مقالات روانشناسی مرکز مشاوره تلفنی سرای مشاور

بداخلاقی پدر و مادر

با پدر و مادر بد چه کنیم؟

دعوا با پدر مادر بد می‌تواند زندگی آرام را از فرزندان سلب کند. اگر شما و والدینتان با هم کنار نمی‌آیید، به این خاطر که خیلی سخت‌گیر هستند و عین‌حال مسئولیت‌پذیر نیستند، ممکن است ارتباط خوبی نتوانید با هم برقرار کنید. در این مواقع باید به دنبال راهکارهایی برای کنار آمدن با والدین بد خود باشید.

پیش از انجام هر رفتاری بهتر است به این سوالات نیز پاسخ داده شود. واقعا چیزی به نام پدر و مادر بد و غیرمنطقی نیز وجود دارد؟ آیا مادران و پدرانی هستند که هدفشان از زندگی این است که کودکی را به دنیا آورند و تنها با هدف بچه‌دار شدن آسیب‌هایی روحی و روانی جدی به او وارد کنند؟!

روان‌شناس آلیسون کرنر و روزنامه‌نگار آنجلا نوین معتقد هستند که چنین افرادی نیز وجود دارند. تعیین مرز میان به‌اندازه کافی خوب بودن یا وحشتناک بودن کجاست؟! تقریباً هر والدینی می‌تواند به کاری فکر کند که در اوج عصبانیت انجام داده و بعداً پشیمان شده، اما تفاوت اساسی این است که چنین افرادی عذرخواهی می‌کنند و گاهی از اشتباهی که مرتکب شده‌اند به‌شدت پشیمان شوند.

پدر و مادر غیرمنطقی این کار را انجام نمی‌دهند، زیرا لازمه اصلی فرزندپروری که قرار دادن آن‌ها در اولویت اول زندگیشان است را رعایت نمی‌کنند. معمولا برای چنین افرادی هر چیز دیگری غیر از فرزند اولویت شماره یک است. آن‌ها جزو والدین خودشیفته یا خشمگین و وسواسی هستند که به نیازهای معمولی فرزندشان توجه نمی‌کنند. در ادامه این مطلب از بخش مقالات سرای مشاور قصد داریم درباره پدر و مادر بد و نحوه برخورد با آن‌ها راهکارهایی را مطرح کنیم.

پدر و مادر بد چگونه هستند؟

مواردی وجود دارد که توسط هر کسی بد تلقی می‌شوند. مثل آزار جسمی، غفلت، آزار عاطفی و سوءاستفاده جنسی جزو صفات رفتاری هستند که اکثر آن‌ها در گروه پدر و مادر بد قرار می‌گیرند.

اگر کسی دچار یکی از این اختلال‌ها باشد باید فورا به مشاور مراجعه کند. اما فراتر از کودک‌آزاری و بی‌توجهی کارهایی وجود دارد که والدین ممکن است انجام بدهند یا بگویند که گاهی ناخواسته می‌تواند منجر به پیامدهای جبران‌ناپذیری برای فرزندان شود.

فوق‌العاده مهم است که میان تجربه یک لحظه بد با اینکه پدر و مادر بد هستند، تفاوت وجود دارد. گاهی برای فرزندان رفتار پدر و مادرها این‌گونه تعبیر می‌شود که آن‌ها می‌خواهند بگویند من باهوشم و تو خنگی یا من درست می‌گویم تو اشتباه می‌کنی و تو هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی. اگرچه برخی از افراد درباره تربیت فرزندان اختلاف نظر دارند، اما بیشتر افراد دارای ویژگی‌های مثبت و منفی در ارتباط با فرزندپروری هستند.

چگونه مشکلات با پدر و مادر را کمتر کنیم؟

۱. آرام بمانید

دعوا با پدر و مادر غیرمنطقی که شروع به انتقاد شدید می‌کنند را فراموش کنید. بهتر است به جای بحث متقابل و فریاد زدن روش‌هایی برای حفظ آرامش و کنترل در موقعیتی چالش‌برانگیز را در پیش بگیرید.

تنفس آگاهانه و مدیتیشن را به شما توصیه می‌کنیم. این موارد کمک می‌کنند تا زمانی که مورد انتقاد و حمله والدین بد قرار می‌گیرید، آرامش خود را حفظ کنید. همچنین می‌توانید علاوه بر تنفس و حفظ آرامش، انتقاد شدید پدر و مادر غیرمنطقی را با صفات مثبت خود جایگزین کنید.

۲. سعی کنید که موقعیت خود را بپذیرید.

اغلب دشوار است که بدانید مشکل از کجاست و گاهی امکان دارد احساس قدم گذاشتن روی پوست تخم‌مرغ را تجربه کنید. آن‌ها برخی از روزها خوب هستند و برخی از روزهای دیگر می‌توانند وحشتناک باشند و با فریادها و اتهامات عجیب و غریبی شما را محکوم کنند. شما می‌توانید با پذیرش موقعیت این امکان را به خود بدهید تا دلیل رفتارهای پدر و مادر خود را کشف کنید.

۳. به دنبال تلافی نباشید.

بحث و جدل فقط اوضاع را بدتر می‌کند. این باعث می‌شود که احساس  وحشتناکی به شما دست دهد و چیزی هم تغییر نخواهد کرد. درعوض راه‌های ساده‌ای برای کاهش دعوا با پدر و مادر وجود دارد، مثل این‌که پیشنهاد دهید یک فنجان چای درست کنید یا با صدای آرام صحبت کنید و از تماس مستقیم چشمی خودداری کنید.

اگر در هر مرحله‌ای از زندگی خود وسوسه شدید که والدین بدرفتار خود را به چالش بکشید و به‌دنبال انتقام باشید، به خودتان یادآوری کنید که نمی‌توانید برنده شوید و شانس اینکه به نتیجه مثبت برسید، بسیار کم است.

همچنین شما نمی‌خواهید که مانند آن‌ها رفتار کنید. اجازه دهید گذشته به‌مرور زمان پاک شود، کینه‌ها را دور بریزید و سال‌ها با خود حمل نکنید. فاصله خود را حفظ کنید و به‌جای آن روی اینکه خودتان شخصیت بهتری داشته باشید، متمرکز شوید.

مادر بد کیست

۴. به آینده خود امیدوار باشید

شما می‌توانید حتی بدون تأیید پدر و مادر غیرمنطقی خود به فردی تبدیل شوید که می‌خواهید در هر زمینه‌ای از زندگی قرار داشته باشید. نگرانی در مورد اعتماد به افراد اطراف خود کاملاً قابل درک است، بنابراین همه امور را به ‌آرامی انجام دهید. با کسی که مانند والدین شماست و رفتار نابه‌هنجاری دارد یا چون یک راه فرار محسوب می‌شود، تعامل نکنید.

گاهی ممکن است نگران این موضوع باشید که اگر بچه‌دار شوید، فرزند شما مشکلات با پدر و مادر بد را تجربه خواهد کرد؛ زیرا رفتار آن‌ها روی شما تاثیر گذاشته است. بسیاری از روانشناسان باور دارند که بعید است از همان ابتدا به کودک خود توجه محبت‌آمیز داشته باشد یا او را تشویق و تمجید کنید. اما مداوم باید به خود یادآوری کنید که این کودک شماست و بدون خواسته خود پا به دنیا گذاشته و اکنون نیاز به محبت شما دارد.

۵. به خودتان ایمان داشته باشید

شما به هیچ‌وجه نباید باور کنید که همان فرد بدی هستید که پدر و مادر غیرمنطقی شما ادعا می‌کنند. بهتر است فهرستی از ویژگی‌ها و توانایی‌های خود تهیه کنید و هدف داشته باشید، در هر کاری که انجام می‌دهید در محل کار یا با دوستان بهترین خودتان باشید.

اگر تمایل به انتقاد از خودتان دارید، به خود یادآوری کنید که گاهی همه اشتباه می‌کنند. مهم این است که از همه آن مشکلات زندگی درس بگیرید و در دفعات بعد بهتر عمل کنید.

۶. با کسی صحبت کنید که به او اعتماد دارید

مشکلات با پدر و مادر بد و زندگی با آن‌ها ممکن است شما را به یک فرد منزوی تبدیل کند. شاید هم خواهر و برادری نداشته باشید که به آن‌ها اعتماد کنید و دوستانتان هم به‌اندازه کافی با والدین خود رابطه خوبی داشته باشند.

این امکان وجود دارد که با صحبت کردن درباره‌ی موقعیت خود احساس بدی مثل بی‌وفایی را تجربه کنید و به نوعی برای رفتار آن‌ها خود را مقصر بدانید.

قبل از اینکه به چنین افرادی اعتماد کنید، در ابتدا آن‌ها را امتحان کنید یا بسته به سنتان در ابتدا می‌توانید با یک معلم دلسوز، یکی از بستگان بزرگ‌تر که قابل‌اعتماد هستند یا حتی با شریک زندگی‌تان هم‌صحبت شوید.

۷. مراقب سلامتی خود باشید

چالش‌ها و مشکلات با پدر و مادر بد ممکن است شما را در شرایطی قرار دهد که از خود غافل شوید. به اندازه کافی غذای سالم نخورید، ورزش و خواب راحت هم نداشته باشید. همه این موارد باعث می‌شوند احساس قوی‌تر و خوشایندتری داشته باشید. پیشنهاد می‌کنیم گاهی به خودتان غذای ساده بدهید، این غذای ساده می‌تواند شامل غذای روح مثل کتاب خواندن یا حمام کردن طولانی‌مدت یا بیرون رفتن با یک دوست مورد اعتماد باشد.

۸. با درمانگر صحبت کنید

گاهی ممکن است تعامل با پدر و مادر غیرمنطقی شما را به جایی برساند که به کسی نیاز داشته باشید تا با او صحبت کنید که هیچ نسبتی هم با شما نداشته باشد و بتوانید ۱۰۰درصد به او اعتماد کنید. یک انتخاب خوب برای چنین افرادی درمانگر است. درمانگران به‌خوبی می‌توانند به شما کمک کنند تا مشکلات خود را در خانه سامان بدهید و راهی برای مقابله با آن‌ها بیابید.

یک درمانگر می‌تواند به شما و والدین‌تان کمک کند تا ارتباط بهتری داشته باشید. اگر تصور می‌کنید که والدین‌تان این پیشنهاد را نمی‌پذیرند یا حاضر به انجام چنین کاری نیستند، می‌توانید با گفتن چنین جملاتی مثل من دوست دارم رابطه ما بهبود یابد، اما فکر می‌کنم به کمک فرد متخصص نیاز داریم، شاید بتوانید رضایت آن‌ها را برای ارتباط با روان درمانگر جلب کنید.

سخن پایانی و خدماتی که می‌توانید از سرای مشاور دریافت کنید

دعوا با پدر مادر بد به‌خاطر اختلاف نظر، پرخاش‌گری و انتقاد شدید به رفتار و اینکه همیشه حق با آن‌هاست، می‌تواند باعث شکستن دل فرزند شود. بنابراین برای شما که به‌عنوان یک فرزند به دنبال بهبود رابطه خود با والدین‌تان هستید پیشنهاد می‌کنیم که پیش‌از انجام هر کاری آرامش خود را حفظ کنید، به آینده خود امیدوار باشید و در انتها با یک روان‌درمانگر حرفه‌ای ارتباط بگیرید.

سرای مشاور با ارائه خدمات مشاوره‌ای به‌صورت تلفنی و حضوری می‌تواند در این حوزه به شما کمک کند. یک درمانگر حرفه‌ای و متخصص را به شما معرفی کند تا بتوانید ارتباط با پدر و مادر غیرمنطقی را بهبود ببخشید.

تلفن کلینیک روانشناسی

عوارض رابطه از پشت

شوهرم رابطه مقعدی میخواد

خانم‌های متعددی را می‌بینیم که با بیان جمله شوهرم رابطه مقعدی میخواد، به نوعی واکنش و نگرانی درونی از برقراری این نوع رابطه جنسی با همسر خود بیان می‌کنند. هرچند که این سبک رابطه در علم پرشکی نیز توصیه نمی‌شود، اما آگاهی از معایب آن و آشنایی با روش‌های مناسب در صورت رضایت طرفین می‌تواند به ایجاد یک رابطه نرمال و ایده‌آل کمک کند.

رابطه مقعدی عمل قرار دادن آلت تناسلی یا انگشتان در مقعد برای رسیدن به لذت جنسی است. با انجام اقدامات احتیاطی مناسب، رابطه جنسی مقعدی می‌تواند بی‌خطر یا بهتر است بگوییم با خطرات کمتری همراه باشد.

در رابطه مقعدی یکسری عوارض متفاوتی نیز وجود دارد که ممکن است در رابطه جنسی واژینال یا دهانی وجود نداشته باشد. به عنوان مثال، مقعد به طور طبیعی نمی‌تواند خود را مرطوب کند تا ناراحتی و نگرانی‌های مربوط به اصطکاک، مانند آسیب‌های پوستی را کاهش دهد. در ادامه این مطلب از مجموعه سرای مشاور برخی از معایب و خطرات جدی رابطه جنسی مقعدی را برای شما بیان کنیم.

خطرات رابطه جنسی مقعدی چیست؟

اگر شما همواره با این موضوع ذهن خود را درگیر ساخته‌اید و مداوم جمله شوهرم رابطه مقعدی میخواد را تکرار می‌کنید و نمی‌دانید که چگونه او را متقاعد سازید، می‌توانید مهمترین مضرات برقراری رابطه مقعدی را برای او شرح دهید. مضراتی مثل:

۱٫    عفونت باکتریایی

مقعد برعکس واژن، هیچ مواد روان کننده‌ای به‌طور طبیعی از خود تولید نمی‌کند. از طرفی دیگر پوشش رکتوم هم از پوشش واژن به مراتب نازک‌تر است. عدم ترشح طبیعی در مقعد و همین‌طور بافت‌های نازک‌تر، خطر پارگی‌های ناشی از اصطکاک را در رکتوم افزایش می‌دهد. بعضی از این پارگی‌ها امکان دارد بسیار کوچک باشند.

مدفوع انسان به صورت طبیعی حاوی باکتری است، در هنگام خروج مدفوع از بدن فرد، این باکتری‌ها با زخم‌های کوچک رکتوم تماس پیدا می‌کنند و این امر می‌تواند موجب عفونت باکتریایی شود. قابل توجه است که این مسئله خطر آبسه مقعدی را به مراتب افزایش می‌دهد.

برای به حداقل رساندن خطرات ناشی از برقرای رابطه مقعدی، فرد باید اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از پارگی پوست انجام دهد:

  • برای جلوگیری از پارگی توصیه می‌شود از روان کننده‌های مبتنی بر آب استفاده کنید.
  • در صورت برقرار کردن رابطه واژینال، کاندوم خود را تغییر دهید. با انجام این کار مانع از منتقل شدن سایر باکتری‌ها از مقعد به واژن خواهید شد.
  • اگر حین رابطه مقعدی احساس درد یا ناراحتی داشتید، حتما آن را متوقف کنید.
  • مورد استفاده قرار دادن اسپرم‌کش‌ها ممکن است خطر تحریک مقعد را به مراتب افزایش دهد؛ بنابراین در حین برقراری رابطه جنسی مقعدی بهتر است از آن‌ها استفاده نکنید.

 

۲٫    افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های مقاربتی

همان‌طور که در بالا بیان کردیم، رابطه مقعدی می‌تواند منجر به عفونت‌های باکتریایی شود، علاوه بر آن برقراری این رابطه می‌تواند خطر ابتلا به عفونت‌های مقاربتی (STIs) را به مراتب افزایش دهد. اگر همچنان به دنبال جمع‌آوری دلایل بیشتری برای این درگیری ذهنی خود هستید که شوهرم رابطه مقعدی میخواد و من نمی‌دانم باید چه کاری انجام دهم، از این خطر نیز او را آگاه کنید.

به عنوان مثال، احتمال پارگی پوست در طول رابطه مقعدی بسیار بیشتر از رابطه جنسی واژینال است. از این رو در رابطه مقعدی فرصت بیشتری برای انتقال یافتن بیماری‌های مقاربتی وجود دارد. از جمله این بیماری‌ها می‌توان به کلامیدیا، سوزاک، هپاتیت، HIV و تبخال اشاره کرد.

همچنین توجه داشته باشید که بسیاری از بیماری‌های مقاربتی درمانی ندارند، بنابراین هنگامی که به این بیماری‌ها مبتلا می‌شوید احتمال درمان آن‌ها کم است. حتی اگر احتمال رفع شدن آن وجود داشته باشد، زمان زیادی خواهد برد. احتمال انتقال HIV در رابطه مقعدی در مقایسه با سایر رابطه‌ها هم‌چون رابطه جنسی واژینال یا دهانی، بسیار بیشتر است.

برای به حداقل رساندن احتمال انتقال STI (بیماری‌های مقاربتی)، فرد باید در هنگام رابطه مقعدی از کاندوم استفاده کند. همین‌طور افراد باید به نوع روان کننده‌ای که استفاده می‌کنند توجه داشته باشند؛ زیرا روان‌کننده‌های روغنی مانند ژل نفتی می‌تواند به کاندوم‌های لاتکس آسیب برساند. روان کننده‌های مبتنی بر آب برای استفاده با کاندوم توصیه می‌شوند.

خوب است بدانید که کاندوم صد درصد در پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی موثر نیست. توصیه می‌شود افرادی که در معرض خطر HIV بوده مانند اشخاصی که با فردی که HIV دارد در رابطه هستند، از پروفیلاکسی یا PrEP استفاده کنند. پروفیلاکسی یا PrEP از جمله داروهایی هستند که خطر ابتلا به HIV را در فرد کاهش می‌دهند.

علت علاقه مردان به رابطه از پشت

۳٫    احتمال ابتلا به فیستول، یک عارضه نادر

در موارد بسیار نادر، امکان دارد پارگی در پوشش مقعد یا حتی راست روده به مراتب بزرگتر شود و متخصصان به آن شکاف یا پارگی بزرگ می‌گویند. گاهی اوقات، این پارگی آنقدر بزرگ می‌شود که از روده به قسمت‌های دیگر بدن گسترش پیدا می‌کند و پزشکان به آن فیستول می‌گویند. فیستول می‌تواند یک خطر جدی باشد؛ زیرا به مدفوع این اجازه را می‌دهد تا از روده به سایر نقاط بدن برود.

همان‌طور که قبل‌تر بیان کردیم مدفوع به طور طبیعی حاوی مقادیر قابل توجهی باکتری است، داشتن فیستول می‌تواند باکتری‌ها را به سایر قسمت‌های بدن وارد کرده و در نهایت منجر به عفونت و آسیب شود. پزشکان معمولا برای ترمیم فیستول جراحی را پیشنهاد می‌کنند.

فیستول یک عارضه نادر اما جدی ناشی از برقراری رابطه جنسی مقعدی است. به همین خاطر است که می‌گوییم از روان کننده‌های مناسب استفاده کرده  و در صورت بروز درد حتما رابطه را متوقف کنید. آیا باز هم ذهنتان مشغول موضوع شوهرم رابطه مقعدی میخواد و نمی‌دانید چگونه با این سبک رابطه کنار بیایید، می‌توانید، معایب فوق را برای او توضیح دهید و در انتها یک تصمیم آگاهانه و مشترک بگیرید.

آیا امکان باردار شدن پس از برقرای رابطه مقعدی وجود دارد؟

درواقع این امر که یک زن نمی‌تواند پس از برقراری رابطه مقعدی باردار شود کاملا غلط است. نمی‌توان گفت که شما بعد برقراری چنین رابطه جنسی با همسر خود هرگز باردار نخواهید شد‌‌؛ زیرا امکان دارد منی بعد از رابطه جنسی مقعدی وارد واژن شود. البته توجه داشته باشید که احتمال رخ دادن همچین اتفاقی بسیار کم بوده، اما غیر ممکن هم نیست.

توصیه می‌شود برای جلوگیری از بارداری، در هنگام برقراری رابطه جنسی از کاندوم استفاده کنید. اگر قصد برقراری رابطه واژینال را بعد از ارتباط مقعدی دارید، باید کاندوم خود را عوض کنید تا تماس با باکتری‌ها به حداقل برسد.

آیا ارتباط جنسی مقعدی خطرات بلندمدتی وجود دارد؟

استفاده از روان‌کننده کافی باید بی اختیاری مدفوع را در فرد کاهش دهد. برخی از افراد بر این باورند که رابطه مقعدی می‌تواند موجب کشیده شدن راست روده شود که این آسیب در نهایت منجر به بی اختیاری مدفوع می‌شود. در بیشتر موارد، کارشناسان پزشکی با این امر مخالف هستند.

با این حال، مجله آمریکایی Gastroenterology در سال ۲۰۱۶، در یک تحقیق رابطه جنسی ۴۱۷۰ بزرگسال را بررسی کرد. محققان از بزرگسالان پرسیدند که آیا تا به حال رابطه مقعدی و بی اختیاری مدفوع داشته‌اند یا خیر.

آنها دریافتند که ۳۷٫۳ درصد از زنان و ۴٫۵ درصد از مردان این سبک از رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند. همچنین آن‌ها دریافتند که میزان بی‌اختیاری مدفوع در مردان و زنانی که از ناحیه مقعد ارتباط جنسی داشتند در مقایسه با مردانی که هرگز جهت برقراری این رابطه اقدام نکرده بودند، بیشتر است. مردانی که رابطه مقعدی داشتند به مراتب بیشتر از زنان از بی اختیاری مدفوع رنج می‌بردند.

این مطالعه محققان را به این نتیجه رساند که ارتباط جدی‌ای میان بی اختیاری مدفوع و رابطه مقعدی وجود دارد. با این حال، بسیاری از کارشناسان از این مطالعه انتقاد کردند؛ زیرا افراد در این تحقیق سایر عوامل موثر در بی اختیاری مدفوع را ارزیابی نکرده بودند.

بنابراین، تایید کامل این مطالعه و نتایج آن برای پزشکان و محققان به عنوان شواهدی مبنی بر اینکه بی‌اختیاری مدفوع یک خطر واقعی و طولانی‌مدت ناشی از برقراری رابطه مقعدی است، دشوار بود.

به صورت کلی، اگر افراد اقدامات احتیاطی هم‌چون استفاده کردن از روان کننده و خودداری از مقاربت در صورت احساس درد را انجام دهند، نیاز نیست بی اختیاری مدفوع را به عنوان یک عارضه طولانی مدت ناشی از برقراری ارتباط جنسی مقعدی در نظر بگیرند.

علت علاقه مردان به رابطه از پشت

بعضی از افراد تصور می‌کنند که علت علاقه مردان به رابطه از عقب به دلیل تمایل به جنس موافق در آن‌هاست اما باید گفت که این چنین نیست. یکی از عمده‌ترین دلایل تقاضای مردان به این رابطه، ایجاد تنوع در رابطه جنسی است. بعد از گذشت چند سال ممکن است ارتباط جنسی به امری روتین و تکراری تبدیل شود و افراد برای ایجاد تنوع خواستار رابطه مقعدی باشند. علاوه بر آن با توجه به این که این نوع نزدیکی خیلی معمول و دست یافتنی نیست، ممکن است بعضی از افراد را به خود جذب کند. از جنبه‌های روانی دیگر این موضوع می‌توان به نیاز به تصاحب کامل یک شخص اشاره کرد که فرد تصور می‌کند با این اقدام به آن دست پیدا خواهد کرد.

بعضی از افراد نیز با ایجاد درد در طرف مقابلشان لذت جنسی می‌برند و با توجه به این که رابطه مقعدی می‌تواند همراه با درد باشد از این نوع رابطه لذت می‌برند. همچنین بعضی از افراد به دلیل تنگ‌تر بودن این ناحیه به این نوع ارتباط علاقه نشان می‌دهند. شناخت علت علاقه شوهرتان به این نوع رابطه می‌تواند به تصمیم گیری شما در این خصوص کمک کند.

برقرای رابطه مقعدی، خوب یا بد؟

برقراری رابطه جنسی مقعدی، درصورتی که رضایت طرفین وجود داشته باشد، مشکلی ندارد. برقراری این رابطه می‌تواند خطرات بسیاری داشته باشد، با این حال با اقدامات احتیاطی مناسب، رابطه جنسی مقعدی می‌تواند با عارضه کمتری همراه باشد. برقرای این رابطه بیش از یک بار در ماه توصیه نمی‌شود؛ زیرا انجام آن بیش از یک‌ بار می‌تواند خطرات جدی برای طرفین رابطه داشته باشد.

در این مبحث از مجموعه مقالات سرای مشاور سعی کردیم به بخش قابل توجهی از افرادی که ذهنشان درگیر مساله شوهرم رابطه مقعدی میخواد و نمی‌دانم این خواسته او را بپذیرم یا خیر اشاره کنیم. همانگونه که متوجه شدید، برقراری رابطه جنسی از ناحیه مقعد، در صورتی که با رضایت دوطرف همراه باشد، مانعی ندارد. اما چنین رابطه‌ای باید با احتیاط و در صورت امکان به تعداد دفعات بسیار کم انجام شود؛ زیرا هدف از برقرای ارتباط جنسی رسیدن به یک لذت دوطرفه و استحکام بخشیدن به خانواده است.

معایب ارتباط جنسی مقعدی به مراتب بیشتر از مزایای آن است و گاهی امکان دارد که افراد را دچار بیماری‌های مقاربتی جدی کند که شیوه‌های درمان آن طولانی و گاهی هم غیرممکن است.

تلفن کلینیک روانشناسی

دلایل جیغ زدن کودک: چگونه آن را کنترل کنیم؟

بیشتر پدر و مادرها حس دردناک جیغ زدن کودک را تجربه کرده‌اند و این می‌تواند باعث ترس، عصبانیت یا حتی گاهی رنج در آن‌ها شود. اگر کودک دائماً جیغ می‌کشد، ممکن است احساس ناخوشایندی در شما پدید آید.

به‌جای آنکه در این مواقع احساساتی تصمیم بگیرید، مثلاً سریعاً عصبانی شوید یا این‌که نتوانید رفتار خود را کنترل کنید، بهتر است به‌دنبال دلایل جیغ زدن کودک خود باشید. گاهی ممکن است این یک سلاحی برای نشان‌دادن عصبانیت کودک یا احساس ناامیدی و عواطف او نسبت‌به شرایط کنونی‌اش باشد.

ما کاملاً درک می‌کنیم که شما از چه چیزی رنج می‌برید، اما در ادامه برای کمک به شما جهت رسیدن به آرامش بیشتر دلایلی که باعث بلند شدن صدای کودک شما می‌شود را بیان کنیم. دلایلی که آگاهی از آن‌ها می‌تواند برای بهبود شرایط مؤثر واقع شود.

چرا گاهی کودکان جیغ می‌کشند؟

دنیای یک کودکی که به‌تازگی شروع به راه رفتن و حرف زدن می‌کند، به‌طور مداوم در حال گسترش است. آن‌ها شروع به کشف آنچه که فراتر از آغوش پدر و مادرشان است، می‌باشند. کاملاً ناگهانی شروع به حرکت می‌کنند و دائماً با صداها و تجربیات جدیدی آشنا می‌شوند.

جالب است بدانید برای کودکان فریاد زدن احساس قدرتمند بودن را منتقل می‌کند؛ درحالی‌که کودکان همیشه مشغول جذب هر اتفاق و رفتاری در اطراف خود هستند، ممکن است توانایی پردازش تجربیات جدید خود را نداشته باشند.

جیغ زدن کودک ممکن است وسیله‌ای برای به اشتراک گذاشتن تحریک بیش‌ازحد، ناامیدی، خشم، گرسنگی، شادی یا هیجان از انجام کاری باشد. این می‌تواند آسان‌ترین راه برای برقراری ارتباط با احساس آن‌ها در زمانی‌که قادر به یافتن کلمات نیستند، باشد. همچنین یکی از معدود مواردی است که آن‌ها به‌خوبی روی آن کنترل کامل دارند؛ زیرا شما به‌عنوان یک پدر مادر از نظر فیزیکی نمی‌توانید جلوی جیغ زدن کودک را بگیرید.

هرچند که گاهی پدر مادرها تنها کاری که می‌توانند انجام دهند پاسخ به فریادهای آن‌هاست. البته این تنها مواردی نیست که باعث جیغ زدن کودک شما می‌شود. درادامه دلایل مهم را مطرح می‌کنیم.

آن‌ها می‌خواهند توجه شما را جلب کنند

این کودکان و دانشمندان جوان شما دوست دارند همه اطراف خود را کشف کنند. آن‌ها به‌سرعت یاد می‌گیرند که وقتی فریاد می‌زنند شما واکنش نشان می‌دهید. مثبت یا منفی بودن واکنش شما برایشان مهم نیست. هر واکنشی هیجان‌انگیز است و به آن‌ها احساس قدرت می‌دهد.

وقتی بچه‌ها توجه تمام‌وکمال شما را بخواهند، هر کاری از دستشان برمی‌آید برای بدست آوردن آن انجام می‌دهند و به‌آسانی یاد می‌گیرند که جیغ زدن یک راه فوق‌العاده مؤثر برای دستیابی به آن است.

جیغ زدن کودک برایشان جذاب است

شاید کمی متعجب شوید، اما دامنه صدای کودک برایشان جذابیت دارد. آن‌ها عاشق شنیدن صدای خودشان هستند. گوش دادن به صدای جیغ بلند خود که از در و دیوار فراتر می‌رود یا در باد ناپدید می‌شود، می‌تواند حسابی برایشان هیجان‌انگیز باشد.

معمولاً جیغ زدن کودک در سنین ۱۸ ماهگی تا ۲ سالگی به اوج خود می‌رسد. آن‌ها به‌خوبی تست می‌کنند که چقدر می‌توانند سروصدا ایجاد نمایند؛ زیرا چیز جدیدی است که یاد می‌گیرند. البته از نظر آن‌ها این یک قدرت جدید است که می‌تواند همه افراد اطراف را متوقف و نظر آن‌ها را جلب کند.

ابراز عصبانیت، خستگی و گرسنگی

یکی دیگر از دلایل جیغ زدن کودک می‌تواند به‌سادگی گرسنگی، خستگی یا عصبانی شدن آن‌ها از چیزی باشد. به‌عنوان مثال، وقتی فرزند شما نمی‌تواند چیزی را که می‌خواهد به دست آورد، شروع به ایجاد بی‌نظمی می‌کند، آن‌ها هنوز خیلی کوچک هستند و نمی‌دانند چگونه با ناامیدی کنار بیایند یا صبوری و درک خود را نشان دهند، این تنها مهارتی است که می‌توانند با استفاده از آن حرف خود را به کرسی بنشانند.

روشی برای ابراز ناراحتی و اضطراب

یکی از دلایل مهم جیغ زدن کودک می‌تواند ناراحتی او از چیزی باشد. مثلاً او در موقعیت‌های خاص ناراحت یا مضطرب است یا زمانی‌که خود را در یک محیط جدید و ناآشنا می‌بیند و مجبور است که با افراد غریبه در ارتباط باشد.

او معمولاً در چنین شرایطی نمی‌تواند آزادانه با اسباب‌بازی‌های خود بازی کند و این ممکن است موجب عصبانیت او شود. معمولاً گریه کودکان را در مکان‌های شلوغ مثل رستوران‌ها، هواپیماها و گاهی در میهمانی‌ها می‌شنویم.

اغلب اوقات وقتی بچه‌ها جیغ می‌زنند، شاید به خاطره بازی با بچه‌های دیگر است. در این مواقع معمولاً مقدار انرژی‌ای که دارند بسیار زیاد است. این نوع جیغ زدن سالم و کاملاً طبیعی است، آن‌ها یاد می‌گیرند که چگونه تمام احساسات شاد و ناراحت‌کننده‌ای را که در حین بازی با دوستان خود دارند را ابراز کنند و فریادهای آن‌ها در این مواقع بسته به لحن آن‌ها می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد.

درمان جیغ زدن کودک

آیا جیغ زدن کودک کمتر از دوسال طبیعی است؟

بیشتر کودکانی که در شرف یادگیری هستند، از این‌که بالاترین درجه صدای خود را آزمایش کنند لذت می‌برند. هر چقدر هم که این کار آن‌ها برای والدین ناامیدکننده یا شرم‌آور باشد، این یک مرحله کاملاً طبیعی از رشد کودک نوپا به شمار می‌رود، گاهی صحبت کردن با والدین دیگر در مورد مراحلی که فرزندتان طی می‌کند نیز کمک‌کننده خواهد بود.

مثلاً می‌توانید در گروهی عضو شوید که برخی والدین تجربه دارند، از آن‌ها بپرسید که چگونه با جیغ زدن کودک خود رفتار کنید؟! به‌احتمال زیاد بیشتر والدین داستان‌هایی برای به اشتراک گذاشتن با شما دارند.

چگونه می‌توانیم جیغ زدن کودک را متوقف کنیم؟

متأسفانه باید یادآوری کنیم که هیچ درمان فوری برای جیغ زدن کودک کمتر از دو سال وجود ندارد. معمولاً برای متوقف ساختن این رفتار آن‌ها باید صبوری و درک کنید. برخی از رفتارهایی که شما به‌عنوان پدر و مادر می‌توانید انجام دهید شامل موارد زیر هستند:

آرامش خود را حفظ کنید

مهم‌ترین نکته‌ای که باید به‌خاطر بسپارید این است که آرام بمانید. جیغ زدن کودک ممکن است انواع احساسات را در بدنتان ایجاد کند به‌همین دلیل بهتر است مجبور شوید قبل‌از پاسخ‌گویی به فرزندتان کمی عقب‌نشینی کرده و احساسات خود را ارزیابی کنید.

آن‌ها نمی‌توانند احساسات خود را کنترل کنند، اما شما با تنفس عمیق می‌توانید به خود یادآوری کنید که حال فرزندتان خوب است و این‌گونه احساسات خود را کنترل نمایید. بهتر است صورت خود را خنثی و صدایتان را نرم و آهسته نگه دارید، تا فرزندتان به آرامش برسد. با ملایمت صحبت کنید و به او یادآوری کنید که می‌تواند با صدای آرام درخواست کمک کند.

زمانی‌که کودک شما دست از جیغ زدن کشید با برقراری ارتباط خوب و ناامیدی او را تصدیق کنید. به او کمک کنید تا راه‌حل‌های بهتری را برای حل مشکل خود در نظر بگیرد.

فضای امن برای او ایجاد کنید

گاهی جیغ زدن کودک واقعاً یک روش ضروری برای تخلیه عصبانیت است. این ممکن است مفید باشد که به کودک خود نشان دهید زمانی‌که نیاز به فریاد زدن دارد، کجا می‌تواند برود.

برخی از والدین به فرزندشان اجازه می‌دهند تا زمانی‌که در اتاق بسته ‌است و کسی مزاحم نمی‌شود، در اتاق‌خواب شان فریاد بزنند. برخی هم امکان دارد ترجیح دهند فرزندشان بیرون برود. گزینه دیگر این است که به کودک خود اجازه دهید تا روی عروسک یا بالشت خود فریاد بزنند.

صرف‌نظر از فضای انتخابی خود، به کودک اطمینان می‌دهید که وقتی آرام است شما نیز در دسترس هستید. دانستن این‌که وقتی فریاد می‌زنند توجه خاصی به آن‌ها نمی‌شود، ممکن است آن‌ها را تشویق کند که زودتر دست از فریاد کشیدن بردارند.

جیغ زدن کودک را می‌توانید سریعاً به یک بازی تبدیل کنید اگر در مکانی ساکت هستید، مانند خانه خود می‌توانید از این رفتار او یک بازی بسازید و ببینید چه کسی می‌تواند برای مدت کوتاهی صدای بلندتری داشته باشد، سپس به‌سرعت ببینید چه کسی می‌تواند آرام‌ترین زمزمه را ارائه دهد.

آن‌ها را به هر فضایی نبرید

تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که معمولاً جیغ زدن کودک در بدترین زمان‌ها و مکان‌ها رخ می‌دهد. در مراسم مذهبی یا عروسی، کنسرت‌های بزرگ رستوران‌ها یا خواربار فروشی‌ها. این‌ها مکان‌هایی نیستند که هر روز فرزندتان را ببرید، کسب تجارب و انتظارات جدید ممکن است باعث ایجاد احساسات ناخوشایند در آن‌ها شود و به‌همین دلیل به جیغ کشیدن متوسل شوند.

به‌جای نادیده‌گرفتن سروصدا یا تلاش برای منطقی بودن فریاد فرزندتان در میان انبوه جمعیت، آن‌ها را بردارید و محیط را ترک کنید. پس‌از بیرون آمدن از آن مکان شلوغ می‌توانید به کودک خود اجازه دهید تا کمی هوای تازه تنفس کند، سپس برای او توضیح دهید که چرا جیغ زدن نامناسب است و قبل‌از بازگشت گزینه‌های جایگزین را ارائه دهید.

بچم خیلی جیغ میزنه چیکار کنم؟

جیغ زدن کودک می‌تواند برای والدین خسته‌کننده باشد. صدای فریاد آن‌ها احساسات را در شما بالا می‌برد و باعث ایجاد چالش می‌شود. اولین کاری که باید انجام دهید این است که خونسردی خود را حفظ کنید. روی یک رفتار آگاهانه و بلندمدت تمرکز کنید.

هنگامی‌که آرام شدید، انتظاراتی را که از فرزندان خود دارید و فرآیندی که برای برآورده‌شدن انتظارات آن‌ها در نظر گرفته‌اید را به‌خاطر بسپارید. اجازه ندهید رفتار شما تغییر کند، این یک فداکاری کوتاه‌مدت است که می‌تواند نتایج بلندمدت مثبتی برای شما به‌همراه داشته باشد.

در صورتی هم که نمی‌توانید با فریاد زدن کودک خود کنار بیایید و به‌دنبال افزایش آگاهی خود برای تربیت بهتر فرزندان خود هستید، می‌توانید از مجموعه سرای مشاور کمک بگیرید. این مجموعه با دارا بودن مشاوران متخصص کودک به‌صورت تلفنی و حضوری می‌تواند به شما والدین عزیز برای راحت‌تر گذراندن این دوران کمک کند.

تلفن کلینیک روانشناسی

تهدید به جدایی در رابطه

چرا تهدید به طلاق در مشاجره دو نفر مشکل ایجاد می کند؟

زندگی زناشویی رابطه‌ای پیچیده است که در بسیاری موقعیت‌ها ممکن است در آن مشاجره رخ دهد. هنگامی که تنش در روابط به بالاترین نقطه خود می‌رسد، آسیب‌های محسوس و نامحسوسی در پی دارد که اختلافات جزئی را به راحتی به دعواهای تمام عیار تبدیل می‌کند.

یکسری از جملات و کلمات در مشاجره‌های زوجین بیشتری کاربرد را دارد مانند: «اون اصلاً من را درک نمیکنه!»، «تحمل شنیدن حقیقت رو اصلاً نداره!» و یا «ادامه زندگی فایده نداره!».

اینکه به چه علتی یکی از زوجین در مشاجره‌ها، دیگری را تهدید به جدایی در رابطه می‌کند، می‌تواند علل مختلفی داشته باشد. ما در این مقاله قصد داریم به ریشه‌یابی اینکه چرا زوجین از تهدید به طلاق در روابط خود استفاده می‌کنند، بپردازیم.

افکاری که زوجین را به تهدید به طلاق تشویق میکند!

اینکه گاهی در زندگی مشترک خود به این فکر کنید که زندگی بدون همسرتان چگونه خواهد بود، کاملا طبیعی است، اما تهدید به طلاق به هیچ عنوان مفید و درست نیست. بر اساس تحقیقات انجام شده، افکار طلاق در طول زندگی مشترک بسیار رایج است. نیمی از تمام زوجهای متأهل بین ۲۵ تا ۵۰ سال گزارش دادند که در حال حاضر یا درگذشته افکار طلاق را به طور صریح یا بدون اینکه بیان کنند، داشته‌اند.

در واقع اندیشیدن به طلاق ممکن است صرفاً تخلیه یا پردازش یک فکر گذرا و ناراحت کننده باشد که نشانه‌ای از وجود یک مشکل در آن رابطه است. از دیگر دلایلی که ممکن است افراد را وسوسه یا  تهدید به طلاق کند، استرس مکرر است که این حس به تدریج به نقطه شکست می‌رسد. یا ممکن است افراد حول یک درگیری ناگهانی یا در حال وقوع یک درگیری به فکر جدایی بیفتند.

صرف نظر از سبک گفتگوی دونفر موضوعات مشترک زیادی وجود دارد که زوج‌ها را به سمت جدایی و طلاق سوق می‌دهد. دلایل عمومی تهدید به جدایی در رابطه توسط افراد عبارتند از:

  • مشکلات ارتباطی
  • احساس شنیده نشدن یا گوش ندادن به یکدیگر
  • مشکلات مالی
  • بحثهای مکرر
  • خیانت
  • روابط نامشروع
  • عدم حمایت احساسی یا عملی (مانند کارهای خانه)
  • عدم توجه کافی به رابطه
  • تعارضات والدین
  • تفاوت‌های مذهبی
  • مسائل مربوط به مصرف مواد
  • مسائل حل نشده

بسیاری از زوج‌ها در طول روابط خود دچار مشکلاتی می‌شوند، اما با کمک یکدیگر می‌توانند طوفان‌های خود را پشت سر بگذارند و در کنار هم زندگی مشترکشان را ادامه دهند. اما گاهی اوقات هم افراد به دلایل مختلف نمی‌توانند به ادامه رابطه فکر کنند و برای حل کردن مشکلاتشان پایان دادن به رابطه را در نظر می‌گیرند.

چرا بیان تهدید به جدایی در رابطه خطرناک است؟

نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که فکر کردن به طلاق و بیان آن به شریک زندگیتان دو چیز بسیار متفاوت است. ازدواج بر این فرض استوار است که هردوی شما به این رابطه چه خوب و یا بد متعهد هستید. در واقع هنگامی که تهدید به طلاق در رابطه بیان می‌شود، امنیت این توافق به هم زده می‌شود.

همانطور که قبلاً اشاره کردیم ممکن است احساس کنید واقعاً بیان این موضوع با شریک زندگیتان به نفع هردوی شما خواهد بود اما اگر قصد واقعی شما طلاق نیست، آن را بیان نکنید.

دکتر کارن شرمن روانشناس و نویسنده توصیه می‌کند: در طول یک مشاجره، احساسات وحشی می‌شوند و چیزهای زیادی گفته می‌شود که ممکن است در اوج احساسات بیان شوند و تلخ باشند، اما تهدید به جدایی در رابطه هرگز نباید بیان شود. دکتر شرمن در ادامه شرح می‌دهد «واضح است که ایده طلاق برای رها شدن از آن رابطه سمی است، اما فراموش نکنید اگر در حال حاضر واقعاً هدفتان جدایی نیست این تهدید را مطرح نکنید؛ زیرا این تهدید در رابطه بسیار ترسناک است». به خاطر داشته باشید که از کلمه طلاق تنها برای ترساندن و یا اذیت پارتنرتان استفاده نکنید؛ زیرا ممکن است پیامدهای بدی برای رابطه‌تان در پیش داشته باشد.

مزایای احتمالی تهدید به جدایی در رابطه

شاید با دیدن این تیتر حسابی جا بخورید اما دکتر آلن هاوکینز، استاد زندگی خانوادگی در دانشگاه بریگام یانگ توضیح می‌دهد: افکار درباره طلاق می‌تواند زنگ خطری سالم برای کار کردن روی روابطتان در زندگی زناشویی  باشد. چنین افکاری ممکن است به شما انگیزه لازم را بدهد تا به مشکلات موجود در رابطه خود رسیدگی و برای حل آن تلاش کنید. با این حال، وارد کردن طلاق به رابطه‌تان خطرات را بالا میبرد و می‌تواند اعتماد را از بین ببرد. در حالی که تحقیقات نشان داده است که افکار طلاق کاملاً رایج است، تقریباً ۹۰٪ از کسانی که گزارش داده بودند که فکر طلاق داشتند، در نهایت به زندگی خود ادامه دادند.

شوهری که مرتب تهدید به طلاق می‌کند

اگر افکار مکرر (یا تهدید) در مورد طلاق دارید، حتماً این موضوع را با شریک زندگی خود یا یک مشاور زوجین مطرح کنید. این فکر به دلایلی در ذهن شماست، پی بردن به چرایی آن و بررسی مسائل مختلف پشت آن بهترین راه برای محافظت و تقویت روابط زناشویی شماست. فراموش نکنید که از بین بردن و نادیده گرفتن این افکار یا تهدیدها بعید است که مشکلات را از بین ببرد یا مشکلات موجود را اساسی حل کند.

راه حل برای عدم تهدید به طلاق در روابط!

دنیس لیمونجلو رواندرمانگر و متخصص روابط دارای مجوز منهتن در رابطه با تهدید به طلاق در روابط معتقد است: «شنیدن تهدید جدایی در رابطه در حین مشاجره می‌تواند ویرانگر باشد». Limongello و سایر کارشناسان نکاتی را در مورد آنچه زوج‌ها باید به جای مطرح کردن طلاق انجام دهند پیشنهاد کردند که شامل موارد زیر است:

یک قرارداد با همسرتان تعیین کنید

یکی از تکنیک‌های ممکن این است که با همسرتان یک قرارداد تعیین کنید. لیمونجلو میگوید: «ایجاد یک قانون اساسی با همسرتان که کلمه طلاق را از دایره لغات شما ممنوع کند، میتواند راهی عالی برای حفظ امنیت با همسرتان باشد.» او همچنین توصیه میکند: تعیین قوانین اساسی از هر نوعی که هر دو بتوانید به آن پایبند باشید میتواند در ایجاد اعتماد در رابطه شما مفید باشد.

او همچنین پیشنهاد می‌کند: هرگز تهدید نکنید، زیرا تحقیقات نشان می‌دهد که این موضوع منجر به افزایش سطح افسردگی، اضطراب و حتی فشارخون خواهد شد. لیمونجلو معتقد است که تهدید کردن یک رفتار سالم در یک رابطه عاشقانه نیست و راه‌های سازنده‌تری برای برآورده کردن نیازهای شما وجود دارد.

گفتگو کنید

تهدیدهای طلاق اغلب از ناتوانی در برقراری ارتباط مستقیم با مشکل اساسی ناشی می‌شود. افرادی که احساس عجز در بیان احساسات خود نظیر عصبانیتشان، آسیب دیدن و یا ترسشان دارند ممکن است که مستقیماً به سمت سلاح نهایی جهش و از تهدید جدایی در رابطه‌شان استفاده کنند.

دلایل زیادی وجود دارد که افراد ممکن است در بیان احساسات و نیازهای خود دچار مشکل شوند. این مشکلات می‌تواند از سبک دلبستگی و تجربیات قبلی در رابطه‌شان باشد. به عنوان مثال، افرادی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، معمولاً تحت تأثیر احساسات خود و دیگران احساس سردرگمی دارند. هنگامیکه با احساسات یا موقعیت‌های دشوار مواجه می‌شوند، افراد دارای این سبک دلبستگی ممکن است با ترس یا خشم پاسخ دهند. با این حال، مهم است بدانید که فرد می‌تواند یاد بگیرد که بر این تمایل به تهدید غلبه کند و به جای آن با احساسات پشت سر آن مقابله کند.

برخی از جملاتی جایگزینی که میتوانید استفاده کنید عبارتند از:

  • من از اینکه به حرفهایم گوش نمی‌دهی واقعاً آسیب میبینم، احساس می‌کنم در این رابطه تنها هستم!
  • من می‌ترسم که اگر نتوانیم این مشکل را حل کنیم، نتوانیم رابطه‌ای را که هر دو دوست داریم داشته باشیم.

آرمسترانگ یک استراتژی به نام «اصل انتظار» را به افرادی که در زندگی مشترکشان برای برقراری ارتباط تلاش میکنند، توصیه می‌کند. هدف این است که قبل از تهدید به طلاق سؤالات زیر را از خود بپرسند:

  • چرا به طلاق فکر می‌کنم؟
  • واقعاً چه چیزی مرا ناراضی یا ناراحت می‌کند؟
  • چه چیزی از شریک زندگی و رابطه‌مان نیاز دارم که به آن نمی‌رسم؟
  • چه نتیجه مطلوبی از تهدید به جدایی به دست خواهم آورد؟
  • آیا به من کمک می‌کند تا به نتیجه دلخواهم برسم؟

دکتر هدر اهینگر، درمانگر ازدواج و خانواده متخصص در روابط پرتعارض، معتقد است که وقتی زوج‌ها یکدیگر را  تهدید به طلاق می‌کنند، در واقع با این کار سعی در برآورده کردن نیاز خود دارند. اگرچه ابراز ناراحتی خود مفید است، اما انجام آن با تهدید به جدایی در رابطه بی‌اثر است. توصیه‌ای که ایشان برای زوجین دارند این است که مسئولیت زندگیشان را بپذیرند و آنچه را که نیاز دارند و نمی‌توانند دریافت کنند، با یکدیگر بررسی نمایند.

مشاوره را در نظر بگیرید

اگر مرتباً به طلاق فکر می‌کنید و یا از سمت همسرتان تهدید به طلاق شده‌اید،  وقت آن است که اقدامات جدی برای حل مشکل انجام دهید. با کمک گرفتن از متخصصان، زوج‌ها می‌توانند ارتباطات را بهبود بخشند و به مسائلی که باعث ایجاد مشکل در ازدواجشان می‌شود، رسیدگی کنند.

اگر دائما افکار طلاق را در سر دارید و یا مشاجره‌های بسیاری را با شریک زندگیتان تجربه می‌کنید، باید راهی برای بازگشت به مسیر اصلی بیابید یا تصمیم برای پایان دادن به رابطه‌تان را بررسی کنید. هر چه زوج‌ها بیشتر منتظر بمانند تا مشکلاتشان خود به خود برطرف شود، احتمال حل و برطرف کردن مشکلات کمتر می‌شود. کمک از یک زوج درمانگر مجموعه سرای مشاور می‌تواند شما را به سمت مسیر اصلی یعنی کشف چرایی تهدید به طلاق هدایت کند.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

از بچه داری خسته شدم

شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه!

تصمیم به داشتن فرزند یکی از پر چالش‌ترین تصمیمات برای زوجین است! دلیل این چالش هم این است که شما برای آمدن فردی تصمیم‌گیری می‌کنید که خود او هیچ نقشی در این موضوع بزرگ ندارد. نکته‌ مهمی که وجود دارد این است که زوجین با قبول تصمیم به بارداری مسئولیت بزرگی را بر عهده می‌گیرند. در این مسئولیت بزرگ تقسیم وظایف در نقش پدر و مادری یکی از چالش‌هایی است که اکثر زوجین با آن مواجه می‌شوند.

متأسفانه شکایت بیشتر خانم‌ها از آقایان این است که در امور بچه‌داری و خانه کمک‌حال آن‌ها نیستند و ناراحتی و شکایت خود را با جمله «شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه!» ابراز می‌شود. یکی از دلایلی که باعث شکل‌گیری این مشکل در خانواده‌هاست، این است که متأسفانه برخی از آقایان نگهداری از فرزند را تمام و کمال بر عهده مادر می‌دانند که این تفکر کاملاً اشتباه باعث بیشتر شدن اختلافات زوجین می‌شود.

امروز با ما در این مقاله از سرای مشاور همراه شوید تا چند تکنیک کاربردی برای عدم بروز این مشکل را با شما در میان بگذاریم.

مشاوره قبل از بارداری

قدم اول برای عدم بروز مشکلات بین زوجین بعد از بارداری و نحوه نگهداری از فرزند دلبرشان، رفتن به مشاوره قبل از بارداری است. همان‌طور که قبل از ازدواج زن و مرد برای انتخاب درست و هوشمندانه نیاز به مشاوره دارند، مشاوره قبل از بارداری و تصمیم به فرزندآوری هم از آن دست کارهای مهمی است که هر زوجی قبل از بارداری می‌بایست انجام دهد. آمادگی قبل از زایمان لطف بزرگی است که هر پدر و مادری می‌توانند در حق زندگی خود و فرزندشان داشته باشند.

هنگامی‌که افراد آمادگی برای فرزندآوری و بارداری داشته باشند، قطعاً با ارتباطات خوب و درک متقابل می‌توانند شرایط را بهتر پیش ببرند. درواقع ارتباط خوب بین زوجین می‌تواند هم کیفیت شرایط بارداری و بعد از زایمان را تا حد قابل قبولی بالا ببرد. نکته مثبت و مهمی که مشاوره قبل از بارداری دارد این است که در این رفت‌وآمد، زوجین درک و کمک‌حال هم بودن را برای بعد از به دنیا آمدن فرزند خود آموزش می‌بیند.

این آموزش باعث می‌شود که همه مسئولیت نگهداری از فرزند بر دوش مادر نباشد تا با خستگی و درماندگی بگویید: شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه! بنابراین رفتن به مشاوره قبل از بارداری را به هیچ‌وجه دست کم نگیرید!

با همسرتان از نگرانی و سختی‌های بچه‌داری حتماً صحبت کنید

یکی از چالش‌هایی که مادران با آن روبه‌رو هستند کم‌خوابی است! همان‌طور که می‌دانید کم‌خوابی می‌تواند عواقب سنگینی برای هر فردی که دچار آن می‌شود، داشته باشد. این عواقب برای مادری که دست تنهاست و کمکی برای نگهداری از کودک خود ندارد چندین برابر است. این عواقب سطح استرس، اضطراب، زودرنج بودن و عصبانیت را چندین برابر بالا خواهد برد و حتی می‌تواند منجر به این شود که بگویید «از مادر بودن خسته شدم». بنابراین بهترین راه برای جلوگیری و تحمل سختی‌ها گفتگو با همسرتان است که می‌تواند تا حدی زیادی شما را آرام‌تر کند. این گفتگو می‌تواند شوهرتان را نسبت به شرایط فعلی آگاهتر سازد. نکته مهمی که زن و مرد باید آن را با جان‌ودل بپذیرند این است که شرایط زندگی قبل از بارداری با بعد از آن، یک دنیای کاملاً متفاوت است. این تفاوت در سبک زندگی زوجین بعد از به دنیا آمدن فرزند بدون کمک شوهرتان بسیار سخت خواهد بود. در این گفتگو شما می‌توانید از نیازهایتان بگویید، از نیازهایی که می تواند به شما در اینکه مادر و همسر خوشحال و سرحالی باشید کمک بزرگی کند.

خسته از بچه داریتقسیم وظایف و مسئولیت بچه داری

شنیدن جمله “شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه” در واقع یک جمله تلخی است که نشان از آن دارد که مرد خانه برای از بین بردن این حس  باید دست به کار شود. به همین دلیل کاربردی‌ترین راه‌حل برای این مشکل، تقسیم وظایف و همدلی میان والدین است.هنگامی‌که والدین برای حفظ هر چه بیشتر روابط خود با یکدیگر همکاری کنند، همه افراد خانواده از این همکاری سود خواهند برد. خوشبختانه با توجه به آگاهی که در جامعه به وجود آمده، تعداد مردانی که در مراقبت از فرزندان خود هستند رو به افزایش است. این مراقبت و ارتباط با فرزند می‌تواند در رشد یک رابطه سالم پدر و فرزند نقش مهمی را ایفا کند. نکته مثبت دیگری که این همکاری و همدلی بین زوجین برای مراقبت از کودکان به وجود می‌آورد، الگوبرداری کودکان از رابطه سالمی است که بین والدین جریان می‌یابد.

وقتی والدین برای بهتر پیش بردن و درک بهتر شرایط همکاری می‌کنند، حس خوب و آرامش‌بخشی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. نکته‌ای که در تقسیم وظایف بین والدین وجود دارد این است که به جای هدف‌گذاری دقیق، بهتر است راهی پیدا کنید تا به ‌سادگی با مسئولیت به صورت متعادل بیتان تقسیم شود تا هردوی شما احساس شادی، بهره‌وری و قدردانی داشته باشید.

در یادگیری وظایف پدری به همسرتان کمک کنید

با توجه به اینکه از زمان‌های گذشته وظایف والدین به طرز نادرستی بین افراد الگو شده به همین دلیل اکثر خانم‌ها از اینکه همسرشان در نگه‌داری فرزندشان کمک نمی‌کند گلایه دارند و همیشه آن را با جمله «شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه» بیان می‌کنند. درصد بالایی از آقایانی که وارد نقش پدری می‌شوند متأسفانه از اینکه چطور می‌توانند به همسرشان در امر بچه‌داری کمک کنند، اطلاعاتی ندارند.

برای اینکه بتوانید از شوهرتان برای بچه‌داری کمک بگیرید، اجازه بدهید آن‌ها هم دست‌به‌کار شوند. شاید در ابتدا اطلاعات زیادی در این امر نداشته باشند، اما شما می‌توانید با صبر و حوصله او را در این امر کمک کنید. بسیاری از پدران با آموزش توانسته‌اند بهترین حالت خود را در کمک به مادر در نگهداری و مراقبت از کودک ارائه دهند که این امر نیازمند صبوری از سمت مادر است.

از وحشت‌زدگی همسرتان در نقش پدری نگران و ناراحت نشوید

بسیاری از افراد هنگامی‌که در نقش جدیدی از زندگی خود قرار می‌گیرند دچار اضطراب و استرس می‌شوند. برخی از آقایان هم از این شرایط مستثنی نبوده و هنگامی‌که در نقش پدری قرار می‌گیرند از شرایط موجود دچار استرس می‌شوند.

سطح استرس برخی از آن‌ها آنقدر بالا می‌رود که نمی‌توانند بازدهی خوبی در نقش خود داشته باشند. همین امر باعث گلایه خانم‌هاخواهد شد. واقعیت این است که همسران این خانم‌ها هنوز نتوانسته‌اند خودشان را در نقش پدری بپذیرند تا بتوانند کمک‌هایی که باید را انجام دهند.

همسرتان را در ایفای نقش پدری مورد تمسخر قرار ندهید

ازآنجایی‌که ممکن است همسرتان در مراقبت از کودکتان ضعف‌هایی داشته باشد، سعی کنید به‌هیچ‌وجه او را مسخره نکنید. سعی کنید ابتدا کارهایی را که در امور بچه‌داری می‌تواند انجام دهد، برایش توضیح دهید، سپس اجازه دهید که خودش دست‌به‌کار شود. از دور نظاره‌گر باشید و چنانچه دیدید که بخشی از کار را اشتباه انجام می‌دهد با آرامش کار درست را به او یادآوری کنید. بعد از یادآوری اجازه دهید کارش را ادامه دهد و کودک را از او نگیرید.

زمانی برای تنها گذاشتن پدر با کودکان در نظر بگیرید

برای اینکه بتوانید همسرتان را با نگهداری از کودکان بیشتر آشنا کنید، حتماً ساعاتی را در طول هفته برای تنها گذاشتن آن‌ها در نظر بگیرید. این امر باعث می‌شود که رابطه‌ای بین پدر و فرزند شکل بگیرد و شما هم مداوم این جمله شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه را تکرار نکنید. در این زمانی که پدر با کودک تنهاست می‌تواند توانایی‌های خود را آشکار کند و خود را در مراقبت از کودک به چالش بکشد.

در این به چالش کشیدن ممکن است پدر بخش‌های توانایی خودش را در نگهداری از کودک شناسایی کند. این بخش می‌تواند غذا دادن به کودک، حمام بردن کودک، آرام کردن کودک و بازی با او باشد. بنابراین حتماً در طول هفته این زمان را برای تنها ماندن پدر و فرزند در نظر بگیرید.

ما در این مقاله از سرای مشاور که درباره موضوع مهم شوهرم اصلا توی بچه داری کمکم نمیکنه بود، سعی کردیم تکنیک‌هایی که شما را در چالشی که بین زوجین برای مراقبت از کودک و بچه‌داری آقایان است آشنا کنیم. امیدواریم با رعایت این تکنیک‌ها و همچنین همدلی و همکاری باهم بتوانید در پروسه بچه‌داری و تربیت فرزند دلبندتان با آرامش هرچه بیشتر پیش بروید. در صورت نیاز مشاوره پیش از بارداری می‌توانید از کارشناسان حرفه‌ای ما به صورت تلفنی و حضوری کمک بگیرید.
تلفن کلینیک روانشناسی

سرکوب عصبانیت: علائم، علل، درمان و ۹ راه برای مقابله

یکی از علائمی که نشان از در خطر بودن سلامت روان دارد، سرکوب خشم است! در این جا منظور خشمی است که سرکوب و انکار شده و بی ارزش شمارده می‌شود. هنگامی‌که فردی دارای چنین احساسی است، در واقع با مشکلات بسیاری دست‌وپنجه نرم می‌کند.

این خشم می‌تواند منجر به دردهای فیزیکی، مشکلات جدی در روابط فرد با دیگران یا پایین آمدن اعتماد نفس و عزت نفس او گردد. به همین دلیل افرادی که این اختلال را در زندگی خود تجربه می‌کنند، می‌بایست حتماً درمان را شروع کنند تا بتوانند روش سالم ابراز خشم را یاد گرفته و از تأثیرات منفی آن در امان باشند.

در واقع یادگیری پردازش و ابراز خشم به روشی سالم می‌تواند از طرق مختلف بر شما تأثیر مثبت بگذارد. در ادامه همراه سرای مشاور شوید تا شما را با این اختلال رفتاری آشنا کنیم و علائم، علل و درمان مقابله با آن را به طور کامل شرح دهیم.

خشم سرکوب شده چیست؟

سرکوب خشم به احساسی گفته می‌شود که فرد به‌طور ناخواسته از بروز دادن آن جلوگیری می‌کند. در واقع افرادی که با چنین احساسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند اغلب می‌گویند: «من هرگز عصبانی نمی‌شوم!» درصورتی‌که از خشم خود بی‌خبرند. خشم یک احساس طبیعی است که همه‌ مردم در جهان آن را بارها تجربه می‌کنند.

این احساس معمولاً در موقعیت‌های استرس‌زا، ناراحت‌کننده و در موقعیتی که ناعدالتی در حق فردی صورت بگیرد، بروز می‌دهد. اینکه چرا افرادی که دارای این احساس هستند آن را به‌صورت علنی بروز نمی‌دهند، داشتن حس شرم و ترس است!

علل و محرک‌های خشم سرکوب شده

خشم سرکوب شده می‌تواند به دلایل زیادی رخ دهد، اما تجربیات آسیب‌زا در ترومای ( آسیب روانی) دوران کودکی شایع‌ترین دلایل وجود این احساس در افراد است. افراد پس از تجربه تروما، احساس سردرگمی، غمگینی یا شرم می‌کنند و خود را به خاطر اتفاقی که افتاده سرزنش می‌کنند که همین سرزنش باعث خشم درونی نسبت به آنچه برایشان اتفاق افتاده می‌شود.

اینکه چطور می‌توان این احساس آسیب‌زا را بروز داد یا درباره محرک‌های این احساس صحبت کرد، فرهنگ موجود در خانواده و جامعه تأثیر به‌سزایی دارد. اما متأسفانه به دلیل هنجارهای فرهنگی موجود در هر جامعه یا خانواده‌ای ممکن است شاهد این ضعف در اطرافتان بوده باشید.

نکته مهمی که وجود دارد این است که به یاد داشته باشید دلیل واحدی برای این حس وجود ندارد. درواقع تجربه و حمل کردن این حس می‌تواند از عوامل مختلفی نظیر ژنتیک و محیط نشات گرفته باشد که در نحوه بیان و پردازش احساسات افراد نقش بسزایی دارند.

برخی از شایع‌ترین علل و محرک‌های سرکوب عصبانیت عبارت‌اند از:

  • طرد شدن به دلیل ابراز خشم در گذشته
  • داشتن تمایلات کمالگرا یا روان‌رنجور.
  • مبارزه با یک بیماری روانی مانند افسردگی، اضطراب یا PTSD.
  • استفاده از مواد تغییردهنده خلق‌وخو مانند مواد مخدر یا الکل.
  • تجربه ترومای مزمن.
  • برخی از شرایط پزشکی مانند آسیب‌های مغزی تروماتیک.
  • داشتن تمایل به عقلانی کردن احساسات خود.
  • خواستن راضی کردن دیگران.
  • داشتن هوش هیجانی محدود.
  • داشتن سطوح بالای شرم.

نشانه‌های سرکوب عصبانیت چیست؟

سرکوب خشم می‌تواند علل مختلفی داشته باشد که باعث تغییر در احساس، تفکر و حتی رفتار افراد شود. برخی از افراد تا زمانی که عصبانیتشان به حد بالایی نرسد یا تا زمانی که به کسی سرزنش نکنند متوجه این تغییرات احساسی در خود نمی‌شوند.

افرادی که خشم را سرکوب می‌کنند، اغلب وقتی متهم به عصبانیت می‌شوند حالت تدافعی به خود گرفته و کاملاً عصبانیتشان را انکار می‌کنند. این حالت تدافعی، پذیرش و تشخیص خشم را برای آن‌ها سخت‌تر می‌کند و باعث می‌شود که آن‌ها از اصل ماجرا یعنی آسیب رساندن به خودشان دور کنند.

کنترل خشم

علائمی که می‌توانند شما را نسبت به حس سرکوب خشم آگاه کنند عبارت‌اند از:

  • استفاده بیش‌ازحد طعنه یا بدبینی.
  • ناراحت بودن از درگیری یا رویارویی با آن.
  • احساس نیاز بیش از حد برای کنترل زندگی.
  • منفعل بودن و پرخاشگری در هنگام تعامل با دیگران.
  • عدم تعیین حد و مرز برای زندگی.
  • مشکل نه گفتن.
  • سکوت کردن، دوری از افراد در هنگام ناراحتی.
  • حالت انفجاری هنگام عصبانیت.
  • غر زدن‌های بسیار زمانی که اوضاع مطابق میل شما پیش نمی‌رود.
  • سطوح بالای استرس مزمن یا اضطراب.
  • افکار منفی یا خود انتقادی مکرر.
  • احساس تلخی، حسادت یا رنجش نسبت به دیگران.
  • کینه‌توزی و نشخوار کردن افکار.
  • احساس گناه و شرم هنگام عصبانیت.

اثرات منفی سرکوب عصبانیت

مطمئنا هنگامی‌که مسئله‌ای شما را ناراحت می‌کند بهترین راه، گفتگو یا حل آن مشکل است. اما زمانی که شما نسبت به نادیده گرفتن این حس می‌شوید ناخودآگاه به روان و جسمتان آسیب بزرگی را می‌رسانید. برخی از افراد با استیصال بعد از آسیبی که بر اثر بروز ندادن خشم و عصبانیت دیدند، این جمله را به کار می‌برند: نمی تونم عصبانیتم رو بروز بدم…

خشم به‌خودی‌خود مضر یا بد نیست، اما اگر راه خروجی یا راهی برای ابراز آن پیدا نشود،کلیت زندگی افراد را تحت شعاع قرار می‌دهد.

برخی از اثرات مضر سرکوب عصبانیت عبارت‌اند از:

  • فشارخون بالا.
  • استرس مزمن.
  • مشکلات قلبی.
  • بی‌خوابی.
  • کاهش عزت‌نفس.
  • بالا رفتن خطر اعتیاد.
  • مشکل در تمرکز.
  • اختلال در عملکرد کاری.
  • بی‌حسی یا بی‌تفاوتی.

۹ راه برای مقابله با سرکوب خشم

مهارت‌های سالم بسیاری برای ابراز خشم وجود دارد که به افراد کمک می‌کند قاطع‌تر و با روش‌های مناسب احساسات و عصبانیت خود را بیان کنند.

در اینجا ۹ راه برای مقابله با سرکوب عصبانیت را باهم مرور می‌کنیم:

  1. منشأ عصبانیتتان را پیدا کنید!

خشم معمولاً واکنش به اتفاقی است که در زندگی شما رخ می‌دهد و اغلب نشان‌دهنده مشکلی است که باید به آن توجه کنید. برای درک بهتر خشم بهتر است ذهنتان را با پرسیدن این سؤالات مشغول کنید:

  • فکر می‌کنید در آن موقعیت چه چیزی باعث عصبانیت شما شده؟
  • چرا به این اندازه شما را اذیتت کرده؟
  1. نشانه‌های خشم را در خود پیدا کنید!

برخی از رایج‌ترین راه‌های نشان دادن خشم در بدن عبارت‌اند از:

  • تنگی قفسه سینه
  • درد عضلانی
  • خستگی.
  • افزایش ضربان قلب
  • ناراحتی معده
  • سرگیجه
  • سردرد یا میگرن
  • افزایش فشارخون
  • تنش عضلانی
  1. شروع کنید به نوشتن!

نوشتن می‌تواند تا حد زیادی از عصبانیت و خشم زیاد شما کاهش دهد و از بروز اتفاقات بد جلوگیری کند. تحقیقات نشان داده است که یادداشت روزانه می‌تواند بر حال عمومی و کنترل استرس، اضطراب و خشم شما نقش بسزایی داشته باشد.

  1. افکار منفی را شناسایی و از خود دور کنید!

افکار تأثیر بسزایی بر احساسات دارند؛ بنابراین هر چه بیشتر این نوع افکار منفی را در ذهن خود تکرار کنید، عصبانی‌تر و ناراحت‌تر خواهید شد. دست از قضاوت بردارید و ذهنتان را با نشخوار ذهنی سمی نکنید.

  1. یک خروجی فیزیکی برای خشم خود پیدا کنید!

خشم یک احساس پرانرژی است که می‌تواند در بدن ذخیره شود که نتیجه آن تخریب جسم و روح شماست. برخی از خروجی‌های فیزیکی که می‌توانند به عصبانیت سرکوب شده کمک کنند عبارت‌اند از:

  • ورزش مداوم
  • دویدن و دوچرخه‌سواری
  1. مدیتیشن کنید

مدیتیشن به کاهش استرس، تقویت آرامش و تقویت خلق‌وخوی کمک می‌کند و همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا برخی از افکار مسابقه‌ای خود را آرام کنید.

  1. گفتگو کنید!

سرکوب خشم گاها با لحن پرخاشگرانه همراه است که بهتر است برای جلوگیری از هرگونه نزاع و ناراحتی بیشتر، سعی در گفتگو با طرف مقابل کنید. درواقع گفتگوی سالم به شما این اجازه را می‌دهد که بدون بی‌احترامی احساس خود را ابزار کنید.

  1. احساسات خود را درک کنید!

اکثر افرادی که احساساتی مانند خشم را سرکوب می‌کنند با استفاده از غذا، بازی‌های ویدئویی، خرید یا سایر عوامل حواس‌پرتی خود را مشغول می‌کنند. بهترین لطف و کاری که شما می‌توانید هنگام عصبانیت و خشم در حق خودتان انجام دهید، درک کردن آن حس است! سعی کنید از هرگونه روش حواس‌پرتی خودداری کنید؛  زیرا در نهایت این کار باعث ایجاد اعتیاد به آن حواس‌پرتی در شما خواهد شد.

  1. از یک تراپیست یا مشاور کمک بگیرید!

چنانچه به هر دلیلی نتوانستید شخصاً با استفاده از راه‌حل‌های پیشنهادشده دست از سرکوب خشم و احساستان بردارید، حتماً از یک مشاور یا تراپیست کمک بگیرید.

تلفن کلینیک روانشناسی

مادر خسته

از مادر بودن خسته شدم

مادر بودن، کار سختی است و این حقیقت انکار نشدنی است. اگر بخواهیم از وظایف مادری بگوییم باید به آماده کردن غذا برای همه اعضای خانواده، نطافت، نظم و ترتیب دادن به همه امور خانه اشاره کرد. حال تصور کنید که مادری هم در بیرون از خانه شاغل باشد، مسلما انجام همه این کارها در کنار هم گاهی خسته‌کننده خواهد بود. این امر طبیعی است.

تربیت فرزند و رسیدگی به همه امور او نیز گاهی می‌تواند مادر را خسته و کلافه کند. از غذا خوردن‌های بی‌موقع مثل پایان شب زمانی که مادر دوست دارد همانند سایر اعضای خانواده بخوابد و استراحت کند. درست در همان لحظه فرزند دوست‌داشتنی به او می‌گوید که من گرسنه هستم و اصطلاحا دلم ضعف می‌رود. این مادر مهربان و فداکار باید برای او غذا آماده کند.

تازه مادر باید به تکالیف فرزند هم رسیدگی کند و از اینکه او همه کارهای مربوط به مدرسه را انجام داده است نیز مطمئن شود. گاهی امکان دارد به مرور زمان انجام همه این کارها باعث کلافگی او شود و بیان کند از بچه داری خسته شدم، حالا راهکار برای چنین فردی چیست. در ادامه سرای مشاور بیشتر شما را در اینباره راهنمایی می‌کند.

دلالیل خستگی مادر چیست و معمولا با چه علائمی بروز می‌کند؟

دکتر پوجا آگاروال (Puja Aggarwal)، متخصص مغز و اعصاب در مجله پزشکی Healthline بیان می‌کند: «خستگی از مادر بودن در نتیجه‌ی خستگی فیزیکی، روانی و احساسی است که مادر به دلیل استرس مزمن فرزندپروری تجربه می‌کند.»

حالا این خستگی گاهی با زود عصبانی شدن، فاصله گرفتن از کودک و بی‌محبتی به او بروز داده می‌شود. فردی که بیان می‌کند از مادر بودن خسته شدم، ممکن است فراموشی، احساس اضطراب و حتی افسردگی را تجربه کند. به همین دلیل اولین احساسی که دارد، زیر سوال بردن توانایی‌های مادر یا پدر بودنشان است. معمولا افراد در چنین مواقعی احساس بی‌کفایتی، سردرگمی و انزوا را تجربه می‌کنند.

میکایلا دکر، یک درمانگر و مشاور خانواده و ازدواج، نیز در این باره می‌گوید: «دلایل خستگی و فرسودگی والدین نتیجه استرس طولانی‌مدتی است که برای برآورده کردن نیازهای فرزند به بهترین شیوه ممکن، حتی به‌دور از انتظارات و توانایی‌های آن‌هاست.

به صورت خلاصه گاهی مادرها از انجام کارهای تکراری و روزمرگی خسته می‌شوند و دیگر قدرت برآورده کردن نیازهای معمولی فرزندانشان را ندارند. معمولا این احساس، زمانی که مادران فوق‌العاده تحت فشار هستند، بروز می‌کند.

علائم خستگی از مادر بودن معمولا با رفتارهای زیر نشان داده می‌شوند:

  • خستگی جسمانی و بی‌خوابی
  • احساس خستگی عاطفی
  • بی‌انگیزگی
  • نا امیدی
  • فاصله گرفتن از دیگران
  • عدم انجام فعالیت‌های لذت‌بخش

ما این امکان را در نظر می‌گیریم که شما با دیدن این نشانه‌ها ممکن است کمی نگران شوید و مداوم با خود تکرار کنید که اکنون باید چه کاری انجام دهم؟! به هر حال شما یک مادر هستید و باید با عشق فرزندتان را پرورش دهید. نگران نشوید، این احساس موقتی است، کارهایی وجود دارد که می‌توانید برای مقابله با این شرایط انجام دهید.

در ادامه آنچه که ما درباره نشانه‌های افسردگی والدین و روش‌های جلوگیری از آن را می‌دانیم، بیان کرده‌‌ایم.

بیماری‌های روحی و روانی و ارتباط آن با خستگی از مادر بودن

همه والدین در زمان رشد و تکامل فرزندان خود با چالش‌هایی مواجه می‌شوند. بیماری‌های روحی و روانی مانند افسردگی می‌تواند این فرآیند را سخت‌تر کند. برای مثال فعالیت‌های روزانه که منظم و طبق روال انجام می‌شوند، می‌توانند به تامین آرامش خانواده بیشتر کمک کنند.

فرزندان شما باید احساس امنیت داشته باشند و این احساس از رفتار شما به آن‌ها منتقل می‌شود. اگر فردی دچار بیماری روحی و روانی باشد، ممکن انجام کارهای زیر برای او سخت باشد:

  • به یک روال معمول پایبند باشد و کارهای روزمره مثل خرید و آشپزی را همه‌روزه انجام دهد.
  • برای رفتار فرزندان خود حد و مرز تعیین کنند تا آن‌ها هم ملزم به رعایتشان شوند.
  • وظایف شغلی خود را با خواسته‌های خانوداگی تنظیم و متعادل کنند؛ به‌ویژه زمانی که دچار استرس و سردرگمی هستند.

گاهی اوقات فرزندان برای کمک به والد و مادر خود، وارد ماجرا می‌شوند و کارهایی مثل نظافت، آشپزی و خرید را انجام می‌دهند. انجام برخی کارهای خانه می‌تواند برای کودکان مفید باشد، اما اگر بیشتر کارها توسط فرزندان شما صورت گیرد، می‌تواند نشانه این باشد که خانواده شما نیاز به حمایت بیشتری دارد.

از بچه داری خسته شدم

برای مقابله با احساس از مادر بودن خسته شدم چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

چه نشانه‌های این نوع افسردگی ناگهانی را به موقع تشخیص دهید یا خیر، این حقیقت را در نظر بگیرید که شما شما آدم بدی نیستید. نیازی هم نیست که اینگونه زندگی کنید. راه‌هایی برای مقابله وجود دارد:

با شریک زندگی، خواهر یا همکار خود صحبت کنید

اگر از مادر بودن خسته شده‌اید، یکی از اولین کارهایی که باید انجام دهید، با همسر، خانواده یا یکی از همکاران مورد اعتماد درباره این احساس خود صحبت کنید. بیان احساس و در میان گذاشتن اینکه از مادر بودن خسته شدم با نزدیکان، می‌تواند اولین قدم مهم برای بهتر شدن شرایط باشد.

اینکه دقیقا در حال تجربه چه احساسی هستید را بیان و با او صادق باشید. از اعتراف به اینکه از زیاد کار کردن خسته شده‌اید، با این موضوع مشکل دارید و تحت فشار هستید، نترسید. آنچه را که نیاز دارید به او بگویید و در صورت امکان همه مراحل را مشخص کنید.

به اندازه کافی بخوابید

این یک واقعیت است که خواب برای سلامت روان شما فوق‌العاده اهمیت دارد. اما به خاطر داشتن خردسال در خانه، شاید نتوانید به اندازه کافی بخوابید، با این حال تا حد امکان خواب را در الویت قرار دهید.

مثلا زمانی که کودک شما می‌خوابد، استراحت کنید. امکان دارد تصمیم بگیرید از این زمان برای انجام کارهای خانه استفاده کنید و حقیقتا هم وسوسه‌برانگیز است، اما گاهی اوقات استراحت مهم‌تر و واجب‎تر است. اگر نگران خواب طولانی‌مدت هستید، می‌توانید ساعت خود را برای بیدار شدن تنظیم کنید.

ورزش کنید

شاید برای شمایی که با این احساس مواجه هستید و مداوم می‌گویید که از مادر بودن خسته شدم، پیشنهاد ورزش مضحک و خنده‌دار باشد. کافیست یکبار امتحان کنید، ورزش می‌تواند به تخلیه هیجان، اضطراب و احساس خستگی کمک کند. از طرف دیگر سطح انرژی شما را افزایش می‌دهد.

پیاده‌روی یکی از ساده‌ترین ورزش‌هاست. سعی کنید هر روز با کودک خود برای پیاده‌روی بیرون بروید، حتی اگر نیاز باشد تا سوپرمارکت به بهانه خرید یک چیز کوچک.

زمانی که می‌توانید، استراحت کنید

یک استراحت کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای هم می‌تواند احساس خستگی جسمی شما را کاهش دهد و احساس ناخوشایند از مادر بودن خسته شدم را از شما دور کند. به‌عنوان مثال یک فنجان قهوه یا چای گرم بنوشید و با فرزندان خود سریال یا کارتون تماشا کنید.

کمی خلاق باشید و یک موسیقی آرامش‌بخش بگذارید و از همان زمان لذت ببرید. این استراحت کوتاه می‌تواند به افزایش سطح انرژی شما برای انجام کارهای مادرانه حداقل تا زمان خواب کمک کند.

مدیتیشن را امتحان کنید

مدیتیشن یا تمرین تمدد اعصاب، یکی دیگر از راه‌هاییست که می‌تواند از این احساس که از مادر بودن خسته شدم، جلوگیری کند. ۵ تا ۱۰ دقیقه استراحت عمیق ممکن است به شما کمک کند. می‌توانید تکنیک‌های آرامش‌بخشی را به‌صورت آنلاین آموزش ببینید، یا برای خرید کتاب‌های مرتبط با آن به کتابخانه بروید.

این تمرین تنفسی ساده همراه با موسیقی آرام را می‌توانید در هر مکان مناسبی انجام دهید و برای بهتر شدن روحیه خود، شروع کنید.

یک حامی و پشتیبان برای خود بسازید

داشتن یک شریک یا همسر پشتیبان عالی است، اما بسیاری از افراد به کمک بیشتری نیاز دارند. برخی از این حمایت برخوردار نیستند. ملاقات با افرادی که با شما هم‌فکر هستند نیز راه خوبی است. آنها همچنین ممکن است به شما کمک کنند احساس کنید شنیده، دیده و درک می‌شوید.

برای مثال کمک گرفتن از یک پرستار کودک هم گزینه خوبی است، به‌ویژه زمانی که به استراحت نیاز دارید. گاهی اوقات هم نیاز است که از یک درمانگر و مشاوره خانواده کمک بگیرید. آن‌ها با ارائه راه‌حل‌های مناسب می‌توانند کمک کنند.

اجازه ندهید استرس بر شما چیره شود

گاهی اوقات ممکن است احساس خستگی ناشی از استرس باشد. اگر بتوانید کاری انجام دهید که باعث کاهش استرس شما شود، بهتر می‌توانید با آن موضوع کنار بیایید، حتی وقتی که نتوانید بخوابید.

صبوری به خرج دهید

به هر حال تربیت فرزندان و وظایف مادری چالش‌برانگیز و در عین حال ارزشمند است. احساس افسردگی و خستگی نیز می‌تواند رخ دهد و کاملا طبیعی است. بیشتر افراد با احساس خستگی از مادر بودن روبه‌رو می‌شوند، اما نحوه رفتار با خود بسیار مهم است.

دکتر هورتا گرانادوس در مجله پزشکی healthline درباره این موضوع توضیح می‌دهد: «به خود فرصت دهید تا احساستان را بفهمید. شما مجبور نیستید که حتما بهترین و عالی‌ترین مادر باشید و به خاطر این موضوع مداوم خود را سرزنش نکنید. شما هم انسان و آسیب‌پذیر هستید، صبور و با خود مهربان باشید.»

مراقبت از خود را فراموش نکنید

شما مادر هستید و یکی از پایه‌های اصلی خانواده به شمار می‌روید. اگرچه با وجود مشغله‌های بسیار انجام این کار غیرممکن به نظر برسد، اما خوب است که همه روزه برنامه‌ای برای مراقبت از خود داشته باشید.

حداقل ۲ دقیقه هر روز صبح نفس بکشید و کمی به خودتان فکر کنید. در صورتی که زمان داشتید از تکنیک یادداشت‌برداری استفاده کنید. برای آنکه آرام شوید، پایان روز دوش بگیرید و تمرین یوگا هم کمک‌کننده است.

با سرای مشاور، احساس از مادر بودن خسته شدم را برطرف کنید

خستگی ناشی از انجام وظایف روزمره مادری، می‌تواند برای هر فردی اتفاق بیفتد و بسیاری هم آن را تجربه می‌کنند. این یک واکنش خارجی و طبیعی به استرس مراقبت از فرزندان برای مدت طولانی است. این حقیقت را باید بپذیرید که خستگی، افسردگی و استرس نباید بخشی از روتین زندگی شما باشد. متخصصان و کارشناسان سرای مشاور می‌توانند با ارائه مشاوره تلفنی و حضوری به مادران خسته کمک کنند.

منبع: Healthline

تلفن کلینیک روانشناسی

از دوستای زنم خوشم نمیاد

اگر دوستان همسر خود را دوست ندارید، چه کارهایی باید انجام دهید؟

در هیچ کتاب و مقاله‌ای بیان نشده که حتما افراد پس از ازدواج مجبور هستند که دوستان همسر خود را دوست داشته باشند. از طرفی هم اصلا کار آسانی نیست، زیرا به هر حال او دوست شریک زندگی شماست و ارتباط نزدیکی با او دارد.

گاهی هم اصلا ارتباط نگرفتن با آنها غیرممکن است. پیشنهاد می‌کنیم که با دید باز و عمیق این مقاله از مجموعه سرای مشاور را مطالعه کنید. زمانی که شما عاشق می‌شوید و پس از آن هم مسیر رابطه به انتخاب و ازدواج ختم می‌شود، در حقیقت این تنها یک شخص نیست که وارد زندگی‌تان می‌شود، بلکه او با خانواده و دوستان خود به زندگی شما آمده است.

همسر شما علاوه بر خانواده دوستانی دارد که شما پس از ازدواج با او، گاهی آن‌ها را خواهید دید. شاید با هم به تفریح یا سفر بروید و گاهی هم برای صرف شام یا نهار به خانه همدیگر رفت‌وآمد کنید.

در  اینجا ممکن است شما علاقه‌ای به معاشرت با دوستان همسرتان نداشته باشید، اما به خاطر شریک زندگی خود مجبور به وقت گذراندن با آن‌ها می‌شوید. یعنی اگر دست خودتان بود هیچ وقت حاضر به گذراندن وقت با آن‌ها نبودید. در ادامه راهکارهایی را برای افرادی که احساس خوشایندی نسبت به دوستان همسر خود ندارند، مطرح می‌کنیم.

از دوستای همسرم خوشم نمیاد، چیکار کنم؟

اولین قدم مهم این است که کمی بیشتر فکر کنید و دیدگاه دوستان همسر خود را مورد بررسی قرار دهید. شاید این تنها یک سوء تفاهم از سمت شما باشد. گاهی امکان دارد تصور کنید که وجود آن‌ها رابطه دونفره شما و همسرتان را دچار چالش می‌کند.

اگر بتوانید به مسائل آگاهانه و با درایت نگاه کنید، شاید کمی از بیزاری شما نسبت به دوستان او کاسته شود. البته گاهی هم واکنش درونی شما درست است و بنا به دلایل قانع‌کننده‌ای احساس خوشایندی ندارید. در این صورت باید با شریک زندگی خود در این‌باره صحبت کنید و در مورد احساسات خود با او صادق باشید.

توضیح دهید که چرا دوستان او را دوست ندارید. اگر شریک زندگی شما تصور می‌کند که باید ارتباطات دوستانه خود را حفظ و آن‌ها ارزش دوست داشتن دارند، باید تلاش کند و به شما هم کمک کند تا با دوستان او کنار بیایید.

اما اگر به نظر می‌رسد که همسرتان نسبت به احساس شما بی‌اهمیت است و بیشتر اوقات دوستان خود را ترجیح می‌دهد، وقت آن رسیده که دوباره مسائل را ارزیابی کنید. اگر گاهی هم صحبت و دلایل شما راه به جایی نمی‌برد و مصالحه‌ای در کار نیست، شاید زمان پایان دادن به رابطه باشد.

در ادامه نکات مهمی درباره نحوه برخورد با دوستان همسر که علاقه‌ای به آن‌ها ندارید، آورده‌ایم.

درباره نگرانی‌های خود با همسرتان صحبت کنید

معمولا صحبت کردن و بیان مشکلات با همسر می‌تواند تا حد زیادی از تنش‌های روابط خانوادگی کم کند. این یک قدم مهم است که مسائل خود را به همسرتان بگویید و این حق اوست که از نگرانی‌های شما آگاه باشد.

همسر شما ممکن است متوجه نباشد که دوستان او برای شما مشکل‌ساز هستند. هنگامی که او متوجه شود، می‌تواند بیشتر مراقب موقعیت باشد و به شما کمک کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

تعیین مرزها بین خود و دوستان همسر

اگر دائما به خاطر شرایط شغلی یا به هر بهانه دیگری با هم در ارتباط هستید و آن‌ها را ملاقات می‌کنید، مهم است که برخی مرزها را تعیین کنید. با شریک زندگی خود یک برنامه ترتیب دهید و به او بگویید که هر چندوقت یکبار حاضرید دوستان او را ببینید و با آن‌ها هم‌صحبت شوید. روی برنامه خود متعهد و پایبند باشید.

در این صورت احساس نمی‌کنید که ارتباطات دوستانه همسرتان روی زندگی شما چیره شده یا اینکه دائما مجبور هستید در کنار افرادی باشید که دوست‌شان ندارید.

دوستان همسر خود را بهتر بشناسید

ممکن است این به نظر شما سخت باشد، اما حداقل ارزش یکبار امتحان کردن را دارد. سعی کنید با دوستان او هم‌صحبت شوید و علایق آن‎ها را بشناسید. ممکن است در نهایت بهترین دوستان شما نباشند، اما حداقل درک بهتری از آن‌ها خواهید داشت.

اگر هم بتوانید نقاط مشترکی با آن‎ها بیابید، شرایط برای شما آسان‌تر هم خواهد شد. شاید این ویژگی‌های مشترک درباره موسیقی یا فیلم یا یک سرگرمی مشترک باشد. هر چه که هست، سعی کنید با دوستان همسر خود که دوستشان ندارید، به‌نحوی برخورد کنید که حداقل ناراحت‎کننده نباشد.

از دوستای شوهرم خوشم نمیاد

سعی کنید که اختلاف با دوستان همسرتان روی رابطه شما تاثیر نگذارد

مهم است که بدانید همسر شما از دوستان او جداست. تنها به این دلیل که دوستان همسر خود را دوست ندارید، نباید از او بیزار شوید. راه‌های ارتباطی بین خود و همسرتان را خوب نگه دارید و اجازه ندهید که بیزاری شما از دوستان او، روی رابطه شما تاثیر بگذارد.

ارتباطات دوستانه خود را گسترس دهید

قرار نیست حالا که ازدواج کردید، همه حواس و تمرکز خود را روی روابط دوستانه شریک زندگی خود معطوف کنید. شما می‌توانید روابط دوستانه خود را گسترش دهید و زمانی را هم با آن‌ها بگذرانید. تحقیقات نشان می‌دهد که روابط دوستانه مفید می‎تواند رضایت از زندگی را بیشتر کند.

کارهایی را انجام دهید که شما را خوشحال می‌کند و همه تمرکز خود را روی دوستان همسر خود نگذارید. داشتن تعادل در زندگی به شما کمک می‌کند تا دیدگاه خود را حفظ و بیش از حد در مسائل حاشیه غرق نشوید.

پشت‌سرگویی را کنار بگذارید

اگر با یکی از دوستان همسر خود مشکل دارید، مستقیما با او درباره این موضوع صحبت کنید. پشت‌سر آن‌ها غیبت نکنید، زیرا این کار وضعیت را بدتر می‌کند. در واقع اگر به دنبال همکاری از جانب همسر خود هستید، تجربه نشان داده که در این مواقع افراد کمتر به همراهی تمایل نشان می‌دهند. در مقابل با برقراری ارتباط صریح و صادقانه می‌توانید راحت‌تر موضوع را حل کنید و ادامه دهید.

ذهن و افکار خود را باز نگه دارید

دوستان همسر شما یک ابزار نیستند که قابلیت تغییر نداشته باشند. شاید به مرور زمان نیز آن‌ها روی رفتار خود تجدید نظر کنند. انسان‌ها همیشه می‌توانند رشد و تغییر کنند، بنابراین ممکن است آن‌ها نیز به مرور زمان تغییر یابند و شما نیز آن‌ها را دوست داشته باشید. بنابراین ذهن خود را باز نگه دارید و به آن‎ها فرصت دهید.

روی موارد و نقاط مثبت تمرکز کنید

مهم است که روی نقاط مثبت افراد متمرکز شوید، حتی اگر از دوستان همسر خود بیزار باشید. سعی کنید در آن‎ها نقاطی مثبتی را بیابید که خوشایند شماست و از آن رفتارهای مثبت قدردانی کنید. شاید آن‌ها واقعا بامزه هستند یا قلب مهربانی دارند. تمرکز روی خوبی‌های دوستان همسر به شما کمک می‌کند تا شرایط قابل تحمل‎تر شود و راحت‌تر با این موضوع کنار بیایید.

با خودتان مهربان باشید

اینکه دوستان همسر خود را دوست ندارید، به این دلیل نیست که مشکلی در شما وجود دارد. طبیعی است که گاهی چنین احساسی داشته باشید، بالاخره همیشه قرار نیست به‌محض ملاقات با فردی سریعا سازش نشان دهید.

در طی مطالعاتی که در علم روانشناسی درباره دلایل زمینه‌ساز دوستی صورت گرفته، ثابت شده که صراحت متقابل و توانایی صحبت آسان می‌تواند موثر واقع شود.

اگر با دوستان شریک زندگی خود نقاط مشترک کمی دارید، این امکان وجود دارد که هرگز با هم کنار نیایید. به‌خاطر این موضوع خود را مورد سرزنش قرار ندهید؛ زیرا ایرادی ندارد که شما چنین احساسی دارید.

با دوستان همسر خود معاشرت نکنید

اگر به‌سادگی نمی‌توانید با دوستان همسر خود کنار بیایید، احتمالا بهتر است که از رفتن به جمع‌های دوستانه آن‎ها خودداری کنید. نیازی نیست خود را در موقعیتی قرار دهید که در آن احساس نارضایتی دارید. اگر شریک زندگی شما دوست دارد با دوستان خود وقت بگذراند، اجازه دهید بدون شما برود. از این زمان می‌توانید برای انجام کاری که از آن لذت می‌برید، استفاده کنید یا با دوستان مورد علاقه خود وقت بگذرانید.

اگر با دوستان همسرتان اختلاف دارید از سرای مشاور کمک بگیرید

یکی از دغدغه‌هایی که افراد ممکن است در زندگی مشترک با آن روبه‌رو ‌شوند، اختلاف با دوستان همسر است. گاهی این اختلاف به خاطر احساس ناامنی و نداشتن نقاط مشترک رخ می‌دهد. برای کنترل این نوع رفتار می‌توانید با همسر خود صحبت و احساسات خود را نسبت به دوستان او بیان کنید.

بهتر است که رابطه خود را با شریک زندگی ‌تان را از ارتباطات دوستانه او جدا کنید و به نظرات و خواسته‌های او نیز احترام بگذارید. مجموعه سرای مشاور به افرادی که در روابط خانوادگی خود دچار چنین مشکلاتی هستند، می‌تواند کمک کند. در این مجموعه مشاوره به صورت تلفنی و حضوری توسط کارشناسان خبره انجام می‌شود. یعنی هر شخصی با توجه به شرایط خود می‌تواند برای استحکام بخشیدن به روابط زناشویی خود از سرای مشاور کمک بگیرد.

منبع: Verywellmind

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم

روش اصلاح رفتار کودکی که به حرف شما گوش نمی دهد

حتما برای شما هم پیش آمده که فرزندتان به حرف‌هایتان گوش ندهد یا کاملا شما را نادیده بگیرد. در چنین مواردی والدین به شدت احساس ناامیدی می‌کنند و برایشان این سوال ایجاد می‌شود که آیا خودشان اشتباهی کرده‌اند یا فرزندشان سرکش است؟ در این موارد والدین معمولا به دنبال روش‌های اصلاح رفتار کودک خود می‌گردند. درواقع دلایل زیادی برای مشکل گوش ندادن بچه‌ها وجود دارد؛ ازجمله اینکه ممکن است فرزند شما هنوز مهارت گوش دادن را در ذهن خود توسعه نداده باشد. اگر با چنین مشکلی مواجه شده‌اید، بهتر است ابتدا دلیل گوش ندادن فرزند خود را پیدا کنید و سپس با استفاده از استراتژی‌های مفیدی که ارائه می‌دهیم، مهارت گوش دادن او را توسعه دهید.

چرا بچه‌ها به حرف والدین گوش نمی‌دهند؟

برخی از والدین زمانی که فرزندشان به حرف آن‌ها گوش نمی‌دهد، این کار او را به عنوان بی‌احترامی برداشت می‌کنند. اما قضیه فراتر از این حرف‌ها است. حقیقت این است که گوش دادن فرزندان همیشه مربوط به احترام نیست؛ این یکی از مراحلی است که کودکان در حین جمع و جور کردن جهان خود از آن عبور می‌کنند.

دو دلیل مهم برای گوش ندادن فرزندان وجود دارد؛ اول اینکه ممکن است پیامی که سعی دارید به کودک برسانید خیلی پیچیده باشد و او نتواند به خوبی حرف شما را درک کند. زمانی که حرف‌های طولانی یا پیچیده‌ای به کودک خود می‌زنید، ممکن است گوش دادن به حرف شما برای او سخت شود. دلیل دوم هم مربوط به ناتوانی کودک در تمرکز کردن، کاهش شنوایی، مشکل پردازش شنوایی یا اختلال سلامت روان است. اما اغلب اوقات گوش ندادن کودک از رشد اجتماعی ناقص او سرچشمه می‌گیرد، برخی از بچه‌های کوچک‌تر ممکن است عمدا بدرفتاری کنند تا ببینند والدینشان چه واکنشی نشان می‌دهند.

درست است که درک دلیل بدرفتاری کودک می‌تواند موثر باشد، اما حتی با وجود دانستن این مورد گاهی اوقات دیدن اینکه کودک به تلویزیون یا اسباب بازی‌هایش بیشتر از حرف‌های شما اهمیت می‌دهد، می‌تواند آزاردهنده باشد. برای حل این مشکل در بخش بعدی استراتژی‌هایی را برای اصلاح رفتار کودک ارائه می‌دهیم.

بچم به حرفم گوش نمیده، چیکار کنم؟

زمانی که می‌خواهید روش درست گوش دادن را به فرزند خود یاد بدهید، باید صبر و حوصله زیادی داشته باشید. گوش دادن مهارتی است که در طول زمان توسعه پیدا می‌کند. در ادامه روش‌هایی را برای اصلاح رفتار کودک و استراتژی‌هایی برای توسعه مهارت گوش دادن در کودکان بررسی خواهیم کرد.

زمانبندی خوبی داشته باشید

معمولا زمانی که والدین موضوعی را پیش می‌کشند، انتظار دارند کودک به سرعت به آن‌ها گوش بدهد. ولی اگر زمانی را برای صحبت انتخاب کنید که فرزندتان آماده گوش دادن است، نتیجه بهتری می‌گیرید. نباید زمانی که کودک در حال بازی کردن است یا درست وسط یک مکالمه دیگر از او بخواهید به حرف‌هایتان گوش کند؛ زیرا در این حالت فرزند شما نمی‌تواند روی حرف‌هایتان تمرکز کند. برای اینکه گفتگوی موثرتری داشته باشید بهتر است از فرزند خود چیزی شبیه به این را بپرسید: «می‌بینم که فعلا مشغول هستی، تا چند دقیقه دیگر برای صحبت کردن وقتت آزاد می‌شود؟» با انجام این کار به فرزند خود نشان می‌دهید که برای زمان او ارزش قائل هستید و تبدیل به یک الگوی رفتاری خوب برای او خواهید شد.

رفتار با بچه حرف گوش نکن

روش تکرار را به کار بگیرید

یکی از روش‌های موثر برای اصلاح رفتار کودک در مواردی که به حرف شما گوش نمی‌دهد، این است که از او بخواهید حرفی که زده‌اید را تکرار کنند. به این ترتیب مطمئن می‌شوید که کودک پیام شما را دریافت کرده است. تکرار کردن بخشی از روش گوش دادن فعال است، در این روش پیام فرد با تکرار کردن تقویت می‌شود. اگر فرزندتان نتوانست به درستی حرف شما را تکرار کند، حوصله به خرج بدهید و او را سرزنش نکنید. در عوض باید حرفتان را دوباره تکرار کنید.

به کودکان حق انتخاب بدهید

زمانی که از کودک خود می‌خواهید کاری را انجام بدهد، یک روش موثر این است که به او حق انتخاب بدهید. با این کار کودکان احساس قدرت پیدا می‌کنند و باعث می‌شود احساس کنند روی زندگی خود کنترل دارند. حق انتخاب دادن به کودکان باعث تقویت مهارت‌های تصمیم‌گیری آن‌ها می‌شود. درواقع با استفاده از این روش کودکان دیگر فقط از دستورات پیروی نمی‌کنند، بلکه در کارهایی شرکت می‌کنند که روی زندگی آن‌ها تاثیر دارد. برای مثال به جای اینکه به بچه بگویید: «لباس خوابت را بپوش»، از او بپرسید: «دوست داری لباس خواب قرمز را بپوشی یا آبی؟»

از پیام‌های لمسی استفاده کنید

یکی از تکنیک‌های موثر در اصلاح رفتار کودک، لمس کردن او در زمان گفتگو است. زمانی که می‌خواهید با فرزند خود صحبت کنید، می‌توانید دست خود را روی بازوی او بگذارید، دستتان را دور او بیندازید یا خیلی آرام شانه‌اش را فشار بدهید. بچه‌ها از طریق روش‌های مختلفی یاد می‌گیرند و زمانی که هم از پیام‌های گفتاری و هم از پیام‌های لمسی استفاده کنید، بیشتر می‌توانید توجه آن‌ها را جلب کنید.

حرف خود را عوض نکنید

بچه‌ها زمانی به حرف شما خوب گوش می‌دهند که پیام‌های ثابتی از شما دریافت کنند. با توجه به این مورد بهتر است برای تقویت مهارت گوش دادن کودک، حرف‌های خود را واضح بزنید و به صورت مدام آن‌ها را تکرار کنید. به این ترتیب فرزند شما به درستی انتظارات شما را متوجه می‌شود و برای اینکه تبدیل به شنونده فعال‌تری شود بیشتر تلاش خواهد کرد.

به بچه‌ها جایزه بدهید

اگر قصد اصلاح رفتار کودک خود را دارید، زمانی که به حرفتان خوب گوش می‌کند به او جایزه بدهید. برای این کار می‌توانید جایزه‌های کوچک اختصاص بدهید و هر زمان که پیشرفتی در مهارت‌های گوش دادن فرزند خود مشاهده کردید، او را تشویق کنید؛ برای مثال اگر فرزند شما به جای تماشای تلویزیون سر میز شام آمد، به او اجازه بدهید قبل از خواب ۱۵ دقیقه بیشتر تلویزیون تماشا کند.

الگوی فرزند خود باشید

شما می‌توانید برای کودک خود الگوی رفتاری خوبی در زمینه گوش دادن فعال باشید. می‌توانید به فرزند خود نشان دهید که برای گوش دادن به نگرانی‌هایشان وقت می‌گذارید و برای آن‌ها احترام قائل هستید. مورد دوم اینکه کودکان زمانی که چیزی را می‌بینند راحت‌‎تر از زمانی که می‌شنوند آن را یاد می‌گیرند، بنابراین بهتر است کارهایی که از آن‌ها می‌خواهید را در مقابلشان انجام دهید.

ارتباطات خانوادگی یکی از سخت‌ترین کارهایی هستند که والدین باید با آن‌ها دست و پنجه نرم کنند. یاد دادن مهارت گوش دادن به کودکان نیازمند صبر، زمان و تداوم است. زمانی که برای تقویت این مهارت در کودک تلاش کنید، بعدها فرزند شما در زمینه گوش دادن فعال و ارتباطات اجتماعی قوی‌تر خواهد شد. برای این که راحت‌تر بتوانید با کودک خود ارتباط سالم برقرار کنید، بهتر است در این راه از مشاور کودک کمک بگیرید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

درمان لجبازی زن

۹ روش کاربردی در برخورد با همسر لجباز

آگاهی از نحوه برخورد با همسر لجباز در یک رابطه می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. اغلب اوقات چنین افرادی از شنیدن نظرات طرف مقابل خود یا از پذیرش آن‌ها سر باز می‌زنند و معتقدند که تنها ایده و نظر آن‌ها درست است، حتی اگر دلیل منطقی عالی برای آن‌ها ارائه شود. این نگرش تک‌بعدی می‌تواند از ایجاد یک رابطه عمیق و مسالمت‌آمیز میان دو نفر، جلوگیری کند.

اگر شما با چنین فردی در ارتباط هستید، ممکن است به‌مرورزمان از برخوردهای او ناامید شوید؛ زیرا معمولا برای جلوگیری از مشاجره، به‌ناچار تسلیم می‌شوید. بااین‌حال صبور باشید و راهکارهایی که ما در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم را برای برخورد با همسر لجباز به کار ببرید.

راه‌کارهای مقابله با همسر یکدنده

۱- نفس عمیق بکشید و احساسات خود را کنترل کنید

قبل از آنکه بخواهید با شوهر لجباز خود مجادله کنید، می‌توانید با تکنیک تنفس عمیق احساسات را کنترل و جلوی واکنش‌های لحظه‌ای را بگیرید. معمولا کنار آمدن با شخصی که لجباز است سخت به نظر می‌رسد، حتی گاهی اوقات امکان دارد از دیدن رفتار طرف مقابل این احساس به شما دست بدهد که او از ناراحتی شما، زمانی که تسلیم شده‌اید، خشنود است.

ما متوجه هستیم که این رفتار زن لجباز یا شوهر، چقدر می‌تواند آزاردهنده باشد، اما همین‌که بتوانید روی رفتار و واکنش خود کنترل داشته باشید، خیلی پیشرفت خواهید کرد. چند نفس عمیق بکشید و اتاق را ترک کنید تا بتوانید تعادل خود را به دست آورید.

به‌محض آنکه شروع به پرخاشگری و ناراحتی کنید، ممکن است شریک زندگی‌تان احساس کند که دلیل منطقی ندارید و بیشتر به دیدگاه خود پایبند بماند.

۲- تلاش کنید منشأ افکار او را کشف کنید

قدم دومی که باید برای برخورد با همسر لجباز بردارید این است که از خود بپرسید که چرا این موضوع برای او اهمیت دارد. وقتی شریک زندگی شما از تغییر عقاید و گاهی هم شیوه زندگی امتناع می‌ورزد، ممکن است باعث ناراحتی شما شود، اما لزوما به این معنا نیست که او اشتباه می‌کند.

کمی بیشتر روی رفتار لجبازی شوهر یا برعکس خانم خود متمرکز شوید و عمیق‌تردنبال دلایل بگردید تا بتوانید بخش‌های دیگری از دیدگاه او را ببینید، حتی اگر با آن‌ها موافق نباشید. این روش رسیدن روند رسیدن به یک راه‌حلی که باعث خوشحالی هر دوی شما شود را تسریع می‌بخشد.

اگر به او فرصت توضیح درباره رفتارش دهید، ممکن است متوجه شوید که دقیقا هدف او چیست. برای مثال مرد لجباز شما از خرید کفش نو امتناع می‌کند، در خلال صحبت با او، امکان دارد متوجه شوید که در مورد مسائل مالی مضطرب است و اطمینان ندارد که از عهده هزینه‌های اضافی برآید.

۳- به زن لجباز خود بگویید که چقدر به او اهمیت می‌دهید

تکنیک سوم و کاربردی برای برخورد با همسر لجباز، گذراندن زمان بیشتری با او برای شکل‌گیری ارتباطات مثبت است. اگر زمان زیادی را با شریک زندگی خود سروکله می‌زنید، در نهایت می‌توانید یادآوری کنید که چقدر او را دوست دارید.

در واقع، گاهی ممکن است پافشاری و لجبازی شریک زندگی، واکنش او در برابر احساس ناامنی باشد یا اینکه به نظر او ارزش کافی داده نشده است.

با ایجاد اعتماد و اطمینان در آن‌ها می‌توانید کمک کنید که راحت‌تر باشند و بیشتر با شما سازگار شوند.

  • به آن‌ها بگویید که قدردان کارهای خوب او در زندگی مشترک هستید.
  • اگر ابراز علاقه تفاوتی در میزان لجبازی طرف مقابل شما ندارد، همیشه ایده خوبی است که به شریک زندگی خود بگویید چقدر دوستش دارید.

۴- مسائلی که در آن سریع به تفاهم می‌رسید را بیابید

وقتی از لجبازی شوهر یا زن به‌خاطر مخالفت مستقیم با او رنج می‌برید، از این کار اجتناب کنید. اگر به‌خوبی همسر خود را شناخته‌اید و آگاه هستید که روی چه چیزهایی حساسیت دارد و بلافاصله با لجبازی و پافشاری روی عقاید خود سعی بر مقابله با شما دارد، بهتر است روی آن موضوع متمرکز نشوید.

در عوض، می‌توانید روی موضوعاتی که باهم اتفاق‌نظر بیشتری دارید، تمرکز کنید. با قراردادن موضوع در چهارچوب و مطرح‌کردن هوشمندانه آن، به صورتی که هردو به آن اعتقاد دارید، احساس لجبازی را کمتر در طرف مقابل شدت می‌دهید.

یک مثال کاربردی، نگویید که می‌دانم وقت نداری و خسته هستی، اما مامانم می‌خواهد که سه‌شنبه به خانه‌شان برویم. در مقابل، می‌توانید از این جمله استفاده کنید و بگویید از اینکه آن‌قدر تلاش می‌کنی تا با خانواده من کنار بیایی، قدردانی می‌کنم، اگرچه همیشه آسان نیست. من سه‌شنبه برای شام پیش مادرم می‌روم، آیا می‌خواهی با من بیایی؟

اگر شریک زندگی شما مصرانه از صحبت‌کردن درباره هر موضوعی امتناع می‌ورزد، می‌توانید از این جمله هم استفاده کنید: «من می‌دانم حتی زمانی که باهم کنار نمی‌آییم، تو مرا دوست داری».

مرد لجباز و کینه‌ ای

تجربه نشان داده که گاهی لجبازی همسر، به‌خاطر عدم ابراز احساس و نشنیده شدن است. معمولا هم این جمله را بیان می‌کنند که من باید احساس کنم که شنیده می‌شوم. شما می‌توانید از این جمله نیز استفاده کنید. آیا می‌توانم برای ۱۰ دقیقه افکارم را باهات در میان بگذارم؟! سپس می‌توانیم به تماشای تلویزیون و سریال مورد علاقه‌مان برویم.

۵- به دنبال راه‌کارهایی برای سازش و مصالحه باشید

در زندگی و روابط بین زن و شوهر همیشه نقاط مشترکی هم وجود دارد که شاید به آن‌ها کمتر توجه کرده‌اید. اگر همسر لجباز دارید و شما نیز همانند او هستید، به‌احتمال زیاد وضعیت آن‌چنان وخیم نخواهد بود و احتمالا مقداری سازش وجود دارد.

شاید سخت به نظر برسد، اما می‌توانید هر چیزی که توافق دارید را تقویت کنید. در این صورت نقاط مثبت بیشتری را در رابطه خود پدید می‌آورید. به یاد داشته باشید که هر دوی شما جزء اعضای یک تیم با هدف مشترک هستید.

برای مثال اگر شریک زندگی شما فکر می‌کند که فرزندتان نباید پول‌توجیبی داشته باشد و از طرفی هم شما معتقدید که باید به او استقلال بدهید و مبلغ خرجی جداگانه‌ای برای او در نظر بگیرید،  به‌جای آنکه مستقیما به این موضوع فکر کنید که او یک زن لجباز است، به این واقعیت فکر کنید که هر دوی شما بهترین چیزها را برای فرزندتان می‌خواهید.

۶- دیدگاه و عقاید خود را توضیح دهید

لجبازی شوهر یا زن، گاهی به‌خاطر عدم توضیح دقیق عقاید رخ می‌دهد. معمولا افراد لجباز با سروصدا کردن، همواره سعی دارند که حرف و عقاید خود را به کرسی بنشانند. آن‌ها بیشتر اوقات تنها درباره خود حرف می‌زنند و خودشان را تکرار می‌کنند.

لزوماً نباید تهاجمی برخورد کنید و به‌صورت تدافعی به او پاسخ دهید. نظرات خود را واضح بیان کنید و به‌گونه‌ای نشان ندهید که ازطرف مقابل خود برای صحبت‌کردن، اجازه می‌گیرید. تنها آنچه را که در ذهن دارید آزادانه مطرح و تن صدای خود را کنترل کنید.

از حقایق برای تایید نظر خود استفاده کنید. به‌عنوان‌مثال اگر شریک زندگی شما از رفتن به دکتر و معاینه بیزار است و همواره با لجبازی سعی در توجیه رفتار خود دارد، می‌توانید آمار مستندی از مشکلات و بیماری‌هایی که رنج سنی او دچار می‌شوند را با او به اشتراک بگذارید. این شیوه‌ای عالی برای قانع ساختن شریک زندگی است بدون آنکه انتقادی برخورد کنید.

۷- آهسته‌تر رفتار کنید

پیش از آنکه سریعا همسر خود را با عنوان مرد لجباز یا برعکس زن لجباز مورد خطاب قرار دهید، منتظر بهترین لحظه باشید تا نظرتان را بیان کنید. پیش از صحبت، اطمینان یابید که همسر شما نیز آرام است.

این یک فرآیند است که باید آهسته پیموده شود. شما با صبوری می‌توانید به همسر لجباز خود نشان دهید که همه چیز نباید طبق نظر او باشد. یک فرد لجباز معمولا به‌صورت موقت کم‌شنوا می‌شود و تنها نظر و صدایی که می‌شنود، نظر خود است.

۸- سعی کنید شنونده خوبی باشید

یکی دیگر از راهکارهایی که می‌توانید در برخورد با شریک لجباز خود در پیش بگیرید، به آنچه که می‌گویند گوش دهید. توجه داشته باشید زمانی زندگی مشترک مستحکم خواهد شد که احترام به نظرات و ایده‌های یکدیگر به‌صورت کاملا منطقی وجود داشته باشد.

شاید گذراندن با همسر لجباز سخت و طاقت‌فرسا باشد، اما باید به آن‌ها فضایی برای ابراز وجود بدهید و تنها به این خاطر او را کنار نزنید. ازاین‌گذشته، شاید آن‌ها نکته خوبی مطرح کنند.

هنگامی‌که درباره نظرات یا خواسته خود توضیح دادید، از او بپرسید که چه احساسی از سخنان شما دارد. سپس با حوصله به او نیز گوش دهید. تحت هیچ شرایطی، صحبت را قطع نکنید و همه زمان را به اینکه چه پاسخی به او بدهید، صرف نکنید.

۹- جدال‌های خود را عاقلانه مشخص کنید

شریک زندگی شما چه مرد لجباز باشد و چه زن، صرف‌نظر از میزان اهمیت موضوع، از یک بحث خوب لذت می‌برد. این بدان معناست که گاهی برای حفظ توازن رابطه خود، باید مجادله‌های خود را عاقلانه انتخاب و مشخص کنید.

اگر واقعا آن‌قدرها هم مشکل بزرگی نیست، آن را رها کنید و اجازه دهید شریک زندگی شما روش خودش را داشته باشد. هنگامی که یک رابطه را متوازن و هماهنگ نگه‌دارید، با گذشت زمان حل مشکلات بزرگ‌تر به‌مراتب آسان‌تر خواهد بود.

خدماتی که می‌توانید از سرای مشاور در خصوص لجبازی همسر دریافت کنید

زندگی با همسر لجباز می‌تواند چالش‌برانگیز و گاهی هم غیرممکن به نظر برسد. اما در علم روان‌شناسی راهکارهایی مثل حفظ آرامش، گوش‌دادن به نظرات یکدیگر و توجه به طرف مقابل می‌تواند تا حد زیادی به بهبود روابط کمک کند.

شما می‌توانید با دریافت مشاوره‌های تلفنی و حضوری از سرای مشاور که یک مرکز تخصصی روان‌شناسی است، به روابط خانوادگی خود استحکام ببخشید.

منبع: wikihow
تلفن کلینیک روانشناسی