مقالات روانشناسی مشکلات فردی مرکز مشاوره تلفنی سرای مشاور

هیچ انگیزه ای ندارم

هیچ کاری نمی توانم انجام دهم

همه‌ی افراد هرازگاهی حس بی‌انگیزگی را تجربه می‌کنند. در چنین روزهایی ممکن است احساس خستگی و تحریک‌پذیری کنید و یا اینکه چیزهایی که معمولاً دوست دارید دیگر برای شما لذت‌بخش نباشند. ممکن است گاهی وقت‌ها که از خواب بیدار می‌شوید به خودتان بگویید هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم. تجربه‌ی گاه‌به‌گاه این احساس کاملاً طبیعی است. این امر ممکن است به این خاطر باشد که شما تحت‌فشار روانی بیشتری قرار دارید یا سعی دارید با چیزهای ناراحت‌کننده یا پراسترس در زندگی خود کنار بیایید. این احساسات موقتی بوده و معمولاً جدی نیستند. اینکه نتوانید هیچ کاری انجام دهید بعضی‌اوقات می‌تواند نشانه‌ی این باشند که شما نیاز دارید کمی استراحت کنید و به ذهن و بدن خود استراحت دهید. اگر این احساسات طولانی‌مدت باشند و شما هرروز به خودتان بگویید هیچ کاری نمی‌توانم بکنم، می‌تواند نشانه‌ی مسائل جدی‌تری مانند افسردگی یا نوع دیگری از اختلالات خلقی باشد. اگر روند کاهش علاقه به مسائلی که قبلاً دوست داشتید و احساس بی‌علاقگی به زندگی بیشتر از دو هفته طول کشید با یک مشاور صحبت کنید. اگر این احساسات موقتی به نظر می‌رسند، مواردی وجود دارد که می‌توانید برای اینکه احساس بهتری داشته باشید و انگیزه پیدا کنید انجام دهید.

وقتی هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید استراحت کنید

احساس اینکه نمی‌خواهید کاری انجام دهید می‌تواند نشانه‌ی استرس یا خستگی شما باشد. گاهی اوقات استراحت و صرف وقت برای مراقبت از خود بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. یک روز را برای رسیدگی به سلامت روانتان در نظر بگیرید که در آن از خودتان برای انجام دادن هیچ کاری انتظاری نداشته باشید. در عوض، روی انجام کارهایی تمرکز کنید که به شما کمک می‌کند احساس راحتی داشته باشید. به خودتان اجازه دهید با یک پتو و کتاب موردعلاقه‌ی خود از یک چرت یا استراحت در اتاق لذت ببرید. نکته‌ی اصلی این است که این زمان را به استراحت و آرامش ذهن و بدن خود اختصاص دهید. زمانی که دارید به این فکر می‌کنید که هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، برخی از مراقبت‌های شخصی نسبتاً ساده می‌توانند شما را در چارچوب ذهنی بهتری قرار دهند و انگیزه را به شما برگردانند. کارهایی مثل دوش گرفتن، انجام دادن حرکات کششی و نوشیدن نوشیدنی موردعلاقه‌تان می‌تواند کمک‌کننده باشد.

زمان‌هایی که هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید با خودتان مهربان باشید

مهرورزی نسبت به خود فقط شامل مهربانی با خود نیست بلکه همچنین درک این نکته است که تجربیات شما بخشی از انسان بودن شماست. داشتن حس عطوفت و ملاحظه نسبت به خود می‌تواند فواید مهمی در سلامت روان داشته باشد. تحقیقات نشان داده است که مهرورزی به خود می‌تواند به کاهش تأثیرات منفی استرس، کاهش احساس افسردگی و اضطراب کمک کند؛ بنابراین اگر یکی از روزهایی را سپری می‌کنید که واقعاً تمایلی به انجام کاری ندارید به‌جای اینکه از خود بپرسید چرا هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، باکمی مهربانی با خود رفتار کنید. حستان را بپذیرید، خودتان را بپذیرید و به خود فضا و زمان کافی برای بهتر شدن بدهید.

اگر هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، قدم بزنید

قدم زدن ترکیبی از ورزش و گذراندن اوقات در فضای باز است. ثابت شده است که ورزش هم در درمان و هم در پیشگیری از علائم افسردگی مؤثر است. یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ نشان داده است که ارتباط با طبیعت باعث خلق‌وخوی بهتر، تعاملات اجتماعی مثبت‌تر و افزایش شادی می‌شود؛ بنابراین اگر با روحیه‌ی ضعیف و بی‌انگیزگی دست‌وپنجه نرم می‌کنید و فکر می‌کنید هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید پیاده‌روی در فضای باز می‌تواند کمک زیادی به شما کند.

چرا تنبل شدم

به‌جای اینکه از خودتان بپرسید چرا هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، با کسی حرف بزنید

وقتی مدام در ذهنتان می‌گویید هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم و خود را سرزنش می‌کنید، ارتباط با یک شخص دیگر می‌تواند یک روش عالی برای بیرون رفتن از این شرایط باشد. به این فکر کنید که چه کسی می‌تواند فرد خوبی برای پشتیبانی از شما در چنین روزهایی باشد. دوست دارید با کسی صحبت کنید که شما را درک کند و به حرف‌هایتان گوش دهد یا فردی که شما را به حرکت وادارد؟ با توجه به شرایط روحی که دارید در این مورد تصمیم بگیرید. اگر حال و هوای مناسبی برای معاشرت با دوستانتان را ندارید یا اگر دوستتان در دسترس نیست، گاهی فقط بیرون رفتن و حضور در جمع می‌تواند برایتان مفید باشد.

برای انجام دادن کاری برنامه‌ریزی کنید

حتی اگر در حال حاضر انگیزه‌ی کار کردن روی مسئله‌ای را ندارید، به این معنی نیست که نمی‌توانید برای آنچه ممکن است دوست داشته باشید در آینده انجام دهید برنامه‌ریزی کنید. تحقیقات نشان می‌دهد تصویرسازی ذهنی یا تجسم کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، به افزایش انگیزه کمک می‌کند. اگر دارید فکر می‌کنید که هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، انجام کارهایی مانند برنامه‌ریزی برای سفر یا برخی فعالیت‌های دیگر می‌تواند باعث شود که منتظر آن کار باشید و از آن هیجان‌زده شوید.

به‌جای تمرکز بر این فکر که هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، انجام دادن یک کار کوچک را شروع کنید

وقتی نوبت به جمع‌کردن انرژی برای انجام کاری می‌رسد، شروع کار اغلب سخت‌ترین قسمت است؛ بنابراین اگر با بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، انتخاب یک کار کوچک برای شروع می‌تواند به شما کمک کند. زمانی که دارید به این فکر می‌کنید که من هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم، به‌جای اینکه درگیر یک کوه وظیفه شوید که انرژی ذهنی یا جسمی لازم برای مقابله با آن را ندارید، یک کار کوچک که توان انجام آن را دارید انتخاب کرده سپس آن را انجام دهید. کارهای ساده‌ای که می‌توانید برای حل کردن آن‌ها تلاش کنید عبارت‌اند از:

  • شستن ظرف‌ها
  • مرتب کردن تخت خواب
  • جواب دادن به یک ایمیل
  • پرداخت قبض‌ها
  • برنامه‌ریزی برای یک ملاقات

برای خودتان بنویسید چرا هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید

هنگامی‌که با احساسات منفی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، نوشتن در مورد آن‌ها گاهی مفید خواهد بود. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که نوشتن می‌تواند یک ابزار مفید برای سلامت روان باشد. صرف مقداری وقت برای نوشتن می‌تواند فرصتی عالی برای تأمل در آنچه احساس می‌کنید و جستجوی برخی از دلایل بروز این احساسات باشد.

وقتی نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید به علائم دیگر نیز توجه کنید

اگر هرروز به خود می‌گویید هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم و خلق‌وخوی منفی شما ادامه دارد و با علائم دیگری همراه است، ممکن است نشانه‌ی افسردگی باشد. برخی علائم دیگر که باید به آن‌ها توجه کنید عبارت‌اند از:

  • تحریک‌پذیری
  • تغییر در الگوی خواب
  • تغییر در اشتها
  • احساس ناامیدی
  • احساس بی‌ارزشی
  • ناراحتی مداوم

در این شرایط به روان‌پزشک یا مشاور خود مراجعه کنید. برای عبور از این دوران ممکن است نیاز به جلسات مشاوره، دارو و تغییر سبک زندگی یا ترکیبی از این روش‌ها باشد.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

چرا فکر می‌کنم بدبختم

احساس بدبختی می کنم

گاهی تمام چیزی که به خودتان می‌گویید این است که احساس بدبختی می‌کنم. احساس بدبختی و یا ناامیدی چه در مورد یک موضوع خاص باشد و چه به‌صورت کلی نسبت به همه‌چیز در زندگی باشد، یک احساس بسیار آزاردهنده است. احساس بدبختی و گیر افتادن در نامیدی، زندگی را سخت می‌کند. خوشبختانه زمانی که احساس بدبختی و ناامیدی می‌کنید برخی کارها وجود دارند که با انجام آن‌ها زندگی‌تان بهتر می‌شود.

وقتی احساس بدبختی می‌کنید این را در نظر بگیرید که ممکن است مغزتان به شما دروغ بگوید.

زمانی که احساس بدبختی می‌کنید، مغزتان ممکن است به شما بگوید که همه‌چیز وحشتناک و ترسناک است. افکارتان ممکن است شما را متقاعد کند که نمی‌توانید موفق شوید یا به شما بگوید که هیچ فرصتی برای بهتر شدن اوضاع وجود ندارد؛ اما باید بدانید اینکه شما در مورد چیزی فکر می‌کنید دلیل نمی‌شود که آن موضوع درست باشد. افکار شما ممکن است تحریف‌شده، نادرست و یا کاملاً اشتباه باشند. احساس بدبختی به افکار ناامیدکننده دامن می‌زند و این‌یک چرخه‌ی منفی است که هرکسی ممکن است به‌راحتی در آن گرفتار شود و در این زمان باور اینکه همه‌چیز می‌تواند بهتر شود بسیار دشوار است. حتی ممکن است فکر کنید من احساس بدبختی می‌کنم، همه‌چیز را امتحان کرده‌ام و نتیجه‌ای ندارد؛ اما این فکر یک تحریف شناختی در زمان احساس بدبختی است. شما ممکن است چند کار را برای بهتر شدن حالتان امتحان کرده باشید اما مطمئناً همه‌چیز را امتحان نکرده‌اید. حداقل می‌توانید اینطور فکر کنید که زمانی که احساس بدبختی می‌کنید ممکن است تفکرات شما دقیق نباشند و احتمالاً بیشتر از چیزی که شما فکر می‌کنید جای امیدواری وجود دارد.

زمانی که احساس بدبختی می‌کنید برعکس همیشه فکر کنید.

احتمالاً وقتی احساس بدبختی و ناامیدی می‌کنید به تمام دلایلی که باعث می‌شوند اوضاع بهتر نشود فکر می‌کنید. این بار به شواهدی که نشان می‌دهند اوضاع در حال بهتر شدن است توجه کنید و به این فکر کنید که چگونه ممکن است شرایط بهتر شود. فکر کردن در مورد نکات مثبت می‌تواند دریچه‌های جدیدی برای شما باز کند و باعث شود متوجه شوید همان‌قدر که این احتمال وجود دارد که شرایط بدتر شود، این امکان نیز وجود دارد که اوضاع بهتر شده و به آن بدی که شما تصور می‌کنید نباشد.

از احساس بدبختی و ناامیدی چه چیزی به دست می‌آورید؟

فکر کردن به اینکه شما از احساس ناامیدی چه چیزی به دست می‌آورید شاید یک تمرین عجیب باشد. ممکن است فکر کنید این‌یک تصور اشتباه است و شما نمی‌خواهید این‌طور فکر کنید؛ اما اگر بیشتر فکر کنید درمی‌یابید زمانی که نسبت به چیزی امیدوار نیستید از اینکه مسائل درست پیش نرود نگران نخواهید شد. احساس ناامیدی ممکن است شما را از انجام تغییرات نامناسب محافظت کند.

اگر احساس بدبختی نکنید چه‌کارهایی انجام می‌دهید؟

به این فکر کنید اگر کمتر احساس بدبختی و ناامیدی کنید چه چیزهایی به دست می‌آورید؟ زندگی شما چه تغییراتی می‌کند؟ اگر بیشتر امید داشته باشید عملکردتان چقدر عوض می‌شود؟ سعی کنید جوری رفتار کنید که اگر امیدوار بودید عمل می‌کردید. به‌عنوان‌مثال، ممکن است متوجه شوید که اگر امید داشته باشید، بیرون می‌روید و با افراد جدید ملاقات می‌کنید یا به دنبال یک کار جدید می‌روید. سعی کنید این کارها را انجام دهید حتی اگر امیدوار نباشید که کارساز است. گاهی اوقات، ابتدا باید رفتار خود را تغییر دهید بعدازآن احساساتتان تغییر خواهد کرد؛ بنابراین اگر امیدوارانه رفتار کنید، ممکن است سرانجام احساس امیدواری بیشتری داشته باشید.

علت بدبختی انسان

برای حل مسئله تلاش کنید.

وقتی احساس بدبختی و ناامیدی می‌کنید تفکر شما این خواهد بود که هیچ‌چیز بهتر نخواهد شد و شما نمی‌توانید در حل کردن مسائل موفق شوید. اما همیشه کاری وجود دارد که می‌توانید برای حل یک مشکل یا تغییر احساس خود نسبت به مسئله انجام دهید. مدتی در مورد راه‌حل‌هایی که به ذهنتان می‌رسد فکر کنید. لازم نیست به دنبال ایده‌های خوب باشید، فقط ببینید آیا می‌توانید تا آنجا که می‌توانید برای حل یک مشکل راه‌حل ارائه دهید. در مواردی مانند بیماری عزیزان که نمی‌توانید مشکل را حل کنید سعی کنید احساس خود را در مورد مشکل تغییر دهید. آیا وقت‌گذرانی با اعضای خانواده می‌تواند به شما کمک کند کمی بهتر شوید؟ اگر یک دوره‌ی خودشناسی بگذرانید، ممکن است کمی امیدوارتر شوید؟

وقتی احساس بدبختی می‌کنید با یک دوست یا اعضای خانواده صحبت کنید.

زمانی که به دنبال راه‌حل برای مشکلاتتان هستید و یا روزهای سختی را می‌گذرانید و احساس بدبختی می‌کنید با یک فرد معتمد صحبت کنید و آنچه را تجربه می‌کنید با او در میان بگذارید. آن‌ها ممکن است بتوانند به شما کمک کنند از یک منظر دیگر مسائل را ببینید یا استراتژی‌هایی ارائه دهند که به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید. گاهی دشوار است که به دیگران بگویید در حال گذراندن چه مسائلی هستید، بااین‌حال صحبت کردن با یک فرد معتمد می‌تواند باعث ایجاد احساس امیدواری در شما شود.

برای خودتان برنامه داشته باشید.

بعدازاینکه راه‌حل مسئله‌ی خود را پیدا کردید برای انجام آن برنامه‌ریزی کنید. به این فکر کنید که اول باید از کجا شروع کنید. در نظر داشته باشید که اگر برنامه‌ی اول شما موفقیت‌آمیز نبود همیشه می‌توانید برنامه‌ی جایگزینی داشته باشید. برنامه‌های خود را به‌عنوان آزمایش در نظر بگیرید. وظیفه‌ی شما این است که تا آنجا که می‌توانید آزمایش کنید تا متوجه شوید چه چیزی برای شما و شرایطتان مفید است.

به برنامه‌های خود برای برطرف شدن احساس بدبختی، عمل کنید.

هنگامی‌که برنامه‌ای تنظیم کردید حتماً به آن عمل کنید. اینکه منتظر بنشینید تا اوضاع خودبه‌خود بهتر شود کار بیهوده‌ای است. اگر شروع به فعالیت کنید و برنامه‌های خود را دنبال کنید احتمالاً بیشتر به ادامه‌ی مسیر امیدوار می‌شوید.

اگر احساس بدبختی و ناامیدی طولانی شد، به دنبال کمک حرفه‌ای باشید.

احساس بدبختی و ناامیدی می‌تواند علامت یک مشکل مربوط به سلامت روان مانند افسردگی باشد؛  بنابراین اگر احساس بدبختی و ناامیدی بیش از دو هفته طول کشید یا نگران سلامت روان خود بودید، حتماً به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. یک متخصص در زمینه‌ی سلامت روان می‌تواند نیازهای شما را ارزیابی کند و در مورد گزینه‌های درمانی شما تصمیم‌گیری کند. بیشتر مسائل مربوط به روان قابل‌درمان هستند. درمان این مشکلات می‌تواند به شما کمک کند تا نسبت به آینده امیدوارتر باشید و احساس بدبختی در شما از بین برود.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه در دیگران نفوذ کنیم

زمانی که یک فرد جدید را ملاقات می‌کنیم، اغلب در همان ثانیه‌های اول در مورد او قضاوت‌هایی در ذهن ما شکل می‌گیرد. در کمتر از یک‌دهم ثانیه پس از دیدن شخصی برای اولین بار، مغز ما اطلاعات مربوط به چهره‌ی فرد را پردازش می‌کند که منجر به نتیجه‌گیری سریع در مورد ویژگی‌هایی مانند قابل‌اعتماد بودن، شایستگی، صمیمیت و صداقت در مورد آن فرد می‌شود. درواقع ثانیه‌های ابتدایی آشنایی با یک نفر بسیار مهم است و برداشت اولیه‌ای که ایجاد می‌شود می‌تواند در ادامه، بر رابطه‌ی شکل‌گرفته تأثیرگذار باشد. این ویژگی در انسان به دوران تکامل برمی‌گردد. زمانی که با فرد جدیدی مواجه می‌شده است و برای حفظ بقا باید در همان لحظات اول ارزیابی می‌کرده است که آیا این فرد قرار است به او صدمه‌ای وارد کند یا خیر. اگرچه ممکن است برداشت‌های اولیه گمراه‌کننده باشند، اما همین برداشت‌ها دیدگاه ما نسبت به یک شخص را تشکیل می‌دهند. حال این سؤال ایجاد می‌شود که چگونه در دیگران نفوذ کنیم و تأثیر اولیه‌ی مثبتی داشته باشیم؟ خوشبختانه روش‌هایی وجود دارد که می‌توانیم با استفاده از آن‌ها در دیگران نفوذ کنیم و باعث شویم آن‌ها برداشت اولیه‌ی مثبتی از ما داشته باشند.

کجا می‌خواهیم در دیگران نفوذ کنیم

مهم است که در نظر داشته باشید در کجا می‌خواهید تأثیر خوبی ایجاد کرده و در دیگران نفوذ کنید. آیا قرار است یک مصاحبه‌ی شغلی رسمی داشته باشید یا یک قرار شام دوستانه؟ توجه به این موضوع به شما کمک می‌کند که بدانید برای ایجاد یک تصویر مثبت از خودتان باید چگونه لباس بپوشید، چگونه صحبت کنید و چگونه رفتار کنید. به‌عنوان‌مثال اگر یک مصاحبه‌ی شغلی دارید، احتمالاً انتظار می‌رود که با کت‌وشلوار در آنجا حاضر شوید و رفتار رسمی داشته باشید و جدی صحبت کنید. انتخاب لباس درست و سبک مکالمه‌ای که متناسب با محیط باشد از قدم‌های بسیار مهم در ایجاد حس خوب و نفوذ در دیگران است.

نحوه‌ی تنظیم طرز برخورد، برای اینکه در دیگران نفوذ کنیم

اگر روز خوبی دارید احتمالاً خوشحال به نظر می‌رسید و این باعث می‌شود دیگران تصور مثبتی از شما داشته باشند و برخلاف آن اگر روز سخت و بدی را می‌گذرانید ممکن است تأثیر منفی بر دیگران بگذارید. همان‌طور که گفتیم این ویژگی انسان مربوط به تکامل اوست و درواقع ما جهان را برای یافتن تهدید اسکن می‌کنیم. اگر فردی اخم کرده باشد و چهره‌ی گرفته‌ای داشته باشد احساس تهدید می‌کنیم و ظاهر او بر ما اثر منفی خواهد داشت. بهتر است به‌جای اینکه رفتارها را به خوب و بد تقسیم کنید، آن‌ها را به‌عنوان رفتارهای مفید و رفتارهای بی‌فایده دسته‌بندی کنید. رفتارهای خوشایند در ارتباط مفید هستند. شما می‌توانید با لبخند زدن و برقراری تماس چشمی نگرش مثبتی ایجاد کرده و در دیگران نفوذ کنید. رفتارها و برخوردهایی که منجر به ایجاد احساس خوب و مثبت شوند، رفتارهای مفیدی هستند.

با لبخند و زبان بدن در دیگران نفوذ کنید

لبخند می‌تواند تأثیر چشمگیری در افراد داشته باشد، حتی در حدی که به آن‌ها اجازه می‌دهد از تعصبات نژادی و جنسیتی خود عبور کنند. لبخند زدن همچنین باعث کاهش استرس می‌شود. علاوه بر لبخند، زبان بدن در نشان دادن احساسات بسیار مؤثر است. اگر می‌خواهید در دیگران نفوذ کنید و با اعتمادبه‌نفس و راحت به نظر برسید از قفل‌کردن دست‌ها در هم یا دست‌به‌سینه ایستادن خودداری کنید و با طرف مقابل ارتباط چشمی برقرار کنید. اگر تیک عصبی خاصی دارید به آن آگاه باشید و سعی کنید آن را کنترل کنید.

چگونه جذاب و تاثیرگذار باشیم

جستجوی نقاط مشترک برای نفوذ در دیگران

افرادی که به‌راحتی با دیگران وقت می‌گذرانند و ارتباط برقرار می‌کنند، اغلب در پیدا کردن نقاط مشترک توانمند هستند. ما تمایل داریم افرادی را که شبیه به ما هستند، دوست داشته باشیم. پیدا کردن نقاط مشترک و شروع به صحبت در مورد آن‌ها کمک می‌کند که بتوانیم در دیگران نفوذ کنیم. با دقت به لهجه‌ی فرد و یا نوع لباس پوشیدن او می‌توانید صحبتی برای آغاز گفت‌وگو پیدا کنید. درصورتی‌که هیچ‌چیزی از ظاهر فرد به دست نمی‌آورید صحبت را ازنظر دادن در مورد محیط پیرامونتان شروع کنید. مثلاً در مورد آب‌وهوا نظر دهید و بعد با توجه به واکنش فرد در مورد مسائل دیگر نیز صحبت کنید. به این صورت با پیدا کردن نقاط مشترک می‌توانید در دیگران نفوذ کنید.

برای نفوذ در دیگران به‌جای تمرکز بر خودتان بر آن‌ها متمرکز شوید

بسیاری از ما تمایل داریم در موقعیت‌های جدید بر احساسات خودمان تمرکز داشته باشیم درحالی‌که برای ایجاد یک حس مثبت و نفوذ در دیگران باید بیشتر به اطرافیانمان توجه داشته باشیم. دیگران همیشه به خاطر دارند که شما باعث شدید آن‌ها چه احساسی داشته باشند. برداشتن تمرکز از خود و قرار دادن آن بر روی شخص دیگری می‌تواند به دیگران کمک کند تا نسبت به شما تصور بهتری داشته باشند. ایجاد احساس قدردانی در فرد، پیدا کردن نقاط مشترک و به اشتراک گذاشتن چیز جالبی که تازگی آموخته‌اید کمک می‌کند که تأثیر خوبی داشته باشید و بتوانید در دیگران نفوذ کنید.

برای نفوذ در دیگران خوب بخوابید تا ظاهر شاداب‌تری داشته باشید

وقتی خواب کافی نداشته باشید، ظاهر شما تغییراتی می‌کند؛ پوست کدر می‌شود و باعث می‌شود خسته به نظر برسید. زیر چشم‌ها تیره شده و گوشه‌ی لب‌ها به سمت پایین متمایل می‌شوند. همه‌ی این تغییرات شما را فردی خسته و ناراحت نشان می‌دهد. کم‌خوابی باعث می‌شود دیگران شما را کمتر جذاب، باهوش و سالم ببینند، این موضوع می‌تواند در اولین برداشت دیگران از شما تأثیر منفی بگذارد.

گوش کردن فعال کمک می‌کند در دیگران نفوذ کنیم

وقتی ما به‌صورت فعال به صحبت‌های دیگران گوش می‌دهیم و در آن مشارکت می‌کنیم باعث می‌شویم دیگران احساس کنند افکار و نظراتشان شنیده می‌شود و به آن‌ها احترام گذاشته می‌شود. اگر زمانی که دیگری در حال صحبت است شما در حال آماده کردن جملات خود هستید، یعنی با دقت به او گوش نمی‌دهید و این می‌تواند اثر بدی بر ارتباط شما بگذارد. برای اینکه در دیگران نفوذ کنید و حس مثبتی ایجاد کنید از آن‌ها سؤالاتی بپرسید که بتوانند بیشتر تفکرات خود را شرح دهند و روی صحبت‌های آن‌ها تمرکز کنید.

خودت باش و در دیگران نفوذ کن

به‌منظور ایجاد حس مثبت در اولین برداشت، اصیل بودن مهم است. اگر دائماً نگران انجام دادن یا گفتن حرف درست هستید، بسیار محتاط به نظر می‌رسید و این باعث می‌شود رفتارهای شما صادقانه به نظر نرسد. اگر دیگران احساس کنند که دارید چیزی را پنهان می‌کنید، تمایلی به اعتماد کردن به شما نخواهند داشت.

منبع: Time

تلفن کلینیک روانشناسی

تفاوت مثبت اندیشی و واقع بینی

معایب مثبت اندیشی

مثبت اندیشی سمی و مخرب اعتقادی است که باعث می‌شود شرایط هرچقدر هم سخت و دشوار باشد فرد مثبت اندیشی خود را حفظ کند و احساسات واقعی خود را نادیده بگیرد. همه‌ی ما می‌دانیم داشتن نگاه مثبت به مسائل و مثبت اندیشی برای داشتن یک زندگی سالم و سلامت روانی بسیار سودمند است؛ اما مسئله این است که زندگی همیشه مثبت نیست و همه‌ی ما احساسات دردناک و ناخوشایند را نیز تجربه می‌کنیم. اگرچه کنار آمدن با مسائل منفی و احساسات ناخوشایند دشوار است؛ اما بسیار مهم است که ما نسبت به احساسات خود آگاه باشیم و صادقانه آن‌ها را بپذیریم. مثبت اندیشی مخرب نه‌تنها باعث افراط بیش‌ازحد در تفکر مثبت می‌شود بلکه باعث می‌شود فرد هر احساس طبیعی و انسانی را که مثبت و شاد نیست، انکار کرده و با آن مقابله کند.

انواع مثبت اندیشی مخرب

مثبت اندیشی سمی می‌تواند انواع متفاوتی داشته باشد. در ادامه بر خی از نمونه‌هایی که ممکن است در زندگی خود تجربه کرده باشید را بیان می‌کنیم:

  • وقتی اتفاق بدی مانند از دست دادن شغل برای شما می‌افتد، ممکن است دیگران به شما بگویند: «سعی کن مثبت فکر کنی» یا «از زاویه‌ی مثبت به ماجرا نگاه کن». اگرچه این‌گونه اظهارنظرها معمولاً دلسوزانه هستند؛ اما باعث می‌شوند فردی که در حال تجربه کردن یک شرایط سخت و احساسات ناخوشایند است نتواند در مورد آنچه نیاز دارد با دیگران حرف بزند.
  • بعد از تجربه‌ی یک از دست دادن، دیگران به شما می‌گویند «هر اتفاقی یک دلیلی دارد» آن‌ها گمان می‌کنند گفتن این نوع جملات تسکین‌دهنده است و در شما را می‌کاهد.
  • وقتی ابراز ناامیدی یا ناراحتی می‌کنید کسی به شما می‌گوید: «خوشبختی و حال خوب یک انتخاب است»؛ یعنی اگر شما احساس خوشبختی نمی‌کنید یا ناراحت هستید این انتخاب شماست و تقصیر خودتان است.

معمولاً دیگران از گفتن چنین جملاتی نیت بدی ندارند. آن‌ها نمی‌دانند چه چیز دیگری بگویند و چگونه با شما همدلی کنند. در بهترین حالت با گفتن این جملات بار مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارید و مجبور نمی‌شوید با احساسات دیگران کنار بیایید؛ اما معمولاً چنین حرف‌هایی باعث می‌شود احساس خجالت و سرزنش برای فردی که در شرایط بدی است پیش بیاید. مثبت اندیشی مخرب باعث می‌شود افراد حمایت صادقانه‌ای را که هنگام مواجهه با مشکلات نیاز دارند، انکار کنند و احساسات و نیازهای خود را نادیده بگیرند.

معایب مثبت اندیشی سمی

مثبت اندیشی سمی می‌تواند به افرادی که دوران سختی را می‌گذرانند به‌شدت آسیب برساند. افراد به‌جای اینکه بتوانند احساسات واقعی و انسانی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از حمایت بی‌قیدوشرط برخوردار شوند، احساسات خود را کنار گذاشته و آن‌ها را نادیده می‌گیرند. معایب مثبت اندیشی مخرب شامل موارد زیر است:

  • مثبت اندیشی مخرب باعث می‌شود در مورد احساسات خود خجالت‌زده باشید. وقتی کسی از مسئله‌ای رنج می‌برد باید بداند که احساساتش درست است و می‌تواند در جمع دوستان و خانواده‌ خود آرامش و عشق پیدا کند؛ اما مثبت اندیشی سمی به مردم می‌گوید احساساتی که تجربه می‌کنند اشتباه است.
  • مثبت اندیشی مخرب باعث ایجاد احساس گناه در افراد می‌شود. مثبت اندیشی سمی حاوی این پیام است که اگر در مواجهه با مشکلات راهی برای ایجاد حس مثبت در خودتان پیدا نمی‌کنید، کار اشتباهی انجام می‌دهید.
  • از بروز احساسات انسانی جلوگیری می‌کند. مثبت اندیشی سمی یک مکانیسم اجتنابی است. افراد با انجام دادن این رفتارها از موقعیت‌های احساسی دیگران که باعث احساس ناراحتی در آن‌ها می‌شود دوری می‌کنند و خود را در این موقعیت‌ها درگیر نمی‌کنند؛ حتی گاهی افراد این‌گونه مثبت اندیشی را در قبال خود نیز انجام می‌دهند و در مواجهه با مشکلات احساسات خود را انکار کرده و سرکوب می‌کنند.
  • مثبت اندیشی سمی از رشد جلوگیری می‌کند. این نوع تفکر به ما این امکان را می‌دهد که از مواجهه با چیزهایی که به ما احساسات ناخوشایند و دردناک می‌دهند اجتناب کنیم اما درعین‌حال توانایی مواجهه با احساسات چالش‌برانگیزی را که درنهایت می‌تواند به رشد و بینش عمیق‌تر ما منجر شود، از ما سلب می‌کند.

مثبت اندیشی افراطی

نشانه‌های وجود مثبت اندیشی مخرب

مثبت اندیشی مخرب اغلب می‌تواند آن‌قدر ظریف اتفاق بیفتد که تشخیص آن مشکل باشد؛ اما شناخت نشانه‌های آن در تشخیص وجود افکار مثبت سمی کمک‌کننده است. برخی از نشانه‌ها عبارت‌اند از:

  • پاک کردن صورت‌مسئله به‌جای مواجهه با آن و حل کردن.
  • احساس گناه از ناراحتی، عصبانیت یا ناامیدی
  • پنهان کردن احساسات واقعی خود پشت حرف‌های مثبت که برای دیگران قابل‌قبول‌ترند.
  • بیان نکردن و مخفی کردن احساسات واقعی
  • به حداقل رساندن احساسات دیگران زیرا برخورد با موقعیت‌های احساسی دیگران باعث ناراحتی شما می‌شود.
  • احساس گناه دادن به دیگران وقتی نگرش مثبتی ندارند.
  • تلاش برای مقابله با احساسات منفی و سعی در غلبه بر آن‌ها

چگونه از معایب مثبت اندیشی مخرب، دوری کنیم؟

اگر تحت تأثیر معایب مثبت اندیشی مخرب قرار گرفته‌اید یا این نوع رفتارهای مثبت اندیشی در شما وجود دارد، در ادامه چند راه‌کار به شما ارائه می‌دهیم تا در موقعیت‌های مختلف رفتار سالم‌تری داشته باشید:

  • احساسات منفی خود را مدیریت کنید، اما آن‌ها را انکار نکنید. اگر ذهن منفی باف خود را کنترل نکنید می‌توانند باعث ایجاد استرس در شما شوند، اما سرکوب و انکار کردن آن‌ها نیز بی‌فایده است. باید احساسات منفی خود را بپذیرید و در جهت ایجاد تغییر از آن‌ها استفاده کنید.
  • نسبت به آنچه باید احساس کنید واقع‌بین باشید. هنگامی‌که با یک وضعیت استرس‌زا روبرو هستید احساس استرس، نگرانی و یا حتی ترس طبیعی است. بیش‌ازحد از خود انتظار نداشته باشید. بر مراقبت از خود تمرکز کنید و اقداماتی را انجام دهید که می‌تواند به بهبود وضعیت شما کمک کند.
  • داشتن چند احساس در مورد یک موضوع اشکالی ندارد. ممکن است در موقعیتی که احساس نگرانی از آینده دارید و مضطرب هستید درعین‌حال امیدوار باشید که موفق خواهید شد. احساسات شما نیز می‌تواند مانند موقعیتتان پیچیده باشد.
  • بر گوش دادن به دیگران و نشان دادن حمایت نسبت به آن‌ها تمرکز کنید. وقتی کسی احساسات منفی خود را بازگو می‌کند او را با مثبت اندیشی مخرب خاموش نکنید بلکه به او بگویید چیزی که احساس می‌کند طبیعی است و شما آماده هستید که به حرف‌هایش گوش دهید.
  • به احساسات خود توجه کنید. احساسات خود را بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که چنین احساساتی داشته باشید. این حرف به این معنی نیست که شما طبق هر احساسی که دارید عمل کنید. بلکه گاهی لازم است فقط از احساسات خود آگاه باشید.
  • در مواجهه با دیگران از اظهارنظرهای سمی مانند فقط مثبت فکر کن، می‌توانست از این بدتر باشد یا هیچ اتفاقی بی‌دلیل نیست خودداری کنید و به‌جای آن از عبارات حمایت‌گرانه مثل من اینجا هستم که به حرف‌هایت گوش دهم، هر اتفاقی بیفتد من کنارت هستم، این باید واقعاً سخت باشد، گاهی شکست هم بخشی از زندگی است یا احساسات شما طبیعی است، استفاده کنید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

فواید و مضرات تنهایی

عواقب تنهایی

تنهایی یک احساس انسانی است که برای هر فرد پیچیده و خاص است. ازآنجاکه احساس تنهایی علت مشترک و واحدی ندارد، پیشگیری و درمان این حالت روحی آسیب‌رسان ممکن است برای هر فرد متفاوت باشد. به‌عنوان‌مثال، یک کودک تنها که در مدرسه برای پیدا کردن دوست تلاش می‌کند، نیازهای متفاوتی نسبت به یک بزرگ‌سال تنها دارد که همسرش اخیراً فوت کرده است. برای درک احساس تنهایی، مهم است که دقیقاً منظور از اصطلاح تنهایی و همچنین دلایل مختلف، عواقب تنهایی، علائم و راه‌حل‌های آن را دقیقاً بررسی کنیم.

تعریف تنهایی

درحالی‌که تعاریف رایج از تنهایی آن را به‌عنوان یک حالت خلوت یا دور بودن از دیگران توصیف می‌کند، اما تنهایی درواقع یک حالت ذهنی است. تنها بودن توسط محققان به این معنی است که فرد بیش از یک‌بار در هفته احساس تنهایی کند. تنهایی باعث می‌شود افراد احساس خلأ، دوری از دیگران و دوست داشتنی نبودن کنند. افرادی که تنها هستند غالباً خواهان ارتباط با سایرین هستند، اما وضعیت روانی آن‌ها ایجاد ارتباط با افراد دیگر را دشوار می‌کند. تنهایی ازنظر بسیاری از کارشناسان لزوماً تنها بودن نیست. در عوض، اگر احساس تنهایی و انزوا می‌کنید، به این معنی است که احساس تنهایی در ذهن شما وجود دارد.

به‌عنوان‌مثال، یک دانشجوی تازه‌وارد به دانشگاه باوجوداینکه توسط هم‌اتاقی‌ها و سایر همسالان خود احاطه‌شده است، ممکن است احساس تنهایی کند. سربازی که کار نظامی خود را آغاز می‌کند، ممکن است بعد از اعزام به سربازی علی‌رغم اینکه دائماً توسط سایر اعضای نظامی احاطه‌شده باشد، احساس تنهایی کند.

علل تنهایی

عوامل مؤثر در تنهایی شامل متغیرهای محیطی مانند انزوای فیزیکی، انتقال به مکان جدید و طلاق نیز می‌شود. مرگ کسی که در زندگی فرد مهم و مؤثر است نیز می‌تواند به احساس تنهایی منجر شود. علاوه بر این، احساس تنهایی می‌تواند نشانه‌ای از یک اختلال روانشناختی مانند افسردگی باشد. تنهایی را می‌توان به عوامل درونی مانند عزت‌نفس پایین نیز نسبت داد. افرادی که اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس ندارند اغلب معتقدند که شایسته‌ی احترام و توجه دیگران نیستند که می‌تواند منجر به انزوا و احساس تنهایی شدید شود.

خطرات سلامتی مرتبط با تنهایی

تنهایی تأثیرات گسترده‌ای بر سلامت جسمی و روانی افراد دارد. اثراتی مانند:

  • اعتیاد به الکل و مصرف مواد مخدر
  • تغییر عملکرد مغز
  • پیشرفت بیماری آلزایمر
  • رفتار ضداجتماعی
  • بیماری‌های قلبی عروقی و سکته‌ی مغزی
  • کاهش حافظه و یادگیری
  • افسردگی و خودکشی
  • افزایش سطح استرس
  • قدرت تصمیم‌گیری ضعیف

این‌ها تنها مواردی نیستند که تنهایی در آن اثر می‌گذارد. بزرگ‌سالان تنها نسبت به افرادی که تنها نیستند کمتر ورزش می‌کنند، رژیم غذایی آن‌ها چربی بیشتری دارد، خواب آن‌ها کارایی کمتری دارد و خستگی بیشتری در روز گزارش می‌کنند. تنهایی همچنین تنظیم فرآیندهای سلولی در بدن را مختل می‌کند و ما را مستعد پیری زودرس می‌کند.

آنچه تحقیقات درباره‌ی تنهایی بیان می‌کنند

محققان دریافته‌اند که ازدواج، درآمد بالاتر و تحصیلات بالاتر احساس تنهایی را کاهش می‌دهد. احساس تنهایی در سطوح بالا با علائم جسمی، بیماری و روابط اجتماعی بی‌کیفیت و کم همراه است.

عوارض تنها بودن

دوستان نزدیک به مبارزه با تنهایی کمک می‌کنند

محققان همچنین اظهار داشتند که تنهایی در جوامع پیشرفته بیشتر شده است. تعداد افرادی که هیچ دوست صمیمی ندارند افزایش‌یافته است. افزایش استفاده از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی تا حدی مقصر هستند؛ زیرا کارشناسان بر این باورند که کمیت تعاملات اجتماعی باعث ایجاد احساس تنهایی نشده بلکه کیفیت پایین روابط این احساس را القا کرده است. داشتن فقط سه یا چهار دوست صمیمی برای دفع تنهایی و کاهش پیامدهای منفی سلامتی مرتبط با این حالت روحی کافی است.

تنهایی می‌تواند مسری باشد

یک مطالعه نشان می‌دهد که تنهایی درواقع مسری است. در یک مطالعه‌ی ۱۰ ساله، محققان نحوه‌ی گسترش تنهایی در شبکه‌های اجتماعی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که افراد نزدیک به فردی که تنهایی را تجربه می‌کند نیز ۵۲٪ بیشتر احتمال دارد که تنها شوند.

اختلال اضطراب اجتماعی و احساس تنهایی

افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از اینکه تحت نظر قرار بگیرند یا مورد قضاوت قرار بگیرند ترس غیرمنطقی دارند و خود را شرم‌آور و حقیر می‌دانند. اضطراب و ناراحتی در این افراد به حدی شدید می‌شود که در عملکرد روزمره اختلال ایجاد می‌کند. اگرچه این موضوع ممکن است یک اختلال ناتوان‌کننده باشد، اما بهبودی مناسب و درمان آن امکان‌پذیر است. تعامل با غریبه‌ها، برقراری ارتباط چشمی و شروع  مکالمات ازجمله مواردی است که محرک‌های رایج اختلال اضطراب اجتماعی است. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است علائم شناختی، جسمی و رفتاری را قبل، در حین و بعد از موقعیت‌های اجتماعی و عملکردی تجربه کنند. این موضوع باعث ترس آن‌ها از برقراری ارتباط با دیگران شده و آن‌ها را به سمت تنها شدن می‌برد. به اشتراک گذاشتن هرگونه فکر و احساس در مورد علائم خود با یک روان‌شناس، اولین قدم عالی است. جای نگرانی نیست که از کجا شروع کنید تا زمانی که صادقانه احساسات خود را بیان می‌کنید، درک بهتری از نیازهای خود پیدا می‌کنید.

احساس تنهایی می‌کنم، چه‌کار کنم؟

شما می‌توانید بر تنهایی غلبه کنید. این کار به یک تلاش آگاهانه از طرف شما برای ایجاد تغییر نیاز دارد. در طولانی‌مدت، ایجاد یک تغییر می‌تواند شما را شادتر و سالم‌تر کند و شما را قادر سازد تا دیگران را از طریق مثبت تحت تأثیر قرار دهید. در اینجا چند راه برای جلوگیری از تنهایی آمده است:

  • خدمات اجتماعی یا فعالیت دیگری را که از آن لذت می‌برید انجام دهید. این شرایط فرصت‌های خوبی برای ملاقات با مردم و ایجاد دوستی و تعاملات اجتماعی جدید فراهم می‌کند.
  • انتظار بهترین‌ها را داشته باشید. افراد تنها اغلب منتظر طرد شدن هستند؛ از این حس دوری‌کنید و در روابط اجتماعی خود بر افکار و نگرش‌های مثبت تمرکز کنید.
  • بر ایجاد روابط باکیفیت تمرکز کنید. به دنبال ارتباط یا افرادی باشید که نگرش، علایق و ارزش‌های مشابهی با شما دارند.
  • بهتر است بدانید که تنهایی نشانه‌ی این است که چیزی باید تغییر کند. به دنبال پیدا کردن آن باشید و با تغییر آن، روابط اجتماعی گسترده‌تری ایجاد کنید.
  • تأثیرات تنهایی در زندگی خود را درک کنید. پیامدهای جسمی و روحی بسیاری در اثر تنهایی برای شما به وجود می‌آید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

خود سرزنشی و استرس

آیا به خود سرزنشی مبتلا هستید؟

ارائه من خیلی بد بود. من برای این شغل مناسب نیستم‌. حرفی که زدم خیلی احمقانه بود. حتما مردم فکر می‌کنند من احمق هستم. من پدر یا مادر بدی هستم. من در این لباس خیلی چاق به نظر میرسم.

ممکن است هر کدام از ما جملات بالا را بارها به خودمان گفته باشیم. این جملات مثال‌هایی از خود سرزنشی است که نشخوار آن‌ها می‌تواند آسیب‌های فراوان برای فرد ایجاد نماید. اگرچه بررسی رفتار، گفتار و عملکرد می‌تواند روش سالمی برای شناسایی ضعف‌ها و شکست‌ها و در مرحله بعد غلبه بر آن‌ها باشد، اما این مسئله غالبا تبدیل به روشی برای خود تخریبی خواهد شد. از این رو در این مقاله در خصوص خود سرزنشگری، معایب و روش‌های بهبود آن صحبت شده است.

خود سرزنشی چیست؟

  • خود سرزنشی به حالتی اطلاق می‌شود که فرد رفتار، گفتار یا عملکرد خود را در حوزه‌های مختلف زندگی به شیوه‌ای سخت‌گیرانه مورد بررسی و انتقاد قرار داده و موشکافی کند.
  • خود سرزنشگری نوعی خصیصه شخصیتی است که در بعضی افراد ممکن است کمتر یا بیشتر باشد اما در غالب افراد گاهی اوقات دیده می‌شود.
  • افراد خود سرزنشگر به میزان زیادی از شکست یا طرد شدن می‌ترسند و در غالب موارد احساس گناه زیادی را تجربه می‌کنند. آن‌ها تمایل زیادی به برقراری روابط نزدیک با دیگران ندارند و سایر فعالیت‌های خود را به روابط اجتماعی‌شان ترجیح می‌دهند.

چرا افراد به خود سرزنشی مبتلا می‌شوند؟

خود سرزنشی معمولا از روابط اولیه ما یعنی رابطه با پدر و مادر نشات می‌گیرد. غالبا کودکانی که والدین آن‌ها افرادی کنترل‌گر بوده‌اند به بزرگ‌سالانی خود سرزنشگر تبدیل می‌شوند. علاوه بر آن کودکانی که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند در بزرگ‌سالی دچار خود سرزنشی بیشتری می‌شوند.

عواقب خود سرزنشی چیست؟

خود سرزنشی منجر به عواقب منفی بسیاری می‌شود؛ به طور مثال افراد خود سرزنشگر:

  • در طول روز بیشتر احساسات منفی دارند تا احساسات مثبت؛
  • به احتمال بیشتری دچار افسردگی و سایر اختلالات روانی نظیر اختلالات اضطرابی و پرخوری عصبی می‌شوند و
  • از روش فرار برای برخورد با مشکلاتشان استفاده می‌کنند و زمانی که ناراحت می‌شوند کمتر به دنبال دریافت حمایت از دیگران هستند.

چرا به خود سرزنشی ادامه می‌دهیم با وجود این که ناراحت می‌شویم؟

زمانی که کودک بودیم به دنبال روش‌هایی بودیم که کمتر مورد سرزنش والدینمان قرار بگیریم. به طور مثال اگر والدینمان از ما بابت عملکرد ضعیف در مدرسه انتقاد می‌کردند این موضوع که ما خودمان را سرزنش کنیم کمک کننده بوده و باعث میشد که:

۱) تلاش بیشتری داشته باشیم تا والدینمان انتقاد کمتری از ما داشته باشند؛

۲) والدین متوجه می‌شدند که ما خودمان را سرزنش می‌کنیم و دیگر نیازی نیست که آن‌ها هم ما را سرزنش کنند و

۳) هر انتقادی از طرف پدر و مادر باعث ناراحتی کمتری میشد چرا که ما قبل از آن با خود سرزنشی حس خودم را بد کرده بودیم.

خود سرزنشی جنبه‌های مثبت دیگری نیز می‌تواند داشته باشد. افلاطون خود سرزنشی را روشی برای تشخیص محدودیت‌ها و تعصبات فردی می‌شناخت و ارسطو نیز اعتقاد داشت که خود سرزنشی می‌تواند راه رسیدن به خوشحالی را با کمک به مردم در انتخاب میزان مناسبی از لذت نشان دهد. در جامعه امروز نیز روش‌های صحیحی در خصوص انتقاد از خود وجود دارد که به افراد کمک می‌کند که چیزهایی را در مورد خودشان که مایل به تغییر یا بهبود آن هستند، بشناسند و قدم‌های محکمی برای رسیدن به اهدافشان بردارند.

خودخوری

به صورت کلی تحقیقات نشان داده است که ما خودمان را مورد سرزنش قرار می‌دهیم چون:

  • در قدم اول خود سرزنشی می‌تواند یک راهکار کمک کننده باشد؛
  • ما تصور می‌کنیم که خود سرزنشی می‌تواند اتفاقی را که رخ داده است، تغییر دهد با وجود این که گذشته قابل تغییر نیست؛
  • ما نگران می‌شویم که اگر خودمان را سرزنش نکنیم ممکن است تبدیل به شخصی شویم که دوست نداریم یا نتوانیم خودمان را به استانداردهای غالب افراد برسانیم و یا
  • ما دوست داریم که رفتارمان را متناسب با علایق خود و دیگران تغییر دهیم.

اگر نگاه دقیق‌تری به این موضوع داشته باشیم متوجه می‌شویم که اگرچه خود سرزنشی می‌تواند مزایایی داشته باشد اما معایب آن به مراتب بیشتر است. ممکن است شما تصور کنید که خود سرزنشی می‌تواند باعث تغییر رفتار در آینده شود اما تحقیقات نشان داده است که در واقع عدم سرزنش خود و داشتن حس دلسوزانه و مهربانانه به خود می‌تواند منجر به تغییر رفتار شود.

چگونه می‌توانیم خود سرزنشی کمتری داشته باشیم؟

  • در قدم اول لازم است بدانید که خود سرزنشی با اهداف و دلایل خاصی در زندگی ایجاد شده پس خودتان را به خاطر خود سرزنشی سرزنش نکنید.
  • بهتر است عمیق‌تر به خود سرزنشی و دلیل نهفته پشت آن فکر کنیم. آیا قسمتی از وجود ما دچار ترس، عصبانیت، خجالت‌زدگی یا ناراحتی است؟ شما می‌توانید یاد بگیرید که احساسات خود را ببینید و نسبت به آن‌ها سخت‌گیر نباشید.
  • می‌توانیم سعی کنیم که به دیالوگ‌های درونی‌مان زمانی که سخت‌گیرانه و انتقادی می‌شود، توجه بیشتری داشته باشیم. گاهی اوقات علت عصبانیت و اضطرابمان به خاطر حمله صدای درونمان است. در این شرایط کنترل ذهن و مراقبه می‌تواند روشی کمک کننده برای رهایی از سرزنش باشد.
  • ما می‌توانیم صدای درونمان را به چالش بکشیم و به طور مثال در حالی که او می‌گوید که ارائه ما افتضاح بوده در پاسخ بگوییم که آن‌قدرها هم بد نبوده و مشخص است که بعضی افراد از آن لذت برده‌اند.
  • ما میتوانیم یاد بگیریم که با خودمان مهربان‌تر باشیم و مثل یک دوست با خودمان صحبت کنیم. به طور مثال من برای کارم زمان زیادی اختصاص دادم اما آن طور که دوست داشتم پیش نرفت، پس این منطقی است که راجع به آن احساس خوبی نداشته باشم.

مشاوره خود سرزنشی

همان طور که گفته شد خود سرزنشی می‌تواند احساسات منفی بسیاری در زندگی ما ایجاد نماید و نگذارد از موقعیت‌هایمان آن طور که باید لذت ببریم. در این شرایط صحبت با مشاور و روانشناس می‌تواند بسیار کمک کننده باشد و به ما در رسیدن به خودآگاهی بیشتر نسبت به عواطف و احساساتمان کمک کند. با رسیدن به خودآگاهی و شناخت احساسات مخفی شده پشت خود سرزنشی، تله‌های ذهنی ما دیگر نمی‌تواند مانند قبل کنترل ذهنمان را در دست بگیرد. جلسات مشاوره همچنین کمک می‌کند که خودمان را بیشتر از قبل دوست داشته باشیم و با مهربانی بیشتری عملکرد خود را مورد بررسی قرار دهیم.

منبع: Psychologytoday

تلفن کلینیک روانشناسی

علائم تب کابین

علائم و درمان تب کابین

تب کابین (cabin fever) در نتیجه ایزوله شدن و ماندن در جایی به صورت طولانی مدت ممکن است در بعضی افراد ایجاد شود. تب کابین اصطلاح و عنوانی برای یک بیماری نیست بلکه به مجموعه علائمی گفته می‌شود که فرد ممکن است بعد از مدتی که در شرایط ایزوله به سر برد، تجربه کند. به طور مثال در شرایط پاندمی کرونا و توصیه به قرنطینه خانگی بعضی از افراد ممکن است علائم تب کابین را تجربه کنند. در این مقاله در خصوص علائم تب کابین و روش‌های سازگاری و بهبود آن صحبت شده است.

علائم تب کابین

افراد مبتلا به تب کابین الزاما علائم دقیقا یکسانی را تجربه نمی‌کنند اما بسیاری از این افراد تحریک‌پذیری بالا و بی‌قراری را گزارش داده‌اند. سایر علائم مربوط به تب کابین شامل موارد زیر می‌باشد:

  • کاهش انگیزه
  • مشکل در بیدار شدن از خواب
  • پرخوری
  • خواب کوتاه میان روزی مکرر
  • نا امیدی
  • نداشتن صبر و حوصله
  • بی‌حالی
  • ناراحتی یا افسردگی
  • مشکل در تمرکز

لازم به ذکر است که علائم ذکر شده می‌تواند مربوط به طیف وسیعی از بیماری‌ها و اختلالات دیگر نیز باشد. اگر علائم مربوطه باعث ناراحتی شما شده و بر عملکرد شما تاثیر گذاشته، پیشنهاد می‌شود که با یک فرد متخصص در این زمینه صحبت کنید.

سازگاری با تب کابین

اگر علائم شما خفیف است، اقدامات فعال برای غلبه بر احساستان می‌تواند برای این که حس بهتری داشته باشید، کمک کننده باشد. اما اگر علائم مذکور با شدت بیشتری بر شما تاثیر گذاشته‌اند، بهتر است که از یک متخصص در این زمینه کمک بگیرید. به منظور سازگاری و بهبود علائم کابین موارد زیر پیشنهاد می‌شود:

از خانه بیرون بروید

اگر شما قادر هستید که از خانه بیرون بروید این کار را انجام دهید حتی برای زمانی کوتاه. قرار گرفتن در معرض نور خورشید باعث می‌شود که بدنتان بتواند چرخه طبیعی خود را بهتر تنظیم کند. علاوه بر آن بیرون رفتن و داشتن فعالیت باعث ترشح اندورفین شده که می‌تواند به صورت طبیعی حس خوشحالی را در شما ایجاد نماید. اگر شما قادر نیستید که از خانه بیرون بروید نزدیک پنجره رفته و در آن حوالی کمی حرکت کنید.

برنامه غذایی نرمالی داشته باشید

در بسیاری از موارد ماندن طولانی مدت در خانه باعث می‌شود که افراد به تنقلات و غذاهایی با ارزش تغذیه‌ای پایین روی آورند. بعضی دیگر نیز زمانی که در خانه هستند وعده‌های کمتری غذا می‌خورند. در حالی که حفظ برنامه غذایی نرمال به ما کمک می‌کند که سطح انرژی خود را افزایش داده و انگیزه بیشتری داشته باشیم. شما ممکن است به دلیل عدم تحرک، کمتر گرسنه شوید اما مواظب باشید که مواد غذایی ضروری بدن خود ر تامین کنید. مصرف قند و چربی را کاهش دهید و مطمئن شوید که به میزن کافی آب مصرف می‌کنید.

هدف‌گذاری کنید

زمانی که شما مجبور هستید به مدت طولانی جایی بمانید ممکن است به مرور زمان انگیزه خود را برای انجام بعضی کارها از دست بدهید و با گذشت روزها هیچ کار مهمی انجام ندهید. بهتر است که برای خود اهداف روزانه و هفتگی مشخص کنید و پیشبرد آن‌ها را پیگیری کنید. مطمئن شوید که اهداف تعیین شده منطقی هستند و شما می‌توانید به آن‌ها دست یابید. در صورت رسیدن به هر کدام از هدف‌های تعیین شده به خودتان پاداش دهید.

تعریف تب کابین

مغز خود را به کار گیرید

اگرچه تلویزیون می‌تواند باعث پرت شدن حواس شما شود و گذر زمان را تندتر کند، اما مغز شما را درگیر نمی‌کند. حل کردن جدول، کتاب خواندن و بازی کردن می‌تواند گزینه‌های بهتری برای گذراندن زمان باشد چراکه با فعال کردن مغز کمک می‌کند که کمتر احساس ایزوله شدن و نا امیدی داشته باشید.

ورزش کنید

حتی اگر نمی‌توانید از خانه بیرون بروید راهی پیدا کنید تا بتوانید در خانه فعالیت فیزیکی داشته باشید. ورزش به شما کمک می‌کند که انرژی اضافی ناشی از ماندن طولانی مدت در خانه سوزانده شود. شما می‌توانید از آموزش‌های آنلاین برای ورزش در خانه استفاده کنید تا برای انجام فعالیت روتین موظف شوید.

به دنبال علایق خود بروید

وقتی که مجبور هستید به مدت طولانی جایی بمانید بهترین فرصت برای شماست تا علایق خود را دنبال کنید. شاید در گذشته به دلیل مشغله زیاد موفق نشدید که به دنبال یادگیری کاری که دوست داشته‌اید بروید اما اکنون زمان کافی در اختیار دارید. شاید شروع کردن کاری جدید که می‌دانید مدت زمان زیادی برای آن باید اختصاص دهید کار آسانی نباشد اما اگر علاقه داشته باشید و کار را بدون نشخوار ذهنی شروع کنید مطمئن باشید که ادامه راه برای شما آسان‌تر خواهد بود.

پذیرش داشته باشید

زمانی که افراد شرایط خود را نپذیرند و مدام به فکر تغییر آن باشند متحمل سختی بیشتری شده و ممکن است علائم آن‌ها تشدید شود. این در حالی است که اگر بینش خود را تغییر دهند و شرایط فعلی خود را بپذیرند راحت‌تر می‌توانند با شرایط خود سازگاری پیدا کنند. در نظر داشته باشید که این موضوع به این معنا نیست که برای تغییر شرایطی که از آن راضی نیستیم تلاش نکنیم بلکه به معنای این است که در شرایطی که از دستمان کاری برنمی‌آید و مجبور به ماندن و ایزوله شدن هستیم آن را بپذیریم و از شرایط پیش آمده بیشترین استفاده را داشته باشیم.

منبع: verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

اعتیاد به تلفن همراه

تلفن همراه به افراد این امکان را می‌دهد که به صورت نامحدود به اطلاعات دسترسی داشته و با افراد دیگر در ارتباط باشند به گونه‌ای که این ارتباط به روش‌های دیگر معمولا غیرممکن است. اگرچه مزایای ذکر شده غیرقابل انکار است اما گاها استفاده از تلفن همراه تبدیل به عادت و اعتیاد شده و تاثیرات مخربی نظیر تاثیرات مخرب ناشی از اعتیاد به قمار، خرید، اینترنت و بازی‌های کامپیوتری ایجاد می‌کند.

  • در یک مطالعه که در دانشگاهbaylor انجام شد مشخص گردید که اعتیاد به تلفن همراه می‌تواند با تکانش گری و مادی گرایی در مقابل ارزش‌های فکری، معنوی و یا فرهنگی مرتبط باشد.
  • استفاده وسواس گونه از تلفن همراه می‌تواند با سوء مصرف کارت اعتباری یا اعتیاد به خرید مقایسه شود.
  • تلفن همراه می‌تواند نشان دهنده طبقه اجتماعی باشد و به همین خاطر بسیاری از افراد تصور می‌کنند که باید آخرین مدل گوشی را با بهترین امکانات و برنامه‌ها خریداری کنند.
  • غالبا افرادی که مبتلا به اعتیاد به گوشی هستند از نوموفوبیا یا ترس از بی تلفن بودن رنج می‌برند.
  • استفاده بی‌رویه از تلفن همراه می‌تواند منجر به وابستگی به شبکه‌های اجتماعی نیز بشود که ممکن است تاثیرات مخربی نظیر عزت نفس پایین، عملکرد شغلی ضعیف و درگیری با افراد داشته باشد.

بعضی از خانم‌ها از این موضوع شکایت دارند که همسرشان زمان زیادی از تلفن همراه خود استفاده می‌کند و زمان کم‌تری را به معاشرت با خانواده اختصاص می‌دهد. با دسترسی رو به افزایش افراد جوان‌تر به تلفن همراه، نوجوانان به ویژه در معرض ابتلا به اعتیاد به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی قرار دارند. چه شما و یا کسی که در ارتباط با شماست به تلفن همراه اعتیاد داشته باشد می‌توانید برای بهبود امیدوار باشید. در ادامه آمارهایی در خصوص وابستگی به موبایل ارائه شده است:

  • ۶۰ درصد از دانشجویان در آمریکا تصور می‌کنند که مبتلا به اعتیاد به گوشی هستند.
  • ۷۱ درصد افراد با گوشی یا در کنار موبایل خود به خواب می‌روند.
  • ۳۵ درصد افراد وقتی از خواب بیدار می‌شوند به تلفن همراه خود فکر می‌کنند و تنها ۱۰ درصد به کسی که دوستش دارند.
  • ۴۴ درصد از افراد ۱۸ تا ۲۴ سال در حالی که گوشی در دست دارند به خواب می‌روند.
  • ۳۶ درصد از افراد به صورت مداوم گوشی خود را چک می‌کنند در حالی که این درصد در افراد جوان بالاتر و ۵۴ درصد است.
  • ۴۰ درصد از افراد حتی زمانی که در مسافرت هستند نیز به میزان قبل از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند.
  • ۴۴ درصد از افراد اظهار می‌دارند که نمی‌توانند یک روز را بدون موبایل سپری کنند.

نشانه‌ها و علائم اعتیاد به تلفن همراه

اگر حداقل چهار مورد از موارد زیر در خصوص شما صدق کند، می‌توان گفت که مبتلا به اعتیاد به تلفن همراه هستید:

  • تمایل و نیاز به استفاده هر چه بیشتر از گوشی همراه به منظور رسیدن به حس مطلوب.
  • تلاش‌های ناموفق برای استفاده کم‌تر از گوشی موبایل.
  • مشغله استفاده از تلفن هوشمند.
  • استفاده از تلفن همراه زمانی که در معرض احساسات منفی نظیر اضطراب یا افسردگی قرار دارید.
  • استفاده بی‌رویه و از دست دادن زمان هنگام استفاده از موبایل.
  • به خطر انداختن رابطه یا شغل به دلیل استفاده بیش از اندازه از تلفن همراه.
  • احساس نیاز به خرید جدیدترین گوشی یا نصب برنامه‌های هر چه بیشتر یا استفاده بیشتر از گوشی‌.
  • عصبانیت، تنش، افسردگی، واکنش‌پذیری و بی‌خوابی در زمان عدم دسترسی به تلفن همراه‌.
  • خستگی چشم از نگاه زیاد به صفحه نمایش تلفن همراه.

نشانه های اعتیاد به گوشی

وابستگی به گوشی در نوجوانان

نوجوانان بسیار مستعد به وابستگی به تلفن همراه هستند چراکه به صورت تقریبی تا حدود ۲۵ سالگی مغز در حال تکامل است و استفاده بی‌رویه از تلفن همراه می‌تواند باعث تغییراتی در تکامل آن شود که شامل موارد زیر است:

  • کاهش ارتباطات درون مغز.
  • اختلال در قسمت‌هایی از مغز که مسئول حل مسئله، کنترل تکانش و تنظیم احساسات است.
  • نوجوانانی که دچار اعتیاد به تلفن همراه هستند بیش از سایرین مستعد مصرف الکل، تنباکو و رژیم غذایی نامناسب هستند.
  • منزوی شدن از نظر اجتماعی به دلیل استفاده بیش از حد از تلفن همراه.

درمان فردی اعتیاد به تلفن همراه

اگرچه اعتیاد به تلفن همراه یک مفهوم جدید در  DSM تلفی می‌شود اما چند راه کار درمانی برای آن پیشنهاد شده است. در صورتی که از وابستگی به موبایل رنج می‌برید راه‌کارهای زیر را در نظر بگیرید:

  • یکسری قوانین در خصوص استفاده از تلفن همراه برای خودتان تعیین کنید. به طور مثال زمان‌هایی را مشخص کنید که در آن اجازه استفاده از تلفن همراه را ندارید به طور مثال از ساعت ۷ الی ۹ شب. فعالیت‌هایی را مشخص کنید که در حین انجام آن اجازه استفاده از تلفن همراه را نداشته باشید به طور مثال هنگام غذا خوردن، رانندگی و غیره. زمان‌های مشخصی را برای استراحت و استفاده از تلفن همراه مشخص کنید.
  • یک برنامه دانلود کنید تا به شما کمک کند که زمان استفاده از گوشی همراه را تنظیم کنید. این برنامه‌ها می‌توانند به شما نشان دهند که زمان خود را بیشتر از همه در چه برنامه‌هایی سپری می‌کنید. این برنامه‌ها همچنین به شما کمک می‌کند که برای برنامه‌های مذکور محدودیت زمانی ایجاد کرده تا در صورت گذر از حد مجاز استفاده به شما اخطار دهند یا دسترسی به برنامه مورد نظر را مسدود کنند.
  • تکنیک‌های ریلکسیشن و ذهن آگاهی به شما کمک می‌کند که به میزان کم‌تری احساس نیاز به استفاده از تلفن همراه داشته باشید‌.

مشاوره و درمان اعتیاد به موبایل

اگر شما نتوانستید از طریق تغییر عادات وابستگی خود را به تلفن همراه کنترل کنید، ممکن است شما مبتلا به اعتیاد شدید بوده و برای بهبود وضعیت خود نیاز به جلسات درمان و مشاوره داشته باشید.

درمان شناختی-رفتاری: در این روش تمرکز بر اصلاح افکار، احساسات و رفتارهای مخرب است. این روش در درمان اعتیاد به اینترنت که مشابه به اعتیاد به تلفن همراه است موثر واقع شده است.

جلسه انگیزشی: در این روش تمرکز بر شناخت تفاوت شرایط فعلی و شرایط درخواستی و پیدا کردن انگیزه لازم برای ایجاد تغییرات مثبت و رسیدن به شرایط درخواستی می‌باشد‌.

دارودرمانی: اگرچه داروی مشخصی برای درمان اعتیاد به گوشی که توسط FDA تایید شده باشد در اختیار نیست اما داروهای درمان افسردگی و سایر بیماری‌های روان‌شناختی که برای درمان اعتیاد به اینترنت نیز پیشنهاد می‌شود می‌تواند برای درمان این نوع اعتیاد موثر واقع شود.

منبع: PsychGuides

تلفن کلینیک روانشناسی

پیشنهاد برای زمان های بیکاری

اختلال کم توجهی-بیش فعالی و سر رفتن حوصله

سر رفتن حوصله معمولا زمانی اتفاق می‌افتد که در محیط چیزی جذاب و سرگرم کننده‌ برای جلب توجه شما وجود نداشته باشد. سر رفتن حوصله ابتدا از ذهن شروع شده و در مرحله بعد بدن و احساسات شما را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. به طور مثال ممکن است احساس بی‌قراری و خستگی کنید و در نهایت روحیه‌تان نیز تحت تاثیر قرار بگیرید. در این میان افراد مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) بیش از هر چیز از این که حوصله‌شان سر برود می‌ترسند و برای جلوگیری از این موضوع هر کاری انجام می‌دهند.

علائم سر رفتن حوصله

چند مورد از موارد زیر به نظر شما آشناست؟

  • زمانی که پشت تلفن شما را در انتظار قرار می‌دهند گوشی را قطع می‌کنید، حتی اگر در حال پیگیری امری مهم باشید.
  • مشغول به خوردن می‌شوید حتی زمانی که گرسنه نیستید.
  • شما با کسی تماس می‌گیرید که علاقه چندانی به معاشرت با او ندارید تنها به این دلیل که کسی را برای صحبت داشته باشید.
  • شما به تخت خواب رفتن را تا آخرین لحظه طول می‌دهید تا کاملا خسته شوید و برای به خواب رفتن منتظر نمانید.
  • با کسی که ارائه دهنده خدمتی است یا کسی که دوستش دارید دعوا راه می‌اندازید.
  • رفتارهای پرخطر از خود بروز می‌دهید؛ به طور مثال ممکن است به طرز خطرناکی از راننده‌ای که آرام رانندگی می‌کند سبقت بگیرید به این خاطر که حوصله‌تان از رانندگی پشت سر او سر برود.

متضاد بی‌حوصلگی، علاقه‌مند و هیجان زده در نظر گرفته می‌شود. بزرگسالانی که به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی مبتلا هستند دائما به دنبال چیزهای جذاب و جدیدند زیرا زمانی که به چیزی علاقه‌مند می‌شوند چرخ دنده‌های مغزشان فعال شده و بخش اجرایی مغزشان به خوبی کار می‌کند.

زمانی که مشغول به انجام کاری خسته کننده هستید ممکن است نه تنها نتوانید به لحاظ ذهنی متمرکز شوید بلکه عواقب منفی دیگری را نیز تجربه کنید. به طور مثال ممکن است در حین انجام آن کار خوابتان بگیرد حتی اگر به اندازه کافی استراحت کرده باشید. بعضی از افراد نیز اگر محیط اطرافشان جذاب و تحریک کننده نباشد دچار افسردگی می‌شوند.

چگونه از سر رفتن حوصله جلوگیری کنیم؟

سعی کنید نسبت به خود و علایقتان شناخت پیدا کنید تا بتوانید خود را سرگرم کنید. سعی کنید کارهای جدید را امتحان کنید، با آدم‌های دیگر وقت بگذرانید و کارهایی که آدرنالین را بالا می‌برند انجام دهید. زمانی که متوجه شدید چه کارهایی را دوست دارید زندگی خود را پیرامون آن‌ها بچینید تا هر روز برای شما سرگرم کننده باشد. این موضوع شامل شغل و کارهایی که جزء وظایف کاری شما است نیز می‌شود. علاوه بر آن سرگرمی‌های شما و حتی کارهای پیش پا افتاده مثل تمیز کردن خانه نیز باید به نحوی انجام شود که از حوصله شما خارج نباشد.

حوصلم سر رفته از بیکاری

آماده باشید

زندگی پر از توقف و انتظار است پس خودتان را برای آن‌ها آماده کنید. به طور مثال اگر می‌خواهید با هواپیما به سفر بروید یک مجله که متناسب با علایقتان است تهیه کرده و همراه خودتان ببرید یا یک کتاب مجذوب کننده یا یک پازل. خودتان را به شانس واگذار نکنید و فکر نکنید که ممکن است کنار یک شخص سرگرم کننده بشینید یا فکر کنید که قرار است یک فیلم خوب پخش شود.

از زمان سنج استفاده کنید

استفاده از زمان سنج با توجه که فوریت و هیجان ایجاد می‌کند حتی کسل آور ترین کارها را هم جذاب می‌کند. به طور مثال اگر می‌خواهید ظرف بشورید، خودتان را به چالش بکشید و ببینید آیا می‌توانید در پانزده دقیقه کار خود را انجام دهید.

تعادل برقرار کنید

این که بتوانید به خودآگاهی برسید که شما فردی هستید که دوست ندارید حوصله‌تان سر برود به شما کمک می‌کند که از پتانسیل خود برای جلوگیری از این موضوع استفاده کنید. البته این موضوع به این معنی نیست که به خاطر فرار از بیکاری به هر کاری دست بزنید، بلکه می‌توانید در شرایطی که کاری برای انجام ندارید برای چند دقیقه بنشینید و مراقبه کنید. مراقبه و ورزش می‌تواند به شما کمک کند که فضای خالی پیش آمده را در طول روز پر کنید‌.

چگونه بیکاری و سر رفتن حوصله را تحمل کنیم؟

متاسفانه بیکاری و سر رفتن حوصله همیشه چیزی نیست که قابل اجتناب باشد. در شرایط مذکور مهم و لازم است که راه‌هایی برای تحمل بیکاری داشته باشیم تا برای جلوگیری از سر رفتن حوصله به هر کار نامناسبی روی نیاوریم.

تمرکز کنید

زمانی که با شرایطی مواجه می‌شوید که کاری برای انجام ندارید، چیزی پیدا کنید که بتوانید روی آن تمرکز کنید. به طور مثال آیا در حال حاضر مشکل خاصی دارید که نیاز به حل شدن داشته باشد؟ یک لیست ذهنی از راه‌حل‌های ممکن تهیه کنید‌. این موضوع به شما کمک می‌کند که ذهنتان از تمرکز بر این که حوصله‌تان سر می‌رود خارج شود و توجه خود را برای موضوعی سازنده اختصاص دهد.

تمرین مراقبه و ذهن آگاهی کنید

این که بتوانید کمی شاهد درون و ذهنتان باشید نیز در این شرایط کمک کننده است. به احساساتتان در لحظه توجه کنید. نظاره‌گر افکارتان در لحظه باشید. می‌توانید برای شروع به تنفستان توجه کنید و هر لحظه فکری در ذهنتان نقش بست آن را ببینید و کنار بزنید.

به افکارتان اجازه ورود دهید

گاهی اوقات فکر کردن و در لحظه نبودن به شما کمک می‌کند که زمان راحت‌تر برای شما سپری شود و در کنار آن فکر کردن به چیزهای هیجان انگیز و خوشحال کننده نیز باعث خوشحالی شما شود. این موضوع حین انجام کارهایی که بدون نیاز به تمرکز و به صورت خودکار قابل انجام است مانند ظرف شستن و .‌.. می‌تواند کمک کننده باشد.

تحمل بیکاری در افراد مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی

در افرادی که مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی هستند بیکاری می‌تواند خیلی اذیت کننده باشد و پیدا کردن روش‌هایی برای تحمل شرایط مذکور ضروری است. همان طور که توضیح داده شد آماده بودن یکی از روش‌های موثر است. وقتی شما مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی هستید تمرکز کردن روی یک فعالیت ملزوم به علاقه‌مندی، خواستن و چالش است. اگر بتوانید در زمان بیکاری فعالیتی با ویژگی‌های گفته شده پیدا کنید دوباره مغزتان به حالت مطلوب باز می‌گردد.

تلفن کلینیک روانشناسی

چهار روش برای افزایش هوش هیجانی

بسیاری از افراد متخصص بر این باور هستند که موفقیت در مراحل مختلف زندگی ملزوم به داشتن هوش شناختی (cognitive intelligence) و هوش هیجانی (emotional intelligence) است و هر دوی آن‌ها برای ترقی لازم هستند. هوش هیجانی که هوش احساسی نیز نامیده می‌شود به معنای توانایی برقراری ارتباط با دیگران و نوع رفتار و گفتاری است که دیگران را به شما جذب و علاقه‌مند کند. فردی را تصور کنید که تجربه کاری زیادی دارد اما نمی‌تواند با کارفرما ارتباط خوبی برقرار کرده و کارش را به خوبی ارائه دهد. در این مثال اگرچه فرد توانایی کاری بالایی دارد اما شاید نتواند به اندازه‌ی لازم در کارش ارتقا پیدا کرده و موفق شود. خبر خوب این که هوش هیجانی می‌تواند به صورت اکتسابی نیز کسب شود. از این رو با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله در خصوص چهار روش افزایش هوش هیجانی صحبت شده است.

نشانه‌های هوش هیجانی پایین

هوش هیجانی بالا به این معنی نیست که فرد همیشه نقابی از خوشحالی بر چهره داشته باشد، بلکه به این معنی است که بتواند احساسات مختلف را در خود شناسایی کرده و با مدیریت صحیح به شیوه‌ی درستی آن‌ها را ابراز کند. فرد دارای هوش هیجانی پایین به این دلیل که نمی‌تواند احساسات خود را به خوبی مدیریت کند، معمولا به دلیل سرکوب احساسات به راحتی دچار اضطراب می‌شود. این افراد غالبا به کرات دچار تنش با دیگران می‌شوند و علاوه بر قضاوت و واکنش سریع نمی‌توانند به خوبی از خودشان دفاع کنند. زودرنجی، نگرانی و خود سرزنشی در این افراد به میزان بالایی دیده می‌شود.

راه‌های افزایش هوش هیجانی

کاری کنید که دیگران حس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند

بیشتر افراد از این که حس خوبی نسبت به خوشان داشته باشند خوشحال و اگر خجالت زده شوند، ناراحت می‌شوند. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند معمولا می‌توانند احساسات مثبت را در دیگران تقویت کنند. این موضوع به این معنی نیست که همیشه دیگران را تایید کنیم بلکه گاهی نیز بسته به شرایط می‌توانیم پیشنهادهای خود را ارائه دهیم البته این که با چه ادبیاتی این کار را انجام دهیم نیز حائز اهمیت است. به طور مثال زمانی که دیگران به نکته خوبی اشاره می‌کنند از ایده خوب آن‌ها تعریف کنید. اگر میخواهید نظر آن‌ها را تکمیل کنید نگویید که «بهتر است …. » بلکه بگویید «ایده خوبی است اما اگر … را انجام دهیم بهتر نمی‌شود؟». پاسخ دوم از این نظر مربوط به هوش هیجانی بالاتر است که ابتدا نظر طرف مقابل را تایید کرده، در مرحله دوم با بیان پیشنهاد به صورت سوالی به او قدرت انتخاب داده و سوم این که با استفاده از کلمه «ما» حس خوبی در او ایجاد کرده‌ است. در کنار همه موارد گفته شده به احتمال بیشتری نیز موافقت طرف مقابل جلب خواهد شد.

یاد بگیرید و بعد نیازهای درونی آن‌ها را تامین کنید

هر فرد در زندگی دغدغه‌های خاص خود را دارد. این دغدغه‌ها می‌تواند شامل پول، خانواده، سلامت، ستایش شدن یا جهت گیری سیاسی باشد. طرف مقابل خود را ارزیابی کنید تا متوجه شوید که دغدغه و انگیزه اصلی او چیست. ببینید زمانی که صحبت می‌کند از چه چیزی بیشتر حرف می‌زند یا چه کار به خصوصی انجام می‌دهد. اگر نمی‌توانید تشخیص دهید از او بپرسید که این روزها به چه چیزهایی بیشتر فکر می‌کند یا دنبال چه چیزی است؟

تقویت هوش هیجانی

زمانی که دغدغه فرد را پیدا کردید، به دنبال زمان‌هایی باشید تا بتوانید آن‌ها را تامین کنید. به طور مثال اگر فکر می‌کنید که دغدغه اصلی رئیستان افزایش راندمان کار است از او بپرسید که چه کاری می‌توانید انجام دهید تا این مهم را محقق کنید؟ یا اگر طرف مقابل شما به خانواده اهمیت می‌دهد و با شما راجع به موضوعی خاص صحبت کرده، در مکالمه بعدی در این باره از او بپرسید. به طور مثال اگر طرف مقابل به شما گفته که در خصوص تربیت فرزندان با همسرش دچار مشکل شده در مکالمه بعدی از او بپرسید که آیا پیشرفتی در این خصوص حاصل شده؟

میان صحبت کردن و گوش دادن خود تعادل برقرار کنید

در یک مکالمه دو نفره شما باید بین ۲۵ تا ۷۵ درصد مواقع صحبت کنید. اگر کم‌تر از ۲۵ درصد صحبت می‌کنید، باعث ایجاد فشاری بر طرف مقابل می‌شوید که تلاش کند سکوت شما را پر کند. اگر هم بیشتر از ۷۵ درصد مواقع صحبت می‌کنید باعث می‌شوید طرف مقابل حس بی اهمیت بودن پیدا کند. بهتر است زمانی که به صحبت‌های طرف مقابل گوش می‌دهید واقعا حرف‌های او را بشنوید و حس او را درک کنید. بسیاری از افراد زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است به جای گوش دادن در فکر جوابی هستند که قرار است در ادامه بدهند. اگرچه ایرادی ندارد که به جواب هم فکر کنیم اما نباید کل هدف از شنیدن جواب دادن باشد. پس سعی کنید به نحوه صحبت کردن طرف مقابل، تاکیدها، تن صدا و بالا و پایین شدن آن توجه کنید تا بتوانید بهتر حس طرف مقابل را درک کنید و به او اجازه بیان احساسات و افکارش را بدهید.

به میزان متعادل سوال بپرسید

زمانی که طرف مقابل صحبت می‌کند می‌توانید با پرسیدن سوال از احساس او مطمئن شوید. به طور مثال اگر زمانی که به صحبت‌های طرف مقال گوش می‌دهید متوجه بالا رفتن تن صدایش، درهم رفتن ابروهایش یا آه کشیدن او شدید می‌توانید از او بپرسید «این موضوع برای شما استرس زا بوده، درسته؟» پرسیدن سوال به جای دادن نظر قاطع جای خالی را برای برداشت اشتباه شما باز نگه می‌دارد. مطمئن شوید که تعامل شما با طرف مقابل دو طرفه است و حالت سخنرانی ندارد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند به میزان متناسب در مکالمات خود سوال می‌پرسند به گونه‌ای که حس بازجویی به طرف مقابل القا نشود.

تقویت هوش هیجانی امری شدنی است

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که هوش هیجانی ارثی است و نمی‌توانند آن را بهبود دهند اما باید گفت که اگرچه هوش هیجانی می‌تواند به ژنتیک نیز مرتبط باشد اما قابل ارتقا است. فرد با قرار گرفتن در محیط‌های اجتماعی می‌تواند به صورت اکتسابی نیز هوش اجتماعی خود را ارتقا دهد. به کار بردن چهار روش ذکر شده نیز به افراد کمک می‌کند که تعاملات بهتری داشته باشند تا به واسطه آن در زمینه فردی و حرفه‌ای موفقیت بیشتری کسب نمایند.

تلفن کلینیک روانشناسی