تفاوت مثبت اندیشی و واقع بینی

معایب مثبت اندیشی

مثبت اندیشی سمی و مخرب اعتقادی است که باعث می‌شود شرایط هرچقدر هم سخت و دشوار باشد فرد مثبت اندیشی خود را حفظ کند و احساسات واقعی خود را نادیده بگیرد. همه‌ی ما می‌دانیم داشتن نگاه مثبت به مسائل و مثبت اندیشی برای داشتن یک زندگی سالم و سلامت روانی بسیار سودمند است؛ اما مسئله این است که زندگی همیشه مثبت نیست و همه‌ی ما احساسات دردناک و ناخوشایند را نیز تجربه می‌کنیم. اگرچه کنار آمدن با مسائل منفی و احساسات ناخوشایند دشوار است؛ اما بسیار مهم است که ما نسبت به احساسات خود آگاه باشیم و صادقانه آن‌ها را بپذیریم. مثبت اندیشی مخرب نه‌تنها باعث افراط بیش‌ازحد در تفکر مثبت می‌شود بلکه باعث می‌شود فرد هر احساس طبیعی و انسانی را که مثبت و شاد نیست، انکار کرده و با آن مقابله کند.

انواع مثبت اندیشی مخرب

مثبت اندیشی سمی می‌تواند انواع متفاوتی داشته باشد. در ادامه بر خی از نمونه‌هایی که ممکن است در زندگی خود تجربه کرده باشید را بیان می‌کنیم:

  • وقتی اتفاق بدی مانند از دست دادن شغل برای شما می‌افتد، ممکن است دیگران به شما بگویند: «سعی کن مثبت فکر کنی» یا «از زاویه‌ی مثبت به ماجرا نگاه کن». اگرچه این‌گونه اظهارنظرها معمولاً دلسوزانه هستند؛ اما باعث می‌شوند فردی که در حال تجربه کردن یک شرایط سخت و احساسات ناخوشایند است نتواند در مورد آنچه نیاز دارد با دیگران حرف بزند.
  • بعد از تجربه‌ی یک از دست دادن، دیگران به شما می‌گویند «هر اتفاقی یک دلیلی دارد» آن‌ها گمان می‌کنند گفتن این نوع جملات تسکین‌دهنده است و در شما را می‌کاهد.
  • وقتی ابراز ناامیدی یا ناراحتی می‌کنید کسی به شما می‌گوید: «خوشبختی و حال خوب یک انتخاب است»؛ یعنی اگر شما احساس خوشبختی نمی‌کنید یا ناراحت هستید این انتخاب شماست و تقصیر خودتان است.

معمولاً دیگران از گفتن چنین جملاتی نیت بدی ندارند. آن‌ها نمی‌دانند چه چیز دیگری بگویند و چگونه با شما همدلی کنند. در بهترین حالت با گفتن این جملات بار مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارید و مجبور نمی‌شوید با احساسات دیگران کنار بیایید؛ اما معمولاً چنین حرف‌هایی باعث می‌شود احساس خجالت و سرزنش برای فردی که در شرایط بدی است پیش بیاید. مثبت اندیشی مخرب باعث می‌شود افراد حمایت صادقانه‌ای را که هنگام مواجهه با مشکلات نیاز دارند، انکار کنند و احساسات و نیازهای خود را نادیده بگیرند.

معایب مثبت اندیشی سمی

مثبت اندیشی سمی می‌تواند به افرادی که دوران سختی را می‌گذرانند به‌شدت آسیب برساند. افراد به‌جای اینکه بتوانند احساسات واقعی و انسانی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از حمایت بی‌قیدوشرط برخوردار شوند، احساسات خود را کنار گذاشته و آن‌ها را نادیده می‌گیرند. معایب مثبت اندیشی مخرب شامل موارد زیر است:

  • مثبت اندیشی مخرب باعث می‌شود در مورد احساسات خود خجالت‌زده باشید. وقتی کسی از مسئله‌ای رنج می‌برد باید بداند که احساساتش درست است و می‌تواند در جمع دوستان و خانواده‌ خود آرامش و عشق پیدا کند؛ اما مثبت اندیشی سمی به مردم می‌گوید احساساتی که تجربه می‌کنند اشتباه است.
  • مثبت اندیشی مخرب باعث ایجاد احساس گناه در افراد می‌شود. مثبت اندیشی سمی حاوی این پیام است که اگر در مواجهه با مشکلات راهی برای ایجاد حس مثبت در خودتان پیدا نمی‌کنید، کار اشتباهی انجام می‌دهید.
  • از بروز احساسات انسانی جلوگیری می‌کند. مثبت اندیشی سمی یک مکانیسم اجتنابی است. افراد با انجام دادن این رفتارها از موقعیت‌های احساسی دیگران که باعث احساس ناراحتی در آن‌ها می‌شود دوری می‌کنند و خود را در این موقعیت‌ها درگیر نمی‌کنند؛ حتی گاهی افراد این‌گونه مثبت اندیشی را در قبال خود نیز انجام می‌دهند و در مواجهه با مشکلات احساسات خود را انکار کرده و سرکوب می‌کنند.
  • مثبت اندیشی سمی از رشد جلوگیری می‌کند. این نوع تفکر به ما این امکان را می‌دهد که از مواجهه با چیزهایی که به ما احساسات ناخوشایند و دردناک می‌دهند اجتناب کنیم اما درعین‌حال توانایی مواجهه با احساسات چالش‌برانگیزی را که درنهایت می‌تواند به رشد و بینش عمیق‌تر ما منجر شود، از ما سلب می‌کند.

مثبت اندیشی افراطی

نشانه‌های وجود مثبت اندیشی مخرب

مثبت اندیشی مخرب اغلب می‌تواند آن‌قدر ظریف اتفاق بیفتد که تشخیص آن مشکل باشد؛ اما شناخت نشانه‌های آن در تشخیص وجود افکار مثبت سمی کمک‌کننده است. برخی از نشانه‌ها عبارت‌اند از:

  • پاک کردن صورت‌مسئله به‌جای مواجهه با آن و حل کردن.
  • احساس گناه از ناراحتی، عصبانیت یا ناامیدی
  • پنهان کردن احساسات واقعی خود پشت حرف‌های مثبت که برای دیگران قابل‌قبول‌ترند.
  • بیان نکردن و مخفی کردن احساسات واقعی
  • به حداقل رساندن احساسات دیگران زیرا برخورد با موقعیت‌های احساسی دیگران باعث ناراحتی شما می‌شود.
  • احساس گناه دادن به دیگران وقتی نگرش مثبتی ندارند.
  • تلاش برای مقابله با احساسات منفی و سعی در غلبه بر آن‌ها

چگونه از معایب مثبت اندیشی مخرب، دوری کنیم؟

اگر تحت تأثیر معایب مثبت اندیشی مخرب قرار گرفته‌اید یا این نوع رفتارهای مثبت اندیشی در شما وجود دارد، در ادامه چند راه‌کار به شما ارائه می‌دهیم تا در موقعیت‌های مختلف رفتار سالم‌تری داشته باشید:

  • احساسات منفی خود را مدیریت کنید، اما آن‌ها را انکار نکنید. اگر ذهن منفی باف خود را کنترل نکنید می‌توانند باعث ایجاد استرس در شما شوند، اما سرکوب و انکار کردن آن‌ها نیز بی‌فایده است. باید احساسات منفی خود را بپذیرید و در جهت ایجاد تغییر از آن‌ها استفاده کنید.
  • نسبت به آنچه باید احساس کنید واقع‌بین باشید. هنگامی‌که با یک وضعیت استرس‌زا روبرو هستید احساس استرس، نگرانی و یا حتی ترس طبیعی است. بیش‌ازحد از خود انتظار نداشته باشید. بر مراقبت از خود تمرکز کنید و اقداماتی را انجام دهید که می‌تواند به بهبود وضعیت شما کمک کند.
  • داشتن چند احساس در مورد یک موضوع اشکالی ندارد. ممکن است در موقعیتی که احساس نگرانی از آینده دارید و مضطرب هستید درعین‌حال امیدوار باشید که موفق خواهید شد. احساسات شما نیز می‌تواند مانند موقعیتتان پیچیده باشد.
  • بر گوش دادن به دیگران و نشان دادن حمایت نسبت به آن‌ها تمرکز کنید. وقتی کسی احساسات منفی خود را بازگو می‌کند او را با مثبت اندیشی مخرب خاموش نکنید بلکه به او بگویید چیزی که احساس می‌کند طبیعی است و شما آماده هستید که به حرف‌هایش گوش دهید.
  • به احساسات خود توجه کنید. احساسات خود را بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که چنین احساساتی داشته باشید. این حرف به این معنی نیست که شما طبق هر احساسی که دارید عمل کنید. بلکه گاهی لازم است فقط از احساسات خود آگاه باشید.
  • در مواجهه با دیگران از اظهارنظرهای سمی مانند فقط مثبت فکر کن، می‌توانست از این بدتر باشد یا هیچ اتفاقی بی‌دلیل نیست خودداری کنید و به‌جای آن از عبارات حمایت‌گرانه مثل من اینجا هستم که به حرف‌هایت گوش دهم، هر اتفاقی بیفتد من کنارت هستم، این باید واقعاً سخت باشد، گاهی شکست هم بخشی از زندگی است یا احساسات شما طبیعی است، استفاده کنید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

فواید و مضرات تنهایی

عواقب تنهایی

تنهایی یک احساس انسانی است که برای هر فرد پیچیده و خاص است. ازآنجاکه احساس تنهایی علت مشترک و واحدی ندارد، پیشگیری و درمان این حالت روحی آسیب‌رسان ممکن است برای هر فرد متفاوت باشد. به‌عنوان‌مثال، یک کودک تنها که در مدرسه برای پیدا کردن دوست تلاش می‌کند، نیازهای متفاوتی نسبت به یک بزرگ‌سال تنها دارد که همسرش اخیراً فوت کرده است. برای درک احساس تنهایی، مهم است که دقیقاً منظور از اصطلاح تنهایی و همچنین دلایل مختلف، عواقب تنهایی، علائم و راه‌حل‌های آن را دقیقاً بررسی کنیم.

تعریف تنهایی

درحالی‌که تعاریف رایج از تنهایی آن را به‌عنوان یک حالت خلوت یا دور بودن از دیگران توصیف می‌کند، اما تنهایی درواقع یک حالت ذهنی است. تنها بودن توسط محققان به این معنی است که فرد بیش از یک‌بار در هفته احساس تنهایی کند. تنهایی باعث می‌شود افراد احساس خلأ، دوری از دیگران و دوست داشتنی نبودن کنند. افرادی که تنها هستند غالباً خواهان ارتباط با سایرین هستند، اما وضعیت روانی آن‌ها ایجاد ارتباط با افراد دیگر را دشوار می‌کند. تنهایی ازنظر بسیاری از کارشناسان لزوماً تنها بودن نیست. در عوض، اگر احساس تنهایی و انزوا می‌کنید، به این معنی است که احساس تنهایی در ذهن شما وجود دارد.

به‌عنوان‌مثال، یک دانشجوی تازه‌وارد به دانشگاه باوجوداینکه توسط هم‌اتاقی‌ها و سایر همسالان خود احاطه‌شده است، ممکن است احساس تنهایی کند. سربازی که کار نظامی خود را آغاز می‌کند، ممکن است بعد از اعزام به سربازی علی‌رغم اینکه دائماً توسط سایر اعضای نظامی احاطه‌شده باشد، احساس تنهایی کند.

علل تنهایی

عوامل مؤثر در تنهایی شامل متغیرهای محیطی مانند انزوای فیزیکی، انتقال به مکان جدید و طلاق نیز می‌شود. مرگ کسی که در زندگی فرد مهم و مؤثر است نیز می‌تواند به احساس تنهایی منجر شود. علاوه بر این، احساس تنهایی می‌تواند نشانه‌ای از یک اختلال روانشناختی مانند افسردگی باشد. تنهایی را می‌توان به عوامل درونی مانند عزت‌نفس پایین نیز نسبت داد. افرادی که اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس ندارند اغلب معتقدند که شایسته‌ی احترام و توجه دیگران نیستند که می‌تواند منجر به انزوا و احساس تنهایی شدید شود.

خطرات سلامتی مرتبط با تنهایی

تنهایی تأثیرات گسترده‌ای بر سلامت جسمی و روانی افراد دارد. اثراتی مانند:

  • اعتیاد به الکل و مصرف مواد مخدر
  • تغییر عملکرد مغز
  • پیشرفت بیماری آلزایمر
  • رفتار ضداجتماعی
  • بیماری‌های قلبی عروقی و سکته‌ی مغزی
  • کاهش حافظه و یادگیری
  • افسردگی و خودکشی
  • افزایش سطح استرس
  • قدرت تصمیم‌گیری ضعیف

این‌ها تنها مواردی نیستند که تنهایی در آن اثر می‌گذارد. بزرگ‌سالان تنها نسبت به افرادی که تنها نیستند کمتر ورزش می‌کنند، رژیم غذایی آن‌ها چربی بیشتری دارد، خواب آن‌ها کارایی کمتری دارد و خستگی بیشتری در روز گزارش می‌کنند. تنهایی همچنین تنظیم فرآیندهای سلولی در بدن را مختل می‌کند و ما را مستعد پیری زودرس می‌کند.

آنچه تحقیقات درباره‌ی تنهایی بیان می‌کنند

محققان دریافته‌اند که ازدواج، درآمد بالاتر و تحصیلات بالاتر احساس تنهایی را کاهش می‌دهد. احساس تنهایی در سطوح بالا با علائم جسمی، بیماری و روابط اجتماعی بی‌کیفیت و کم همراه است.

عوارض تنها بودن

دوستان نزدیک به مبارزه با تنهایی کمک می‌کنند

محققان همچنین اظهار داشتند که تنهایی در جوامع پیشرفته بیشتر شده است. تعداد افرادی که هیچ دوست صمیمی ندارند افزایش‌یافته است. افزایش استفاده از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی تا حدی مقصر هستند؛ زیرا کارشناسان بر این باورند که کمیت تعاملات اجتماعی باعث ایجاد احساس تنهایی نشده بلکه کیفیت پایین روابط این احساس را القا کرده است. داشتن فقط سه یا چهار دوست صمیمی برای دفع تنهایی و کاهش پیامدهای منفی سلامتی مرتبط با این حالت روحی کافی است.

تنهایی می‌تواند مسری باشد

یک مطالعه نشان می‌دهد که تنهایی درواقع مسری است. در یک مطالعه‌ی ۱۰ ساله، محققان نحوه‌ی گسترش تنهایی در شبکه‌های اجتماعی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که افراد نزدیک به فردی که تنهایی را تجربه می‌کند نیز ۵۲٪ بیشتر احتمال دارد که تنها شوند.

اختلال اضطراب اجتماعی و احساس تنهایی

افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از اینکه تحت نظر قرار بگیرند یا مورد قضاوت قرار بگیرند ترس غیرمنطقی دارند و خود را شرم‌آور و حقیر می‌دانند. اضطراب و ناراحتی در این افراد به حدی شدید می‌شود که در عملکرد روزمره اختلال ایجاد می‌کند. اگرچه این موضوع ممکن است یک اختلال ناتوان‌کننده باشد، اما بهبودی مناسب و درمان آن امکان‌پذیر است. تعامل با غریبه‌ها، برقراری ارتباط چشمی و شروع  مکالمات ازجمله مواردی است که محرک‌های رایج اختلال اضطراب اجتماعی است. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است علائم شناختی، جسمی و رفتاری را قبل، در حین و بعد از موقعیت‌های اجتماعی و عملکردی تجربه کنند. این موضوع باعث ترس آن‌ها از برقراری ارتباط با دیگران شده و آن‌ها را به سمت تنها شدن می‌برد. به اشتراک گذاشتن هرگونه فکر و احساس در مورد علائم خود با یک روان‌شناس، اولین قدم عالی است. جای نگرانی نیست که از کجا شروع کنید تا زمانی که صادقانه احساسات خود را بیان می‌کنید، درک بهتری از نیازهای خود پیدا می‌کنید.

احساس تنهایی می‌کنم، چه‌کار کنم؟

شما می‌توانید بر تنهایی غلبه کنید. این کار به یک تلاش آگاهانه از طرف شما برای ایجاد تغییر نیاز دارد. در طولانی‌مدت، ایجاد یک تغییر می‌تواند شما را شادتر و سالم‌تر کند و شما را قادر سازد تا دیگران را از طریق مثبت تحت تأثیر قرار دهید. در اینجا چند راه برای جلوگیری از تنهایی آمده است:

  • خدمات اجتماعی یا فعالیت دیگری را که از آن لذت می‌برید انجام دهید. این شرایط فرصت‌های خوبی برای ملاقات با مردم و ایجاد دوستی و تعاملات اجتماعی جدید فراهم می‌کند.
  • انتظار بهترین‌ها را داشته باشید. افراد تنها اغلب منتظر طرد شدن هستند؛ از این حس دوری‌کنید و در روابط اجتماعی خود بر افکار و نگرش‌های مثبت تمرکز کنید.
  • بر ایجاد روابط باکیفیت تمرکز کنید. به دنبال ارتباط یا افرادی باشید که نگرش، علایق و ارزش‌های مشابهی با شما دارند.
  • بهتر است بدانید که تنهایی نشانه‌ی این است که چیزی باید تغییر کند. به دنبال پیدا کردن آن باشید و با تغییر آن، روابط اجتماعی گسترده‌تری ایجاد کنید.
  • تأثیرات تنهایی در زندگی خود را درک کنید. پیامدهای جسمی و روحی بسیاری در اثر تنهایی برای شما به وجود می‌آید.

منبع: Verywellmind
تلفن کلینیک روانشناسی

حد و حدود رابطه با خانواده شوهر

دخالت خانواده ی همسر در زندگی

هر رابطه‌ای با شادی، دردسر و ناراحتی و تلاش کردن همراه است. زمانی که تصمیم به ازدواج می‌گیریم شاید متوجه این موضوع نباشیم که خانواده همسرمان نیز می‌تواند در این موارد سهیم باشد. در یک ازدواج ممکن است دخالت خانواده‌ی همسر اثر محدودکننده و سمی بر رابطه‌ی زن و شهر داشته باشد. همه‌ی مادر شوهر و پدرشوهرها ترسناک نیستند اما برخی از آن‌ها رفتارهای وحشتناکی دارند. داشتن اختلاف‌نظر با خانواده همسر تفاوت زیادی با داشتن رفتارهای ویرانگر و مخرب دارد. این رفتارها پیوندهای بین افراد را تضعیف می‌کند. بهتر است یاد بگیرید که چگونه قبل از بین رفتن روابط عاطفی و نزدیک شما با شریک زندگی‌تان، رفتارهای سمی خانواده‌ی همسرتان را تشخیص دهید و در مقابل آن‌ها چه برخوردی داشته باشید.

چرا کنار آمدن با خانواده‌ی همسر دشوار است؟

حتی وقتی همسرتان عالی باشد بازهم کنار آمدن با خانواده‌ی همسر دشوار است. حال این سوال مطرح می‌شود که چرا برخورد با مادر زن و پدر زن ممکن است دشوار و استرس‌زا باشد؟ دلایلی که باعث می‌شود فردی با خانواده‌ی همسر خود درگیر شود، متفاوت است؛ اما در مرکز هر ارتباط نامناسب بین فرد و خانواده‌ی همسر چند مسئله‌ی اصلی وجود دارد؛ مسائلی مثل آسیب‌های قدیمی تا عدم توانایی در رها کردن. پس در مرحله اول شما ابتدا باید دلایل سخت بودن ارتباط با خانواده همسر خود را به صورت دقیق شناسایی و ریشه‌یابی کنید تا بتوانید به صورت مؤثر با این مسئله روبرو شوید. در ادامه به بررسی برخی از این دلایل می‌پردازیم.

سریع قضاوت کردن

وقتی صحبت از خانواده‌ی همسر می‌شود، در هر دو طرف قضاوت‌های سریع وجود دارد. مادر شوهرها و پدرشوهرها می‌توانند در مورد نحوه‌ی برخورد شما با همسرتان و مراقبت از او، شما را سریع قضاوت کنند. همسرتان هرچقدر پیر شود یا استقلال داشته باشد، پدر و مادر هرگز از دیدن او به‌عنوان فرزند خود دست برنمی‌دارند و به همین ترتیب هرگز از خواستن بهترین چیزها برای او کوتاه نمی‌آیند. این موضوع می‌تواند باعث شود خانواده‌ی همسرتان شما را در مورد هر کاری که انجام می‌دهید قضاوت کنند. آن‌ها شما را در کارهایی مثل فرزند پروری، آشپزی و نظافت قضاوت می‌کنند و همین موضوع باعث دخالت آن‌ها در زندگی‌تان می‌شود. این مورد را از سمت دیگر نیز می‌توان دید، وقتی احساس می‌کنید قضاوت شده‌اید شما نیز به قضاوت کردن راجع به مادر شوهر و پدرشوهر خود می‌پردازید.

امتناع از رعایت مرزها

تعیین مرز با خانواده‌ی همسر کار دشواری است و بعد از آن اگر مرزهایی که تعیین می‌کنیم نقض شود، ایجاد یک رابطه‌ی احترام‌آمیز متقابل غیرممکن می‌شود. پدر و مادر همسر مرزهای شما را به طرق مختلف می‌توانند نقض ‌کنند؛ به طور مثال آن‌ها می‌توانند مرزهای شما را از طریق دخالت کردن در بحث بین شما و همسرتان، ارائه‌ی مشاوره ناخواسته یا حتی ارائه‌ی راه‌هایی برای تمیز کردن خانه و فرزند پروری شما، نقض کنند. این نوع دخالت خانواده همسر در زندگی شما آسیب‌زننده خواهد بود. دخالت خانواده‌ی همسر در زندگی دلایل مختلفی دارد که مهم‌ترین آن کنترل‌گری است. علاوه بر آن آن‌ها چون مسن‌تر هستند انتظار احترام ویژه دارند و ممکن است به این موضوع توجه نکنند که اگر درخواست احترام دارند آن‌ها نیز باید محترمانه رفتار کنند.

ایده آل‌های قدیمی

ازآنجاکه پدر و مادر زن یا شوهر اغلب از زمان دیگری می‌آیند، ممکن است انتظارات قدیمی یا تاریخ گذشته‌ای از رابطه‌ی شما داشته باشند که این موضوع می‌تواند منجر به درگیری شود. آن‌ها می‌توانند شروع به مقایسه‌ی روابط شما با دیگران کنند و در مورد نقش‌های کلیشه‌ای جنسیتی که با آن‌ها تربیت شده‌اند از شما انتقاد کنند. آن‌ها شروع به انتقاد از نحوه‌ی مراقبت از بچه‌ها یا نحوه‌ی تقسیم وظایف خانه میان شما و همسرتان می‌کنند. درواقع اگر موضوعی با آنچه آن‌ها همیشه می‌دانند منافات داشته باشد، در مورد آن حرف و نقدی برای گفتن خواهند داشت.

نشانه‌هایی که باید در خانواده همسر به آن‌ها توجه کنید

فقط شناخت مسائلی که باعث مشکل با خانواده‌ی همسرتان می‌شود کافی نیست، بلکه شما باید نشانه‌های یک خانواده سمی را نیز بدانید. نشانه‌هایی مثل دخالت خانواده‌ی همسر در زندگی یا ایجاد اختلاف بین شما و همسرتان می‌تواند آسیب‌زننده باشد. شناسایی نشانه‌های یک مادر شوهر یا پدرشوهر سمی برای حفاظت از رابطه‌ی شما و همسرتان مهم است.

آن‌ها تلاش می‌کنند احساس بدی در شما ایجاد کنند.

گاهی اوقات ممکن است خانواده‌ی همسرتان شما را دوست نداشته باشند. در این شرایط ممکن است آن‌ها رفتار بالغانه‌ای نداشته باشند و سعی کنند در شما احساس بدی ایجاد کرده و اعتمادبه‌نفستان را پایین بیاورند. این‌گونه افراد سمی هستند و بهتر است سعی کنید اثر آن‌ها بر زندگی‌تان را محدود کنید. در این صورت با همسر خود گفت‌وگو کرده و با او به این برسید که مدت زمان معاشرت با خانواده او را کمتر کنید.

آن‌ها در تصمیمات خصوصی شما دخالت می‌کنند.

داشتن یک پدرشوهر یا مادر شوهر تحمیل‌کننده و درگیر می‌تواند منجر به مشکلات زیادی شود. گاهی اوقات این رفتار ناشی از حس مراقبت آن‌هاست ولی در بیشتر موارد دلیل این رفتار کنترل‌گری است. پدرشوهر یا مادر شوهری که در تصمیمات و زندگی شما دخالت می‌کنند برای رابطه‌ی عاشقانه‌ی شما سمی هستند. تحمیل نظرات و دخالت در مسائل علامت مهمی است که نشان می‌دهد آن‌ها برای شما و نظرات شما احترامی قائل نیستند.دخالت خانواده شوهر

 

آن‌ها بدون اینکه خبر بدهند به منزل شما می‌آیند.

حضور خانواده همسر شما بدون خبر قبلی نه‌تنها نشانه‌ی بی‌احترامی است، بلکه نشان می‌دهد که آن‌ها سعی در کنترل رابطه‌ی شما دارند. این رفتار گرچه در ابتدا به نظر دوست‌داشتنی می‌رسد، اما خانواده‌ای که نمی‌تواند به مرزهای خانه و فضای شخصی شما احترام بگذارد می‌تواند بین شما و همسرتان قرار بگیرد. خواه رفتار آن‌ها آگاهانه باشد یا ناخودآگاه، این نوع رفتار سمی تلقی می‌شود. برخورد قاطعانه تنها راه پایان دادن به تکرار این رفتار است.

آن‌ها بازی‌های احساسی راه می‌اندازند.

واکنش احساسی بیش‌ازاندازه یکی از روش‌های خانواده همسر برای کنترل شما و روابط شما است. این کار به طور مثال به مادرزن و پدرزن شما اجازه می‌دهد که شرایط را کنترل کنند و همدردی به دست آورند. این افراد همچنین ممکن است درجایی که ما حضور نداریم از ما بدگویی ‌کنند. وقتی این اتفاقات می‌افتد باید بدانید که مشکلی پیش آمده است، پس مکث کنید و دوباره ارزیابی کنید که در کجا هستید و کجا می‌خواهید بروید.

آن‌ها با شما غیردوستانه برخورد می‌کنند.

خانواده‌ی همسرتان با شما به سردی برخورد می‌کنند، زمانی که صحبت می‌کنند گویی که آنجا نیستید یا در میهمانی‌های خانوادگی شما را نادیده می‌گیرند. آن‌ها با شما طوری رفتار می‌کنند انگار شما وجود ندارید و وقتی از این برخورد ابراز ناراحتی می‌کنید، پرخاشگری منفعلانه می‌کنند. اگر خانواده‌ی همسرتان شما را نادیده می‌گیرند و با شما غیردوستانه برخورد می‌کنند، این بدان معناست که آن‌ها نه‌تنها شما را دوست ندارند بلکه برای شما احترامی هم قائل نیستند.

آن‌ها شما و همسرتان را در مقابل هم قرار می‌دهند.

بارزترین نشانه‌ی یک پدرشوهر یا مادر شوهر خطرناک این است که آن‌ها تلاش می‌کنند گفت‌وگوهای شما را به دعوا تبدیل کنند. آن‌ها در شما و همسرتان احساسات منفی و نارضایتی ایجاد می‌کنند. ریشه‌ی این رفتار تلاش برای دخالت خانواده‌ی همسر در زندگی شما است.

بهترین راه‌های برخورد با دخالت مادر شوهر و خانواده‌ی همسر

هیچ روش مشخصی برای مقابله با خانواده‌ی سمی وجود ندارد و برای هر موقعیت خاص روش مقابله منحصر به فردی با توجه به ویژگی‌های شخصیتی طرفین پیشنهاد می‌شود. تکنیک‌هایی که در ادامه به آن می‌پردازیم می‌تواند به شما سرنخ‌هایی برای مقابله صحیح با خانواده سمی شوهر یا زنتان معرفی کند.

تبدیل به یک جبهه‌ی متحد شوید.

اولین کاری که شما باید در برخورد با دخالت مادر شوهر و پدرشوهر انجام دهید تبدیل‌شدن به یک جبهه‌ی متحد با همسرتان است. بنشینید و با همسر خود در مورد اتفاقات و احساساتتان گفتگوی صمیمانه داشته باشید. به همسرتان بگویید که نمی‌توانید به‌تنهایی با این مشکل کنار بیایید. اگرچه ممکن است شوهرتان وابسته به خانواده باشد ولی باید در نظر بگیرد که وقتی یکی از شما مشکلی دارد، یعنی هر دو مشکل دارید.

گفت‌وگو را تبدیل به یک تصمیم کنید.

مکالمه‌ی خود را بدون رسیدن به‌نوعی قطعنامه مسالمت‌آمیز یا سازش به پایان نبرید. اگر احساس می‌کنید از طرف پدر یا مادر شوهر خود موردحمله قرار گرفته‌اید، به همسر خود اطلاع دهید که چه خبر است. مطمئن شوید که هر دو نفر شما به دنبال تصمیمی هستید که به‌راحتی و به‌اندازه کافی به آن پایبند باشید.

وضعیت را از دید همسرتان ببینید.

به این فکر کنید که شریک زندگی شما چگونه ممکن است شرایط را ببیند و سپس آن مشکل را از دید خانواده همسر خود نیز در نظر بگیرید. گفتگو را روی احساس خود متمرکز نگه‌دارید و از جملاتی که به مشکلی در خانواده‌ی همسرتان اشاره می‌کند، دوری‌کنید. با چند مثال به همسرتان بگویید که هنجار در خانواده‌ی شما چگونه است و چرا این هنجار باعث می‌شود شما از رفتار والدین او ناراحت باشید. وقتی برای احساسات خود منطق ارائه می‌دهید بهتر می‌توانید راه‌حل‌های مناسب پیدا کنید.

یک برنامه برای تغییر ایجاد کنید.

هنگامی‌که تمام احساسات خود را بیان کردید و به شریک زندگی خود فرصت دادید تا احساسات خود را آشکار کند، در مورد اینکه چه چیزهایی را می‌خواهید حل‌وفصل کنید برنامه‌ریزی کنید. حتی اگر همسرتان موافق نیست که مشکلی وجود دارد، به او بگویید که باید چیزی تغییر کند تا شما بتوانید دوباره آرامش داشته باشید.

در مورد شرایط و حدومرزها توافق کنید.

تعین مرزهای سالم، احترام به خود ما و همچنین یکی از پایه‌های هر رابطه‌ی سالم است. به شریک زندگی خود بگویید چه شرایط و محدودیت‌هایی دارید. بسیار مهم است که به همسرتان اطلاع دهید که انتظار شما چیست و چه چیزی را می‌پذیرید؛ اما رعایت مرزهای او نیز مهم است.

بگذارید همسرتان پیش‌قدم شود.

به همسر خود اجازه دهید در تعیین مرزهای جدید پیش‌قدم شود. به‌هرحال، آن‌ها والدین او هستند و بهتر است بحث در مورد این مسائل به عهده‌ی او باشد. اینکه همسرتان با احساسات شما موافق باشد یا نه مهم نیست. شما به‌عنوان یک زوج متعهد وظیفه‌دارید از یکدیگر محافظت کنید.

رفتار خود را تنظیم کنید.

بعد از تعیین حد و مرزها، لازم است که شما و همسرتان رفتار خود را بر اساس آن‌ پیش ببرید تا خانواده همسرتان بدانند که شما فقط تهدید نمی‌کنید و به مرزهای تعیین شده پایبند هستید.

روی تصمیمات خود تاکید داشته باشید.

باید در نظر داشته باشید که تغییرات یک شبه ایجاد نمی‌شوند پس مایوس نشوید و با کوچک‌ترین تغییرات امیدوار باشید. لازم است در حالی که زمان می‌دهید، روی حد و مرزهای خود نیز تاکید کنید. اگرچه بهتر است که نظرات خود را با ملایمت ابراز کنید اما شاید موقعیتی خاص نیازمند رفتار قاطعانه از طرف شما باشد. اگر بی احترامی‌های خانواده همسرتان بدون هیچ گونه بهبودی ادامه پیدا کرد، شما می‌توانید این انتخاب را داشته باشید که از آن‌ها فاصله بگیرید.

منبع: Medium

تلفن کلینیک روانشناسی