌اید؛ قطعا در آن زمان احساس خوشحالی زیادی را تجربه کرده‌اید. محدودیت‌های منطقی می‌توانند باعث رشد و شکوفایی ما شوند و در واقع باید به خاطر آن‌ها شکرگزار باشیم. محدودیت‌ها احساس خواستن را تشدید می‌کنند و باعث حرکت می‌شوند. مشکلات، منابع فکری و احساسی ما را فعال می‌کنند و باعث می‌شوند بتوانیم با استعدادها و توانایی‌هایمان آشنا شده و آن‌ها را شکوفا کنیم. آن‌ها به ما کمک می‌کنند که اعتماد به نفسمان را افزایش داده و با جایگاه خود در هستی آشنا شویم.

مزایای پذیرش نه شنیدن

هیچ‌کس از نه شنیدن خوشش نمی‌آید؛ مخصوصا این که اگر مسئله‌ای که با آن مخالفت می‌شود، حائز اهمیت باشد. عدم پذیرش در شغل مورد علاقه، عدم توانایی در رفتن به مسافرت دلخواه، قبول نشدن در دانشگاه و سایر موارد مشابه می‌تواند برای اشخاص دردناک باشد. اما در کنار حس ناخوشایندی‌ که جواب رد ایجاد می‌کند، مزایایی نیز به همراه دارد که شامل موارد زیر است:

نه شنیدن به شما کمک می‌کند که با نظرات دیگر آشنا شوید.

شما باید متوجه باشید که جواب نه به منزله‌ی رد کردن شخصیت شما نیست بلکه به طور ساده نشان دهنده این است که ممکن است افراد مسائل را به شکل دیگری ببینند. گاهی کمبود اعتماد به نفس می‌تواند پذیرش جواب منفی را مشکل کند زیرا شخص تصور می‌کند که با یک جواب نه شخصیت او پایین آمده در صورتی که اگر فردی خودش را باور داشته باشد به راحتی با یک جواب «نه» متزلزل نمی‌شود.

نه شنیدن به شما کمک می‌کند که بتوانید اهداف خود را بازبینی کنید.

ممکن است شما اهداف اشتباهی را برای خود برگزیده‌اید و شاید در یک مسیر دیگر عملکرد بهتری داشته و رضایت بیشتری را تجربه کنید.

مهارت-نه-شنیدن

نه شنیدن به شما کمک می‌کند که وسواس‌ها و لجاجت‌های خود را بشناسید.

ممکن است شما بارها  و بارها برای یک موضوع جواب منفی بشنوید ولی باز هم دست از آن برندارید. این موضوع ممکن است نشان دهنده‌ی وسواس شما در رسیدن به آن خواسته‌ی مورد نظر باشد. در نظر داشته باشید که شاید شما برای رسیدن به خواسته‌تان آمادگی لازم را ندارید. این موضوع به این معنی نیست که برای رسیدن به خواسته‌هایتان تلاش نکنید، بلکه منظور این است که محدودیت‌ها را شناسایی کنید و با آمادگی بیشتر یا از روش‌های دیگر برای آن اقدام کنید.

نه شنیدن می‌تواند باعث افزایش خلاقیت شما شود.

زمانی که شما از یک روش خاص به جواب نرسید می‌توانید برای رسیدن به هدفتان راه‌های مختلف را امتحان کنید و خلاقیت خود را به کار بیندازید. بسیاری از نوآوری‌ها بعد از شکست‌های پی در پی به وقوع پیوسته‌اند. البته این موضوع در سطح دیگری نیز قابل بررسی است. به طور مثال اگر شخص نزدیک به شما حرف‌هایتان را نمی‌پذیرد، می‌توانید از راه‌های دیگر و با خلاقیت و کسب مهارت او را متوجه نقطه نظر خود بکنید.

از نه شنیدن ناراحت نشویم

اکثر داستان‌های جذاب معمولا با یک نه شروع می‌شوند، البته بدترین خاطرات نیز همین‌طور. اما مسئله مهم اتفاق پیش آمده نیست بلکه نحوه‌ی برخورد شما با اتفاق پیش آمده است. گرفتن جواب منفی می‌تواند به شما خود واقعیتان را نشان دهد. در زمان موفقیت و خوشحالی نمی‌توان به خودشناسی رسید، بلکه در بحران‌ها و شکست‌هاست که انسان‌ها می‌توانند با خودشان مواجه شوند.

در ابتدا نه شنیدن و جواب منفی افراد را از ناحیه‌ی امنشان خارج می‌کند. این مسئله نقطه‌ی شکست محسوب شده و این پیام را می‌رساند که شما بیشتر از این نمی‌توانید پیش بروید. پاسخ شما به این موضوع بسته به شخصیتتان و اهمیت موضوع می‌تواند متفاوت باشد. اگر شما شخصیت نابالغی داشته باشید، نه شنیدن را با کج خلقی یا عصبانیت پاسخ می‌دهید، اما اگر شما خودتان را باور داشته باشید این موضوع را به عنوان یک چالش قبول می‌کنید.

چگونه از نه شنیدن ناراحت نشویم؟ اولین گام برای ناراحت نشدن از جواب منفی، پذیرش این موضوع است که افراد می‌توانند دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند؛ خانواده‌تان، همکارتان و دوستانتان حق این را دارند که نظر متفاوتی داشته باشند و این موضوع ارتباطی با ارزشمندی شما ندارد. گام دوم بازبینی خواسته‌تان است. آیا واقعا مسئله‌ای که بر آن پافشاری می‌کنید، اهمیت زیادی دارد؟ چه پیامی پشت جواب منفی که به شما داده شده، نهفته است؟ آیا پیام این است که شما در مسیر اشتباهی هستید؟ آیا مسئله این است که شما درک درستی از موقعیت ندارید؟ رسیدن به پاسخ این سوالات می‌تواند در بلوغ و رشد شخصیتتان تاثیر زیادی داشته باشد و شما را در سطح بالاتری قرار دهد.

تلفن کلینیک روانشناسی

فاجعه سازی

ذهن منفی باف

منفی‌بافی یا فاجعه سازی به حالتی گفته می‌شود که فرد همیشه بدترین حالت را برای وقایع نامشخص در نظر بگیرد. کسی که ذهن منفی‌باف دارد، معمولاً شرایط را بدتر از چیزی که واقعاً هست، می‌بیند و مشکلات خود را مبالغه می‌کند. به طور مثال ممکن است فردی نگران نمره امتحانش باشد؛ اگر این فرد تفکر فاجعه ساز داشته باشد تصور می‌کند که اگر نمره بدی در امتحان کسب کند به این معنی است که او دانش آموز بدی است و نمی‌تواند مدرک پایان دوره خود را کسب کند یا حتی در آینده شغل مناسبی داشته باشد. بسیاری از آدم‌های موفق ممکن است در بعضی درس‌ها نمره خوبی کسب نکرده باشند و نمره پایین به منزله عدم موفقیت در آینده نیست اما افراد منفی‌باف این موضوع را نمی‌توانند درک کنند.

افراد دارای ذهن فاجعه ساز معمولاً می‌دانند که ذهنشان به صورت غیر طبیعی منفی‌بافی می‌کند اما تصور می‌کنند نمی‌توانند کنترلی روی افکار خود داشته باشند. در واقع این تصور اشتباه است و روش‌های مختلفی برای غلبه بر منفی‌بافی یا فاجعه سازی وجود دارد که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شده است.

علت منفی‌بافی

علت اصلی منفی‌بافی هنوز به صورت کامل مشخص نیست، اما ممکن است این موضوع نوعی مکانیسم سازگاری باشد که فرد از والدین یا سایر شخصیت‌های اصلی زندگی‌اش آموخته باشد یا در حالتی دیگر این مکانیسم در نتیجه یک اتفاق و تجربه تلخ فعال شود. گاهی اوقات منفی‌بافی می‌تواند در نتیجه تغییرات مواد شیمیایی مغز نیز ایجاد شود.

تحقیقات پیشنهاد می‌دهد که افراد دارای تصور فاجعه ساز یا مبتلا به درد مزمن تغییراتی در ناحیه هیپوتالاموس و پاسخ‌های هیپوفیزشان رخ می‌دهد و نواحی از مغز که احساسات را تنظیم می‌کند نیز فعالیتشان تغییر می‌کند.

افراد مبتلا به اضطراب فراگیر یا افسردگی و همچنین افرادی که غالباً خسته و بی‌حال هستند نیز مستعد منفی‌بافی می‌باشند.

چه موقعیت‌هایی منفی‌بافی را تحریک می‌کند؟

شرایط و موقعیت‌های مختلفی می‌تواند منجر به فاجعه سازی شود که معمولاً در سه گروه دسته بندی می‌شوند:

ابهام

ابهام و عدم قطعیت می‌تواند موجب شروع منفی‌بافی شود. به طور مثال در صورتی که فرد دارای ذهن فاجعه ساز پیامی با این مضمون دریافت کند که “لازم است صحبت کنیم”، با توجه به این که مشخص نیست محتوای صحبت مثبت است یا منفی، بدترین حالت‌های ممکن را در نظر می‌گیرد.

ارزش

روابط و موقعیت‌های با ارزش بالا و مهم می‌تواند فرد فاجعه ساز را دچار منفی‌بافی کند. زمانی که شخص یا موقعیتی برای یک فرد منفی‌باف مهم باشد، فکر از دست دادن یا پیش آمدن مشکل می‌تواند سخت‌تر باشد. به طور مثال شخص فاجعه ساز در صورتی که برای مصاحبه شغلی مورد علاقه‌اش برود، زمانی که هنوز جوابی دریافت نکرده مدام به این موضوع فکر می‌کند که در صورت قبول نشدن در مصاحبه چقدر ناراحت و ناامید خواهد شد.

ترس

ترس و به خصوص ترس غیر منطقی عامل مهمی در منفی‌بافی است. به طور مثال اگر شخص فاجعه ساز از دکتر رفتن بترسد، بدترین حالت‌های ممکن را برای تشخیص پزشک در نظر می‌گیرد، حتی اگر فقط برای یک چک آپ ساده مراجعه کرده باشد.

منفی‌بافی

سایر بیماری‌های روانی مرتبط با ذهن فاجعه ساز

درد مزمن

در بسیاری از موارد فردی که دارای یک درد مزمن است دچار منفی‌بافی نیز می‌شود. افراد دارای درد مزمن به این دلیل که دائماً در معرض درد هستند تصور می‌کنند که حالشان هیچ‌وقت خوب نمی‌شود و هیچ‌وقت راحتی را تجربه نخواهند کرد. این فکر باعث می‌شود که این افراد از انجام فعالیت‌های فیزیکی خودداری کنند که این موضوع نه تنها کمک کننده نیست بلکه حال آن‌ها را بدتر نیز خواهد کرد.

مطالعاتی که روی افراد مبتلا به روماتیسم انجام شده نشان می‌دهد که منفی‌بافی تجربه درد آن‌ها را بیشتر می‌کند. سایر مطالعات نیز از این موضوع پیروی می‌کنند به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که در درمان بیماری‌های مزمن، منفی‌بافی و فاجعه سازی نیز مورد هدف قرار بگیرد.

اختلال اضطراب و اختلال افسردگی

فاجعه سازی با اختلالات اضطرابی و افسردگی نظیر اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، اختلال وسواس اجباری (OCD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‌تواند در ارتباط باشد. یک مطالعه که در سال ۲۰۱۵ بر ۲۰۰۰ نوجوان انجام شد نشان داد که آن‌هایی که منفی‌باف بودند به میزان بیشتری اختلالات اضطرابی را بروز می‌دادند. یک مطالعه دیگری که در سال ۲۰۱۲ انجام شد نشان داد که افسردگی ارتباط بسیار نزدیکی با فاجعه سازی دارد. کسانی که همیشه بدترین حالت‌ها را در نظر می‌گیرند به میزان بیشتری حس ناامیدی را تجربه می‌کنند که در نتیجه آن در معرض افسردگی قرار خواهند گرفت.

راه‌های درمان منفی‌بافی

جلسات روانشناسی

از آن جایی که منفی‌بافی ارتباط نزدیکی با بیماری‌های روانی دارد، روش‌های درمانی در بهبود آن می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود. یک مطالعه در سال ۲۰۱۷ نشان داد که درمان شناختی رفتاری (CBT) می‌تواند در درمان فاجعه سازی کمک کننده باشد و نتایج مثبتی ارائه دهد. درمان شناختی رفتاری نحوه فکر کردن و الگوهای رفتاری فرد را مورد هدف قرار می‌دهد. مشاوره و جلسات روان‌شناسی به فرد کمک می‌کند که افکار غیر منطقی خود را شناسایی کرده و با افکار معقول و منطقی جایگزین کند. به طور مثال ممکن است فرد تصور کند به این دلیل که پروژه خود را دیر تحویل داده، رئیسش او را اخراج می‌کند و با مشکلات مالی مواجه خواهد شد. روان‌شناس به این فرد کمک می‌کند که افکار غیر منطقی خود را شناسایی کرده و این گونه فکر کند که من پروژه خود را دیر تحویل دادم، اما اگر از رئیسم عذرخواهی کنم و تعویق پروژه را جبران کنم او مرا درک خواهد و به خاطر یک اشتباه کوچک اخراج نخواهم شد.

کنترل ذهن

تکنیک‌های کنترل ذهن می‌تواند به فرد کمک کند که نسبت به افکارش آگاه شده و با آن‌ها هم‌هویت نشود. زمانی که فرد یاد بگیرد که افکارش واقعی نیست و تنها او را فریب می‌دهد می‌تواند ذهن خود را خاموش کند و منفی‌بافی را متوقف کند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۷ بر افراد مبتلا به درد عضلانی مزمن انجام شد نشان داد که کنترل ذهن در بهبود درد این بیماران می‌توانست کمک کننده باشد.

دارودرمانی

منفی‌بافی یا فاجعه سازی غالباً از علائم سایر بیماری‌های روانی است و برای درمان آن معمولاً برای بیماری زمینه‌ای دارو تجویز می‌شود. دارویی که به طور اختصاصی منفی‌بافی را مورد هدف قرار دهد، در حال حاضر موجود نمی‌باشد.

تلفن کلینیک روانشناسی

نشانه‌ها و درمان جنون سرقت

جنون سرقت که کلپتومانیا نیز نامیده می‌شود نوعی بیماری است که در آن فرد مبتلا تمایل به دزدی دارد بدون این که به جنس دزدیده شده نیازی داشته باشد. در غالب موارد جنس دزدیده شده ارزش مادی نیز ندارد. احساس نیاز به دزدی در این افراد قابل کنترل نیست و به صورت متناوب ایجاد می‌شود. اگرچه جنون سرقت اختلال شایعی نیست اما در صورتی که در فردی بروز پیدا کند، می‌تواند مشکلات جدی برای او ایجاد نماید.

جنون دزدی نوعی اختلال کنترل تکانه است؛ به این معنی که فرد توانایی کنترل امیال و نیازهای خود را ندارد. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً به دلیل خجالت مشکل خود را پنهان می‌کنند و به دنبال درمان یا مشاوره نمی‌روند.

در این مقاله در خصوص جنون سرقت و سایر موارد مرتبط با آن صحبت شده است.

نشانه‌های اختلال جنون سرقت

نشانه‌ها و علائم جنون دزدی شامل موارد زیر می‌باشد:

  • عدم توانایی در کنترل احساس نیاز به دزدیدن اجناسی که فرد نیازی به آن‌ها ندارد.
  • احساس افزایش اضطراب و تنش که منجر به دزدی مرضی می‌شود.
  • احساس لذت و آرامش به هنگام دزدی.
  • احساس شرم و گناه بعد از انجام دزدی.
  • بازگشت احساس نیاز به دزدی و ادامه چرخه کلپتومانیا.

ویژگی‌های شخصیتی

برخلاف دزدهای معمول که برای نفع شخصی، انتقام یا هرج و مرج دزدی می‌کنند، افراد مبتلا به جنون سرقت تنها به این دلیل که نمی‌توانند با نیازشان مقابله کنند، دزدی می‌کنند.

چرخه کلپتومانیا معمولاً به صورت ناگهانی آغاز می‌شود و هیچ برنامه‌‌ریزی از قبل برای آن وجود ندارد و فرد مبتلا به تنهایی و بدون کمک دیگران این فرایند را انجام می‌دهد.

معمولاً فرد مبتلا اجناسی را می‌دزدد که توانایی خرید آن‌ها را از نظر مالی دارد.

اجناس دزدیده شده در این حالت معمولاً دور انداخته شده، به شخص دیگری هدیه داده می‌شوند یا به صورت پنهانی سر جای خودشان گذاشته می‌شوند.

میل به دزدی بعضی اوقات کم‌تر یا بیشتر می‌شود و شدت مشخصی ندارد.

علت ایجاد جنون دزدی

بسیاری از تحقیقات اختلال جنون دزدی را به تغییرات ساختار مغز نسبت می‌دهند اما برای تأیید این تئوری‌ها نیاز به تحقیقات بیشتری می‌باشد. ایجاد جنون سرقت می‌تواند با فاکتورهای زیر در ارتباط باشد:

کاهش سطح سروتونین

سروتونین یک انتقال دهنده عصبی در مغز است که در تنظیم حس و حال افراد نقش دارد. احتمالاً کاهش سطح سروتونین می‌تواند با جنون سرقت مرتبط باشد.

اعتیاد به لذت

همان طور که گفته شد در هنگام دزدی احساس لذت و رضایت در فرد مبتلا به جنون سرقت ایجاد می‌شود. این احساس لذت ناشی از ترشح انتقال دهنده عصبی دیگری به نام دوپامین است. بعضی از افراد به ترشح دوپامین اعتیاد پیدا می‌کنند و به همین دلیل نمی‌توانند در مقابل احساس نیاز به دزدی و لذت بعد از آن مقاومت کنند.

سیستم افیونی مغز

تمایل و نیازها توسط سیستم افیونی در مغز تنظیم می‌شوند. عدم تعادل سیستم افیونی می‌تواند منجر به عدم توانایی در مقابله با احساس نیاز به دزدی شود.

اختلال دزدی بیمارگون

عوامل خطر مرتبط با اختلال جنون دزدی

افراد مبتلا به کلپتومانیا معمولاً به دنبال درمان نمی‌روند یا ممکن است بعد از دزدی‌های مکرر دستگیر شوند؛ بنابراین بسیاری از موارد مبتلا به جنون سرقت هیچ‌وقت شناسایی نمی‌شوند. این بیماری معمولاً در دوره نوجوانی یا ابتدای جوانی آغاز می‌شود، اما ممکن است دیرتر نیز بروز پیدا کند. احتمال ابتلا به این بیماری در خانم‌ها بیشتر از آقایان می‌باشد. عوامل خطر کلپتومانیا شامل:

سابقه خانوادگی

در صورتی که در خانواده نزدیک افراد مبتلا به کلپتومانیا، اختلال وسواس اجباری و اعتیاد به مواد مخدر یا الکل وجود داشته باشد، احتمال ابتلا به کلپتومانیا افزایش پیدا می‌کند.

درگیری با سایر بیماری‌های روان‌شناختی

افراد مبتلا به جنون سرقت معمولاً به اختلالات دیگری نیز مبتلا هستند. این اختلالات می‌تواند شامل اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب فراگیر و سوء مصرف مواد باشد.

درمان جنون سرقت

در صورتی که این اختلال درمان نشود، می‌تواند به مشکلات عاطفی، اجتماعی، شغلی و یا قانونی منجر شود. افراد مبتلا اگرچه می‌دانند که دزدی کار درستی نیست اما نمی‌توانند در مقابل میلشان به دزدی مقاومت کنند و ممکن است به خاطر دزدی‌های مکرر در نهایت دستگیر شوند. از طرف دیگر دوستان و اطرافیان در صورت اطلاع از دزدی‌های پنهانی آن‌ها ممکن است طردشان کنند که در نتیجه آن شکست‌های عاطفی نیز گریبان گیر آن‌ها خواهد شد.

سایر عوارض ناشی از کلپتومانیا می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ابتلا به سایر اختلالات کنترل تکانه
  • سوء مصرف مواد مخدر یا الکل
  • ابتلا به اختلالات شخصیتی
  • اختلال در خوردن
  • افسردگی
  • اختلال دوقطبی
  • اضطراب
  • افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی

در صورتی که علائم و نشانه‌های جنون سرقت در شما وجود دارد بهتر است که به روانشناس مراجعه کنید. بسیاری از کسانی که مبتلا به این بیماری هستند به دلیل ترس از دستگیر شدن به متخصص مراجعه نمی‌کنند، اما لازم است بدانید که روانشناس در این مورد دخالتی ندارد و جرائم این چنین را گزارش نمی‌دهد. اگرچه جنون سرقت درمان قطعی و مشخصی ندارد اما دارو درمانی و جلسات مشاوره می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.

نحوه برخورد با شخص مبتلا به اختلال جنون دزدی

در صورتی که یکی از نزدیکان شما مبتلا به دزدی مرضی است، به آرامی با او گفت و گو کنید. در نظر داشته باشید که جنون سرقت یک بیماری است، پس طرف مقابل خود را سرزنش و تحقیر نکنید. زمانی که با او صحبت می‌کنید، بهتر است موارد زیر را در نظر بگیرید:

تأکید کنید که نگران سلامت و حال او هستید.

به او بگویید که نگران هستید به خاطر این اختلال مشکل قانونی برایش ایجاد شود یا شغل خود را از دست دهد یا روابط عاطفی‌اش تحت‌الشعاع قرار بگیرید.

به او بگویید که می‌دانید مقابله با احساس نیاز به دزدی در افراد مبتلا بسیار مشکل است، اما این فقط وقتی رخ می‌دهد که به صدای ذهن توجه شود. در صورت نادیده گرفتن این صداها به مرور زمان ذهن آرام‌تر می‌شود.

روش‌های درمانی برای بهبود این بیماری قابل استفاده است که می‌تواند علائم را تا حد بسیاری کاهش دهد و فرد را از آسیب ناشی از احساس گناه و شرم دور نگه دارد.

شما همچنین می‌توانید قبل از صحبت با فرد مشکوک به جنون سرقت با یک مشاور صحبت کنید تا بتوانید به گونه‌ای گفت و گو کنید که طرف مقابل احساس تهدید نکند و در حالت تدافعی قرار نگیرد.

تلفن کلینیک روانشناسی