مرد رفیق باز

با شوهر رفیق باز چگونه برخورد کنیم

همه‌ی ما احتمالا واژه رفیق باز را شنیده باشیم اما ندانیم این واژه دقیقا به چه معنی است و مرز میان اجتماعی بودن و رفیق بازی چیست؟ داشتن دوست و ارتباط اجتماعی در سلامت فردی می‌تواند بسیار تاثیر گذار باشد و حتی به سلامت خانواده و زندگی مشترک نیز کمک کند اما زمانی که این ارتباط از تعادل خارج شود به همان اندازه می‌تواند آسیب‌زا شود.

بسیاری از خانم‌ها با این ادعا که شوهرم رفیق ‌باز است به مشاور مراجعه کرده و به دنبال راه‌کاری هستند تا بتوانند ارتباط همسرشان را با دوستانش کم‌تر کنند.

ما در این مقاله به مسئله‌ی رفیق ‌بازی شوهر و راه‌کارهای برخورد با آن پرداخته‌ایم.

شوهر رفیق باز چگونه تعریف می‌شود؟

این که همسر شما ساعاتی را به گذراندن وقت با دوستانش اختصاص دهد به معنی رفیق بازی نیست. همان‌طور که گفته شد داشتن دوست و روابط اجتماعی در رشد و سلامت فردی می‌تواند کمک کننده باشد. ممکن است همسر شما قبل از ازدواج دوستانی داشته که روزانه ساعات بسیاری را با آن‌ها سپری کرده باشد، حال بعد از ازدواج شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که این رابطه به یک باره بسیار محدود شود. بعد از ازدواج به صورت ناخودآگاه اولویت‌های افراد دستخوش تغییراتی شده و مسئولیت‌ها تغییر می‌کند‌. این موضوع باعث می‌شود که فرد نتواند به اندازه قبل برای روابط دوستی خود وقت بگذارد.

اگر همسر شما بیشتر اوقات فراغت خود را به دوستانش اختصاص می‌دهد و به نیاز طبیعی و منطقی شما به معاشرت و تفریح دو نفره توجه نمی‌کند و علاوه بر آن مسئولیت‌هایش را به عنوان یک همسر انجام نمی‌دهد می‌توان از واژه رفیق‌ باز برای او استفاده کرد‌.

حال شاید این سوال مطرح شود که نیاز طبیعی چگونه تعریف می‌شود و مرز میان نیاز منطقی یا افراطی چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید گفت که نباید انتظار داشته باشید که شما همه‌ی زندگی همسرتان بوده و در هر چیزی با یکدیگر مشترک باشید. زندگی مشترک به این معنی است که دو فرد مستقل که می‌توانند به تنهایی از زندگی لذت ببرند و زندگی مستقلی دارند تصمیم بگیرند که در کنار یکدیگر زندگی کنند و در یکسری مسائل با یکدیگر سهیم باشند.

شوهر رفیق باز چه اشتباهی را مرتکب می‌شود؟

اگر مقوله دوست داشتن را کنار بگذاریم و به شکل منطقی به ازدواج نگاه کنیم، منطقی است که وقتی فردی را انتخاب می‌کنیم تا مابقی عمر خود را در کنارش باشیم و قطعا زمان زیادی را در کنارش هستیم، اولویت بیشتری برایش قائل شویم زیرا حس و حال فرد مقابل به میزان بیشتری بر زندگی ما تاثیرگذار خواهد بود.

رفیق بازی شوهر به همسرش این حس را می‌دهد که اولویت زندگی او نیست که این موضوع باعث تضعیف اعتماد به نفسش شده و عواقبی خواهد داشت که در نهایت به خود مرد باز می‌گردد.

زمانی که ازدواج می‌کنیم ممکن است دوستان مجردمان نتوانند درک کنند که دیگر نمی‌توانیم مانند قبل برای آن‌ها وقت بگذاریم و شاید ما را در موقعیتی قرار دهند که میان آن‌ها و همسرمان یکی را انتخاب کنیم. بهتر است که بعد از ازدواج رابطه خود را با دوستانی ادامه دهیم که بتوانند تغییرات زندگی ما را درک کرده و از آن‌ها حمایت کنند.

چگونه همسرم رو از رفیق بازی دور کنم

نحوه‌ی برخورد با رفیق بازی شوهر

در خصوص احساس خود با همسرتان صحبت کنید.

صحبت کردن مهم‌ترین راه‌حل در حل تعارضات زناشویی است. زوج‌هایی که به نظر می‌رسد رابطه بهتری دارند بی‌شک مهارت ارتباطی بالاتری داشته و زمان‌های زیادی را به صحبت‌های طولانی اختصاص داده‌اند. صحبت کردن به این معنی نیست که هر بار که همسرتان به شما در خصوص بیرون رفتن با دوستانش اطلاع می‌دهد غر بزنید یا عصبانی شوید، بلکه به این معنی است که در خصوص احساس و نیازهای خود صحبت کنید‌. با خودتان فکر کنید زمانی که همسرتان زمان زیادی در کنار دوستانش هست، چه حسی دارید که باعث ناراحتی‌تان می‌شود؟ با همسرتان در خصوص احساسات درونی خود صحبت کنید‌. به طور مثال به او بگویید که وقتی ترجیح می‌دهد اوقات فراغتش را با دوستانش به جای شما سپری کنید احساس تنهایی یا طرد شدن می‌کنید‌‌‌.

لذت معاشرت با دوستانش را برایش بازآفرینی کنید.

از همسرتان بپرسید که در معاشرت با دوستانش چه نیازی از او برطرف می‌شود یا چه لذتی می‌برد، شاید بتوانید شما نیاز او را برطرف کنید. به طور مثال شاید همسرتان به بازی‌های ویدیویی علاقه دارد و در کنار دوستانش بازی می‌کند، شاید اگر شما به جای دوستانش با او بازی کنید نیاز او به معاشرت با دوستانش کم‌تر شود. در مثالی دیگر شاید همسرتان به پیاده‌روی علاقه دارد و برای این کار نیاز به همراه دارد، اگر شما بتوانید همراه همسرتان باشید شاید رفیق ‌بازی شوهرتان کم‌تر شود و به این ترتیب با داشتن تفریحات دونفره زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کنید.

برنامه‌ی تفریحی بچینید

زمانی که شما هیچ برنامه خاصی برای آخر هفته ندارید، وقتی که همسرتان با پیشنهادهای دوستانش مواجه می‌شود ممکن است به آن‌ها جواب مثبت بدهد. اگر می‌خواهید که تفریح دو نفره داشته باشید، برای این موضوع برنامه بچینید و با همسرتان در میان بگذارید. معاشرت با زوج‌های دیگر می‌تواند در این شرایط اوقات خوشی را برایتان فراهم کند و علاوه بر ارتباط اجتماعی و معاشرت تفریح دو نفره نیز محسوب شود. ممکن است با خودتان فکر کنید که چرا همسرتان برای بودن در کنار شما برنامه‌ریزی نمی‌کند و شاید بیشتر از این که به گذراندن وقت با همسرتان علاقه داشته باشید به این موضوع علاقه‌مند باشید که همسرتان بخواهد با شما وقت بگذراند. این نوع تفکرات و احساسات صحیح نبوده و به آن‌ها پاسخ داده نخواهد شد. در نهایت برای این که احساس بهتری داشته باشید لازم است که به این افکار اعتنایی نکنید و اگر نیاز به معاشرت بیشتر با همسرتان دارید، خودتان برای رفع نیازتان اقدام کنید.

به مشاور مراجعه کنید

ممکن است رفیق بازی شوهرتان به دلیل کم توجهی شما باشد یا شاید به اندازه کافی از خانه ماندن حس خوبی دریافت نکند. در حالت دیگر ممکن است همسرتان از ابتدا رفیق باز بوده و شما با علم به این موضوع با او ازدواج کرده و به امید تغییر او بوده‌اید. مراجعه به مشاور و روان‌شناس چه به صورت فردی یا به همراه همسرتان به شما کمک می‌کند که به درک بهتری نسبت به موقعیت خود رسیده و کم‌تر احساس سردرگمی کنید. مشاور به شما و همسرتان کمک می‌کند که در زمان کوتاه‌تری بتوانید مشکل خود را شناسایی کرده و در جهت رفع آن اقدام نمایید.

تلفن کلینیک روانشناسی

 

با زودرنجی همسر چه کنیم

زندگی با فردی که خلقش سریع تغییر می‌کند خواه اسمش را عصبی بگذاریم و یا زودرنج می‌تواند چالش برانگیز باشد. شما همیشه باید مواظب باشید که کاری انجام ندهید تا مبادا طرف مقابلتان ناراحت شود؛ انگار همیشه بر دیوار باریکی حرکت می‌کنید و هر لحظه ممکن است بیفتید. این موضوع که هر لحظه باید طرف مقابلتان را آرام کنید یا از خودتان دفاع کنید یا قدر شما دانسته نشود می‌تواند سخت و طاقت فرسا باشد.

بسیاری از افراد سوال می‌پرسند که در مقابل زودرنجی همسرمان چه رفتاری داشته باشیم؟ آیا این موضوع قابل اصلاح است؟ از این رو در این مقاله به زودرنجی همسر و سایر پرسش‌های از این قبیل پرداخته شده است.

علت زودرنج بودن همسر

اضطراب بالا و افسردگی

افرادی که سطح استرس و اضطراب بالایی دارند معمولا سریع‌تر از سایر افراد ناراحت شده و زودرنج‌تر هستند. آن‌ها ممکن است با گرفتن یک بازخورد بد از رئیسشان، خراب شدن یک برنامه تفریحی به دلیل باران یا به دلیل سر و صدای بچه‌ها سریع ناراحت شوند و برخورد بدی نشان دهند که معمولا بعد از آن پشیمان شده و خودشان را مورد انتقاد قرار می‌دهند. این رفتارها که در نتیجه‌ی اضطراب بالا ایجاد می‌شود در نهایت می‌تواند با خودش افسردگی به همراه داشته باشد.

افراد مذکور معمولا از هر موقعیتی بدترین برداشت را می‌کنند و زمانی که نمی‌توانند تصمیم بگیرند یا عمل کنند از کوره در می‌روند. آن‌ها برای کنترل اضطرابشان سعی می‌کنند که دنیای اطراف خود را کنترل کنند. گاهی این افراد دچار مشکل کنترل خشم شده و با هر محرکی خشمگین می‌شوند. این افراد طیف کمی از احساسات را تجربه می‌کنند و اگر چیزی آن‌ها را ناراحت یا مضطرب کند آن‌ها فقط احساس خشم را بروز می‌دهند. این افراد ممکن است علاوه بر این که خشمگین ‌شوند، از این خشم برای سوء استفاده، تهدید و کنترل دیگران برای انجام خواسته خود استفاده کنند. این موضوع از قدرت طلبی و عدم حس همدلی نشات می‌گیرد.

شخصیت مرزی

یکی دیگر از اختلالاتی که می‌تواند موجب زودرنجی همسر شود، اختلال شخصیت مرزی است که با رفتارهای تکانشی و نمایشی، بی ثباتی و آسیب به خود شناسایی می‌شود. این افراد از دیگران ایده‌آل سازی می‌کنند اما اگر فرد مذکور کوچک‌ترین رفتار ناخوشایندی بروز دهد برای آن‌ها به بدترین آدم تبدیل می‌شود. آن‌ها می‌توانند از هر حرف و رفتاری بدترین برداشت را کرده و شما را مقصر نشان دهند، آن‌ها اشتباهات گذشته شما را مدام یادآوری کرده و قدر کاری را که در زمان حال برای آن‌ها انجام می‌دهید، نمی‌دانند.

شخصیت دو قطبی

از دیگر اختلالاتی که می‌تواند دلیل زودرنجی همسرتان باشد، اختلال شخصیت دو قطبی است. این افراد ممکن است خیلی سریع خلقشان تغییر کند و یک زمان خوشحال، سرحال و پرحرف باشند و یک زمان دیگر دچار افسردگی، خود سرزنشی، بی‌تحرکی، تفکر روان پریشی و سوء مصرف مواد مخدر و الکل شوند. در بعضی از این افراد دوره‌های سرخوشی و افسردگی بازه‌ی طولانی‌تری داشته و سریع اتفاق نمی‌افتد. در دوره‌ی افسردگی ممکن است همسرتان زودرنج شده و با هر حرف و رفتاری نه چندان ناخوشایند از طرف شما دچار ناراحتی شود.

با افراد زودرنج چگونه رفتار کنیم

نحوه‌ی برخورد با زودرنجی همسر

علت اختلالات ذکر شده می‌تواند ژنتیک، مواد شیمیایی درون مغز و آسیب‌های دوران کودکی باشد. چیزی که در همه‌ی موارد مشترک است تلاش فرد برای تنظیم احساساتش است. در ادامه روش‌هایی برای برخورد با زودرنجی همسر ارائه شده است:

یاد بگیرید که گوش دهید

زمانی که یک نفر سر شما داد می‌زند یا شما را به نا حق متهم می‌کند، احتمالا شما هم عصبانی می‌شوید و با او وارد بحث شده و از خودتان دفاع می‌کنید، اما این موضوع همه چیز را بدتر خواهد کرد؛ مانند این که الکل روی آتش بریزید. در این شرایط برای دفاع از خود بهتر است که آرام باشید و به حرف‌های همسرتان گوش دهید. گوش دادن به طرف مقابلتان کمک می‌کند که عصبانیتش فروکش کند و آرام شود. حرف‌های همسرتان را به دل نگیرید و به خودتان یادآوری کنید که او با مشکلات درونی‌اش دست و پنجه نرم می‌کند و عصبانیت او راهی برای خلاص شدن از اضطراب است.

حد و مرز مشخص کنید

گوش دادن به این معنی نیست که شما بنشینید و او اضطرابش را روی شما تخلیه کند و اگر احساس می‌کنید که از شما سوء استفاده می‌شود یا احساس ناراحتی می‌کنید می‌توانید موقعیت را ترک کنید؛ البته نه به این شکل که یک‌دفعه بگذارید و بروید، بلکه به او بگویید که دوباره بر می‌گردید زمانی که هر دوی شما آرام‌تر باشید. به او بگویید که اجازه نمی‌دهید که با شما بدرفتاری شود و اگر او نمی‌تواند خودش را کنترل کند به روان‌شناس مراجعه کند.

دنبال راه حل باشید

زمانی که آرام شده است از او بپرسید که در زمان عصبانیت چه چیزی حال او را بهتر می‌کند. اگر می‌توانید به او کمک کنید تا آرام شود اما باز هم به این معنی نیست که هر کاری می‌خواهد انجام دهید تا او خوشحال شود. شاید لازم باشد در این شرایط او را تنها بگذارید و به پیاده‌روی یا دیدن یک فیلم بروید.

همیشه مواظب رفتارتان نباشید

ممکن است شما به دلیل زودرنج بودن همسرتان همیشه سعی کنید طوری رفتار کنید که او ناراحت یا عصبانی نشود. این که حساسیت‌های طرف مقابل را بشناسیم و تا جای امکان از آن‌ها خودداری کنیم خوب است اما دقت کنید که گاهی هر چقدر هم که تلاش کنید رضایت طرف مقابل حاصل نمی‌شود. در این شرایط به یاد داشته باشید که همیشه خودتان باشید و از خودتان غافل نشوید.

سرگرمی داشته باشید

این سرگرمی می‌تواند تفریح یا انجام کاری باشد که به آن علاقه دارید. همسر زودرنج می‌تواند باعث شود که دنیای شما کوچک شده و همیشه فقط نگران او باشید. اما شما باید دنیای بزرگ‌تری داشته و برای خودتان سرگرمی پیدا کنید.

اطلاعات خود را بالا ببرید

در زمینه روانشناسی بیشتر مطالعه کنید و اطلاعات خود را در زمینه اختلال همسرتان بالا ببرید. این موضوع به شما کمک می‌کند که درک بهتری از موقعیت داشته و برخورد بهتری داشته باشید.

برای زودرنجی همسرتان از مشاور خانواده کمک بگیرید

زندگی با یک همسر زودرنج می‌تواند سخت و طاقت فرسا باشد. صحبت با یک روان‌شناس و مشاور کمک می‌کند که از شرایطی که در آن قرار دارید، کم‌تر آسیب ببینید. او به شما کمک می‌کند که سریع‌تر بتوانید ریشه‌ی مشکلات خود را با همسرتان ببینید و طبیعتا سریع‌تر به راه‌حل برسید.

تلفن کلینیک روانشناسی

اختلافات زناشویی

اختلاف در مورد مهاجرت با همسر

زمانی که صحبت از زندگی مشترک می‌شود همیشه پای یکسری اختلافات در میان است زیرا حتی دو نفری که بسیار شبیه به هم باشند باز هم در مسائل بسیاری از یکدیگر متفاوتند و همین موضوع باعث ایجاد اختلافاتی میان آن‌ها می‌شود. پس اختلاف به خودی خود موضوعی معمول در ازدواج است اما نحوه‌ی مدیریت اختلاف نظر است که تداوم یک رابطه را مشخص می‌کند. گاهی اوقات زوج‌ها بر سر موضوعاتی نظیر محل زندگی و یا مهاجرت دچار مشکل می‌شوند. یکی از زوجین به امید زندگی بهتر دوست دارد که در محل دیگری زندگی کند و دیگری علاقه‌ای به تغییر و تجربه‌ی سختی‌های مهاجرت ندارد. در این شرایط زوج‌ها دچار مشکل می‌شوند و نمی‌دانند که چه کار باید بکنند. در این مقاله در خصوص اختلاف در مورد مهاجرت با همسر و راه‌کارهای برخورد با آن صحبت شده است.

اختلاف در مورد مهاجرت از کجا نشأت می‌گیرد؟

با همسر خود صحبت کنید و ببینید که به چه علت خواستار مهاجرت است؟ چه کمبودهایی در مکان فعلی احساس می‌کند که باعث می‌شود به دنبال تغییر محل زندگی‌تان باشد. به حرف‌های او خالصانه و بدون جبهه‌گیری گوش دهید. اجازه دهید که احساس کند شنیده می‌شود. بعد از شنیدن صحبت‌های همسرتان از او بخواهید که به نظرات شما نیز توجه کند. در خصوص علت‌ مخالفتتان با مهاجرت صحبت کنید و با یکدیگر مزایا و معایب مهاجرت را ارزیابی کنید. اگر علاقه دارید می‌توانید حتی از مزایا و معایب مهاجرت یک لیست تهیه کنید؛ این کار به شما کمک می‌کند که به شکل واضح‌تری به واقعیت‌ها نگاه کنید زیرا زمانی که همه‌ی مسائل ذهنی مطرح شود ممکن است درک درستی حاصل نشود.

دلایل ریشه‌ای اختلاف در مورد مهاجرت چیست؟

گاهی اوقات علاقه به مهاجرت می‌تواند ناشی از باورهای اشتباه باشد. زمانی که افراد قدرت سازش و انعطاف‌پذیری پایینی داشته باشند یا هر مشکلی را به مسائل بیرونی معطوف بدانند ممکن است علاقه به ترک موقعیت فعلی خود داشته باشند. تصور کنید فردی که نمی‌تواند یک کار مناسب برای خود پیدا کند، علت این موضوع را تنها اوضاع نابسامان کشور و یا نداشتن پشتوانه بداند در حالی که بسیاری از افراد با تلاش و کوشش توانسته‌اند کار مناسب در همین کشور پیدا کنند و خانواده خود را به‌خوبی تأمین نمایند. این افراد درکی از خودشناسی نداشته و همه‌ی مشکلات خود را ناشی از مسائل بیرونی می‌دانند. بعضی دیگر از افراد یاد نگرفته‌اند که چگونه می‌توانند از زندگی لذت ببرند و دلیل ناخوش بودن خود را اوضاع بد زندگی‌شان می‌دانند در حالی که بسیاری از مشکلات و تعارضات درونی هستند و با تغییر محل زندگی برطرف نمی‌شوند. شاید با مهاجرت ظاهر زندگی افراد تغییر کند اما به همان اندازه استانداردهای آن‌ها نیز تغییر می‌کند و اگر باورهای سالمی نداشته باشند باز هم نمی‌توانند از زندگی لذت ببرند.

از طرفی دیگر ممکن است شخصی که نمی‌خواهد خود را در معرض تجربه‌ی جدید قرار دهد و با مهاجرت مخالفت می‌کند، دارای مشکلات ریشه‌ای باشد. شاید او فردی ضعیف و وابسته است که نمی‌تواند از محل فعلی خود با وجود مشکلات فراوان دل بکند. در بعضی موارد نیز عدم تحمل ابهام، افراد را از داشتن تجارب جدید دور می‌کند.

دلایل ریشه‌ای اختلاف در مورد مهاجرت با همسر هر چه که باشد بهتر است که قبل از هر گونه تصمیم‌گیری شناسایی شود تا افراد بتوانند با افزایش خودشناسی و خودآگاهی تصمیم‌گیری بهتری داشته باشند. در بسیاری از موارد زمانی که افراد پی به علت اصلی تمایل خود به مهاجرت یا عدم مهاجرت می‌برند، راحت‌تر می‌توانند به درک متقابل و تفاهم در این خصوص برسند.

اختلافات خانوادگی و طلاق

برای حل اختلاف در مورد مهاجرت کمی از خود گذشتی داشته باشید

گاهی اوقات زوج‌ها هر چقدر هم که زمان بگذارند و صحبت کنند نمی‌توانند به یک نظر مشترک برسند و اختلاف سلیقه و نظر همیشه میان آن‌ها باقی می‌ماند. این موضوع کاملاً طبیعی است و این تصور که من و همسرم باید در خصوص هر مسئله‌ای با یکدیگر اتفاق نظر داشته باشیم، باور صحیحی نیست. در این شرایط احترام به تفاوت‌ها و پذیرش یکدیگر می‌تواند درس بزرگی برای زوج‌ها به همراه داشته باشد. هرچند در مورد مسئله‌ای مانند مهاجرت تنها احترام به تفاوت‌ها کافی نیست و لازم است که زوج‌ها درنهایت به یک تصمیم مشترک برسند.

بعضی از اختلافات نظیر اختلاف بر سر بچه‌دار شدن، روابط خارج از خانواده و اختلافات مذهبی می‌تواند یک زندگی را متلاشی کند؛ البته گاهی اوقات دیده شده که افراد با داشتن مشکلات مذکور نیز توانسته‌اند زندگی مشترک خود را حفظ کنند. اما در خصوص سایر مشکلات نظیر اختلاف در مورد مهاجرت بهتر است که یکی از افراد به دلیل تمام احساسات مثبتی که از رابطه‌اش می‌گیرد در صورت امکان از خود گذشتگی کند و به خاطر همسرش با تصمیم او همراه شود. در واقع زندگی مشترک نیازمند از خود گذشتگی‌های فراوان است و همین موضوع می‌تواند زمینه‌ساز رشد و ارتقای افراد شود.

مشاوره برای حل اختلاف در مورد مهاجرت با همسر

در بسیاری از موارد کشف دلایل ریشه‌ای تمایل یا عدم تمایل به مهاجرت بسیار مشکل است. افراد معمولاً دوست ندارند که با ضعف‌های خود مواجه شوند و برایشان سخت است که باورهای اشتباه خود را ببینند. حتی گاهی افراد هدفشان از مراجعه به روانشناس تنها اثبات بر حق بودن خود و محکوم کردن همسرشان بوده و تمایلی به خودشناسی ندارند و زمانی که مشاور سعی دارد به خودشناسی آن‌ها کمک کند، از ادامه‌ی جلسات مشاوره اجتناب می‌کنند.

اگر با همسرتان بر سر مهاجرت دچار اختلاف شده و نمی‌دانید چه کار باید بکنید، جلسات مشاوره می‌تواند برای شما بسیار کمک کننده باشد. در نظر داشته باشید که مشاور برای شما تصمیم نمی‌گیرد بلکه با افزایش آگاهی شما نسبت به موقعیتی که در آن قرار دارید به شما کمک می‌کند که تصمیم‌گیری سالم‌تری داشته و کم‌تر دچار پشیمانی شوید. جلسات مشاوره به افراد کمک می‌کند که راحت‌تر بتوانند با خودشان و دلایل ریشه‌ای رفتارهایشان آشنا شوند. در بسیاری از موارد زمانی که دلایل ریشه‌ای تمایل‌ها برملا شود، افراد خواسته‌هایشان تغییر کرده و بالغانه‌تر می‌شود.

زمانی که رسیدن به نظر مشترک در خصوص مهاجرت و تغییر محل زندگی برای شما و همسرتان امکان‌پذیر نباشد مشاور به شما کمک می‌کند تا بتوانید در خصوص تداوم رابطه و از خود گذشتی در جهت رسیدن به یک تصمیم مشترک قدم بردارید.

تلفن کلینیک روانشناسی

رضایت همسر برای بچه دار شدن

اختلاف بر سر بچه دار شدن

گاهی اوقات زوجین در خصوص زمان بچه‌دار شدن با یکدیگر دچار مشکل می‌شوند؛ یکی از آن‌ها می‌خواهد تجربه والد بودن را سریع‌تر تجربه کند اما دیگری علاقه‌ی چندانی ندارد و بحث و گفت و گو نیز در این خصوص همیشه به صورت تکراری پیش می‌رود و هیچ یک نمی‌تواند دیگری را متقاعد کند. گاهی اوقات نیز یکی از طرفین به صورت کلی علاقه‌ای به داشتن فرزند ندارد؛ بعضی از افراد تصور می‌کنند که بچه‌دار شدن یک قدم معمول بعد از ازدواج است اما بسیاری از افراد تصور این‌چنین ندارند. ممکن است قبل از ازدواج به موضوع بچه داشتن اشاره شده و در ظاهر تفاهم وجود داشته باشد اما با گذشت زمان و وارد شدن به مرحله تصمیم‌گیری جدی، نظر یکی از طرفین تغییر کند.

در هر صورت اختلاف بر سر بچه‌دار شدن می‌تواند به یکی از مشکلات اصلی میان زوجین تبدیل شود و رابطه آن‌ها را وارد سراشیبی کند. از این رو در این مقاله در خصوص اختلاف بر سر بچه‌دار شدن و راه‌کارهای برخورد با این موضوع صحبت شده است.

پنج استراتژی برای حل اختلاف بر سر داشتن بچه

خالصانه به حرف‌های یکدیگر گوش دهید

فرصت دادن برای شنیدن دیدگاه همسرتان یکی از موارد اصلی در حل اختلافات محسوب می‌شود. گاهی اوقات ما بیش از اندازه مشغول هستیم تا طرف مقابلمان را متقاعد کنیم که حق با ماست و ممکن است اجازه ندهیم که او هم به اندازه کافی صحبت کند. از همسرتان بپرسید که چرا با بچه‌دار شدن موافق نیست و چه مسائلی باعث ایجاد تردید در او می‌شود؟ کمی صبر کنید و اجازه بدهید که او نظرش را با شما در میان بگذارد. تصور کنید که او یکی از دوستان شماست و در خصوص رابطه با همسرش با شما صحبت می‌کند. کمی شاهد باشید و از بیرون به مسائل نگاه کنید. حرف‌هایش را دوباره بازگو کنید و مطمئن شوید که نظراتش را درست متوجه شده‌اید. در این حالت زمانی که همسرتان حس کند شنیده می‌شود، احساس تنش کم‌تری داشته و او هم به صورت متقابل به حرف‌های شما گوش می‌دهد.

شما هم نگرانی‌هایتان را در مورد بچه‌دار شدن بازگو کنید

بسیاری از افراد تمایلی به صحبت در خصوص نگرانی‌هایشان برای بچه‌دار شدن ندارند زیرا تصور می‌کنند که این نگرانی‌ها برای جامعه قابل قبول نیست. اما نگرانی در خصوص بچه‌دار شدن بسیار معمول است و اکثر افراد قبل از اقدام برای داشتن فرزند با نگرانی‌ها و تردیدهایشان دست و پنجه نرم می‌کنند. علیرغم لذت‌های بچه‌دار شدن، نداشتن وقت کافی برای رسیدن به امور شخصی، کمبود خواب، تغییر شکل رابطه و مشکلات اقتصادی از جمله مواردی است که افراد را برای داشتن فرزند دچار تردید می‌کند. این که شما هم در خصوص نگرانی‌هایتان صحبت کنید به همسرتان نشان می‌دهد که او تنها کسی نیست که نگران است بلکه شما هم دچار تردید بوده و بعد از بررسی عوامل مختلف خواستار بچه‌دار شدن هستید.

مشکلات کودکی یا سایر نگرانی‌ها را ریشه‌یابی کنید

افرادی که در خانواده‌های سالم که پر از عشق و خوشحالی بوده بزرگ شده‌اند راحت‌تر از سایر افراد برای بچه‌دار شدن تصمیم گرفته و آماده‌اند که خانواده خود را بسازند. از طرف دیگر کسانی که در کودکی شاهد مشکلات خانوادگی و درگیری بوده‌ کم‌‌تر تمایل به تشکیل خانواده یا بچه‌دار شدن نشان می‌دهند. ممکن است همسر شما به دلیل تجربیات ناخوشایندی که در کودکی داشته تمایلی به داشتن فرزند ندارد و از تکرار الگوهای اشتباه گذشته می‌ترسد. در بعضی موارد نیز ممکن است همسر شما شاهد این موضوع بوده که روابط دیگران با همسرشان به دلیل تولد بچه دچار مشکل شده و چون نمی‌خواهد که این مسئله در رابطه شما نیز تکرار شود، با بچه‌دار شدن مخالفت کند. بنابراین برای حل اختلاف بر سر بچه‌دار شدن بهتر است که ابتدا نگرانی همسرتان را ریشه‌یابی کنید.

راضی شدن همسر برای بچه دار شدن

موانع را بنویسید و برای آن‌ها به دنبال راه‌حل‌های احتمالی باشید

در خصوص موانعی که بر سر راهتان قرار دارد با یکدیگر صحبت کنید. شاید برای غلبه بر مشکلات مادی لازم باشد که هر دو شما کار کنید. شاید خانه‌ی شما برای اضافه شدن یک نفر به خانواده کافی نیست و لازم است که قبل از آمدن بچه بتوانید ابتدا خانه‌ی بهتری فراهم کنید. زمانی که بتوانید به استانداردهای یکسان و مورد نیاز برای داشتن فرزند برسید، در ادامه می‌توانید به کمک یکدیگر برای رسیدن به استانداردهای مذکور تلاش کنید. در نظر داشته باشید که ممکن است هیچ‌وقت زمان ایده‌آلی برای داشتن فرزند نباشد و همیشه مشکلات غیر مترقبه ممکن است اتفاق بیافتد. پس خودتان را درگیر ایده‌آل نکنید و زمانی که حداقل استانداردها برقرار بود در صورت تمایل برای بچه‌دار شدن تصمیم‌گیری کنید. در واقع انسان‌ها برای مسائلی مانند ازدواج، شروع کار جدید، داشتن فرزند و … که می‌تواند باعث رشد آن‌ها شود، معمولاً احساس آمادگی کافی نمی‌کنند و دقیقاً به همین خاطر است که این مسائل می‌تواند باعث رشد و ارتقا آن‌ها شود.

به خودتان کمی زمان بدهید

این که همان حرف‌های همیشگی را بارها و بارها تکرار کنید باعث ایجاد تنش و خستگی در رابطه‌تان شده و پیشرفتی حاصل نمی‌شود. راه‌حل بهتر این است که کمی زمان بدهید تا به دیدگاه یکدیگر فکر کنید. ممکن است در زمان داده شده در معرض تجربیاتی قرار بگیرید که بتوانید حرف‌های یکدیگر را بهتر درک کنید و به هم نزدیک‌تر شوید.

داشتن بچه مهم است اما چیزی که از آن مهم‌تر است، یک ازدواج قوی و خوشحال قبل از تصمیم‌گیری برای بچه‌دار شدن است. زمانی که صبور باشید و اجازه دهید که با توافق یکدیگر صاحب فرزند شوید تجربه‌ی قشنگ‌تری از این دوران می‌توانید داشته باشید.

مراجعه به مشاور برای حل اختلاف بر سر بچه‌دار شدن

تردید و دوگانگی در مورد بچه‌دار شدن در میان زوج‌ها بسیار شایع است. ممکن است این موضوع به دلیل کمبود وقت، مشکلات اقتصادی و سایر عوامل خارجی ایجاد شود اما عوامل درونی نیز می‌تواند تأثیر بسیاری بر تصمیم‌گیری در این خصوص داشته باشد. صحبت کردن یکی از راه‌کارهای مهم برای ریشه‌یابی دلایل اختلاف بر سر بچه‌دار شدن است، اما اگر صحبت کردن زوج‌ها با یکدیگر ثمربخش نباشد، شخصی که در خصوص بچه‌دار شدن مقاومت دارد بهتر است که با یک روان‌شناس در این مورد صحبت کند تا بتواند علت درونی مشکلش را کشف کند.

از عوامل درونی اختلاف بر سر بچه‌دار شدن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ترس از مسئولیت

شخصی که در مورد بچه‌دار شدن دچار تردید شده ممکن است توانایی خود را در مورد ماندن در رابطه یا به عهده گرفتن مسئولیت تربیت یک فرزند مورد سال قرار دهد. حضور یک بچه می‌تواند مسائل را بیش از قبل واقعی جلوه دهد.  تصمیم‌گیری در مورد بچه‌دار شدن با یک شخص دیگر، بیش از هر تصمیمی می‌تواند برای همیشه زندگی یک فرد را تغییر دهد.

مشکلات زناشویی

گاهی اوقات کسی که اصرار به بچه‌دار شدن می‌کند به دلیل مشکلاتی که در رابطه با همسرش دارد این پیشنهاد را می‌دهد و در واقع علاقه به داشتن بچه در این مورد کم‌رنگ‌تر است. ممکن است او تصور کند که با داشتن بچه همسرش به او نزدیک‌تر شده و رابطه‌شان عمیق‌تر می‌شود.

مشکلات کودکی

اگر همه چیز برای اضافه شدن یک بچه به خانواده آماده است اما همسر شما مقاومت کرده و بهانه‌جویی می‌کند، ممکن است مشکلاتی را با والدینش در کودکی تجربه کرده که هنوز نتوانسته آن‌ها را حل و فصل کند. این مشکلات حل نشده می‌تواند سبب ایجاد مقاومت در همسرتان شود.

تلفن کلینیک روانشناسی

اختلاف بر سر پوشش

اختلاف در مورد حجاب با همسر

بسیاری از زوج‌ها در مورد مسئله‌ی حجاب با یکدیگر اختلاف نظر دارند و این اختلافات گاهی حتی می‌تواند بیش از اندازه بر زندگی زناشویی تاثیر بگذارد و منجر به جدایی شود. این اختلافات در اکثر موارد زمانی پیش می‌آید که شوهر تمایل دارد همسرش لباس‌های بسته‌تری پوشیده و کم‌تر اندام خود را به نمایش بگذارد.

بسیاری از مردها سوال می‌پرسند که چگونه می‌توانند از همسرشان بخواهند که لباس‌های بهتری بپوشد؟ بعضی دیگر قدم فراتر گذاشته و می‌پرسند چگونه همسرمان را مجبور کنیم مطابق میل ما لباس بپوشد؟ خانم‌ها نیز از طرف دیگر از این که همسرشان در خصوص نوع پوششان به آن‌ها تذکر می‌دهد ناراحت می‌شوند و نمی‌دانند چه برخوردی باید داشته باشند.

در این مقاله به موضوع اختلاف در مورد حجاب با همسر و نحوه‌ی برخورد با این موضوع پرداخته شده است.

اظهار نظر در مورد حجاب همسر

حجاب در جوامع مختلف مفاهیم مختلفی می‌تواند داشته باشد، اما به صورت کلی حجاب به این معنی است که فرد جلب توجه نکند. در جامعه‌ای که همه‌ی افراد شلوارهای کوتاه می‌پوشند، پوشیدن شلوار کوتاه جلب توجه محسوب نمی‌شود، اما به طور مثال در جایی که همه‌ی خانم‌ها چادر سر می‌کنند، شاید پوشیدن مانتو باعث جلب توجه سایرین شود. تمایل به جلب توجه و نگاه دیگران بسته به درون انسان‌ها می‌تواند متفاوت باشد. غالبا افرادی که دستاوردی برای ارائه به جامعه ندارند، بدن خود را ارائه می‌دهند و از پوشش برای گرفتن تایید و جلب توجه دیگران استفاده می‌کنند. البته لازم به ذکر است که این تعاریف نسبی است و بسته به شرایط ممکن است تغییر کند.

با توجه به موارد گفته شده هر کس بسته به شخصیت خود نوع پوشش متفاوتی انتخاب می‌کند. افراد در انتخاب نوع پوشش تا جایی که قوانین جامعه نقض نشود، آزاد هستند و هر کس می‌تواند بر اساس خواست و سلیقه‌اش نوع پوشش متفاوتی را انتخاب کند. حال ممکن است همسر شما بر اساس سلیقه‌اش لباسی را انتخاب کند که مطابق خواست شما نباشد و از این که همسرتان با لباس مورد نظر در جمع حاضر شود، احساس خوبی نداشته باشید. در این شرایط این سوال مطرح می‌شود که آیا می‌توانید از همسرتان بخواهید که لباس دیگری بر تن کند تا شما احساس بهتری داشته باشید؟

چگونه اختلاف در مورد حجاب را با همسرتان مطرح کنید؟

در مرحله‌ی اول در نظر داشته باشید که شما نمی‌توانید از همسرتان بخواهید که لباس دیگری بپوشد زیرا همان‌طور که گفته شد، انتخاب نوع پوشش یک مسئله‌ی شخصی است. در این شرایط بهتر است در خصوص احساستان با همسرتان صحبت کنید؛ به او بگویید زمانی که لباس باز در جمع می‌پوشد یا حجابش را بر اساس استانداردهای شما رعایت نمی‌کند، چه احساسی پیدا می‌کنید. بسیاری از افراد زمانی که مسئله‌ای مطابق میلشان پیش نمی‌رود بهانه‌گیری می‌کنند یا پرخاشگر می‌شوند اما این نوع رفتار راه‌کار بالغانه‌ای نیست. بهتر است در خصوص علت اصلی ناراحتی‌تان با همسرتان صحبت کنید. با خودتان شفاف باشید و برای مقابله با احساسی که دارید، رفتار دفاعی از خودتان نشان ندهید. برای باز شدن مسئله به این مثال توجه کنید:

تصور کنید که قرار است با همسرتان به مهمانی بروید و متوجه می‌شوید که او می‌خواهد لباسی بپوشد که از نظر شما مناسب جمع مورد نظر نیست. در این شرایط ممکن است دچار اضطراب شوید و برای رفع آن به جای این که در مورد موضوع اصلی صحبت کنید به او بگویید که لباسش زیبا نیست و سلیقه‌ی او را مورد تمسخر قرار دهید. با انتخاب این نوع رفتار دفاعی نه تنها مشکل شما حل نمی‌شود، بلکه پیچیدگی‌های بیشتری نیز ایجاد خواهد شد.

گاهی اوقات بعضی از آقایان در شرایطی که همسرشان لباس نامناسبی را برای یک جمع انتخاب می‌کند، عصبانی می‌شوند زیرا از همسرشان انتظار دارند که متوجه باشد چه پوشش و حجابی برای آن جمع مناسب است. اما این افراد باید در نظر داشته باشند که انسان‌ها به گونه‌ی متفاوتی به مسائل نگاه می‌کنند. شاید شما معتقد باشید که همسرتان باید مانند جمع لباس بپوشد اما همسرتان اعتقادی به همرنگ جمع بودن نداشته باشد و در هر جمعی یک پوشش یکسان را بر اساس سلیقه‌ی خود انتخاب کند.

بنابراین بهترین راه در برخورد با اختلاف در حجاب صحبت کردن در خصوص احساسات است. با خودتان و همسرتان روراست باشید و احساس درونی‌تان را با همسرتان در میان بگذارید.

تفاوت‌ها را بپذیرید

بسیاری از آقایان با این که قبل از ازدواج از نوع حجاب و پوشش همسرشان باخبر بودند، به این امید که بعد از ازدواج او را تغییر می‌دهند رابطه‌شان را پیش بردند. اما این موضوع به این شکل شدنی نیست. زوج‌ها باید در نظر داشته باشند که نباید در جهت تغییر یکدیگر تلاش کنند. بعضی از افراد تلاش می‌کنند که همسرشان را در چارچوب ذهنی خود بگنجانند و اگر آن‌ها حتی به مقدار کمی از چارچوب خارج شوند، دچار اضطراب می‌شوند. اما این نوع طرز فکر همیشه و با هر شخصی با شکست مواجه می‌شود. رابطه سالم زمانی شکل می‌گیرد که افراد به تفاوت‌های یکدیگر احترام بگذارند و آن‌ها را بپذیرند.

البته این موضوع به این معنی نیست که در رابطه به رشد یکدیگر کمک نکنیم. افراد می‌توانند نظرات خود را آزادانه ابراز کنند. به طور مثال شما می‌توانید به همسرتان بگویید که یک پوشش مناسب که کم‌تر جلب توجه کند می‌تواند نشان دهنده‌ی خودارزشمندی بیشتری باشد. اما نباید انتظار داشته باشید که همسرتان با شما موافق باشد و در صورت عدم توافق عصبانی شوید.

نحوه‌ی برخورد با تذکر همسر در مورد حجاب

همان طور که گفته شد بعضی از خانم‌ها نمی‌دانند که با اختلاف نظر در مورد حجاب با همسرشان چه برخوردی داشته باشند. در پاسخ به این شرایط باید گفت که اگر همسرتان از شیوه‌ی نامناسب برای ابراز نارضایتی‌اش استفاده کرد به او نحوه‌ی صحیح برخورد را که قبل‌تر گفته شد، یادآور شوید. اما در شرایطی که همسرتان از شیوه‌ی مناسب استفاده کرد و تنها نظر و احساسش را بدون امر و نهی با شما در میان گذاشت، در مورد حرف‌هایش فکر کنید. اگر با احساس او موافق نیستید برای او توضیح دهید که در مورد حجاب چه نظری دارید. اگر نتوانستید به یک نظر مشترک برسید با خودتان فکر کنید که این مسئله به چه میزان برای شما اهمیت دارد. از خودتان بپرسید که آیا میزان علاقه‌ی شما به انتخاب نوع پوششتان به اندازه‌ای هست که بر آن پافشاری کنید یا این مسئله آن‌قدر برایتان مهم نیست و می‌توانید به خاطر همسرتان اندکی گذشت داشته باشید. در نهایت این موضوع به باورهای شما باز می‌گردد.

حجاب و مشاوره قبل از ازدواج

یکی از مسائلی که بسیار حائز اهمیت است مراجعه به مشاور قبل از ازدواج است. مشاوره قبل از ازدواج می‌تواند به زوجین کمک کند که به شناخت کامل‌تری از یکدیگر برسند و با آگاهی بیشتری تصمیم جدی برای ازدواج بگیرند. به طور مثال مشاور ازدواج می‌تواند این موضوع را روشن کند که طرف مقابل شما چه باورهایی در خصوص حجاب دارد و شما را با عواقب آن آشنا کند تا با آگاهی لازم تصمیم‌گیری کنید. در صورتی که با آگاهی به عواقب اختلاف در مورد حجاب تصمیم به ازدواج بگیرید، در صورت بروز مشکل راحت‌تر با آن کنار می‌آیید. مشاور به زوج‌ها می‌آموزد که لازم است با افرادی که از نظر شخصیتی به آن‌ها نزدیک هستند ازدواج کنند زیرا هر قدر که افراد به یکدیگر شبیه باشند باز هم در زندگی مشترک اختلافات بسیاری میان آن‌ها ایجاد می‌شود که لازم است با صبر و افزایش آگاهی بر آن‌ها غلبه کنند. حال اگر افراد در خصوص مسائل بنیادی نظیر حجاب نیز با یکدیگر مشکل داشته باشند، زندگی مشترک برایشان سخت‌تر خواهد بود.

به صورت کلی هر کس برای خودش می‌تواند تصمیم بگیرد، اگر با شخصی در رابطه هستید که در مورد حجاب با او اختلاف نظر دارید سعی نکنید که نظر خود را به او تحمیل کنید. اگر این موضوع برای شما بسیار حائز اهمیت است می‌توانید انتخاب کنید که در رابطه نمانید.

تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه قهر را تمام کنیم

روش برخورد با قهر همسر

قهر کردن یک روش و رفتار خام برای مقابله با مشکلات است که معمولا برای کنترل طرف مقابل به کار گرفته می‌شود. البته در ابتدا باید گفت که قهر کردن با نیاز به زمان برای پردازش مسائل پیش آمده فرق دارد. گاهی اوقات افراد نیاز به زمان داشته تا بفهمند چه احساسی دارند و معمولا بعد از زمان مورد نظر برای کار کردن بر رابطه و ارائه‌ی راه حل‌های تازه آماده هستند. اما اشخاصی که قهر می‌کنند مخصوصا قهر طولانی مدت غالبا با این رفتارشان می‌خواهند همسر یا طرف مقابل خود را کنترل کنند تا او مطابق خواسته آن‌ها رفتار کند و یا به دنبال جلب توجه هستند. اگر شما به این هدف تن بدهید، قهر کردن تبدیل به عادت و مشکل جدی در رابطه‌ی شما خواهد شد.

بسیاری از افراد سوال می‌پرسند که «شوهرم قهر کرده، چیکار کنم» یا «زنم با هر مسئله‌ی کوچکی قهر می‌کنه، چطور باهاش برخورد کنم». بعضی دیگر در دوران دوستی، نامزدی یا عقد با قهر طولانی مدت طرف مقابل مواجه می‌شوند و دنبال راه‌کار هستند. از این رو در این مقاله در خصوص قهر طولانی مدت در رابطه و شیوه‌ی صحیح برخورد و مقابله با آن صحبت شده است.

قهر همسرتان را آنالیز کنید.

اگر همسر شما نشانه‌های فیزیکی بروز می‌دهد که شما را متوجه ناراحتی‌اش کند اما در خصوص مشکل اصلی صحبت نمی‌کند، این موضوع نشان دهنده‌ی قهر است. نشانه‌های فیزیکی می‌تواند شامل:

  • رفتن به اتاق دیگر
  • حرکات بدنی نابالغانه مانند اخم کردن یا آه کشیدن و …
  • عدم پاسخ به رفتار محبت آمیز شما
  • جواب‌ دادن با عباراتی نظیر هر طور دوست داری و …
  • ایجاد احساس گناه در شما با گفتن جملاتی نظیر تو به من اصلا توجه نمی‌کنی، هیچ‌کس به من اهمیت نمیده و …

دقت کنید که در چه شرایطی و با چه محرکی همسرتان قهر می‌کند. محرک‌ها را شناسایی کرده و در صورت نادرست بودن رفتارهای مذکور از انجام آن‌ها خودداری کنید؛ هرچند حتی اگر رفتار شما نادرست باشد روش بهتر این است که همسرتان در خصوص ناراحتی خود صحبت کند نه این که با قهر و صحبت نکردن ناراحتی‌اش را نشان دهد.

نشانه‌های بازی همسرتان را بشناسید.

ممکن است همسرتان از عمد به شما بی‌توجهی کند و خودش را به مطالعه، فیلم و … مشغول کند یا حتی نشان دهد که اصلا ناراحت نیست و تنها علاقه‌ای به صحبت با شما ندارد. ممکن است اگر شخص دیگری در کنارتان باشد عادی رفتار کند ولی با رفتن شخص مذکور دوباره به نادیده‌ گرفتن شما ادامه دهد. رفتارهای این‌گونه‌ی همسرتان را شناسایی کنید و در مقابل آن‌ها تسلیم نشوید.

نحوه‌ی برخورد با قهر همسر

اگر قهر کرد، تسلیم نشوید.

زمانی که همسر یا شخصی که با او در رابطه‌ی احساسی هستید قهر می‌کند، ممکن است دچار اضطراب شوید و در این شرایط برایتان سخت باشد که اراده قوی داشته و تسلیم خواسته‌ی او نشوید. سعی نکنید که او را به حرف زدن وادار کنید یا کاری انجام دهید که باعث خشنودی او شود، بلکه در عوض با حفظ آرامش فعالیت‌های روزانه‌ی خود را در پیش بگیرید. به او نشان دهید که قهر کردنش باعث توجه مضاعف شما به او نمی‌شود، به این امید که در آینده برای رسیدن به اهدافش کم‌تر از این شیوه استفاده کند.

  • به جای تسلیم شدن، آرام باشید، لبخند بزنید و به فعالیت‌های روزانه خود مشغول شوید.
  • رفتار معیوب او را تقویت نکنید و نشان دهید که قهر طولانی مدت علاوه بر شما به خود او هم آسیب خواهد زد.

قهر زن و شوهر

اگر قهر ادامه پیدا کرد، در خصوص مشکل صحبت کنید.

این که برای صحبت کردن پیش قدم شوید، مشکلی ندارد اما باید با روش مناسب این کار را انجام دهید. این که مکررا بپرسید «از چه موضوعی ناراحتی» مشکل را حل نمی‌کند. بهتر است این گونه صحبت را شروع کنید: «من احساس می‌کنم ناراحت هستی اما مطمئن نیستم که دقیقا از چه چیزی، من آماده‌ام که هر زمان راحتی با هم در این مورد صحبت کنیم».

اگر او همچنان تمایل به صحبت نداشت، به اتاق دیگری بروید و خودتان را مشغول کنید یا به پیاده‌روی بروید تا هوایتان عوض شود.

قهر همسرتان را به دل نگیرید.

زمانی که با یک شخصی که مدام قهر می‌کند در ارتباط باشید، ممکن است دچار افسردگی شوید اما اجازه ندهید که رفتار آن‌ها بر حس و حالتان تاثیر زیادی بگذارد. سعی کنید که تنها نظاره‌گر باشید و درگیر موضوع نشوید.

  • به خودتان بگویید که مایه‌ی تاسف است که او به این شکل ناراحت است و امیدوار باشید که در آینده بتوانید مسائلتان را به شیوه‌ی دیگری حل کنید.
  • به خودتان یادآوری کنید که قهر طولانی مدت مشکل آن‌هاست نه شما.
  • برای خودتان حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید آن‌ها با قهر کردن، شما را کنترل کنند.

به فکر راه‌حل برای مشکل قهر کردن همسرتان باشید.

غالبا کسانی که قهر می‌کنند، مهارت ارتباطی پایینی داشته و در بیان احساساتشان ناتوان هستند. چه قهر همسرتان از جهت عدم بلوغ و چه کنترل شما باشد، این موضوع نشان دهنده‌ی پایین بودن هوش هیجانی اوست. شریک زندگی شما ممکن است حتی نتواند احساسش را برای خودش بیان کند. او باید مشکلش را با «گفت و گوی سالم با خود» برطرف کند. در رابطه‌ی سالم افراد در خصوص ناراحتی و مشکلاتشان صحبت می‌کنند، حتی اگر چندین بار قبلا در خصوص مسئله‌ی مورد نظر صحبت شده باشد. بعضی مسائل به راحتی قابل اصلاح نیستند و به تدریج تغییر می‌کنند. پس تا زمانی که خواستار ادامه‌ی رابطه هستید باید بارها و بارها صحبت کنید. همسرتان برای داشتن رابطه‌ی سالم لازم است یاد بگیرد که در خصوص مشکلاتش صحبت کند. زمانی که قهر خاتمه پیدا کرد، از او بخواهید و تشویقش کنید که در آینده در صورت بروز مشکل در موردش صحبت کند. ممکن است مشکل باشد که با قهر همسرتان عصبانی نشوید و شما هم در جواب قهر نکنید. اما سعی کنید که در آرامش آماده‌ی صحبت کردن باشید. به او بگویید که اگر احساساتش را بروز دهد و در خصوص مشکل صحبت کند راحت‌تر به نتیجه می‌رسید و آزردگی کم‌تر می‌شود.

جلسات مشاوره را در نظر بگیرید.

اگر همسر شما از رفتارهایش دست بر نداشت و همچنان از قهر طولانی مدت برای بیان ناراحتی و کنترل شما استفاده می‌کرد، به مشاور مراجعه کنید. جلسات مشاوره به همسر شما نشان می‌دهد که قهر کردن به هر دوی شما در رابطه آسیب می‌رساند.

  • مشاور به شما روش‌هایی جهت مقابله با قهر طولانی مدت ارائه می‌دهد.
  • مشاوره زوج درمانی به مشکلات فردی شما نیز می‌پردازد و با هریک جداگانه مشاوره انجام می‌دهد.
  • اگر همسر شما بر رفتارهایش اصرار داشت و علاقه‌ای به بهبود نداشت، مشاور می‌تواند به شما در خصوص ماندن یا ترک رابطه نیز مشاوره دهد.

تلفن کلینیک روانشناسی

شوهرم به من شک دارد

خیانت یکی از دردناک‌ترین مسائل در یک رابطه است که بسیاری از افراد تحمل کنار آمدن با آن را نداشته و سر این موضوع به ارتباط یا ازدواج خود پایان می‌دهند. در این میان فکر و احتمال خیانت همسر یا اتهام نابجا به خیانت نیز می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد. گزارش‌های بسیاری از خانم‌ها به دست می‌رسد که اظهار می‌دارند «شوهرم به من شک دارد» یا «شوهرم تصور می‌کند که من خیانت می‌کنم در حالی که هیچ‌وقت چه از نظر فیزیکی و حتی احساسی این کار را انجام نداده‌ام». این شک و تردید می‌تواند برای رابطه مشکلات بسیاری ایجاد کند. ممکن است شما سیگنال‌هایی از خودتان بروز می‌دهید که شوهر یا دوست پسرتان را دچار تردید می‌کند. البته ممکن است این موضوع ارتباطی به شما نداشته و پارتنرتان به دلیل مشکلات و اختلالات شخصیتی خودش این تصور را داشته باشد.
در این مقاله در خصوص شک و تردید همسر و اتهام نابجا به خیانت و نحوه‌ی برخورد با این موضوع صحبت شده است.

نحوه‌ی برخورد با شک و تردید شوهر

همان طور که گفته شد خیانت در رابطه بسیار دردناک است و می‌تواند کل زندگی یک فرد را تغییر دهد. زمانی که فردی متوجه خیانت همسر یا پارتنرش شود، اعتماد خود را از دست داده و تصور می‌کند همه‌ی حرف‌ها و لحظات در رابطه دروغ بوده است. این موضوع بر اعتماد به نفس فرد نیز تاثیر بسیاری می‌تواند داشته باشد. شما باید در نظر داشته باشید که اگر شوهرتان به شما شک دارد و احتمال می‌دهد که خیانت می‌کنید، چقدر در شرایط سختی قرار دارد. در حالی که شما باید این موضوع را درک کنید، نباید در مقابل اتهامات نابجای همسرتان بیش از اندازه از خودتان دفاع کنید. بعضی از خانم‌ها در این شرایط اجازه می‌دهند که همسرشان مدام آن‌ها را چک کند یا بسیاری از فعالیت‌های خود را محدود می‌کنند تا همسرشان احساس بهتری داشته باشد، اما در بسیاری از موارد این راه‌کارها تفاوتی در احساس همسرشان ایجاد نمی‌کند و در نهایت آن‌ها تنها آزادی خود را فدای رابطه‌شان کرده‌اند. در ادامه به برخی راه‌کارها در این خصوص پرداخته شده است.

سیگنال‌های خیانت را بشناسید

همان طور که گفته شد شما ممکن است خیانت نکنید، اما شاید به صورت غیر خودآگاه سیگنال‌هایی از خودتان بروز دهید که همسر یا دوست پسرتان را به اشتباه بیندازد و موجب شک و تردید او نسبت به شما شود. ممکن است این سیگنال‌های رفتاری به دلایل دیگری در شما ایجاد شده است که پارتنرتان از آن باخبر نباشد.

به طور مثال تغییر ناگهانی در رفتار می‌تواند یکی از نشانه‌های خیانت در نظر گرفته شود. وقتی که مدت زمان زیادی از رابطه بگذرد، اکثر خانم‌ها و آقایان راحت‌تر می‌شوند و ممکن است کم‌تر به ظاهر خود توجه کنند یا در سبک زندگی‌شان تغییری ایجاد کنند. در این شرایط هر دو طرف به سبک زندگی یکدیگر عادت می‌کنند. اگر شما اخیرا تغییر خاصی در سبک زندگی خود ایجاد کرده‌اید، به طور مثال یک‌ باره تصمیم گرفته‌اید ورزش کنید یا بیش از قبل با دوستانتان وقت بگذرانید، ممکن است این موضوع توجه همسرتان را به خود جلب کند پس بهتر است دلیل این تغییر را با او در میان بگذارید. زوج‌هایی که بیشتر از افکار و نقشه‌ی ذهنی یکدیگر باخبر هستند کم‌تر دچار شک و تردید نسبت به یکدیگر می‌شوند.

یکی از نشانه‌های دیگر خیانت، کار کردن بیش از حد با گوشی همراه و پاک کردن گزارش‌های تماس و مکالمات است. اگر شما بیش از قبل با گوشی همراهتان کار می‌کنید یا حریم خصوص بیشتری برای خودتان قائل می‌شوید این موضوع می‌تواند موجب شک و تردید دوست پسرتان به شما شود.
شوهر-شکاک

از همسرتان بپرسید آیا او واقعا باور دارد که شما خیانت می‌کنید؟

گاهی افراد احساساتی را تجربه می‌کنند که خودشان می‌دانند منطقی نیست، اما این احساسات به صورت ناخودآگاه در آن‌ها ایجاد می‌شود. این افکار و شک و تردید‌های آن‌ها می‌تواند به علت احساس درونی دوست داشتنی نبودن یا ناامنی‌های درونی دیگر در سرشان شکل بگیرد. بنابراین شک و تردید همسرتان را ریشه‌یابی کنید و از او بپرسید که آیا واقعا فکر می‌کند شما به او خیانت می‌کنید؟ به او کمک کنید که خودش را بهتر ببیند.

ممکن است مشکل اصلی همرستان مسائل دیگری در زندگی‌تان باشد که عصبانیت یا احساس نادیده‌ گرفته شدن در او ایجاد کرده باشد. زمانی که شما بتوانید علت اصلی بدگمانی‌های همسر یا دوست پسرتان را ریشه‌یابی کنید راحت‌تر می‌توانید برای حل سوء ظن‌های پیش آمده به دنبال راه حل باشید.

شک و تردید همسرتان ممکن است فرافکنی باشد

گاهی اوقات افراد مشکلات خودشان را در دیگران می‌بینند و آن‌ها را به داشتن مشکلات مذکور متهم می‌کنند. این موضوع که نوعی مکانیسم دفاعی است فرافکنی نامیده می‌شود. اگر دوست پسرتان به شما شک دارد و مدام شما را کنترل می‌کند بدون این که شما رفتار بدی از خودتان بروز داده باشید، این احتمال وجود دارد که خیانت خودش را فرافکنی کند. زمانی که او به اعتماد میانتان خیانت کند، این احتمال را متصور می‌شود که شما هم خیانت کنید. این یک رفتار بسیار خام است که سبب انحراف افراد از جریانی که واقعا در حال رخ دادن است می‌شود. بنابراین اگر همسر یا دوست پسرتان بی دلیل به شما شک دارد و اتهام می‌زند و از طرفی خودش رفتارهای مشکوک دارد، ممکن است در واقع خودش به شما وفادار نباشد.

شوهرم به من شک دارد، آیا جلسات مشاوره کمک کننده است؟

زمانی که یک رفتار پارانویید بروز پیدا می‌کند، همیشه برای آن یک دلیل وجود دارد. اگر دلیل آن واقعا خیانت نباشد، همان طور که گفته شد ممکن است به دلیل رفتارهای گمراه کننده و کم‌توجهی شما یا مشکلات دیگری باشد که پارتنرتان با آن دست و پنجه نرم می‌کند یا حتی ممکن است به این دلیل باشد که همسرتان با این شک و تردیدها، خیانت خودش را پنهان کند. شاید برای شما مشکل باشد که دلیل واقعی شک و تردیدهای همسرتان را متوجه شوید؛ شاید بارها و بارها به این موضوع فکر کرده‌اید ولی به نتیجه نرسیده‌اید؛ شاید دلیل شک همسرتان را می‌دانید اما برای آن راه حلی ندارید. در این شرایط جلسات مشاوره روان‌شناسی می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. روان‌شناس می‌تواند علت اصلی شک و تردید را ریشه یابی کند و برای حل آن راه‌کارهای مناسب ارائه دهد. نیازی نیست که بیش از حد بر یک موضوع بمانید و دائم درجا بزنید. مشاور به شما کمک می‌کند که بتوانید از مسائل پیش آمده راحت‌تر گذر کنید.

تلفن کلینیک روانشناسی

تحمل کردن خانواده

تحمل کردن پدر و مادر در خانه

برای بسیاری از فرزندان جوانی که در کنار والدینشان زندگی می‌کنند، کنار آمدن با شرایط دشوار است. زمانی والدین به فرزندانشان صحبت کردن، راه رفتن و حتی چیزهای کوچکی مثل بستن بندهای کفش را آموزش داده‌ و همه قوانین را بدون این که مورد سوال قرار بگیرند تعیین کرده‌اند. برای این افراد دشوار است که قبول کنند فرزندشان دیگر بزرگ شده‌ و می‌خواهد مستقل فکر کند و تصمیم بگیرد. در این شرایط بحث و دعوا با والدین اجتناب ناپذیر است. گاهی اوقات نیز مشکلات از بحث برای استقلال فراتر رفته و مشکلات روان والدین و باورهای آسیب زننده آن‌ها گریبان‌گیر فرزندان می‌شود.
در این مقاله در خصوص نحوه کنار آمدن و تحمل کردن پدر و مادر در خانه در شرایطی که امکان جدا شدن وجود ندارد، صحبت شده است تا فرزندان با کم‌ترین میزان آسیب این مرحله را پشت سر گذارند.

راه‌کار تحمل کردن پدر و مادر در خانه

رفتارهای ناسالم والدین می‌تواند احساساتی نظیر ناراحتی، خشم، سردرگمی و ناامیدی برای فرزندان ایجاد نماید. برای این که فرزندان کم‌تر تحت تاثیر والدین قرار بگیرند، راه‌کارهای زیر پیشنهاد می‌شود:

از بیرون به شرایط نگاه کنید و دید ناظری خود را تغییر دهید

حتی بهترین والدین نیز به فرزندانشان با هدف محافظت کردن، راهنمایی و اصلاح آسیب می‌زنند. در این حالت آن‌ها ترس‌ها و تعصبات خود را در رفتار با فرزندشان منعکس می‌کنند. نکته مهم این است که والدین نیز انسان‌های معمولی با نقاط قوت و ضعف هستند و اشتباه می‌کنند. آن‌ها نیز ممکن است آموزش‌ و تربیت سالمی از طرف پدر و مادرشان دریافت نکرده و دچار آسیب شده باشند. زمانی که علت رفتار والدینتان را درک کنید، دیگر مانند قبل از آن‌ها خشمگین نمی‌شوید.

انتظارات خود را پایین بیاورید

مدام به این موضوع فکر نکنید که شرایط باید جوری دیگری باشد یا این که چرا شرایطتان دشوار است. این موضوع را بپذیرید که زندگی سخت است. زمانی که سختی زندگی را بپذیرید کم‌تر دچار یأس و ناامیدی می‌شوید. انتظارات و دید شما نسبت به زندگی حال شما را تعیین می‌کند. شما بهتر است انتظارات خود را پایین بیاورید و والدینتان را همان طور که هستند بپذیرید. به این ترتیب آسیب کم‌تری می‌بینید و راحت‌تر می‌توانید اهداف خود را دنبال کنید. شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که شخصی با اختلال شخصیت خودشیفته بتواند با مهربانی و دلسوزی رفتار کند؛ همان طور که نمی‌توانید از عقرب انتظار داشته باشید که نیش نزند. زمانی که بپذیرید والدینتان تغییر نمی‌کنند بسیار راحت‌تر می‌توانید با آن‌ها کنار بیایید.

وارد تله احساس گناه نشوید.

معمولا والدین از این که فرزندانشان را بی محبت و تقصیرکار نشان دهند، خوششان می‌آید اما شما باید توجه کنید که در دام آن‌ها نیافتید. زمانی که شما کارهایی را که ازتان می‌خواهند انجام ندهید، سعی می‌کنند شما را بد جلوه دهند فارغ از این که فرزندانشان می‌توانند نظراتی متفاوت از آن‌ها داشته باشند. به آن‌ها بگویید که اجازه نمی‌دهید با احساساتتان بازی کنند و حرف‌هایشان روی شما تاثیری ندارد. اگر باز هم شما را آزار دادند بگویید که خواسته آن‌ها را انجام نمی‌دهید و از آن‌ها بخواهید که به تصمیم شما احترام بگذارند.

کنار آمدن با والدین

در زمان مقابله با والدین سخت‌گیر صریح و قاطع باشید.

زمانی که با والدینتان مواجه می‌شوید، قاطعانه نظر خود را ابراز کرده و خونسردی خود را حفظ کنید. بگذارید آن‌ها از خواسته و تفکر شما اطلاع پیدا کنند. جملات خود را با این که چه فکر می‌کنید و چه احساس و خواسته‌ای دارید، شروع کنید. اما انتظار پاسخ مناسب و درک متقابل از آن‌ها نداشته باشید. شما نمی‌توانید والدین خود را تغییر دهید و تنها کاری که از شما بر می‌آید این است که به حرف‌های آن‌ها اعتنایی نداشته باشید.
توجه کنید که والدینتان سعی می‌کنند با حرف‌هایشان شما را گیج کنند و یا ترحم شما را بر انگیزند اما همان‌طور که گفته شد وارد بازی آن‌ها نشوید و اجازه ندهید آن‌ها برایتان تصمیم بگیرند. نظرات خود را مودبانه و با خونسردی ابراز نمایید و توجه کنید که شما باید با خودتان و احساستان صادق باشید و مشخص کنید که یکسری رفتارهای خاص را تحمل نمی‌کنید.

رفتارهای بد والدینتان را تلافی نکنید.

وارد بحث شدن و دعوا کردن متقابل نه تنها رفتار والدین را تغییر نمی‌دهد بلکه باعث می‌شود احساسات بد شما تشدید شود. به جای دعوا به دنبال روش‌هایی برای برطرف کردن تنش باشید. به طور مثال پیشنهاد صرف چای بدهید یا با صدایی آرام و مهربان با آن‌ها صحبت کنید. البته انکارپذیر نیست که این رفتار در شرایطی که آن‌ها رفتار مناسبی با شما نداشته‌اند، بسیار مشکل است اما در نظر بگیرید که داد زدن و پرخاشگری کار هوشمندانه‌ای نیست و مشکلی را حل نمی‌کند. اگر هر زمان در مواجهه با والدینتان احساس کردید که می‌خواهید از آن‌ها انتقام بگیرید بدانید که نتیجه این کار برای شما مثبت نخواهد بود. سعی کنید که فاصله خود را با آن‌ها حفظ کنید و در مقایسه با آن‌ها انسان بهتری باشید.

به آینده خود با امیدواری نگاه کنید

شما می‌توانید هر آدمی که دوست دارید، باشید بدون نیاز به این که از پدر و مادرتان تایید بگیرید. آن‌ها فرصت زندگی کردن داشته‌اند پس شما هم باید این فرصت را داشته باشید. ممکن است به دلیل مشکلاتی که با خانواده‌تان داشته‌اید به دنبال عشق در خارج از خانه باشید اما توجه کنید که با اشخاصی که شبیه به والدینتان هستند وارد رابطه نشوید زیرا در بسیاری از موارد انسان‌ها شرایط دوران کودکی خود را در روابطشان بازسازی می‌کنند حتی اگر آن شرایط آزاردهنده باشد برایشان آشناست و به آن عادت دارند.

در صورتی که به خودتان و شرایط آگاه شوید دیگر نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت و حتی لازم نیست از این که بعد از بچه‌دار شدن شبیه والدینتان شوید بهراسید.
علاوه بر آن شما نباید برای این که نمی‌توانید پدر و مادرتان را در خانه تحمل کنید، از افراد دیگر به عنوان راه فرار استفاده کنید زیرا با این کار ممکن است مشکلات بیشتری برای خود ایجاد نمایید.

به خودتان باور داشته باشید

باور نکنید که شما همان طور که والدینتان اظهار می‌دارند فرزند بدی هستید. یک لیست از نکات مثبت شخصیتی و توانایی‌هایتان تهیه کنید. اگر شما فردی خودسرزنش‌گر هستید بدانید که همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند و اشتباه کردن چیز بدی نیست. اما لازم است که از اشتباهات درس بگیریم و تکرارشان نکنیم.

با یک شخص مطمئن صحبت کنید

صحبت کردن با دوستانی که به آن‌ها اعتماد دارید و به اشتراک گذاشتن احساساتتان می‌تواند در کنار آمدن با شرایط و تخلیه انرژی منفی بسیار کمک کننده باشد. علاوه بر آن صحبت با مشاور خانواده نیز در کاهش آسیب ناشی از رفتارهای اشتباه والدین بسیار تاثیرگذار است. مشاور خانواده در زمینه مشکلات خانوادگی تخصص دارد و شما می‌توانید بدون این که نگران قضاوت شدن باشید با او به راحتی صحبت کنید. مشاور خانواده به شما کمک می‌کند که با راه‌کارهای مناسب که به عدم تاثیر پذیری مخرب از والدینتان کمک می‌کند، آشنا شوید.

تلفن کلینیک روانشناسی

چگونه با خیانت پدر کنار بیاییم

چگونه با خیانت پدر کنار بیاییم؟

زمانی که فرزندان متوجه خیانت پدرشان می‌شوند معمولاً دچار سردرگمی شده و سؤالاتی از این قبیل برایشان ایجاد می‌شود: در مواجهه با خیانت پدر چه برخوردی باید داشته باشند؟ در صورتی که مادر از خیانت خبر نداشته باشد، آیا باید او را در جریان قرار دهند؟ آیا لازم است که مانع پدرشان شوند؟ این در حالی است که خود فرزندان نیز در هر سنی که باشند به صورت مستقیم از خیانت پدر آسیب می‌بینند.

در این مقاله با بررسی آسیب‌های ناشی از خیانت پدر، در خصوص نحوه برخورد با این موضوع و گذشتن از احساسات منفی ناشی از آن صحبت شده است.

تأثیرات منفی خیانت پدر بر فرزندان

الگوی خیانت می‌تواند به شکل ارثی از یک نسل به نسل دیگر منتقل شود. فرزندان پدری که خیانت می‌کند به احتمال بیشتری در آینده به همسر خود خیانت می‌کنند. یکی از درس‌هایی که فرزندان از پدر خیانت‌کار می‌گیرند این است که هر کاری که دوست داشته باشند، می‌توانند انجام دهند و نیازی نیست عواقب کار خود را در نظر بگیرند. تحقیقات نشان داده است که تجربه خیانت پدر در کودکی تأثیرات خاموشی بر روان کودک می‌گذارد که ممکن است تا زمانی که فرد وارد رابطه عاطفی نشود، خود را نشان ندهد.

علاوه بر آن فرزندانی که با خیانت پدر به مادر مواجه می‌شوند، احساس می‌کنند که به آن‌ها نیز خیانت شده و اغلب توانایی خود را برای اعتماد کردن از دست می‌دهند. همچنین ممکن است تصور کنند که لیاقت دوست داشته شدن و تعهد شریک عاطفی خود را ندارند.

درک دلایل خیانت پدر به مادر

در مواجه شدن با خیانت پدر بهتر است با دلایل خیانت آشنا شویم تا بتوانیم به درک بهتری از شرایط برسیم. این موضوع به این معنی نیست که بد بودن خیانت را توجیه کنیم، بلکه با دانستن دلایل خیانت می‌توانیم با آسیب کم‌تری با موضوع برخورد نماییم. البته باید در نظر گرفت که انسان‌ها موجودات پیچیده‌ای هستند و دلایل مطرح شده در ادامه به طور قطع ممکن است شامل حال خانواده شما نشود.

  1. دو نوع فرد خیانت‌کار وجود دارد. نوع اول خیانت‌کار فرصت طلب و نوع دوم خیانت‌کار سریالی است. نوع اول به این معنی است که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که او را به خیانت وا می‌دارد، اما در نوع دوم فرد خیانت‌کار با خواست خود و با برنامه‌ریزی به خیانت روی می‌آورد و خود را برای این کار محق دانسته و احساس پشیمانی نمی‌کند. والدین خیانت‌کار در اکثر موارد از نوع اول هستند.
  2. مونوگامی (تک همسری) معمولاً برای انسان‌ها مشکل است. طبیعت در طول تکامل کسانی را انتخاب کرده که توانسته‌اند با اشخاص بیشتری رابطه برقرار کنند و ژن‌های خود را به نسل بعد منتقل نمایند. بنابراین ما نیز به تبعیت از اجدادمان میل به چند همسری داریم. البته این موضوع به این معنی نیست که انسان نمی‌تواند متعهد باشد و هیچ رابطه‌ای بدون خیانت نیست.
  3. اکثر افراد دوست ندارند که خیانت کنند. بنابراین بدانید که پدر شما نیز برای خیانت برنامه‌ریزی نکرده است. خیانت زمانی رخ می‌دهد که به صورت هم‌زمان فرصت، تمایل جنسی و نیاز تأمین نشده وجود داشته باشد. فرد خیانت‌کار تصور می‌کند که نمی‌تواند نیازهای خود را از رابطه با همسرش تأمین کند. این نیازها بیشتر شامل صمیمیت، درک شدن و تحسین شدن است و در موارد کمی به دلیل هوس و نیاز جنسی می‌باشد.
  4. انسان‌ها معمولاً بر اساس احساساتشان رفتار می‌کنند و نه بر اساس منطق. در صورتی که فرصت، تمایل جنسی و نیاز تأمین نشده وجود داشته باشد، اختیار و منطق کم‌تر می‌تواند از خیانت فرد جلوگیری کند. البته این موضوع به این معنی نیست که فرد خیانت‌کار نباید پاسخگوی اعمال خود باشد.

خیانت پدر به مادر

کنار آمدن با احساسات منفی ناشی از خیانت پدر

زمانی که شما به خیانت پدر پی می‌برید، ممکن است کل دنیا برایتان زیر و رو شود و احساساتی نظیر خشم، ناامیدی، گیجی، گناه، خجالت و احساس این که به شما خیانت شده، داشته باشید. در ادامه روش‌هایی برای کنار آمدن با این احساسات منفی ارائه شده است:

  1. بدانید که این موضوع تقصیر شما نیست. شما هیچ تأثیری در خیانت پدرتان نداشته‌اید. این که پدرتان به مادرتان وفادار نبوده مربوط به وضعیت احساسی و رابطه میان والدینتان است.
  2. اجازه ندهید که احساس خجالت والدینتان روی شما تأثیری بگذارد. شما ممکن است احساس کنید که دوست ندارید دیده شوید چون کل دنیا خیانت پدرتان را می‌داند. این موضوع درست نیست، حتی اگر کل اطرافیانتان از این مسئله اطلاع داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما هیچ کار اشتباهی انجام نداده‌اید و دلیلی ندارد که احساس شرم داشته باشید.
  3. اشکالی ندارد که از پدرتان عصبانی باشید. پدر شما رفتار بدی داشته که بر کل خانواده اثر گذاشته است. پس اشکالی ندارد که نسبت به او احساس خشم داشته باشید. اما اجازه ندهید که احساس خشم کنترل شما را در دست بگیرد و ریشه بدواند. احساس خشم در طولانی مدت می‌تواند به شما آسیب برساند.
  4. با یک فرد معتمد صحبت کنید. بیان احساسات بدون این که کسی شما را قضاوت کند، می‌تواند برای تخلیه احساسات منفی مفید باشد.
  5. با یک مشاور صحبت کنید. مشاور خانواده در خصوص مشکلات خانوادگی، خیانت والدین و تأثیرات منفی آن در خانواده تخصص دارد و می‌تواند به شما کمک کند که با حداقل میزان آسیب این شرایط را پشت سر بگذارید.
  6. زندگی خود را با کیفیت قبلی ادامه دهید. بدون توجه به این که چه بر سر رابطه‌ی پدر و مادرتان می‌آید، اهداف تحصیلی و شغلی خود را دنبال کنید.
  7. اجازه ندهید که اشتباه دیگری بر زندگی شما تأثیر بگذارد و هویت شما را تعریف کند. شما نباید به دلیل این که پدرتان خیانت کرده اعتمادتان را به همه آدم‌های اطرافتان از دست بدهید. خیانت در روابط شایع است و ممکن است اتفاق بیافتد اما در نظر داشته باشید که اکثر افراد به روابط خود پایبند هستند و خیانت نمی‌کنند.

نحوه برخورد با پدر خیانت‌کار

به طور قطع رابطه شما با پدرتان بعد از برملا شدن خیانت آسیب می‌بیند، اما این که در ادامه به چه شکل پیش رود به این بستگی دارد که قبل از خیانت رابطه‌تان چگونه بوده است. توجه داشته باشید که شاید به نظر برسد که پدرتان به شما نیز خیانت کرده اما در واقع این خیانت تنها معطوف به مادرتان می‌شود. در برخورد با خیانت پدر موارد زیر را در نظر بگیرید:

  1. بی‌طرف باشید. شاید سخت باشد که در این شرایط طرف مادرتان را نگیرید، اما حقایقی وجود دارد که ممکن است شما از آن‌ها با خبر نباشید. وظیفه شما نیست که بین پدر و مادرتان وساطت کنید. اجازه دهید که آن‌ها خودشان مشکلات زناشویی خود را برطرف کنند.
    – اگر مادرتان در جریان خیانت نیست به او چیزی نگویید. این وظیفه شما نیست که حقایق را فاش کنید.
    – اجازه ندهید که والدینتان علیه والد دیگر از شما استفاده کنند.
    – سنگ صبور والدینتان نباشید. شما فرزند آن‌ها هستید و نباید مشکلات آن‌ها را بر دوش بکشید. این وظیفه والدین است که از شما در برابر مشکلات و آسیب‌ها محافظت کنند.
  2. با پدر و مادرتان با احترام و عشق رفتار کنید. اگرچه به دلیل خشمی که نسبت به پدرتان دارید ممکن است نتوانید رفتار مناسبی با او داشته باشید، اما در نظر بگیرید که پدرتان تنها به مادرتان خیانت کرده و شما را به شکل قبل دوست دارد. پس با هر دوی آن‌ها به یک شکل رفتار کنید.
  3. موضع خود را برای آن‌ها مشخص کنید. بگویید که موافق رفتار پدرتان نیستید اما در مشکلات میان آن‌ها دخالت نمی‌کنید.
  4. پدرتان را ببخشید. شاید شما نتوانید پدر خود را مانند قبل ببینید و دیدگاهتان نسبت به او تغییر کرده باشد. اما این را مرحله‌ای از بزرگ شدن بدانید زیرا شما دیگر مانند کودکی پدر و مادرتان را مصون از خطا نمی‌بیند و با واقعیت‌های زندگی آشنا شده‌ و به شناخت بهتری رسیده‌اید.

تلفن کلینیک روانشناسی

بی نظمی همسر

با بی نظمی و شلختگی همسر چه کنیم؟

تعریف نظم برای اشخاص مختلف متفاوت است. شاید شنیده باشید که نظم برای بعضی از افراد در بی‌نظمی تعریف می‌شود. تفاوت در نیاز به نظم و سازماندهی در بین کسانی که هم خانه هستند مشکلات بسیاری ایجاد می‌کند. این مسئله در بین زوجین نیز شایع است. شما ممکن است از خیلی جهات با همسر خود تفاهم داشته باشید، اما زمانی که به نظم و مرتب کردن وسایل برسید، شاهد اختلاف نظر بسیاری شوید. غالبا خانم‌ها بر این عقیده هستند که بیشتر کارهای خانه را آن‌ها انجام می‌دهند؛ این در حالی است که آقایان نیز اظهار می‌دارند در کارهای خانه به اندازه مساوی سهیم هستند.

این اختلاف نظرها سبب ایجاد بحث و درگیری در میان زوجین می‌شود. به همین منظور در این مقاله در خصوص راهکارهای مقابله با بی نظمی و شلختگی همسر صحبت شده است.

راهکارهای مقابله با بی نظمی و شلختگی همسر

این مسئله که روزانه با شلختگی همسرتان مواجه شوید، می‌تواند بسیار خسته کننده باشد، اما غر زدن و شکایت کردن مداوم تاثیری ندارد و فقط آرامش خانه را برهم زده و میان شما و همسرتان فاصله می‌اندازد. در این بخش به کمک مشاورین خانواده راهکارهایی برای مقابله با شلختگی همسر ارائه شده است.

سعی کنید از دید همسرتان به قضایا نگاه کنید

خیلی آسان است که روزانه از شلختگی همسرتان شکایت کنید اما راه کار بهتر این است که سعی کنید از دید او به مسائل نگاه کنید. شاید همسر شما شیفت شب کار می‌کند و در روز به استراحت و سایر وظایفش می‌پردازد. شاید همسر شما نمی‌خواهد باعث آزارتان شود و فقط حساسیت کمتری نسبت به بی‌نظمی داشته و به اندازه شما متوجه به هم ریختگی نمی‌شود. به این موضوع نیز دقت داشته باشید که خانم‌ها نگاه ریزبین‌ و دقیق‌تری نسبت به آقایان دارند که این مورد در تقسیم بندی کارها بهتر است در نظر گرفته شود. سعی کنید بدون قضاوت به مشکلاتتان نگاه کنید.

یک لیست از مسائلی که شما را آزار می‌دهد، تهیه کنید

ممکن است همسر شما مهارت ضعیفی در تا زدن لباس داشته باشد یا هیچ‌وقت سینک ظرف‌شویی را خالی نکند، اما در انجام سایر کارهای خانه ماهر باشد. یک لیست از کارهایی که همسرتان در آن‌ها ناتوان است و یک لیست از کارهایی که به خوبی انجام می‌دهد، تهیه کنید. با انجام این کار تمرکزتان از نقاط منفی همسرتان برداشته شده و در برخورد با او صبر بیشتری نشان می‌دهید. شما باید به نظر همسر خود نیز احترام بگذارید. چرا فقط خواسته شما باید اجرا شود؟ چه کسی می‌تواند بگوید که چه سطح از تمیزی قابل قبول است؟ معیار انسان‌ها در خصوص تمیزی با یکدیگر فرق دارد. شما باید به دنبال راه حلی باشید که برای هر دو نفر شما راحت و راضی کننده باشد.

چگونگی رفتار با همسر شلخته

یک زمان مشخص برای صحبت تعیین کنید

از آن جایی که شما با یکدیگر زندگی می‌کنید ممکن است این مسئله بیهوده به نظر برسد. اما کارشناسان بر این باور هستند که تعیین یک زمان هفتگی یا ماهانه برای صحبت کردن در خصوص شرایط می‌تواند بسیار مفید باشد و سبب ‌شود که افراد احساسات و نیازهای خود را در عصبانیت و به یک شکل نامناسب ابراز نکنند. شما باید با یکدیگر در آرامش صحبت کنید و به یک سناریو برسید که برای هر دو نفر شما راضی کننده باشد. اگر بتوانید در خصوص بی نظمی و شلختگی همسرتان به راحتی صحبت کنید، در خصوص سایر مشکلات نیز می‌توانید به یک راه حل مناسب برسید.

برای تمیز کردن خانه کمک بگیرید

شما می‌توانید یک بار در ماه از نیرو خدماتی کمک گرفته تا در تمیز کردن خانه به شما کمک کند. زوجین در ابتدای زندگی علاقه دارند که کارهای خانه را خودشان به تنهایی انجام دهند اما کمک گرفتن از بیرون به خصوص برای نظافت‌های کلی می‌تواند مفید باشد و مشکل شما را کم‌تر کند.

تشویق یکدیگر را فراموش نکنید

ممکن است همسر شما با خواسته شما مبنی بر رعایت بیشتر نظم موافق باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند. در این شرایط شما باید در نظر بگیرید که تغییر کردن بسیار مشکل است؛ پس هر قدم کوچکی که همسرتان بر می‌دارد ببینید و به خاطر آن تشکر کنید. زمانی که همسر شما دیده شود و از جانب شما مورد تحسین قرار بگیرید، انگیزه بیشتری برای تغییرات بیشتر پیدا می‌کند. تغییر یک شبه انجام نمی‌شود، پس کمی صبور باشید و در این زمان به همسرتان انگیزه کافی برای تغییرات بیشتر بدهید.

دقیق‌تر نگاه کنید

خودتان را بهتر ببینید. دقت کنید که به چه دلیل بی نظمی و شلختگی همسرتان شما را آزار می‌دهد. شاید شما دچار اختلال وسواس باشید که این اختلال در مسائل دیگر زندگی شما نیز سبب ایجاد مشکل شده باشد. به طور مثال ممکن است شما علاوه بر نظم، عجول نیز باشید یا انتظارات بیش از حد از خودتان داشته و مدام خودتان را قضاوت کنید. از طرف دیگر به رفتارهای همسرتان نیز نگاه دقیق‌تری داشته باشید. شاید والدین همسرتان به او هیچ‌وقت کاری محول نکرده باشند و این موضوع سبب شده که وی احساس مسئولیت کمی داشته باشد. علت رفتار و احساس خود و همسرتان را پیدا کنید. هر رفتار همسرتان نشان دهنده این نیست که اهمیت کمی به شما می‌دهد یا خواسته شما را در نظر نمی‌گیرد. زمانی که به شناخت بیشتری از خودتان و همسرتان برسید، راحت‌تر می‌توانید او را درک کنید و قضاوت کمتری داشته باشید.

از مشاور خانواده کمک بگیرید

اگر هیچ کدام از موارد گفته شده برای شما مفید واقع نشود و بی نظمی و شلختگی همسرتان همچنان شما را آزار ‌دهد، می‌توانید از یک متخصص و مشاور خانواده کمک بگیرید. مشاور خانواده به بررسی الگوهای روابط میان اعضا و نقش هر یک از زوجین می‌پردازد و از نقاط قوت شخصیتی هر یک برای برطرف کردن مشکل پیش آمده بهره می‌برد. گاهی اختلافات میان زوجین به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد و در نهایت هر یک از زوجین تنها به خودشان حق می‌دهند. در این شرایط شنیدن نظرات یک شخص متخصص و بی‌طرف می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

تلفن کلینیک روانشناسی