تشخیص-عشق-از-هوس

تفاوت عشق و هوس

وقتی در مورد عشق و هوس صحبت می‌شود اکثر مردم لااقل یکی از این دو حس را تجربه کرده‌اند. اگر می‌خواهید بدانید رابطه‌ای که دارید از سر عشق است یا هوس و اگر می‌خواهید تفاوت بین عشق و هوس را تشخیص دهید، در این مقاله نکات مهمی در مورد عشق و هوس عنوان می‌کنیم.

هوس یا شهوت چیست؟

شهوت یک احساس بیولوژیکی کاملاً طبیعی است و با عشق بسیار تفاوت دارد. شهوت یا هوس صرفاً حس خواستن تماس جنسی است. این احساس تا حد زیادی خودخواهانه است و در آن خیلی کم به خوشامد طرف مقابل توجه می‌شود. اینکه نسبت به کسی احساس شهوت داشته باشید، به این معنا نیست که او را دوست ندارید یا نمی‌توانید او را دوست داشته باشید. ازآنجاکه هوس یا شهوت نشان‌دهنده‌ی جذابیت فیزیکی و میل جنسی است، ممکن است احساس شهوت را در چهارچوب یک رابطه یا خارج از آن تجربه کنید. درواقع وقتی مردم از عشق در نگاه اول نام می‌برند، بیشتر در مورد هوس صحبت می‌کنند. شما مطمئناً می‌توانید برای افرادی که نمی‌شناسید جاذبه‌ی اولیه داشته باشید. گاهی این جاذبه فوراً و به‌محض دیدن یک نفر ایجاد می‌شود و گاهی مدت‌ها پس از رابطه به وجود می‌آید.

شیفتگی مرحله‌ای بین هوس و عشق

به‌غیراز احساسات هوس و عشق، شیفتگی نیز وجود دارد که در اوایل رابطه ایجاد می‌شود. در مرحله‌ی شیفتگی درک سطحی از طرف مقابل داریم و تمایل داریم او را کامل و ایدئال بدانیم. شیفتگی می‌تواند دو نفر را به هم نزدیک کند؛ اما به‌ندرت افراد را در کنار هم نگه می‌دارد. اساساً، شیفتگی مرحله‌ای بین هوس و عشق است که اکثر مردم قبل از شروع زندگی و درک حقایق سخت، آن را به‌عنوان مرحله‌ی سرگرم‌کننده‌ی رابطه تجربه می‌کنند.

تفاوت عشق و هوس در چیست؟

روانشناسان مدت‌هاست که روش‌های مختلفی را برای اندازه‌گیری و تعریف عشق بامطالعه زوج‌هایی با پیشینه‌های مختلف، سبک‌های دل‌بستگی متفاوت و بررسی سایر ویژگی‌های شخصی، امتحان کرده‌اند. برخی روانشناسان معتقدند که عشق از سه جز تشکیل شده است: دل‌بستگی، مراقبت و صمیمیت.  به زبان ساده، این سه کلمه به معنای خواستن یا نیاز به بودن باکسی، مراقبت از خوشبختی او و به اشتراک گذاشتن افکار و نگرانی‌های شخصی با او است. درواقع عشق زمانی رخ می‌دهد که در یک رابطه مراقبت و درک متقابل وجود داشته باشد. در عشق، دو نفر بر تقویت رفاه یکدیگر و پرورش رابطه تمرکز می‌کنند و این یکی از تفاوت‌های اساسی عشق و هوس است. عشق می‌تواند کمتر از هوس یا شیفتگی هیجان‌انگیز باشد، اما معمولاً دوام بیشتری دارد.

عشق به‌اندازه‌ی شیفتگی ازنظر احساسی بالا نیست. متأسفانه، این فقدان اوج عاطفی می‌تواند برای برخی افراد مخصوصاً در روابط طولانی‌مدت سخت باشد. به‌عبارت‌دیگر، ممکن است شما احساس کنید کمتر از گذشته به‌طرف مقابل تمایل دارید یا احساس کنید شور و شوق در رابطه‌ی شما وجود ندارد. بااین‌حال، این امر یک روند طبیعی است و شما به‌مرور در رابطه راحت‌تر و آرام‌تر می‌شوید. عشق شدید نیز مانند شیفتگی در اوایل رابطه وجود دارد و کم‌کم تبدیل به صمیمیت بیشتر می‌شود. در هر رابطه‌ای، میل جنسی در دوران مختلف ممکن است افزایش یا کاهش یابد. درحالی‌که شیفتگی کاهش می‌یابد و عشق صادقانه و واقع‌بینانه و تمایل به مراقبت از طرف مقابل جایگزین آن می‌شود.

تشخیص-عشق-واقعی

آیا می‌توانید هم‌زمان عشق و هوس را احساس کنید؟

ممکن است نتوانید شهوت و احساس جنسی را پرورش دهید؛ اما می‌توانید در رابطه صمیمیت ایجاد کنید. ازآنجاکه میل جنسی شدید در روابط طولانی‌مدت فروکش می‌کند، تمرکز بر پویا نگه داشتن رابطه از راه‌های دیگر بسیار مهم است. برای انجام این کار، مهم است که برای خودتان به‌عنوان یک زوج وقت بگذارید. شروع روابط به این دلیل سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز است که شما با اطلاعات جدیدی در مورد یک شخص آشنا می‌شوید. درحالی‌که ممکن است در رابطه‌ی طولانی‌مدت با حقایق جدیدی در مورد شریک زندگی خود روبه‌رو نشوید؛ اما می‌توانید مرتباً سطح عمیق‌تری از صمیمیت را احساس کرده و آن را پرورش دهید. هدف این است که همچنان باز و صادق باشید تا ارتباط خود را بر اساس اعتماد بسازید. زمانی که سعی می‌کنید ارتباط خود را با فردی عمیق‌تر کنید هیجان جدیدی ایجاد می‌شود و مطمئناً به چیزی ماندگارتر منجر می‌شود. تفاوت عشق و هوس در میزان صمیمیت و تمایل به مراقبت از دیگری است.

چگونه احساس عشق و هوس را به کسی نشان دهیم؟

اگر در موقعیتی هستید که می‌خواهید به کسی بگویید که عاشق او هستید و شرایط رابطه و زمان مناسبی است، حتماً این کار را انجام دهید. درحالی‌که ترس از نه شنیدن و یا طرد شدن ممکن است مانع شما برای این کار شود؛ اما باید بدانید ابراز احساسات تنها راهی است که می‌توانید توسط آن از پاسخ طرف مقابل آگاه شوید. اگر می‌خواهید در مورد احساس و تمایل جنسی با کسی صحبت کنید، صداقت را در اولویت قرار دهید. وقتی به شخص گفتید که نسبت به او تمایل جنسی دارید، منتظر اعلام رضایت او بمانید. اگر در رابطه هستید و احساس می‌کنید نسبت به فرد دیگری تمایل جنسی یا عاطفی دارید بهتر است صادقانه این مسئله را با طرف مقابل خود در میان بگذارید تا اگر قرار است در این راستا تصمیماتی گرفته شود او نیز حق انتخاب داشته باشد.

تفاوت بین عشق و هوس و راه‌های برخورد با آن

درحالی‌که احساس هوس و عشق می‌توانند باعث ایجاد استرس شوند، مهم است که به یاد داشته باشید که این احساسات طبیعی هستند، ممکن است این احساسات برای هر فردی پیش بیایند و همه در حال یادگیری نحوه‌ی کنترل و ابراز این احساسات هستند. گاهی اوقات آسان نیست که به کسی بگویید واقعاً چه احساسی نسبت به او دارید؛ اما سعی کنید صداقت را در اولویت قرار دهید، حتی اگر بیشتر احساس می‌کنید ازنظر جسمی به کسی جذب شده‌اید. همچنین بدانید اشکالی ندارد اگر در اوایل ارتباطتان خیلی شور و هیجان ندارید و شیفتگی را تجربه نمی‌کنید. رسیدن به نقطه‌ی عشق نیاز به تلاش دارد. برای رسیدن به مرحله‌ی عشق، باید وقت بگذارید تا با کسی ارتباط برقرار کنید و او را بشناسید. برای رسیدن به سطوح عمیق‌تر صمیمیت عجله نکنید. همان‌طور که گفتیم تفاوت عشق و هوس در این است که هوس یک تمایل شدید برای برقراری رابطه‌ی جنسی است و عشق نیاز به صمیمیت، مراقبت و دوست داشته شدن است.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

والدین پیر تندخو

نحوه‌ی برخورد با والدین سالمند تندخو

اغلب مراقبت طولانی‌مدت از والدین سالمند تندخو که بدرفتاری کرده و هیچ‌چیز آن‌ها را راضی نمی‌کند، با چالش‌های بسیاری همراه است. ما در مورد والدین سالمندی که از درد مزمن رنج می‌برند یا به دلیل بیماری آلزایمر یا نوع دیگر زوال عقل کنترل چندانی بر خلق‌وخو و رفتارهای خود ندارند صحبت نمی‌کنیم. در این نوع موارد لازم است که برای پیدا کردن یک راه‌حل مناسب برای تسکین و حمایت سالمند از متخصصان کمک بگیریم. آنچه چالش‌برانگیز است فرزندانی هستند که با والدین خود یک رابطه‌ی سمی و نامناسب داشته‌اند و اکنون در موقعیتی قرارگرفته‌اند که باید برای مراقبت از والدین بهانه‌گیر یا سوءاستفاده گر تصمیم‌گیری کنند. معمولاً بالا رفتن سن و مشکلاتی که به علت آن به وجود می‌آید می‌تواند باعث شود والدین سمی حتی بیشتر از قبل رفتارهای مخرب داشته باشند. والدین سالمند تندخو ممکن است ازنظر جسمی ضعیف شده باشند؛ اما همین موضوع گاهی زبان آن‌ها را به سلاحی قوی‌تر تبدیل می‌کند. بااین‌حال، طبیعی است که فرزندان والدین خود را دوست داشته باشند و بخواهند با بالا رفتن سن آن‌ها مطمئن باشند که از مراقبت کافی برخوردارند. کودک درون ما به‌احتمال‌زیاد هنوز تأیید والدینمان را می‌خواهد و وقتی‌که ما از این تأیید محروم می‌شویم (حتی در بزرگ‌سالی) موضوعی ناراحت‌کننده برایمان خواهد بود. اگر دوران کودکی سخت و رابطه‌ای سمی و مشکل‌دار با والدین خود داشته‌اید، اکنون چگونه برای مراقبت از والدین سالمند خود برنامه‌ریزی می‌کنید تا آسیب روانی کمتری بخورید؟ چگونه باوجود انتقاد، بهانه‌گیری و سوءاستفاده‌ی مداوم، مراقبت کافی را ارائه می‌دهید؟

تعین حدومرز با والدین سالمند بهانه‌گیر

یکی از روش‌هایی که متخصصان پیشنهاد می‌کنند جدا شدن با عشق است. این موضوع به این معناست که شما حدومرزی برای خود تعین کنید تا به خاطر رفتارهای دیگری آسیب نبینید. روش جدایی با عشق به‌طورمعمول در شرایطی مورداستفاده قرار می‌گیرد که یکی از اعضای خانواده با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ اما این موضوع می‌تواند در سایر روابط پر چالش به‌ویژه در افرادی که دارای اختلالات روانی مانند اختلال شخصیت مرزی (BPD) و یا شخصیت خودشیفته هستند نیز مورداستفاده قرار گیرد. با کنار گذاشتن این تصور که می‌توانید رفتار یک فرد آزارگر را کنترل کنید، به او اجازه نمی‌دهید احساسات و رفتارهای شما را تحت تأثیر قرار دهد.  این کار سختی است و نیاز به تمرین دارد؛ اما برای بسیاری افراد کارآمد است. زمانی که اذعان کنید دیگر نمی‌توانید رفتار والدین تندخو و بهانه‌گیر را تغییر داده و یا آن‌ها را راضی نگه‌دارید، درواقع قدرت تأثیرگذاری را از آن‌ها می‌گیرید و بعدازآن، آن‌ها موظف‌اند با عواقب تصمیمات و رفتارهای خود روبه‌رو شوند. با این روش شخصی که دکمه‌های شما را فشار داده است متوجه می‌شود که این محرک‌های قدیمی دیگر واکنش‌های موردنظر را برنمی‌انگیزد و شما را مضطرب، ترسان یا عصبانی نمی‌کند. جدا شدن با عشق به این معنی است که شما عشق خود را به شخص تأیید می‌کنید؛ اما همچنین این موضوع را برای او واضح می‌سازید که دیگر تحمل این را ندارید که آن‌ها با دادن احساس گناه، ترس و تعهد شما را کنترل کنند. این استراتژی بیشتر باعث حفظ شما و مشارکت نکردن در مشکلاتی است که به شما تعلق ندارند. برای مثال اگر دنیا یک فروشگاه بود و شخصی به دنبال شما می‌آمد و از شما در مورد قسمت قطعات خودرو می‌پرسید، جدا شدن با عشق مانند این بود که بگویید: متأسفم، اما من فروشنده نیستم و نمی‌دانم قطعات خودرو کجا هستند. لازم نیست بگویید: بگذارید من آن را برایتان پیدا کنم و یا عصبانی شوید و بگویید مگر نمی‌بینی که من فروشنده نیستم.

والدین سالمند سوء استفاده گر

بعد از تعیین مرز با والدین پیر بهانه‌گیر، برنامه‌ریزی کنید

هنگام تعیین مرز با والدین سالمند تندخو و بهانه‌گیر باید شفاف و ثابت‌قدم باشید؛ زیرا احتمالاً آن‌ها به هر قیمتی در برابر این تغییرات مقاومت خواهند کرد. اگر پدر یا مادرتان فقط برای آزمایش عزم و اراده‌ی شما و یا استفاده از نقاط ضعفتان به بهانه‌گیری و تندخویی ادامه می‌دهد، به او بگویید تا زمانی که هردوی شما آرام نشوید، برای مراقبت از او اقدامات دیگری انجام می‌دهید. جدایی از شخصی که در حال مراقبت از او هستید به‌مراتب پیچیده‌تر از سایر شرایط است. در بسیاری از موارد، یک مراقب نمی‌تواند به‌سادگی از خانه خارج شود؛ زیرا ممکن است رفاه یا سلامتی والدین سالمند خود را به خطر اندازد.  این مرحله نیاز به برنامه‌ریزی دارد، به‌خصوص اگر مادر یا پدرتان به مراقبت زیادی احتیاج دارند. ممکن است لازم باشد برای مراقبت روزانه از والدین سالمند، خدمات مراقبت در منزل یا حتی اقامت موقت در یک مرکز مراقبت از سالمندان را ترتیب دهید.  هنگامی‌که به‌جای خود جایگزینی برای مراقبت از والدین سالمند بهانه‌گیر خود پیدا کردید، می‌توانید مراقبت‌ها را با تماس یا مراجعه‌ی حضوری مدیریت کنید. هدف اصلی این است که متزلزل نشوید. اگر به والدین سالمند خود می‌گویید که در حال تعیین مرز با او هستید و به همین منظور برای آن‌ها کمک‌های خارجی ترتیب می‌دهید و آن‌ها را برای مدتی ترک می‌کنید، حتماً این کار را انجام دهید. غیبت شما ممکن است کمک کند تا آن‌ها با این واقعیت که نمی‌توانند شما را آزار دهند، کنار بیایند.

عدم مراقبت از والدین سالمند سوءاستفاده گر

نکته‌ای که باید از آن آگاه باشید این است که این چرخه‌ی آسیب‌زا باعث می‌شود بسیاری از افرادی که مورد سوءاستفاده قرارگرفته‌اند خودشان زمانی به سوءاستفاده گر تبدیل شوند. با تعیین مرزهای مشخص، کمک گرفتن از نیروهای کمکی در مواقع موردنیاز و تشخیص اینکه چه زمانی باید اجازه دهید که مراقب اصلی والدین سالمندتان فرد دیگری باشد، به این چرخه‌ی معیوب پایان دهید. اگر وضعیت شما واقعاً غیرقابل‌تحمل است و هیچ یک از مرزهای شما رعایت نمی‌شود از یکی دیگر از اعضای خانواده یا یک مراقب حرفه‌ای کمک بگیرید و یا برنامه‌ای برای استقرار والدین سالمند بهانه‌گیر در یک مرکز مراقبت طولانی‌مدت را در نظر بگیرید. شما می‌توانید به‌اندازه‌ای که صلاح می‌دانید در مراقبت از والدین سالمند خود کمک کنید، بدون این‌که خود را در معرض بدرفتاری‌های آن‌ها قرار دهید. این‌یک مرحله‌ی دشوار است؛ اما در برخی موارد تنها راهی است که می‌توانید از خود محافظت کنید، مطمئن شوید از والدینتان به‌اندازه‌ی کافی مراقبت می‌شود و به چرخه‌ی سوءاستفاده پایان دهید.

برای حل مسائل مربوط به والدین سوءاستفاده گر از مشاور کمک بگیرید

اگر در شرایط مراقبت از والدین بهانه‌گیر و سوءاستفاده گر قرار گرفتید، کمک گرفتن از یک مشاور برای حل مسائل بسیار مفید خواهد بود. سخت‌گیری نسبت به والدین و یا سپردن آن‌ها به یک مراقب و بعد احساس گناه کردن در مورد آن‌ها هیچ مسئله‌ای را حل نمی‌کند. یک متخصص می‌تواند به شما در پیدا کردن ریشه‌های مشکلات و درمان آسیب‌های گذشته کمک کند. همچنین شما را راهنمایی کند تا یاد بگیرید چگونه مسائل جاری و آینده را به شیوه‌ای سالم اداره کنید.  مراقبت از والدین هنگامی‌که آن‌ها به دلیل سن بالا، از دست دادن استقلال و افزایش مسائل مربوط به سلامتی بدبین یا سخت‌گیر شده‌اند به‌اندازه‌ی کافی سخت است. هنگامی‌که آن‌ها واقعاً با دادن احساسات منفی از شما سوءاستفاده می‌کنند مراقبت از آن‌ها بسیار طاقت‌فرسا می‌شود و نباید انتظار داشته باشید که بدون حمایت‌های عاطفی و عملی از پس این کار بربیایید.

منبع: Agingcare

تلفن کلینیک روانشناسی

آیا انتقام گرفتن کار درستی است

انتقام برای رهایی از خشم

وقتی به شما ظلم شده و صدمه دیده‌اید، طبیعی است که بخواهید از شخصی که به شما آسیب‌زده انتقام بگیرید. شاید شما به یک راه برای بهترین انتقام فکر کنید، بخواهید آن شخص را برنجانید یا به‌شدت دنبال پیگیری اقدامات قانونی باشید. در ظاهر به نظر می‌رسد ایده‌ی انتقام گرفتن از دیگران راضی‌کننده باشد و به تمام شدن و فراموش کردن اشتباهات گذشته کمک کند. انتقام گرفتن ممکن است برای مدتی منطقی به نظر برسد و بتواند به شما احساس حقانیت بدهد؛ اما گاهی افراد به‌شدت در افکار مربوط به انتقام گرفتن از دیگران غرق می‌شوند و امید دارند که انتقام گرفتن به آن‌ها کمک کند تا احساس بهتری داشته باشند. بااین‌حال انتقام‌جویی آن‌قدرها که فکر می‌کنید باعث به وجود آمدن حس مثبت و آرامش در شما نمی‌شود. فکر کردن به انتقام شما را عصبانی‌تر کرده، ادراکات شما را محدود می‌کند و قضاوت شما را به خطر می‌اندازد. افکار انتقام‌جویانه ذهن شما را پر از افکار سمی می‌کند و افکار مثبت و شادی شما را از بین می‌برد. انتقام ممکن است راهی برای آزاد شدن از خشم به نظر برسد اما درواقع یک دام است که شما را بیشتر اسیر می‌کند. همچنین اگر تصمیم بگیرید به افکار انتقام‌جویانه‌ی خود عمل کنید، احتمالاً نتایج بدی در انتظار شما خواهد بود. نتیجه‌ی انتقام گرفتن می‌تواند به شکل تلافی طرف مقابل یا اقدامات قانونی علیه شما باشد. این نه‌تنها خطرناک است بلکه شما را بیشتر درگیر رابطه‌ی منفی با طرف مقابلتان می‌کند. انتقام گرفتن از دیگران ممکن است راهی برای رسیدن به عدالت و آزادی به نظر برسد اما درواقع درد و رنج را طولانی می‌کند.

آیا انتقام گرفتن کار درستی است؟

شما حق دارید در مورد اشتباهی که در حقتان صورت گرفته است عصبانی شوید. شما کاملاً مستحق عدالت برای چیزی هستید که بسیار اشتباه و ناعادلانه بوده است. درعین‌حال، شما حق دارید فارغ از گذشته‌ای که باعث آسیب دیدن شما شده است شاد باشید. هر بار که اتفاقی را که برایتان افتاده است برای خودتان یادآوری کرده و به انتقام گرفتن فکر می‌کنید، خاطرات دوباره زنده شده و دوباره در ناراحتی‌های گذشته غرق می‌شوید. به‌جای صرف انرژی برای پیدا کردن راه‌های انتقام گرفتن از دیگران، سعی کنید شکل عدالت بالاتری را بپذیرید و زمانی که آمادگی داشتید از دردهای گذشته جدا شوید. این‌که عدالت بالاتری را بپذیرید به این معنی است که بپذیرید به نحوی، درجایی، به صورتی طبیعی برای کسانی که ظلم می‌کنند پیامدهایی رخ می‌دهد. درواقع لازم نیست شما انتقام بگیرید زیرا مجرمان پیامدهای کارهای منفی خود را خواهند دید. بهترین انتقام بی‌تفاوتی است. اگر کسی که به شما ظلم کرده احساس گناه کند؛ زیرا می‌داند چه اشتباهی در حق شما انجام داده است، همین احساس گناه و عذاب وجدان برای آن‌ها عوارض بسیار ناخوشایندی خواهد داشت و سنگینی آن را همیشه احساس می‌کنند. اگر احساس گناه نکنند و به روش خود ادامه دهند، اشتباهات مداوم برای آن‌ها عواقبی در پی خواهد داشت. درنهایت، ما از این جهان عبور می‌کنیم و شاید عدالت معنوی یا کارما وجود داشته باشد، جایی که رفتارهای مردم راهی برای بازگشت به آن‌ها پیدا می‌کند.

چگونه از خشم و فکر کردن به انتقام گرفتن رها شویم؟

مرحله‌ی بعدی عصبانی شدن از عصبانیت است. این اتفاق زمانی می‌افتد که متوجه می‌شوید عصبانیت و افکار انتقام‌جویانه فضای زیادی از فکر و زندگی ارزشمند شما را اشغال می‌کند و احتمالاً از این بابت احساس خستگی می‌کنید. هدف شما به جای پیدا کردن راه‌های انتقام باید رها شدن از قید این شرایط باشد. ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر بدهیم. هر چقدر هم که وحشتناک باشد نمی‌توان آن را عوض کرد. رسیدن به پذیرش ممکن است یک روند غمناک باشد که دردهای زیادی برای شما به همراه داشته باشد، اما درنهایت وقتی شما به پذیرش آنچه که هست برسید از تمرکز بر گذشته و فکر انتقام گرفتن رها می‌شوید. در این زمان متوجه می‌شوید گذشته دیگر قدرتی برای کنترل شما و آینده ندارد.

راه های انتقام گرفتن از دیگران

برای درک این موضوع به مثالی که در ادامه می‌آوریم توجه کنید. تصور کنید که با ماشین خود رانندگی می‌کنید و روی آینه عقب متمرکز شده‌اید. توجه شما به جای جلو به پشت سرتان است. چقدر خوب می‌توانید به جلو رانندگی کنید؟ احتمالاً خیلی خوب نمی‌توانید به جلو برانید. وقتی به بی‌عدالتی و انتقام گرفتن فکر می‌کنید، این چنین است. شما بر گذشته تمرکز می‌کنید. برای اینکه بتوانید به جلو حرکت کنید باید توجه خود را به آنچه در پیش است متمرکز کنید. این به معنی منفعل بودن نیست. اگر احساس امنیت می‌کنید تا اشتباهی که در حقتان رخ داده است را گزارش دهید، می‌توانید این کار را بکنید. اگر می‌خواهید به حمایت از دیگران بپردازید یا می‌خواهید به دیگران کمک کنید، این‌ها راه‌های عالی برای هدایت اشتیاق شما جهت ایجاد تغییر است. مانع اصلی که باعث می‌شود شما به آرامش نرسید ادامه دادن گذشته با یادآوری مداوم آن و فکر برای انتقام گرفتن است. با پذیرش اینکه اتفاقی که برای شما افتاده است اشتباه بوده ولی اکنون شما می‌خواهید به زندگی‌تان ادامه دهید، می‌توانید به خودتان اجازه دهید افکار مربوط به گذشته را رها کرده و میل به انتقام را از بین ببرید.

تصور کنید ذهن شما در حال سوزاندن سیم‌های الکتریکی برای تقویت خاطرات گذشته است. به این فکر کنید که چقدر از انرژی شما برای فعال و زنده نگه‌داشتن گذشته و فکر انتقام گرفتن استفاده می‌شود. انتقام گرفتن فریبنده است. در ابتدا ممکن است احساس رضایت کنید و به شما احساس قدرت دهد؛ اما در حقیقت، این‌یک تخلیه ولتاژ فوق‌العاده بالا در سیستم شما است. اگر احساس خستگی یا افسردگی می‌کنید، ممکن است تا حدی به این دلیل باشد که فعال نگه‌داشتن این افکار و خاطرات انرژی زیادی می‌طلبد.

رها کردن خشم و فکر انتقام گرفتن، انتخابی است که به شما قدرت می‌دهد

این چیزی است که باعث می‌شود بر افکار منفی و خاطرات گذشته متمرکز نشویم. برای حفظ تمرکز خود نقاط مثبتی پیدا کرده و آن‌ها را دنبال کنید. رها کردن عصبانیت و انتقام انتخابی است که باعث می‌شود در زندگی احساس قدرتمند بودن کنید. تصور کنید که از بند افکار منفی در مورد گذشته و انتقام گرفتن رها شده‌اید و تمام انرژی که برای این افکار صرف می‌کنید اکنون در اختیار شماست تا به مسائل دلخواهتان رسیدگی کنید. وقتی عصبانیت و انتقام دیگر در رأس ذهن شما قرار ندارد، شما فضا دارید که در مورد آنچه می‌خواهید در زندگی خود ایجاد کنید فکر کنید.

منبع: Psychologytoday
تلفن کلینیک روانشناسی