اختلال استرس پس از سانحه (ptsd)

اختلال استرس پس از سانحه یا Post-traumatic stress disorder نوعی اختلال روانی است که بعد از تجربه یا دیدن یک حادثه تلخ ایجاد می‌شود. علائم این اختلال شامل مرور خاطرات و افکار غیر قابل کنترل در خصوص آن حادثه، کابوس شبانه و اضطراب شدید می‌باشد. اکثر افراد بعد از تجربه یک اتفاق دردناک به صورت موقت دچار ناراحتی می‌شوند اما با گذشت زمان و مراقبت، وضعیتشان بهبود پیدا می‌کند. اما بعضی از افراد بعد از گذشت زمان چند ماه یا حتی چند سال بعد از وقوع حادثه حالشان بهتر نمی‌شود که این موضوع در فعالیت‌های روزانه آن‌ها نیز اختلال ایجاد می‌کند. این افراد احتمالا به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا هستند.

در این مقاله در خصوص اختلال استرس پس از سانحه ptsd و سایر موارد مرتبط با آن صحبت شده است.

علائم اختلال استرس پس از سانحه

علائم این اختلال معمولا در طول یک ماه بعد از وقوع حادثه بروز پیدا می‌کند، اما گاهی اوقات تا سال‌ها نیز نمایان نمی‌شود. این علائم در زندگی اجتماعی، روابط، کار، تحصیل و حتی کارهای روزمره فرد مبتلا اختلال ایجاد می‌کند.

علائم این اختلال به صورت کلی به چهار گروه تقسیم بندی می‌شوند که شامل:

خاطرات سرزده

در این حالت فرد مبتلا به صورت ناخواسته و مکرر خاطره مربوط به سانحه را مرور می‌کند به صورتی که انگار آن حادثه بارها و بارها تکرار می‌شود. همچنین فرد دائما خواب‌هایی در مورد حادثه پیش آمده می‌بیند و هر چیزی که او را یاد آن اتفاق بیندازد به شدت مضطربش می‌کند.

اجتناب

در این حالت فرد مبتلا از صحبت کردن در خصوص حادثه و حتی افراد، مکان‌ها و فعالیت‌هایی که برای او یادآور آن تجربه تلخ باشد، اجتناب می‌کند.

تغییرات منفی بینش و حال

این تغییرات منفی شامل:

  • افکار منفی در خصوص خود، دیگران و دنیا
  • نا امیدی در مورد آینده
  • مشکل در حافظه به طور مثال مشکل در به یادآوردن جنبه‌های مهم حادثه
  • عدم توانایی در نگه داشتن روابط نزدیک
  • احساس طرد شدگی از طرف دوستان و خانواده
  • از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که زمانی لذت بخش بوده
  • مشکل در بروز احساسات مثبت
  • بی احساس شدن

تغییر در عملکرد فیزیکی و احساسی

این تغییرات شامل:

  • به راحتی ترسیدن و وحشت کردن
  • همیشه حالت تدافعی داشتن به دلیل خطرات احتمالی
  • رفتارهای مخرب نظیر رانندگی با سرعت زیاد یا مصرف بیش از اندازه الکل
  • مشکل در خواب
  • اختلال در تمرکز
  • رفتارهای تهاجمی
  • احساس شدید خجالت یا گناه

برای کودکان زیر ۶ سال:

  • بازسازی سانحه پیش آمده در بازی یا نقاشی
  • خواب‌های ترسناک که می‌تواند مرتبط یا غیر مرتبط با حادثه پیش آمده باشد

تشدید علائم اختلال استرس پس از سانحه ptsd

شدت علائم این اختلال ممکن است با گذشت زمان تغییر کند. ممکن است فرد زمانی که دچار استرس شود یا چیزی سبب یادآوری آن تجربه دردناک شود، علائم این اختلال را بیش از قبل احساس کند. به طور مثال ممکن است او خبری در مورد آتش سوزی ماشین بشنود و یاد خاطرات جنگ که تجربه کرده بیفتد یا با شنیدن خبر یک تجاوز جنسی دوباره خاطرات تجاوز خود را به یاد آورد.

انواع ptsd

علت ایجاد اختلال استرس پس از سانحه

زمانی که افراد یک حادثه تلخ نظیر مرگ، خطر جانی، جراحت جدی و یا تجاوز جنسی را تجربه می‌کنند ممکن است به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شوند. هنوز علت این که چرا بعضی از افراد بعد از وقوع یک حادثه به این اختلال مبتلا می‌شوند و بعضی دیگر نه، به طور قطع مشخص نشده است اما دلایل احتمالی زیر برای ایجاد این اختلال پیشنهاد می‌شود:

  • تجربه‌ موقعیتی که شدت و میزان استرس ناشی از آن بالا باشد
  • سابقه خانوادگی مشکلات روانی نظیر اضطراب یا استرس
  • ویژگی‌های شخصیتی خاص
  • نحوه تنظیم هورمون‌ها و مواد شیمیایی توسط مغز در بدن در مواجهه با استرس

افراد در هر سنی ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. اما بعضی از فاکتورها احتمال ابتلا به این اختلال را تشدید می‌کند:

  • تجربه یک وضعیت شدیدا دردناک یا تجربه یک وضعیت دردناک به مدت طولانی
  • تجربه یک حادثه تلخ دیگر در سال‌های ابتدای زندگی مانند سوء استفاده جنسی از کودک
  • داشتن شغلی که فرد را در معرض حوادث دردناک قرار می‌دهد مانند سرباز جنگی
  • داشتن مشکلات روانی دیگر نظیر اضطراب یا افسردگی
  • مصرف مواد مخدر یا مصرف بیش از حد مشروبات الکلی
  • عدم حمایت از طرف دوستان یا خانواده
  • مشکلات روانی نظیر افسردگی و اضطراب در سایر افراد خانواده

حوادثی که ممکن است به اختلال استرس پس از سانحه ptsd منجر شوند شامل:

  • جنگ
  • سوء استفاده جنسی در کودکی
  • تجاوز
  • مجروح شدن
  • مورد حمله واقع شدن
  • تصادف
  • آتش سوزی
  • بلاهای طبیعی نظیر زلزله
  • سقوط هواپیما
  • بیماری بدون علاج
  • شکنجه
  • دزدیده شدن

پیشگیری و درمان اختلال استرس پس از سانحه

بعد از دیدن یک حادثه دردناک اکثر افراد علائمی شبیه به اختلال استرس پس از سانحه را تجربه می‌کنند. ترس، اضطراب، عصبانیت، افسردگی و احساس گناه از واکنش‌های معمول به یک اتفاق تلخ است. افراد معمولی بعد از گذشت زمان بهبود پیدا کرده و دیگر احساسات مذکور را بروز نمی‌دهند، اما افرادی که به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می‌شوند با گذشت زمان بهبود پیدا نکرده و به حالت طبیعی باز نمی‌گردند.

همان طور که گفته شد بیماری ptsd می‌تواند در زندگی روزمره فرد اختلال ایجاد کند و سبب بروز مشکلات دیگری نظیر افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد مخدر و الکل، مشکل در تغذیه و تمایل به خودکشی شود. بنابراین فردی که به این بیماری مبتلا می‌شود بهتر به مشاور و فرد متخصص در این زمینه مراجعه کند تا با دریافت حمایت و راه‌کارهای مناسب این اختلال درمان شود. سرکوب احساسات و صحبت نکردن در خصوص واقعه می‌تواند آسیب بیشتری ایجاد کند. بیشتر راه کارهای درمانی بر حادثه پیش آمده تمرکز دارد و از فرد می‌خواهد که در خصوص آن صحبت کند و به او یاد می‌دهد که به شکل دیگری آن را ببیند و درک کند بدون این که دچار اضطراب و استرس شود.

نکته دیگری که حائز اهمیت است این است که فرد نباید از خودش انتظار بیش از حد داشته باشد و خود را سرزنش کند. صحبت کردن با خانواده و دوستان نیز در خصوص واقعه پیش آمده می‌تواند به فرد در تسریع دوره بهبود کمک کند.

راه‌های فراموش کردن خیانت همسر

فراموش کردن خیانت همسر

فهمیدن این موضوع که همسرتان به شما خیانت کرده می‌تواند بسیار سخت و وحشتناک باشد. ممکن است بعد از این واقعه رابطه شما با یک بحران اساسی مواجه شده که حتی باعث نابودی رابطه شود. این خیلی طبیعی است که از همسر خود بپرسید که چرا خیانت کرده است؟ اما پاسخ این سوال به راحتی مشخص نخواهد شد.

خیانت به دلایل مختلفی ممکن است رخ بدهد. گاهی اوقات این موضوع نشان دهنده نواقص و مشکلات در رابطه شماست که معمولا هر دو نفر در آن مقصر هستند. گاهی نیز این موضوع ربطی به مشکلات رابطه شما ندارد و به گذشته و تجربیات همسرتان مربوط می‌شود. در بعضی شرایط نیز این موضوع دلایلی دیگری دارد که هیچ ارتباطی به شما یا نوع ارتباطتان ندارد.

علت خیانت هر چه که باشد، شما بعد از آن دچار احساسات و افکار مغشوشی می‌شوید که فهمیدن و گذشتن از آن‌ها می‌تواند بسیار سخت باشد، اما امید خود را از دست ندهید. افراد بسیاری بوده‌اند که بعد از وقوع خیانت توانسته‌اند با گذشت زمان و کار کردن روی رابطه خود دوباره اعتماد از دست رفته‌شان را بازسازی کنند.

در این مقاله راه‌کارهایی برای فراموش کردن خیانت همسر و تسهیل گذر از این شرایط بحرانی ارائه شده است.

احساسات خود را بپذیرید

بعد از فهمیدن خیانت همسر، احساساتی مانند شوک، اضطراب، ترس، افسردگی و گیج شدن کاملا طبیعی است. ممکن است شما تصور کنید که غرق احساسات و افکار خود شده‌اید به گونه‌ای که انگار سوار بر یک ترن هوایی هستید که بالا و پایین زیادی دارید. برای این که از حس‌های بد رها شوید، نیاز به زمان دارید. حتی وقتی که برای فراموش کردن خیانت همسرتان تلاش بسیاری می‌کنید، انتظار نداشته باشید که این افکار شما به راحتی از بین برود. پس احساساتتان را ببینید و به خودتان زمان بدهید. ازدواج شما دچار تغییراتی شده و دیگر آن رابطه قبلی وجود ندارد، پس طبیعی است که زمانی برای آن رابطه‌ای که قبلا داشته‌اید، سوگواری کنید.

به دنبال انتقام نباشید

خیانتی که به شما شده ممکن است سبب ایجاد احساس خشم در شما شود. ممکن است این احساس را داشته باشید که آبروی او را میان دوستان و آشنایانش ببرید یا حتی خودتان هم خیانت کنید تا به شرایط برابری برسید. با انجام این رفتارها ممکن است برای مدت کوتاهی آرام‌تر شوید، اما انجام این اعمال در نهایت به ضرر شما بوده، مشکلی را حل نمی‌کند و چه بسا حتی شما را در شرایط پیچیده‌تری قرار دهد.

قبل از این که برای خانواده و دوستان خود ماجرا را تعریف کنید، کمی بیشتر فکر کنید. ممکن است آن‌ها نظرات قاطعی نسبت به این قضیه داشته باشند، اما فقط خود شما هستید که به طور کامل می‌دانید که در رابطه شما چه گذشته است. در این دوره که مردد هستید و شرایط روحی پایداری ندارید، بهتر است که بر اساس نظر دیگران تصمیم‌گیری نکنید.

از خودتان مراقبت کنید

شما ممکن است در این دوره به خاطر شوکی که بهتان وارد شده دچار مشکلاتی نظیر سردرد، حالت تهوع، مشکلات خواب و کاهش اشتها شوید. بعد از این که از شوک زدگی خارج شدید و موقعیت خود را درک کردید، به سلامت خود اهمیت ویژه دهید. به طور مثال سعی کنید که تغذیه سالم داشته باشید، ورزش کنید و به اندازه کافی بخوابید. همچنین به میزان زیادی روزانه آب مصرف کنید زیرا ناراحتی و استرس سبب تولید ترکیبات اسیدی در بدن شما می‌شود که مصرف آب می‌تواند آن‌ها را خنثی کند.

اعتماد بعد از خیانت

از بازی سرزنش اجتناب کنید

همان طور که گفته شد ممکن است خیانت همسرتان به دلیل کمبودهای عاطفی و مشکلاتی باشد که در رابطه با شما داشته است. ممکن است شما در این دوره اشتباهات خود را بهتر ببینید زیرا درد و رنجی که به شما وارد شده سبب می‌شود که در جست و جوی پاسخ این سوال باشید که به چه علت این مشکلات برای شما ایجاد شده است؟ حالا بهتر می‌توانید خودتان و نقص‌هایتان را ببینید. اما در نظر داشته باشید که شما هم قطعا کمبودهایی داشته‌اید و فرد مقابل شما هم بی تقصیر نبوده است، پس خودتان را سرزنش نکنید.

علاوه بر آن همسرتان یا نفر سوم را نیز سرزنش نکنید زیرا این کار چیزی را حل نمی‌کنید و تنها انرژی شما را هدر می‌دهد.

فرزندان خود را از این ماجرا دور نگه دارید

این موقعیت مربوط به شما و همسرتان است و نباید فرزندان خود را به هیچ وجه در آن شرکت دهید. تنها اگر با همسرتان به این نتیجه رسیده‌اید که از هم جدا شوید فرزندان خود را در جریان این تصمیم قرار دهید. صحبت کردن در خصوص جزئیات خیانت با فرزندانتان سبب ایجاد اضطراب در آن‌ها شده و این تصور را برایشان ایجاد می‌کند که بین شما و همسرتان گیر کرده‌اند و باید یکی را انتخاب کنند.

اگر نیاز دارید، کمی فاصله بگیرید

زمانی که تازه متوجه خیانت همسر خود شده‌اید ممکن است برای شما سخت باشد که در یک خانه با او زندگی کنید یا بر یک تخت بخوابید. می‌توانید برای مدت زمان کوتاهی خانه را ترک کنید و به نزد یکی از دوستان نزدیکتان که به او اعتماد دارید مراجعه کنید. اگر بچه‌ دارید، مواجه شدن با این شرایط می‌تواند برایتان سخت‌تر باشد زیرا باید برای جدا نگه داشتن فرزندتان از این موقعیت انرژی مضاعف بگذارید. به همسر خود بگویید که رفتن شما کوتاه مدت و موقتی است و برای بازگشتتان تاریخ خاصی مشخص کنید تا هر دوی شما خود را برای رویارویی دوباره آماده کنید.

با مشاور خانواده صحبت کنید

همان طور که گفته شد شما ممکن است احساسات و افکار متضادی را در این دوره تجربه کنید که شما را گیج و خسته کند. یک روانشناس با تجربه در زمینه مسائل خانواده می‌تواند به شما در درک موقعیت پیش آمده و پردازش صحیح احساساتی نظیر خشم، پشیمانی و هر احساس دیگری که با آن مواجه هستید کمک می‌کند.

مشاوره خانواده همچنین به شما کمک می‌کند که به شناخت بهتری نسبت به خود و طرف مقابلتان برسید و با آگاهی بیشتری در جهت فراموش کردن خیانت همسر قدم بردارید. حتی اگر تصمیم بگیرید که از همسرتان جدا شوید، حداقل می‌دانید که همه تلاش خود را کرده‌ و راه‌کارهای مفید را امتحان کرده‌اید.

 

تلفن کلینیک روانشناسی

وابستگی به دارو و راه‌های ترک آن

بیشتر افراد طبق دستورالعمل پزشک داروهای تجویزی خود را در دوره پیشنهادی مصرف می‌کنند، اما در این بین افرادی نیز هستند که خود درمانی کرده و بدون تجویز پزشک برخی از داروها را بدون اطلاع کامل از دوز و زمان مصرف، مورد استفاده قرار می‌دهند که این موضوع ممکن است سبب اعتیاد یا وابستگی آن‌ها به دارو مربوطه شود.

در سال‌های اخیر آمار سوء مصرف دارو افزایش چشمگیری پیدا کرده است. به همین منظور در این مقاله در خصوص وابستگی به دارو و راه‌های ترک آن صحبت شده است.

اعتیاد و وابستگی به دارو چیست؟

اعتیاد به دارو نوعی بیماری مزمن مغزی است که سبب می‌شود فرد مبتلا علیرغم آسیب‌هایی که به خود و اطرافیانش می‌زند تمایل به مصرف دارو مورد نظر داشته باشد. سوء مصرف دارو، حتی داروهایی که توسط پزشک تجویز می‌شود، می‌تواند باعث تغییر عملکرد مغز شود. برای بیشتر افراد در ابتدا مصرف دارو به شکل اختیاری است، اما با گذشت زمان به دلیل تغییراتی که در مغز ایجاد می‌شود فرد دیگر کنترلی بر تمایل خود به مصرف دارو ندارد. در این شرایط فرد مبتلا تمایل و اجبار شدیدی به مصرف دارو مربوطه احساس می‌کند.

استفاده از چه نوع داروهایی می‌تواند با سوء مصرف همراه باشد؟

سه گروه از داروهای تجویزی که می‌تواند با سوء مصرف همراه باشد، شامل موارد زیر است:

  • داروهای افیونی که برای تسکین درد تجویز می‌شوند.
  • داروهایی که فعالیت سیستم اعصاب مرکزی را کاهش می‌دهند؛ مانند بنزودیازپین‌ها (والیوم، لورازپام، زاناکس و …) و داروهایی که برای درمان اضطراب و بی‌خوابی مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • داروهای برانگیزاننده و محرک مانند آمفتامین و ریتالین که برای درمان اختلال نقص توجه و نارکولپسی (اختلال حمله خواب) تجویز می‌شوند.

داروهای افیونی

از سال ۱۹۹۰ تجویز داروهای افیونی مانند کودئین و مورفین افزایش پیدا کرده است. سایر داروهای افیونی شامل فنتانیل، هیدروکدون، هیدرومورفون، متادون و اکسی کدون می‌باشد. وقتی که داروهای افیونی و سایر مسکن‌ها طبق دستورالعمل پزشک مورد استفاده قرار گیرند، باعث بهبود کیفیت زندگی شده و به ندرت وابستگی به دارو ایجاد می‌کنند. اما زمانی که این داروها خارج از زمان توصیه شده و بدون نظارت پزشک مصرف شوند، می‌توانند باعث وابستگی فیزیکی و اعتیاد شوند. داروهای افیونی در صورتی که بیش از دوز پیشنهادی مصرف شوند، ممکن است خطر جانی نیز داشته باشند.

در صورتی که داروهای افیونی با موادی که اعصاب مرکزی را سرکوب می‌کنند از جمله الکل، باربیتورات‌ها، بنزودیازپین‌ها مانند زاناکس (آلپرازام) و دیازپام (والیوم) مصرف شوند، احتمال مختل شدن عملکرد تنفسی و مرگ بیشتر خواهد شد. داروهای افیونی همچنین می‌توانند احساس خوشحالی ایجاد کنند. داروی اکسی کانتین گاهی به اشتباه برای تقویت احساس خوشحالی تزریق می‌شود.

اعتیاد به دارو

داروهای سرکوب کننده سیستم اعصاب مرکزی

بنزودیازپین‌ها فعالیت سیستم اعصاب مرکزی را مهار می‌کنند. افراد بسیاری از این داروها برای درمان اضطراب و اختلالات خواب مانند بیخوابی استفاده می‌کنند. این داروهای آرام بخش بر انتقال دهنده عصبی گابا (GABA) در مغز اثر می‌گذارند. این انتقال دهنده عصبی در کاهش فعالیت مغز نقش دارد.

باربیتورات‌ها نیز از جمله داروهای سرکوب کننده سیستم اعصاب مرکزی هستند که معمولا برای بیهوشی و درمان تشنج مورد استفاده قرار می‌گیرند. در گذشته از این داروها به صورت کوتاه مدت برای درمان بی‌خوابی و اضطراب استفاده می‌شد اما به دلیل احتمال سوء مصرف و اوردوز، بنزودیازپین‌ها جایگزین این داروها شدند.

استفاده از داروهای سرکوب کننده سیستم اعصاب مرکزی برای کوتاه مدت می‌تواند فرد را آرام و خواب آلود کند اما با گذشت زمان برای حصول نتیجه لازم است که از دوز بیشتری استفاده شود. استفاده همزمان از این داروها با الکل می‌تواند مشکلات قلبی و تنفسی ایجاد کند که منجر به مرگ شود. بعد از مصرف طولانی مدت این داروها نباید یک دفعه مصرف آن‌ها قطع شود زیرا می‌تواند مشکلات جدی برای فرد وابسته به دارو ایجاد نماید.

داروهای برانگیزاننده و محرک

مصرف داروهای محرک سبب افزایش هوشیاری، توجه و انرژی می‌شود. همچنین استفاده از این داروها موجب افزایش ضربان قلب، قند خون و فشار خون و انقباض رگ‌ها شده و مسیر تنفسی را باز می‌کند. این داروها اولین بار برای درمان آسم و چاقی مورد استفاده قرار گرفتند، اما امروزه برای درمان اختلال کم توجهی، کم توجهی-بیش فعالی، افسردگی، نارکولپسی و سایر مشکلات نیز مصرف می‌شوند. برای ذکر مثال‌هایی از این نوع دارو می‌توان به دگزامفتامین، لیزدگزامفتامین و متیل فنیدات یا ریتالین اشاره کرد. استفاده از داروهای محرک تحت نظر پزشک بلامانع است اما اگر این داروها بدون نظارت پزشک مصرف شوند، می‌توانند اعتیاد و وابستگی ایجاد نمایند. مصرف داروهای محرک به همراه داروی ضد احتقان موجب ایجاد بی نظمی در ریتم قلب و استفاده از دوزهای بالا داروهای محرک سبب افزایش دمای بدن می‌شود.

چرا وابستگی به دارو در بین مردم در حال افزایش است؟

غالبا کارشناسان در خصوص علت افزایش وابستگی به دارو و سوء مصرف داروهای تجویزی مطمئن نیستند اما برخی علت این موضوع را دسترسی راحت‌تر مردم به انواع مختلف دارو می‌دانند. امروزه پزشکان بیش‌تر از قبل برای بیمارهای خود دارو تجویز می‌کنند که این موضوع شامل سه گروه دارویی که می‌تواند با سوء مصرف همراه باشد نیز می‌شود. علاوه بر آن بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی این داروها را بدون نسخه می‌فروشند. داروخانه‌های آنلاین موجب شده که این نوع داروها حتی در دسترس کودکان و نوجوانان نیز قرار بگیرند. بسیاری از نوجوانان امروزه داروهای والدین خود را به صورت پنهانی مصرف می‌کنند؛ حتی ممکن است به همراه دوستان خود قرص‌های مختلف را ترکیب کرده تا ببینند کدام ترکیب حس بهتری ایجاد می‌کند. مشکلی که اینجا وجود دارد این است که این نوجوانان نمی‌دانند که مصرف کدام یک از این قرص‌ها در دوزهای بالا یا به همراه الکل می‌تواند خطرات جانی به همراه داشته باشد.

درمان وابستگی به دارو

چرا بعضی از افراد به دارو وابسته می‌شوند؟

گاهی اوقات دیده می‌شود که بعضی از افراد به دارویی خاص وابسته می‌شوند اما فردی دیگر که به همان اندازه از داروی مورد نظر استفاده کرده اعتیاد و وابستگی به دارو پیدا نمی‌کند. در پاسخ به این موضوع باید گفت که ژنتیک، وضعیت اجتماعی و سن می‌تواند در شکل‌گیری وابستگی به دارو نقش داشته باشد. به طور مثال ممکن است استعداد اعتیاد به صورت ژنتیکی در یک خانواده وجود داشته باشد یا دوست‌ و همکاران در شکل گیری این اعتیاد نقش داشته باشند. همچنین سن نیز در وابستگی به دارو موثر است؛ هر چقدر که از سن پایین‌تر مصرف دارو شروع شود، احتمال اعتیاد و وابستگی به دارو بیشتر خواهد بود.

تشخیص وابستگی به دارو

اگر شما بیشتر از دوز تجویز شده یا به دلایلی غیر از بیماری که با پزشک درمیان گذاشته‌اید، داروی مورد نظر را مصرف کنید، دچار وابستگی و اعتیاد هستید. به طور مثال اگر پزشک برای تسکین درد برای شما قرص مسکن تجویز کرده باشد تا سه بار در روز مصرف کنید، در صورتی که شما بیش‌تر از سه بار مصرف کنید، دچار سوء مصرف دارو هستید. همچنین اگر شما داروی مورد نظر را نه برای تسکین درد و برای احساس بی حوصلگی مصرف کنید، دچار سوء مصرف دارو هستید.

علاوه بر آن ممکن است از پزشک خود بخواهید که باز هم از آن دارو برای شما بنویسد یا دوز بالاتری برایتان تجویز کند که این موارد نیز می‌تواند از نشانه‌های اعتیاد و وابستگی به دارو باشد. همچنین ممکن است نزد دکترهای مختلف بروید تا داروی مورد نظر را برای شما تجویز کنند و مقدار بیشتری از آن دارو به دست آورید.

دستورالعمل مصرف دارو‌

سازمان غذا و دارو یکسری دستورالعمل‌ها برای مصرف صحیح داروهای تجویزی ارائه داده است که شامل موارد زیر می‌شود:

  1. دارو تجویز شده را همیشه طبق دستورالعمل پزشک مصرف نمایید.
  2. دوز مصرفی دارو را بدون مشورت با پزشک تغییر ندهید.
  3. کپسول تجویز شده را باز نکنید مخصوصا اگر کپسول مورد نظر محتوی خود را به صورت تدریجی آزاد می‌کند.
  4. از عوارض جانبی دارو و تاثیر آن بر کارهای روزانه از جمله رانندگی اطلاع پیدا کنید.
  5. در مورد تاثیر دارو در صورت مصرف با الکل یا سایر داروها اطلاعات کسب کنید.
  6. به دیگران اجازه ندهید که از داروهای شما استفاده کنند.

راه‌های ترک وابستگی به دارو

یکی از راه‌های ترک وابستگی به دارو استفاده از داروهای جایگزین است که اعتیاد نیز ایجاد نمی‌کنند. این داروهای جایگزین علائم عدم مصرف دارو مورد نظر را از بین برده و به فرد در به دست آوردن کنترل خود کمک می‌کنند.

بوپرنورفین دارویی است که برای رفع علائم عدم مصرف داروهای افیونی به کار برده می‌شود. این دارو معمولا به همراه نالوکسان مصرف می‌شود تا از برگشت علائم عدم مصرف دارو جلوگیری شود.

از جمله داروهای دیگری که برای وابستگی به داروهای افیونی تجویز می‌شود، می توان به متادون و داروی فشار خون به نام کلونیدین اشاره کرد. علاوه بر آن داروی دیگری به نام نالتراکسان نیز عوارض داروهای افیونی را از بین می‌برد و برای درمان وابستگی به این نوع داروها استفاده می‌شود. این دارو را می‌توان به صورت خوراکی یا تزریقی به صورت ماهانه مصرف کرد.

کارشناسان بر این باور هستند که علاوه بر مصرف دارو جایگزین، باید از درمان شناختی رفتاری نیز استفاده شود و فرد مبتلا برای مشاوره ترک اعتیاد نیز به منظور موفقیت بیشتر اقدام کند.

در صورتی که علائم وابستگی به دارو را در خود احساس می‌کنید، حتما به مشاور متخصص در این زمینه مراجعه کنید تا با راه‌‌کارهای مناسب جهت ترک وابستگی به دارو آشنا شوید.

برخورد با اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی نوعی اختلال روانی است که نحوه تفکر فرد را راجع به خود و اطرافیانش تحت تاثیر قرار می‌دهد. این موضوع می‌تواند زندگی روزانه فرد را مختل کند و سبب ایجاد اشکال در تصور فرد از خود و روابط اجتماعی‌اش شود. همچنین فرد مبتلا به این نوع اختلال کنترلی روی احساسات و رفتار خود ندارد و از تنها شدن بسیار می‌ترسد. اگرچه او دوست ندارد تنها باشد، اما رفتارهای بیمارگونه‌اش سبب رنجش اطرافیان شده و آن‌ها را از او دور می‌کند. اختلال شخصیت مرزی معمولا در آغاز جوانی خود را نشان می‌دهد و با گذشت زمان و رسیدن به دوره میان‌سالی کم‌تر می‌شود.

در این مقاله در خصوص نشانه‌ها و علائم اختلال شخصیت مرزی صحبت شده و همچنین به نحوه برخورد با این نوع اختلال پرداخته شده است.

نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی احساس فرد را نسبت به خود و چگونگی رابطه با افراد دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. نشانه‌ها و علائم این اختلال شامل:

  • ترس شدید از تنها شدن که به موجب آن رفتارهای ناسالمی را برای جلوگیری از جدایی و طرد شدن بروز می‌دهد.
  • الگو روابط ناپایدار به این معنی که در یک لحظه ممکن است شخصی را بیش از حد دوست داشته باشد و در لحظه بعد بدون دلایل منطقی از شخص مورد نظر بیزار شود.
  • تغییرات بسیار در تصویرسازی فرد از خود که در نتیجه آن اهداف و ارزش‌های فرد دائما تغییر می‌کند و گاهی خود را یک شخص خوب و گاهی یک آدم بد تصور می‌کند.
  • پارانویای مرتبط با استرس و از دست دادن ارتباط با واقعیت که می‌تواند چند دقیقه تا چند ساعت به طول انجامد.
  • رفتارهای پرخطر مانند قمار، رانندگی بی‌پروا، رابطه جنسی پر‌خطر، سوء مصرف مواد مخدر، خراب کردن خوشبختی با پایان دادن به یک رابطه خوب یا شغل مناسب.
  • تمایل به خودکشی یا آسیب زدن به خود بر اثر ترس از جدایی و طرد شدن.
  • حالات روحی مختلف که می‌تواند از چند ساعت تا چند روز ادامه داشته باشد مانند خوشحالی زیاد، تحریک پذیری، شرم و اضطراب.
  • احساس پوچی مداوم
  • از دست دادن کنترل هنگام عصبانیت و درگیر شدن فیزیکی

نحوه برخورد با اختلال شخصیت مرزی

اگر شما نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی را در خود احساس می‌کنید و تمایل دارید که به خودتان آسیب بزنید یا به خودکشی فکر می‌کنید، بهتر است که هر چه سریع‌تر با یک روانشناس و فرد متخصص در این زمینه ارتباط برقرار کنید. در این شرایط ارتباط با یک دوست یا شخصی که با او راحت هستید نیز می‌تواند کمک کننده باشد. اگر شما نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی را در یکی از دوستان یا اعضای خانواده متوجه شدید، او را تشویق کنید که به مشاور مراجعه کند. اما در نظر داشته باشید که شما نمی‌توانید او را مجبور به این کار کنید. اگر با کسی که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است ارتباط نزدیک دارید و رفتار او شما را دچار استرس و اضطراب کرده بهتر است خودتان نیز با یک مشاور مجرب در این زمینه ارتباط برقرار کنید. همچنین رعایت نکات زیر در برخورد با شخصیت اختلال مرزی می‌تواند به شما کمک کند:

  1. سر حرف‌هایی که به او می‌زنید بمانید به طور مثال اگر می‌گویید که کاری را انجام می‌دهید، حتما انجام دهید. این موضوع باعث می‌شود که او به شما اعتماد بیشتری پیدا کند و ترس‌هایش در ارتباط با شما کم‌تر شود.
  2. در برخورد با او تظاهر و دورویی را کنار بگذارید و صمیمیت و صداقت را در نظر داشته باشید زیرا این افراد غالبا تصور می‌کنند که دیگران با آن‌ها صادق نیستند؛ پس رعایت این موضوع به او کمک می‌کند که حرف‌های شما را بیشتر باور کند.
  3. اجازه دهید که او خودش مسئولیت کارهایش را به عهده بگیرد و به خاطر او از خود گذشتگی بیش از حد نکنید.

علت ایجاد اختلال شخصیت مرزی

مانند بسیاری از اختلالات روانی، عامل ایجاد این نوع بیماری هنوز به طور کامل درک نشده است. علاوه بر عوامل محیطی مانند سابقه سوء استفاده یا بی‌توجهی در دوران کودکی، اختلال شخصیت مرزی می‌تواند با فاکتورهای زیر مرتبط باشد:

ژنتیک

مطالعاتی که در خانواده‌ها یا دوقلوها انجام شده نشان می‌دهد که اختلال شخصیت مرزی ممکن است یک بیماری ارثی بوده یا با سایر اختلالات روانی در خانواده مرتبط باشد.

ناهنجاری‌های مغزی

برخی از مطالعات نشان داده است که تغییر در نواحی خاصی از مغز بر کنترل احساسات و عصبانیت تاثیر می‌گذارد. علاوه بر آن در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است مواد شیمیای نظیر سروتونین که بر حالت روحی تاثیر می‌گذارد، به درستی عمل نکند یا به میزان کافی ترشح نشود.

عوامل محیطی دخیل در ایجاد اختلال شخصیت مرزی

برخی از فاکتورهای مرتبط با رشد شخصیت می‌تواند احتمال ایجاد اختلال شخصیت مرزی را افزایش دهد. این فاکتورها شامل:

استعداد خانوادگی

در صورتی که یکی از اعضای خانواده نظیر مادر، پدر، برادر، خواهر و … مبتلا به اختلال شخصیت مرزی باشد، احتمال ایجاد این نوع اختلال در اعضای دیگر که سن کمتری دارند و آسیب‌پذیرتر هستند، بیشتر می‌شود.

دوره کودکی پر استرس

بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گزارش داده‌اند که در کودکی به صورت فیزیکی یا جنسی مورد سوء استفاده قرار گرفته و یا به آن‌ها توجه کافی نشده است. این افراد ممکن است در کودکی والدین خود را از دست داده یا از آن‌ها جدا شده‌ باشند. همچنین ممکن است این افراد والدینی مبتلا به اختلالات روانی داشته که به آن‌ها آسیب وارد کرده‌اند. علاوه بر آن روابط خانوادگی ناپایدار و یا مشاهده خشونت فیزیکی نیز می‌تواند ایجاد اختلال شخصیت مرزی را تحریک کند.

عوارض اختلال شخصیت مرزی

این نوع اختلال می‌تواند به زمینه‌های مختلف زندگی نظیر روابط نزدیک، کار، مدرسه، فعالیت‌های اجتماعی و تصور فرد از خود آسیب وارد کند. این آسیب‌ها باعث:

  • تغییر شغل یا شکست مکرر در کار
  • عدم به پایان رساندن دوره تحصیلی
  • مشکلات قانونی متعدد و سابقه زندان
  • روابط پر از مشکل، مشکلات زناشویی و سابقه طلاق
  • آسیب به خود مانند بریدن یا سوزاندن بدن و سابقه بستری در بیمارستان
  • درگیری شدن در روابط ناهنجار
  • بارداری بدون برنامه‌ریزی، ابتلا به بیماری‌های جنسی، تصادف با موتور و درگیری فیزیکی به دلیل عدم کنترل خشم
  • تمایل به خودکشی

علاوه بر آن کسانی که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستند ممکن است با سایر اختلالات شخصیتی نیز درگیر باشند. این اختلالات شامل:

  • افسردگی
  • سوء مصرف الکل
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • اضطراب
  • پرخوری عصبی
  • اختلال دو قطبی
  • اختلال استرسی پر از حادثه
  • اختلال کمبود توجه / بیش فعالی

دخترم-دوست-پسر-داره

دخترم دوست پسر دارد

ارتباط با جنس مخالف در دختران امری طبیعی است که اگر در زمان مناسب و به شکل درست انجام شود، می‌تواند موجب رشد و شناخت گردد. اما زمانی که این ارتباط در سنین نوجوانی و یا حتی زیر ۱۵ سال اتفاق می‌افتد، نیازمند توجه بیشتری است زیرا آسیب پذیری در این دوره بیشتر خواهد بود. یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها این است که فرزند دختر آن‌ها با جنس مخالف ارتباط عاطفی داشته باشد. این موضوع معمولا در خانواده‌های ایرانی بسیار مهم است زیرا در عرف جامعه دوستی با جنس مخالف برای دخترها کم‌تر پسندیده است و خانواده‌ها به دلیل ترس از آبرو معمولا این نوع ارتباط برایشان قابل قبول نیست.

در گذشته به دلیل محدودیت‌ها و پایین بودن سن ازدواج، خانواده‌ها راحت‌تر می‌توانستند جلوی این نوع روابط دوستی را بگیرند، اما امروزه به دلیل تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سن ازدواج بالاتر رفته و گسترش استفاده از موبایل و اینترنت برقراری ارتباط را میان دو جنس راحت‌تر کرده است.

در صورتی که متوجه ارتباط فرزند دخترتان با جنس مخالف شده‌اید، در نظر داشته باشید که نحوه برخورد شما در این مرحله بسیار حائز اهمیت است زیرا واکنش‌های اشتباه می‌تواند سبب ایجاد آسیب و عواقب جبران ناپذیری شود. لذا در این مقاله در خصوص رابطه دختر با جنس مخالف و داشتن دوست پسر صحبت شده تا والدین با کسب آگاهی بتوانند برخورد مناسبی با این مسئله داشته باشند و از ایجاد مشکلات بیشتر برای فرزندشان پیشگیری کنند.

علت گرایش دختر به جنس مخالف

دوران بلوغ، دوره‌ای است که در آن فرد نوجوان به دلیل تغییرات هورمونی از خانواده اندکی فاصله می‌گیرد تا بتواند هویت خود را به عنوان یک فرد مستقل پیدا کند. در واقع خودشناسی از این دوره شروع شده و تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. دختر نوجوان از هم سن و سال‌های خود بیش‌تر تاثیر می‌پذیرد و در صورتی که خانواده در این دوره رفتار مناسبی نداشته باشد، ممکن است ارتباط میان آن‌ها و فرزندشان به طور کامل از بین برود.

در این دوره به دلیل ترشح هورمون‌های جنسی فرد نوجوان به برقراری ارتباط عاطفی با جنس مخالف تمایل پیدا می‌کند. این موضوع کاملا غریزی است و ارتباطی با عقاید مذهبی ندارد. به طور مثال حتی اگر فرزند شما محجبه باشد، این تمایلات در او وجود داشته و کاملا طبیعی است. دختر نوجوان در این دوره در خصوص ارتباط با جنس مخالف خیال‌بافی و کنجکاوی می‌کند و حتی ممکن است عاشق یک بازیگر یا خواننده مشهور شود.

رفتار مناسب با دختری که دوست پسر دارد

متاسفانه برخی از خانواده‌ها برای فرزند خود در دسترسی به اینترنت و ماهواره محدودیتی قائل نمی‌شوند. این موضوع ممکن است باعث ‌شود که فرزند آن‌ها فیلم‌ها یا تصاویری ببیند که مناسب سن او نبوده و دچار بلوغ زودرس شود. این موضوع همچنین سبب می‌شود که فرزند آن‌ها از سنین پایین با روابط میان دختر و پسر آشنا شود و ذهن او معطوف به این مسائل گردد. البته لازم به ذکر است که تفکیک جنسیتی در مدارس نیc سبب توجه بیشتر بچه‌ها به تفاوت‌های جنسیتی و تمرکز بر این مسائل می‌شود.

رفتار مناسب با دختری که دوست پسر دارد

در صورتی که متوجه ارتباط دخترتان با یک پسر شدید، اول از هر چیز خوشحال شوید که فرزند شما به برقراری رابطه با جنس مخالف تمایل دارد، زیرا اگر این تمایل وجود نداشت در آینده برای ازدواج و روابط زناشویی دچار مشکل می‌شد. همان طور که گفته شد امروزه به دلیل تحولات فرهنگی، ارتباط میان دختر و پسر برای نسل‌های جدید موضوعی دور از ذهن نیست. ممکن است به این موضوع فکر کنید که شما این گونه زندگی نکرده‌اید، اما باید بپذیرید که در حال حاضر یک شکاف فرهنگی میان نسل شما و نسل جدید وجود دارد. پس آرامش خود را حفظ کنید تا بتوانید برخورد مناسبی با این موضوع نشان دهید.

اگر شما با عصبانیت رفتار کنید و از فرزندتان بخواهید که ارتباط خود را پایان دهد، حتی اگر موفق به پایان این ارتباط شوید، بعدها که فرزندتان با شخص دیگری آشنا شد سعی می‌کند که دور از چشم شما و به صورت پنهانی رابطه خود را ادامه دهد که به دلیل تجربه کم ممکن است خود را در معرض آسیب قرار دهد. علاوه بر آن توجه داشته باشید که فرزندتان را نسبت به جنس مخالف بدبین نکنید؛ به طور مثال نگویید که همه پسرها تنها قصد سوء استفاده از تو را دارند. این نوع حرف‌ها یا سرکوب کردن احساسات و نیازها به فرد نوجوان آسیب می‌زند و ممکن است باعث شود که در آینده نتواند از رابطه با همسر خود به اندازه کافی لذت ببرد. پس بهتر است که رابطه او را بپذیرد و ارتباط خود را با فرزندتان حفظ کنید. اجازه دهید که او بتواند برای شما صحبت کند و شما را در جریان مسائل و مشکلات خود قرار دهد. در این صورت شما می‌توانید فرزند خود را راهنمایی کنید و تجربیاتتان را در اختیار او قرار دهید.

در نظر داشته باشید که از کنترل کردن فرزند خود اجتناب کنید. گاهی والدین به دلیل نگرانی سعی می‌کنند با گشتن وسایل یا چک کردن موبایل فرزندشان، از کار او سر در بیاورند، اما این روش صحیح نیست. بهتر است به حریم خصوصی فرزندتان احترام بگذارید. به جای این رفتارهای وسواس گونه ارتباط عاطفی خود را با فرزندتان بیشتر کنید. در سن نوجوانی فرزند دختر بیشتر از پدر خود تاثیر می‌پذیرد. در صورتی که رابطه عاطفی قوی میان دختر و پدر برقرار باشد، فرزند شما کمتر به روابط خارج از خانواده نیاز پیدا می‌کند و در صورت برقراری ارتباط با جنس مخالف کمتر وابسته شده و خود را در معرض آسیب قرار می‌دهد.

بهتر است در کنار پذیرش رابطه فرزندتان، برای او یکسری قوانین نیز در نظر بگیرید. به طور مثال برای میزان استفاده از موبایل یا بیرون رفتن محدودیت قائل شوید. همان طور که نپذیرفتن این نوع ارتباط به فرزند شما آسیب می‌زند، بی‌خیال بودن و عدم توجه کافی نیز فرزند شما را در معرض آسیب قرار می‌دهد.

در خصوص مسائل جنسی با فرزند خود صحبت کنید. همان طور که گفته شد دختر شما در سنین نوجوانی در مورد مسائل جنسی و رابطه میان مرد و زن کنجکاو می‌شود. معمولا بچه‌ها از دوستان و هم سالان خود در این باره سوال می‌پرسند که غالبا آن‌ها نیز اطلاعات درستی نداشته و بیشتر سبب ایجاد ابهام می‌شوند. در مدرسه نیز درباره مسائل جنسی به بچه‌ها آموزش‌های لازم داده نمی‌شود. پس بهتر است که خودتان در این باره با فرزندتان صحبت کنید و آموزش‌های لازم را در اختیار او قرار دهید.

در صورتی که متوجه ارتباط دخترتان با جنس مخالف شده‌اید و نگران هستید، مشاوره خانواده را فراموش نکنید. مشاوره خانواده با ارائه راهکارهای مناسب به شما کمک می‌کند که آرامشتان را حفظ کرده و روابط عاطفی خود را در خانواده و همچنین رابطه دوستی با فرزندتان را تقویت کنید. به این ترتیب دخترتان شما را به عنوان دوست خود قبول داشته و مسائل خود را با شما در میان می‌گذارد و از تجربیاتتان بهره‌مند می‌شود.

تلفن کلینیک روانشناسی

تشخیص-اختلال-یادگیری-کودکان

اختلال یادگیری کودکان چگونه تشخیص داده می‌شود؟

گاهی اوقات مشکلات یادگیری کودکان در مدرسه به اختلال یادگیری (Learning Disability) مربوط می‌شود. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری از نظر هوش مانند سایر افراد هستند و حتی می‌توانند تیزهوش باشند، اما در کلاس‌های درس به روش معمول بعضی مطالب را یاد نمی‌گیرند. این افراد از نظر بینایی و شنوایی مشکلی ندارند و تنها در درک، پردازش و سازماندهی اطلاعات دچار اشکال هستند. اختلال یادگیری به طور متوسط در ۱۰ الی ۲۰ درصد کودکان وجود دارد که در پسران بیشتر از دختران دیده می‌شود.

شاید شما هم فرزندی داشته باشید که در یادگیری دروسی مانند دیکته و ریاضی دچار اشکال بوده و وضعیت او شما را نگران کرده باشد. باید گفت که که هر مشکلی در یادگیری، اختلال یادگیری تلقی نمی‌شود، اما اگر فرزند شما مبتلا به این اختلال باشد، لازم است که سریع‌تر مشکل او شناسایی شده تا از کمک‌های لازم بهره‌مند گردد.

هدف از نگارش این مقاله آشنایی با انواع اختلال یادگیری، علت ایجاد، نشانه‌ها و درمان این اختلال است.

انواع اختلال یادگیری

افراد مبتلا به اختلال یادگیری به صورت معمول مشکلاتی را بروز دهند که شامل:

مشکل یادگیری در خواندن (Dyslexia):

مشکل در خواندن یکی از شایع‌ترین اختلالات یادگیری است که انواع مختلفی دارد. در نوع پایه آن فرد در ارتباط میان اصوات، حروف و کلمات دچار اشکال است و نمی‌تواند به درستی از روی یک متن بخواند. در نوع دیگری از اختلال خواندن فرد می‌تواند به درستی بخواند اما در فهم معنی کلمات و درک مطلب دچار اشکال می‌شود. از آن جایی که درست خواندن در همه دروس اهمیت دارد، افراد مبتلا به این اختلال در صورتی که آموزش‌های ویزه نداشته باشند، در مدرسه از دیگر هم کلاسی‌های خود عقب می‌افتند.

مشکل یادگیری در نوشتن (Dysgraphia):

فرد مبتلا به اختلال یادگیری در نوشتن، در ارتباط دادن اطلاعات دچار اشکال است و نمی‌تواند چیزی را که می‌شنود به شکل فیزیکی دربیاورد و بنویسد. این افراد حتی در کپی کردن اطلاعات نیز دچار اشکال هستند و نمی‌توانند با دیدن یک نوشته از روی آن بنویسند. آن‌ها نمی‌توانند به صورت یکنواخت و مرتب بنویسند و در نقطه گذاری نیز دچار اشکال هستند. در نتیجه آن‌ها در تمامی تمریناتی که نیاز به نوشتن دارد، ضعیف عمل می‌کنند.

مشکل یادگیری در ریاضیات (Dyscalculia):

برخلاف اختلال یادگیری در خواندن و نوشتن که به زبان مربوط است، مشکل یادگیری در ریاضی با عدم توانایی در پردازش اعداد ارتباط دارد. آن‌ها چهار عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را نمی‌توانند درک کنند و در شمارش، ترتیب اعداد و همچنین خواندن ساعت نیز دچار اشکال هستند.

مشکل یادگیری در مهارت‌های حرکتی (Dyspraxia):

مشکل در مهارت‌های حرکتی اگرچه ارتباطی با درس خواندن ندارد اما می‌تواند موجب افت تحصیلی شود زیرا اختلال در مهارت‌های حرکتی با هماهنگی ماهیچه‌های دست نیز ارتباط دارد. در نتیجه گرفتن مداد در دست و نوشتن برای آن‌ها همراه با اشکالات بیشتری است. اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی، ماهیچه‌های صورت و گلو را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و سبب ایجاد مشکل در حرف زدن و برقراری ارتباط می‌شود. افراد مبتلا به اختلال یادگیری در مهارت‌های حرکتی ممکن است در راه رفتن، فعالیت‌های ورزشی و یا حتی نواختن ساز نیز دچار اشکال شوند و دست و پا چلفتی به نظر بیایند.

اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD):

افراد مبتلا به اختلال کم توجهی – بیش فعالی معمولا در تمرکز کردن بر سر یک موضوع مشکل دارند که این مسئله می‌تواند مانع یادگیری آن‌ها شود. این افراد غالبا تکالیف خود را به صورت نامنظم انجام می‌دهند. گاهی اوقات افراد تنها دچار اختلال کم توجهی هستند و مشکل بیش فعالی ندارند که در این حالت به نظر می‌رسد که در حال گوش دادن هستند و مشکل آن‌ها تا زمانی که نمرات پایینشان دیده نشود، ناشناخته باقی می‌ماند. درک مطلب، پیروی از دستورالعمل‌ها و تکمیل‌ تمرینات طولانی برای این گونه افراد مشکل خواهد بود.

علت ایجاد اختلال یادگیری

تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی و زیستی در ایجاد این نوع اختلالات می‌تواند موثر باشد. به طور مثال تاخیر و اختلال در رشد، مشکلات جزئی در مغز، نارسایی‌های مادرزادی، مسمویت و بی‌نظمی‌های بیوشیمیایی می‌تواند از عوامل ایجاد اختلال یادگیری باشد. علاوه بر مشکلات زیستی عوامل شخصیتی نیز ممکن است بروز اختلال یادگیری را تقویت کند. از جمله عوامل شخصیتی می‌توان به نگرش منفی، تنبلی، بی‌انگیزگی و مشکلات تربیتی اشاره کرد.

چگونه اختلال یادگیری را تشخیص دهیم؟

تشخیص اختلال یادگیری به دلیل گستردگی علائم آن کاری بسیار مشکل است، اما معمولا در سال‌های اولی که کودک به مدرسه می‌رود می‌توان آن را شناسایی کرد. گاهی والدین به دلیل عشقی که به فرزند خود دارند، از قبول این که فرزند آن‌ها مبتلا به اختلال یادگیری است اجتناب می‌کنند. البته لازم به ذکر است که همیشه مشکلاتی که در یادگیری وجود دارد، اختلال یادگیری محسوب نمی‌شود. آن چیزی که به عنوان اختلال یادگیری مطرح می‌شود مشکل دائمی در یک نوع مهارت خاص می‌باشد.

تشخیص زودهنگام اختلال یادگیری بسیار حائز اهمیت است زیرا این کودکان نیاز به آموزش‌های فوق العاده برای یادگیری دارند تا از دیگر هم سالان خود عقب نیافتند و اعتماد به نفس آن‌ها دچار مشکل نشود. در صورتی که نشانه‌های اختلال یادگیری را در فرزند خود شناسایی کردید برای تشخیص نهایی حتما به یک روانشناس بالینی کودک مراجعه کنید. برخی از نشانه‌های اختلال یادگیری شامل:

  • حافظه کوتاه مدت ضعیف
  • عدم تمرکز کافی
  • عدم توانایی در درک مطالب و پیروی از دستورالعمل‌ها
  • عدم توانایی در خواندن، نوشتن و درک ریاضی
  • بد خط نوشتن و بی نظمی در انجام تکالیف
  • ناتوانی در انجام مهارت‌های حرکتی ظریف مانند بریدن و گرفتن قلم
  • ناتوانی در مهارت‌های حرکتی مانند دویدن و پریدن
  • اعتماد به نفس پایین به دلیل تفاوت با دیگران
  • مشکل در صحبت کردن و لکنت زبان

درمان اختلال یادگیری

همان طور که گفته شد کودکان مبتلا به اختلال یادگیری کند ذهن نیستند و تنها به دلیل مشکلاتی که در پردازش اطلاعات دارند، نمی‌توانند با آموزش‌های معمول در مدرسه مطالب را یاد بگیرند. برای آموزش این افراد لازم است که از روش‌های متفاوت بر اساس مشکل آن‌ها استفاده شود. بعضی از مدارس خدمات ویژه در این خصوص ارائه می‌دهند که کودکان مبتلا به این اختلال در صورت شناسایی می‌توانند از آن‌ها بهره‌مند شوند. لازم به ذکر است که افراد مبتلا به اختلال یادگیری نیز ممکن است بتوانند به موفقیت‌های چشم‌گیر دست یابند و بسیاری از دانشمندان بزرگ نظیر ادیسون مبتلا به این اختلال بوده‌اند.

صحبت کردن با کودک و کتاب خواندن برای او می‌تواند به اختلال یادگیری در خواندن کمک کرده و کودک را برای خواندن کتاب تشویق کند. می‌توان از کتاب‌هایی با فونت‌های درشت و ساده شروع کرد تا کودک به آسانی بتواند ارتباط میان کلمات را پیدا کند. کتاب خواندن والدین نیز از عواملی است که به صورت ناخودآگاه کودک را به خواندن تشویق می‌کند.

افراد مبتلا به اختلال یادگیری معمولا به این موضوع متهم می‌شوند که به اندازه کافی تلاش نمی‌کنند و چون خودشان هم نمی‌دانند که اشکال کارشان کجاست دچار سردرگمی می‌شوند. آن‌ها به دلیل تفاوتی که با همسالانشان دارند دچار اضطراب شده و اعتماد به نفسشان متزلزل می‌گردد. در نتیجه برای جلوگیری از ایجاد آسیب‌های جدی، لازم است که از خدمات مشاوره تخصصی کودک در این زمینه بهره‌مند شوند. والدین نیز باید آموزش‌های لازم را برای مقابله با این مشکل فرا بگیرند تا کودک خود را از آسیب در امان نگه دارند. علاوه بر آن معلمین نیز باید از این افراد حمایت ویژه کنند و آن‌ها را برای یادگیری دروس، درست خواندن و نوشتن تشویق کنند.

تلفن کلینیک روانشناسی

بی علاقه بودن کودکان به مدرسه

عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن

مدرسه یک مرحله تکاملی خیلی مهم در رشد کودک محسوب می‌شود. در مدرسه کودک خود را به عنوان یک شخصیت مستقل می‌شناسد و با شرکت در فعالیت‌های مختلف استعدادها و توانایی‌های خود را کشف می‌کند. همچنین در این مکان او توانایی تفکر و استدلال را به شکل گسترده‌تری یاد می‌گیرد و درک بهتری نسبت به اخلاقیات و روابط اجتماعی پیدا می‌کند.

گاهی اوقات بچه‌ها از رفتن به مدرسه امتناع می‌کنند که این موضوع به دلایل مختلف ممکن است ایجاد شود. اگر ورود به مدرسه و پذیرش این مرحله به خوبی انجام نشود، کودک علاقه خود را به مدرسه رفتن از دست می‌دهد که ممکن است با افت تحصیلی نیز همراه باشد.

نقش والدین در از بین بردن این حس بسیار حائز اهمیت است اما متاسفانه غالبا والدین نمی‌دانند که در این شرایط چه رفتاری باید از خود نشان دهند.

دلایل عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن

همان طور که گفته شد بی علاقگی کودک در رفتن به مدرسه می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد که شامل:

 اضطراب جدایی

در سال‌های اول زندگی، حیات و آرامش کودک وابسته به مراقبت دائمی از اوست. زمانی که مادر تمام نیازهای کودک را تامین می‌کند، در ذهنش به عنوان یک شخصیت اصلی که به او احساس امنیت می‌دهد، نقش می‌بندد. معمولا یکی از والدین این نقش را برای کودک بازی می‌کند و این به معنای دوست داشتن بیشتر نیست. بعد از ۱۸ ماهگی کودک کم‌کم خود را به عنوان فردی مستقل می‌بیند و ذهنیت “من” برای او به وجود می‌آید. در این زمان اضطراب جدایی به وضوح در کودک دیده می‌شود زیرا او قابلیت تفکر مانند یک بزرگ‌سال را ندارد و متوجه نمی‌شود که جدایی کوتاه مدت است. این اضطراب جدایی بعد از سه سالگی از بین می‌رود و بعد از آن ممکن است در موقعیت‌های مختلف مانند شروع مدرسه دوباره بروز پیدا کند.

در کودکان سالم معمولا مرحله ورود به مدرسه به راحتی مورد پذیرش واقع می‌شود، اما در بعضی کودکان که در معرض آسیب قرار داشته‌اند، این مرحله ممکن است به سختی پذیرفته شود. عواملی که سبب تشدید اضطراب جدایی می‌شوند شامل:

  • عوامل ارثی (الگوهای اضطرابی و …)
  • روابط عاطفی نا امن میان والدین یا بین والدین و کودک
  • والدین کنترل‌گر و مضطرب
  • تجربیات ناخوشایند

 رفتار نامناسب معلم

علاوه بر والدین، رفتار معلم و اولیای مدرسه نیز می‌تواند در تمایل کودک به مدرسه تاثیرگذار باشد. سخت‌گیری‌های بی مورد و قوانین خشک می‌تواند سبب عدم تمایل کودک به مدرسه رفتن شود. علاوه بر آن یک معلم نباید میان بچه‌ها فرق قائل شود و تنها به عده خاصی توجه نشان دهد، بلکه او باید به همه به یک میزان توجه و محبت داشته باشد تا عزت نفس و حس ارزشمند بودن آن‌ها آسیب نبیند. همچنین در مدرسه نباید فضای رقابتی ایجاد شود و بهتر است که توانایی هر کس نسبت به خودش و نه نسبت به سایر شاگردان ارزیابی گردد. بهتر است که معلم‌ها با مفاهیم پایه روانشناسی کودک آشنا باشند تا بتوانند رفتار مناسبی با آن‌ها داشته باشند و در صورتی که فردی مبتلا به مشکلات روان ذهنی باشد، بتوانند آن را به موقع شناسایی کرده و به متخصص مربوطه ارجاع دهند.

وجود افراد زورگو در مدرسه

بعضی از کودکانی که کمرو و خجالتی هستند ممکن است توسط بچه‌های قوی‌تر مورد آزار و اذیت قرار بگیرند. این افراد زورگو ممکن است وسایل افراد ضعیف‌تر را بردارند یا از آن‌ها بخواهند که تکالیفشان را انجام دهند. در بعضی موارد نیز آسیب‌های جسمی و بدنی گزارش شده است. این موارد سبب می‌شود که در مدرسه فضای نا امنی ایجاد شود و کودک تمایل خود را به مدرسه رفتن از دست بدهد. کودک باید یاد بگیرد که در این شرایط چگونه از خود مراقبت کند و در صورت نیاز اولیای مدرسه را در جریان قرار دهد.

دلایل عدم تمایل به مدرسه رفتن کودکان

نحوه برخورد با کودکی که مدرسه نمی رود

اگر کودک شما سال اولی است که به مدرسه می‌رود، بهتر است که از قبل با او در خصوص مدرسه رفتن صحبت کنید و به او بگویید که در این مکان می‌تواند تجربه‌های خوب داشته باشد و دوستان جدید پیدا کند. بهتر است که روز اول او را همراهی کنید و به او اطمینان خاطر دهید که در خانه منتظر بازگشت او خواهید بود.

کودک معمولا عدم تمایل خود را به مدرسه رفتن به شکل‌های مختلف بروز می‌دهد. ممکن است او این سوال برایش ایجاد شود که اصلا به چه علت باید به مدرسه برود؟ یا به بهانه‌های مختلف از رفتن به مدرسه امتناع کند. به طور مثال بگوید که امروز حالش خوب نیست و تمارض به مریضی کند. گاهی اوقات نیز اضطراب ناشی از رفتن به مدرسه سبب ایجاد بیماری‌های روان تنی شده و کودک واقعا مریض می‌شود. به طور مثال ممکن است مشکلاتی نظیر سردرد، دل‌درد و شب ادراری برای او ایجاد شود.

در این حالت مهم‌ترین قدم این است که متوجه شوید کودک به چه علت تمایلی به مدرسه رفتن ندارد. ممکن است که اگر از او مستقیم بپرسید که به چه علت مدرسه رفتن را دوست ندارد، نتواند احساس خود را بازگو کند. در بعضی موارد نیز شاید واقعا نداند که به چه علت مضطرب می‌شود و فقط به دنبال راهی باشد که از این اضطراب رها شود. اگر از او این سوال را پرسیدید و جواب درستی دریافت نکردید، می‌توانید به صورت غیر مستقیم سوال خود را مطرح کنید. به طور مثال بگویید اگر می‌توانستی تغیری در مدرسه ایجاد کنی، چه کار می‌کردی؟ سعی کنید در مواقعی از او این سوال را بپرسید که زمانی را با کودک خود سپری کرده‌اید؛ به طور مثال بعد از بازی یا خواندن کتاب تا او با شما احساس راحتی بیشتری داشته باشد.

اگر کودک شما علاوه بر مدرسه رفتن در موقعیت‌های دیگر هم به سختی از شما جدا می‌شود، ممکن است مبتلا به اضطراب جدایی باشد که در این صورت تصور می‌کند که اگر از شما جدا شود، ممکن است برایتان اتفاقی بیافتد و شما را از دست بدهد که در این صورت خود را درمانده و بیچاره می‌پندارد. در این زمان لازم است که شما کودک خود را سرزنش نکنید و به طور مثال به او نگویید که تو دیگر بزرگ شده‌ای و نباید این رفتار را داشته باشی. احساس او را درک کنید و سعی کنید به او اعتماد به نفس دهید. توانایی‌های او را شناسایی کنید و او را تشویق کنید. یکسری از کارها را به او بسپارید و اجازه دهید قسمتی از کارهایش را خودش انجام دهد. به این ترتیب می‌توانید وابستگی او را به خودتان کم‌تر کرده و اعتماد به نفسش را تقویت کنید.

مشاوره کودک را فراموش نکنید

برخورد صحیح با کودک پیچیدگی‌های بسیاری دارد زیرا او نمی‌تواند مانند یک بزرگ‌سال به صورت منطقی فکر کند و ممکن است در صورت برخورد اشتباه، باورهای غلطی برایش ایجاد شود که رفتار و احساسات او را در آینده تحت تاثیر قرار دهد. بهتر است که به منظور پیشگیری در مراحل مختلف از کمک مشاورین مجرب در این زمینه بهره‌مند شوید. حتی اگر تا کنون نتوانسته‌اید که از یک مشاور و روانشناس کمک بگیرید و کودک شما دچار مشکلاتی شده، بهتر است که بیش از این غفلت نکنید و همین الان از خدمات مشاوره کودک بهره‌مند شوید.

یک مشاور و روانشناس کاردان می‌تواند عدم تمایل به مدرسه رفتن را ریشه یابی کنید و با توجه به علت این عدم تمایل راهکارهای مناسب ارائه دهد. شاید علت مشکلات شما ریشه در روابط و مشکلات خانوادگی داشته باشد که در این صورت نیاز است که سایر اعضای خانواده نیز مشاوره شوند.

تلفن کلینیک روانشناسی

کمال گرایی چیست؟ و شخصیت کمال طلب چگونه درمان می شود

کمال گرایی یا کمال طلبی (به انگلیسی Perfectionism) نوعی صفت و ویژگی شخصیتی است که در آن فرد در هر کاری که انجام می‌دهد از خودش انتظار دارد که کامل و بدون نقص باشد. بدیهی است که این انتظارات واقع بینانه نیست زیرا این جهان نسبی است و از دیدگاه افراد مختلف بی نقص بودن مقیاس یکسانی ندارد. این ویژگی شخصیتی به دنبال خود اختلالات دیگری نیز به وجود می‌آورد که می‌تواند زمینه ساز ناراحتی و افسردگی در فرد کمال طلب شود.

هدف از نگارش این مقاله آشنایی با ویژگی‌های افراد کمال گرا و ارائه راه کارهایی برای اصلاح و درمان این نوع شخصیت مخرب می‌باشد.

کمال گرایی چه نشانه‌هایی دارد؟

همان طور که گفته شد افراد کمال گرا اهدافی غیر واقع بینانه برای خودشان مشخص کرده و برای رسیدن به آن تلاش بسیاری می‌کنند. آن‌ها استانداردهای شخصی بالایی داشته و از خودشان انتظار دارند که در کاری که انجام می‌دهند، بی نقص باشند و هر گونه اشتباه را شکستی بزرگ می‌دانند. این افراد تصور می‌کنند که تنها زمانی ارزشمند هستند و دیگران دوستشان دارند که نقص و اشتباهی نداشته باشند. به طبع هر گونه انتقاد از این افراد آن‌ها را دچار اضطراب می‌کند. همچنین افراد کمال طلب بسیار دقیق هستند و توجه زیادی به جزئیات دارند. کمال طلبی ارتباط نزدیکی با اختلال خودشیفتگی دارد. افراد خودشیفته دوست دارند که دیگران به آن‌ها احترام بگذارند و فکر می‌کنند تنها زمانی می‌توانند احترام دیگران را کسب کنند که بی نقص و عاری از اشکال باشند.

لازم به ذکر است که فرد کمال طلب با فرد پر تلاش و هدفمند فرق دارد. شاید هر دو یک رفتار را آشکار کنند اما شعور رفتاری متفاوتی از خود بروز می‌دهند. برخی از روانشناسان کمال طلبی را به دو نوع سالم و ناسالم تقسیم بندی می‌کنند. در کمال طلبی سالم، فرد برای رسیدن به اهدافش تلاش بسیار می‌کند و مسئولیت پذیر است، اما اگر نتوانست به خواسته‌اش برسد، اعتماد به نفس خود را از دست نمی‌دهد. از طرف دیگر در کمال طلبی ناسالم، فرد ارزش خود را به توانایی‌اش می‌بیند و اگر در کاری شکست بخورد، دچار نا امیدی شده و اعتماد به نفسش افول می‌کند. برخی از روانشناسان دیگر این دسته بندی را قبول نداشته و به صورت کلی کمال طلبی را از هر نوعی که باشد، رفتاری مخرب تلقی می‌کنند. این دسته از روانشناسان کمال‌گرایی را متفاوت از گرایش به تعالی در نظر می‌گیرند.

یکی از پیامدهای کمال گرایی می‌تواند اختلال وسواس اجباری (Obsessive Compulsive Disorder) باشد که اختلال وسواس فکری-عملی نیز نامیده می‌شود. اضطراب و استرس ناشی از عدم اشتباه می‌تواند منجر به رفتارهای اجباری و اختلالاتی نظیر کندن مو، ذخیره‌سازی، جویدن ناخن، بدریخت انگاری و … شود که در نتیجه آن فرد زمان بسیاری را تلف کرده و ذهنش برای انجام کارهای مهم خسته می‌شود. رفتارهای اجباری که در فرد بروز می‌کند خودآگاه بوده و می‌توان آن‌ها را ترک کرد، اما اضطراب ناشی از مقاومت در برابر این تمایل، ممکن است سبب عدم موفقیت در ترک این نوع رفتارهای اجباری شود.

درمان کمال گرایی

علاوه بر آن یکی دیگر از پیامدهای کمال گرایی این است که فرد حوزه فعالیت خود را کاهش می‌دهد، زیرا کمال طلبی انرژی زیادی از او می‌گیرد. فرد کمال گرا تمایل دارد که در هر کاری نمونه باشد و چون این موضوع امکان پذیر نیست و یک نفر نمی‌تواند در کارهای مختلف بدون نقص باشد، از شرکت در فعالیت‌های مختلف دوری می‌کند. اگرچه بعضی از اکتشافات در نتیجه کمال‌گرایی ایجاد شده است، اما در بسیاری از موارد نیز کمال طلبی باعث شده که افراد نتیجه کار خود را آن‌قدر کامل نبینند و تمایل خود را به انتشار آن از دست بدهند، هر چند ممکن است که دستاورد آن‌ها بتواند الهام بخش دیگران باشد یا حتی در نظر بعضی افراد موفقیت بزرگی محسوب شود.

علت تظاهر کمال گرایی

بسیاری از رفتارهای ما ریشه در کودکی و نوجوانی دارد. کمال گرایی نیز یکی دیگر از رفتارهایی است که در کودکی شکل می‌گیرد. والدینی که از فرزند خود بسیار انتقاد می‌کنند و از او انتظارات بالایی دارند، رفتار کمال طلبی را در او پرورش می‌دهند.

زمانی که کودک اشتباه می‌کند والدین نباید برخورد بدی با فرزند خود داشته باشند یا او را سرزنش کنند زیرا ممکن است کودک دچار اضطراب شود و تصور کند والدینش دیگر دوستش ندارند. این موضوع می‌تواند این باور را در کودک ایجاد کند که نباید اشتباه کند و اگر نقصی داشته باشد دیگر ارزش عشق و محبت دیگران را ندارد و اعتماد به نفسش از بین می‌رود.

همان طور که می‌بینید یک رفتار به ظاهر ساده والدین می‌تواند سبب ایجاد چنین باورهای اشتباهی در ناخودآگاه فرد شود که به راحتی نیز قابل اصلاح نیست.

انواع کمال گرایی

کمال گرایی می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد که شامل:

خود محور: این دسته از افراد از خودشان انتظارات و توقعات بالایی دارند.

دگر محور: این دسته از افراد از دیگران انتظار کامل بودن دارند و هر گونه نقصی در اطرافیانشان آن‌ها را به هم می‌ریزد. آن‌ها افرادی مشکل پسند هستند و برای آن‌ها هیچ کس آن طور که باید نیست. به طور مثال والدینی که انتظار دارند فرزند آن‌ها کامل باشد کمال گراهایی از نوع دگر محور هستند که می‌توانند کمال گرایی خود محور را در فرزند خود پرورش دهند.

اجتماع: در این نوع، خواسته‌ها و انتظارات جامعه به گونه‌ای است که از فرد می‌خواهد کامل و بدون نقص باشد و شخصیت کمال طلبی را در او پرورش می‌دهد.

درمان کمال گرایی

اولین قدم برای درمان قطعی کمال گرایی این است که فرد این مشکل را در خود شناسایی کند و آن را بد بداند. بسیاری از افراد مشکلات خود را نمی‌بینند و اگر دیگران نیز به آن‌ها بگویند یا نمی‌پذیرند و یا حتی اگر بپذیرند، میل به کامل بودن را صفت بدی نمی‌دانند. در پاسخ به این افراد باید گفت که هر چیزی که سبب ایجاد اضطراب و به هم ریختگی در شما شود به عنوان یک اختلال در نظر گرفته شده و باید درمان شود. در مرحله بعد لازم است که فرد همان طور که هست با همه نقص‌ها و اشتباهاتش خود را بپذیرد و به این باور برسد که حتی اگر بهترین رفتار را داشته باشد باز هم ممکن است دیگران از او انتقاد کنند.

اگر خودتان به تنهایی نمی‌توانید این کار را انجام دهید بهتر است که به مشاور و روانشناس مراجعه کنید. به همین منظور یکی از درمان‌‌های جلسه مشاوره، درمان بر مبنای پذیرش (Acceptance-based behavior therapy) می‌باشد که به فرد کمک می‌کند که خود را همان طور که هست ببیند و بپذیرد. علاوه بر آن یکی دیگر از درمان‌های کمال گرایی، رفتار درمانی شناختی می‌باشد که سبب اصلاح باورهای کمال گرایانه در فرد مبتلا شده و نتایج مثبت خوبی در پی داشته است.

تلفن کلینیک روانشناسی

درمان اعتیاد به قمار

ترک اعتیاد به شرط بندی

یکی از معضل‌های اجتماعی در سراسر جهان و از جمله ایران، اعتیاد به شرط بندی و قمار می‌باشد که افراد بسیاری را دامن گیر خود کرده است. در ابتدا غالبا افراد برای سرگرمی و تفریح به شرط بندی روی می‌آوردند، اما این موضوع می‌تواند در بعضی اشخاص زمینه ساز اعتیاد و وابستگی شدید شود و مشکلات بسیاری برای آن‌ها ایجاد کند.

در این مقاله در خصوص اعتیاد به شرط بندی و قمار و راه‌های مقابله با آن صحبت شده است تا افراد با آگاهی بیشتری با این بیماری مواجه شوند. همچنین در مرکز سرای مشاور افراد می‌توانند از خدمات مشاوره ترک قمار و روانشناسی قمار بهره‌مند شده و پاسخ سوالات خود را از مشاورین مجرب در این زمینه جویا شوند.

شرط بندی چیست؟

شرط بندی یا قمار به این معناست که فرد پول و سرمایه خود را به امید سود در فعالیتی به خطر بیندازد که نتیجه آن مشخص نیست. گاها ممکن است که در این فعالیت، مهارت و توانایی نیز مهم باشد که در این صورت ریسک پذیری کاهش می‌یابد. شرط بندی و قمار در کشور ایران مجاز نیست و مراکز سازماندهی شده مانند کازینو و قمارخانه به این منظور وجود ندارد و غالبا افراد در مکان‌های غیر عمومی به این کار می‌پردازند. البته این فرآیند به صورت اینترنتی و آنلاین نیز قابل انجام است.

انواع رایج قمار می‌تواند شامل بازی پوکر، شرط بندی روی نتیجه مسابقات ورزشی و لاتاری باشد. همچنین پیش بینی‌های مربوط به املاک و تجارت بازار سهام نیز می‌تواند در این دسته بندی قرار بگیرد.

انواع قمارباز

همه کسانی که قمار می‌کنند، لزوما معتاد به شرط بندی نیستند. این افراد شامل سه دسته می‌شوند:

قمارباز تفریحی:

این دسته از افراد برای سرگرمی و تفریح شرط بندی می‌کنند و بیشتر این کار را با دوستان خود انجام می‌دهند. آن‌ها باخت را جزئی از بازی می‌دانند و شکست‌های خود را تعقیب نمی‌کنند. مبادرت به شرط بندی در این افراد هیچ تاثیری بر زندگی، کار و تحصیل آن‌ها نخواهد داشت.

قمارباز حرفه‌ای:

قماربازان حرفه‌ای برای تفریح یا فرار از مشکلات قمار نمی‌کنند، بلکه هدف اصلی آن‌ها به دست آوردن پول است. این افراد در موقعیت‌های پرخطر ریسک نمی‌کنند و می‌دانند که چه موقع باید خود را کنار بکشند. این افراد در شرط بندی‌های خود غالبا برنده می‌شوند و زمانی که جلو هستند بازی را متوقف می‌کنند. قماربازان حرفه‌ای در زمینه‌ای که شرط بندی می‌کنند، معمولا از مهارت بالایی برخوردار هستند. البته لازم به ذکر است که قماربازان حرفه‌ای نیز بسته به شرایط ممکن است به شرط بندی اعتیاد پیدا کنند.

قمارباز پاتولوژیک یا بیمارگون:

این دسته از افراد به قمار و شرط بندی اعتیاد شدید دارند و نمی‌توانند خود را در مقابل وسوسه مبادرت به قمار کنترل کنند. آن‌ها معمولا بسیاری از سرمایه خود را در این راه از دست می‌دهند، اما باز هم از اعتیاد خود دست بر نمی‌دارند. این افراد ممکن است مدعی باشند که به قمار اعتیاد ندارند و تنها برای سرگرمی این کار را انجام می‌دهند. شاید هم اظهار دارند که قمارباز حرفه‌ای هستند، اما حقیقت این است که یک قمارباز حرفه‌ای مسائل و مشکلاتی ندارد که با شرط بندی مرتبط باشد. این افراد برای ترک شرط بندی و قمار نیازمند جلسات مشاوره و روان درمانی هستند.

نشانه‌های اعتیاد به شرط بندی

همان طور که گفته شد غالبا افراد خود را گول می‌زنند و نمی‌پذیرند که معتاد هستند. اما چنانچه علائم زیر در شخصی وجود داشته باشد می‌تواند نشان دهنده اعتیاد به قمار باشد:

  • تجربه افکار وسواس گونه در خصوص قمار. به طور مثال فکر کردن در مورد نحوه شرط بندی در بازی‌های بعدی و چگونگی به دست آوردن سرمایه بیشتر
  • احساس بی‌قراری زمانی که امکان شرط بندی و قمار محیا نباشد
  • تلاش‌های مکرر برای ترک شرط بندی
  • تعقیب کردن باخت‌ها به امید جبران سرمایه از دست رفته
  • دروغ گفتن به خانواده در خصوص مبادرت به شرط بندی
  • عدم رسیدگی کافی به امور شخصی

عوارض اعتیاد به قمار

مانند هر نوع اعتیاد دیگری، اعتیاد به شرط بندی نیز مشکلات فراوانی برای فرد درگیر ایجاد می‌کند که از جمله آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مشکلات روانی از جمله افسردگی و اضطراب
  • بی‌خوابی، نشخوار ذهنی و در نهایت ابتلا به بیماری‌های روان‌تنی
  • درگیری با خانواده و یا به خطر افتادن روابط عاطفی و اجتماعی
  • شکست‌های مالی، بدهکار شدن و ورشکستگی
  • ناتوانی در ادامه تحصیل

علت اعتیاد به قمار

بعضی از افراد برای تجربه هیجان به شرط بندی روی می‌آورند. این افراد بعد از مدتی به هیجانی که از قمار به دست می‌آورند معتاد شده و دیگر نمی‌توانند از آن دست بکشند. برخی دیگر از افراد برای به دست آوردن فوری پول به این کار مبادرت می‌کنند و بردهایی که زمانی تجربه کرده‌اند، آن‌ها را برای شرط بندی بیشتر تحریک می‌کند. در این میان آن‌ها ممکن است سرمایه‌ خود را از دست بدهند و برای جبران آن در شرط بندی‌های متوالی شرکت کنند. گاهی اوقات افراد در شرط بندی به برد بسیار نزدیک می‌شوند اما می‌بازند که همین موضوع آن‌ها را برای شرکت در شرط بندی بعدی تحریک می‌کند.

از علت‌های دیگر اعتیاد به قمار فرار از مشکلات یا خلاص شدن از احساس افسردگی و تنهایی است. گاهی نیز این کار به افراد حس قدرت می‌دهد و همین موضوع برای آن‌ها جذابیت ایجاد می‌کند.

راه‌های درمان و ترک اعتیاد به شرط بندی

ترک اعتیاد به شرط بندی به تنهایی امکان پذیر نیست و فرد ممکن است علیرغم تلاش‌های متوالی موفق به این کار نشود، مخصوصا اگر اعتیاد در مراحل پیشرفته باشد. در نتیجه لازم است که از کمک یک مشاور یا روانشناس کاردان در این زمینه استفاده شود. در جلسات مشاوره ترک اعتیاد به قمار، ابتدا سعی بر این است که علت تمایل فرد به قمار مشخص شود. حتی ممکن است که این موضوع ریشه در کودکی فرد داشته و برای پی بردن به آن احتیاج به روان‌کاوی باشد. زمانی که علت این موضوع مشخص شود، راه‌کارهای مناسب به منظور ترک اعتیاد و مقابله با وسوسه مبادرت به قمار ارائه می‌شود. شاید لازم باشد که خانواده فرد نیز مشاوره شوند و روش‌های برخورد با فرد معتاد به شرط بندی را آموزش ببینند. گاهی خانواده با رفتار اشتباه خود سبب تشدید اضطراب فرد شده که در نتیجه آن ممکن است تمایل به شرط بندی تحریک شود.

تلفن کلینیک روانشناسی

مشاوره ازدواج

در جلسه خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟

امروزه با تغییر جوامع و نسل جدید، مراسم خواستگاری نیز دستخوش تغییراتی شده است. در گذشته کم‌تر پیش می‌آمد که دختر و پسر قبل از خواستگاری با یکدیگر ارتباط داشته باشند و درواقع جلسه خواستگاری شروع آشنایی آن‌ها محسوب می‌شد. اما امروزه غالبا پسر و دختر قبل از تصمیم گیری برای ازدواج و آشنایی خانواده‌ها، با یکدیگر آشنا می‌شوند و بعد از مدتی بسته به شرایط در صورتی که معیارهای لازم را داشته باشند، برای ازدواج اقدام می‌کنند.

لازم به ذکر است که خواستگاری و آشنایی سنتی هنوز نیز در بسیاری از خانواده‌ها مخصوصا در شهرهای کوچک‌تر و خانواده‌های مذهبی دیده می‌شود و بسیاری از جوانان به این شکل با یکدیگر آشنا شده و تشکیل زندگی می‌دهند.

چه به شکل سنتی خواستگاری انجام شود و یا دختر و پسر قبل از تصمیم گیری برای ازدواج با یکدیگر رابطه داشته باشند، لازم است زمانی که برای ازدواج تصمیم می‌گیرند، در خصوص یکسری مسائل صحبت کنند. شما ممکن است تصور کنید که شریک عاطفی خود را به میزان زیادی شناخته‌اید، اما باید گفت که در زندگی مشترک مسائلی پیش می‌آید که در زمان دوستی نیازی نبوده که به آن‌ها فکر کنید. پس بهتر است که قبل از تصمیم گیری برای ازدواج صحبت‌های لازم را داشته باشید تا کمتر دچار تنش و چالش شوید.

بسیاری از افراد سوال می‌کنند که در جلسه خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم. در این نوشته در خصوص سوالات جلسه خواستگاری و موارد مرتبط با آن صحبت شده است تا کسانی که می‌خواهند برای ازدواج اقدام کنند با آگاهی و توافق لازم برای این امر مهم زندگی تصمیم‌گیری کنند.

دلیل ازدواج

یکی از مسائلی که قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج باید بررسی شود این است که افراد به چه دلیل قصد ازدواج دارند؟ بعضی از دلایل اشتباه برای ازدواج شامل موارد زیر است:

  • ترس از بالا رفتن سن
  • فشار خانواده
  • رسیدن به آزادی و استقلال بیشتر
  • تامین مخارج زندگی و نیازهای مالی
  • پخت و پز و انجام کارهای خانه
  • بی دلیل و صرفا به خاطر این که کار درست این است
  • تامین نیازهای جنسی

هیچ کدام از دلایل بالا نمی‌تواند دلیل منطقی برای ازدواج باشد. زمانی دو نفر می‌توانند تشکیل زندگی دهند که هر دو شخصیت مستقلی داشته باشند و برای برطرف کردن نیازهای خود خواستار این موضوع نباشند.

لیست سوالات خواستگاری

هزینه‌ها

یکی از موارد مهم دیگر در ازدواج، هزینه‌های زندگی مشترک است. برای این که دو نفر بتوانند تشکیل زندگی دهند باید بتوانند سرپناهی برای خود داشته و سایر هزینه‌های زندگی از جمله خورد و خوراک، پوشاک و … را تامین کنند. در گذشته غالبا مردها هزینه‌های زندگی را بر عهده می‌گرفتند اما امروزه برای تامین مخارج زندگی شاید لازم باشد که هم مرد و هم زن در کنار یکدیگر کار کنند که در این صورت انجام کارهای خانه نیز باید تقسیم شود. لازم است که قبل از شروع زندگی در خصوص این مسائل صحبت کنید تا در آینده کمتر دچار ناراحتی و مشکل در این خصوص شوید.

 محل زندگی

لازم است که قبل از ازدواج در مورد این موضوع که کجا می‌خواهید زندگی کنید، صحبت کنید. شاید دو نفر که تصمیم به ازدواج گرفته‌اند از دو شهر متفاوت باشند که قبل از ازدواج باید مشخص شود که در چه شهری می‌خواهند زندگی کنند. گاهی ممکن است که دو فرد از یک شهر باشند اما در خصوص منطقه دچار مشکل شوند. به طور مثال ممکن است آقا تمایل داشته باشد که محل زندگی‌ به محل کارش نزدیک باشد، اما خانم ترجیح دهد که در منطقه خوش آب و هوای شهر زندگی کند که قبل از ازدواج لازم است در این موضوع به تفاهم برسند.

گاهی موضوع محل زندگی در سطح گسترده‌تری قابل بررسی است و ممکن است یکی از طرفین تمایل داشته باشد که در صورت امکان در کشور دیگری زندگی کند. بهتر است که در مورد اهداف و خواسته‌های این چنینی قبل از ازدواج صحبت شود.

 جهان بینی

این که یک فرد چگونه به جهان هستی و محیط پیرامون خود نگاه می‌کند می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد. بعضی از افراد به معنویات اعتقادی ندارند و تنها آن چیزی را که می‌توانند ببینند باور دارند. این افراد زندگی مادی و اهداف مادی برایشان در اولویت قرار دارد و زندگی خود را بر این اساس جلو می‌برند. این افراد معمولا لذت جو هستند و شکست در مسائل مادی برای آن‌ها خیلی گران تمام می‌شود. بعضی از افراد دیگر بیشتر به معنویات اهمیت می‌دهند و مسائل مادی برای آن‌ها تنها بستری است که از طریق آن بتوانند رشد معنوی داشته باشند.

لازم است که افراد با کسی هم مسیر و هم راه شوند که جهان بینی یکسانی با او داشته باشند. ممکن است فردی نماز بخواند و روزه بگیرد، اما مادی گرا باشد پس بهتر است که عمیق‌تر به این مسائل نگاه کنید.

 کار و شغل

موضوع کار خارج از خانه بعد از ازدواج بیشتر برای خانم‌ها مطرح است. آن‌ها باید از فرد مقابل خود در این خصوص سوال بپرسند که آیا این موضوع از نظر آن‌ها مشکلی ندارد. بعضی از آقایان دوست ندارند که همسر آن‌ها در محیطی که در تماس با مردهای دیگر است کار کنند. لازم است که این مسائل به طور کامل قبل از ازدواج بررسی شود.

 ادامه تحصیل

ادامه تحصیل یکی دیگر از مسائلی است که قبل از ازدواج باید در مورد آن سوال بپرسید. آیا همسر شما با ادامه تحصیل شما موافق است؟ این موضوع هم برای خانم‌ها و هم برای آقایان صدق می‌کند. پس بهتر است که قبل از ازدواج تکلیف این موضوع را مشخص کنید.

 مهریه

از دیگر توافقات قبل از ازدواج میزان مهریه است. بسیاری از ازدواج‌ها به دلیل عدم تفاهم خانواده‌ها بر سر این موضوع منتفی می‌شود. این در حالی است که بعضی از خانواده‌ها دیگر اعتقادی به مهریه ندارند و ترجیح می‌دهند که دختر از سایر حقوق مانند حق طلاق و حق خروج از کشور برخوردار باشد. لازم است که قبل از تصمیم به ازدواج در مورد این مسائل صحبت کنید.

 گذشته

بهتر است که درباره گذشته افراد سوال نکنید. گذشته هر کس مربوط به خودش است. آدم‌ها هر روز در حال تغییر هستند و ممکن است یک فرد در گذشته کارهایی انجام داده یا نظریاتی داشته که اکنون به آن‌ها اعتقادی ندارد.

شاید برای شما مهم باشد که آیا همسرتان قبل از شما با کسی ارتباط داشته؟ بهتر است که به جای این سوال بیشتر خواهان این موضوع باشید که همسرتان بعد از ازدواج به شما وفادار باشد و با فرد دیگری ارتباط برقرار نکند.

 روابط اجتماعی

لازم است که قبل از ازدواج در خصوص حد و مرز روابط اجتماعی و به خصوص رابطه با جنس مخالف صحبت کنید. بعضی از خانم‌ها و آقایان داشتن دوست اجتماعی از جنس مخالف را بد نمی‌دانند اما ممکن است که این مسئله برای بعضی افراد قابل قبول نباشد. پس لازم است که افراد قبل از تشکیل زندگی مشترک، در این موارد به تفاهم برسند.

 بچه و فرزند

در جلسه خواستگاری در خصوص داشتن بچه صحبت کنید و بپرسید که آیا طرف مقابل شما علاقه دارد که بچه داشته باشد؟ اگر که علاقه دارد چه زمانی ترجیح می‌دهد که این موضوع را عملی کند؟ بسیاری از زوجین به دلیل این که در این مورد با هم تفاهم ندارند دچار اختلاف و تنش می‌شوند. به طور مثال ممکن است که خانم دوست داشته باشد هر چه زودتر بچه‌دار شود اما آقا مخالف این قضیه باشد که این موضوع می‌تواند سبب درگیری آن‌ها شود.

 مشاوره ازدواج را فراموش نکنید

صحبت در خصوص موارد گفته شده قبل از ازدواج می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. در صورتی که بعد از صحبت‌های انجام شده در مورد انتخاب خود تردید دارید بهتر است که به مشاوره ازدواج مراجعه کنید. در نظر داشته باشید که مشاور و روانشناس هرگز نمی‌تواند به شما بگوید که با چه کسی ازدواج کنید یا نکنید، بلکه جلسات مشاوره به شما کمک می‌کند که خود و طرف مقابلتان را بهتر ببینید و بشناسید تا با اطمینان بیشتری برای ازدواج با او تصمیم گیری کنید.

تلفن کلینیک روانشناسی