بازگشت به رابطه قبلی

آیا بازگشت به رابطه تمام شده درست است؟

به دلایل زیادی افراد تمایل به بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده‌ی خود دارند. ممکن است متوجه شوید طرف مقابلتان تغییراتی کرده است یا خودتان در شرایط جدیدی هستید. شاید با گذر زمان متوجه شده‌اید عشق شما به آن فرد همچنان پایدار است و همین باعث می‌شود تمایل به بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده داشته باشید. برخی افراد در یک رابطه‌ی طولانی‌مدت بوده‌اند که شاید ارزش تلاش برای بازگشت را داشته باشد. در این مقاله نکات مهمی در مورد بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده بیان می‌کنیم تا اگر می‌خواهید رابطه‌ی خود را با شخصی که قبلاً دوست داشته‌اید یا با او دوست بوده‌اید و یا ازدواج کرده‌اید از سر بگیرید، رفتار و تصمیم درستی داشته باشید.

برای بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده به چه نکاتی توجه کنیم؟

گاهی اوقات بعد از جدایی طرف مقابل جذاب‌تر به نظر می‌رسد. ممکن است با دیدن او به یاد خاطرات خوش، لحظات شاد و سال‌هایی که عاشق یکدیگر بودید بیفتید. معمولاً بحث‌های وحشتناک و دعواهایی که داشته‌اید در خاطراتی که به یاد می‌آورید جایگاهی ندارند. این موضوع باعث تمایل شما به بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده خواهد شد.

قبل از بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده دلایل جدا شدنتان را در نظر بگیرید.

وقتی می‌خواهید در مورد بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده تصمیم‌گیری کنید ابتدا از خود بپرسید چرا از او جدا شدید و فرصت دوباره به رابطه خود ندادید؟ آیا جدایی تصمیم شما بوده است یا هر دو باهم این تصمیم را گرفته‌اید؟ آیا دلیل شما برای جدایی سوءمصرف مواد مخدر، خشونت در خانه یا خیانت بوده است؟ اگر دلایل منطقی و خوبی برای جدایی داشته‌اید، قبل از تصمیم‌گیری برای بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده ببینید آیا می‌خواهید درگیر مشکلات قبلی شوید یا نه. احساسات به ما کمک می‌کند تا بتوانیم تصمیم بگیریم و پیشرفت کنیم، اما گاهی همین احساسات می‌توانند باعث شوند نتوانیم تفکر درست و روشنی داشته باشیم. واضح است که اگر شخص مقابل مشکلاتی داشته است که همچنان حل نشده‌اند باید در مورد بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده‌ای که با او داشته‌اید بسیار احتیاط کنید.

از خودتان بپرسید آیا واقعاً بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده عملی و مؤثر است؟

ممکن است همسر یا دوست شما ویژگی‌های مثبت زیادی داشته باشد، اما دلیلی که باعث تصمیم شما به جدایی شده است نیز یکی از ویژگی‌های او بوده است. اگر فردی تصمیم به تغییر کردن نداشته باشد بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده با همان فرد امیدوارکننده نخواهد بود. برای اینکه تصمیم درستی در مورد بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده بگیرید باید مطمئن باشید واقع‌بین هستید و فرد مقابل را همان‌طور که واقعاً هست می‌بینید.

همچنین باید بدانید ممکن است در مراحل بعد از جدایی، شما شروع به سرزنش کردن خود کنید و از خود بپرسید اگر کارهای بیشتری انجام می‌دادم، اگر صبورتر بودم یا اگر تلاش بیشتری می‌کردم آیا هنوز کنار هم بودیم؟ یادآوری این نکته مهم است که بدانید بیشتر این افکار منطقی نیستند و اکثر افراد بعد از جدایی دچار این نوع تفکرات و سرزنش خود می‌شوند. احتمالاً انجام دادن هرکدام از این فکرها نیز تغییری در نتیجه‌ی رابطه‌ی شما ایجاد نمی‌کرد. به‌جای اینکه تلاش کنید با این تفکرات و تحلیل‌ها درد و مشکل را حل کنید، از درد استفاده کنید از گذشته درس بگیرید و بگذرید.

بازگشت به رابطه پس از جدایی

نقش احساسات و منطق در بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده

اگرچه بیشتر افراد فکر می‌کنند احساسات باعث ایجاد عشق و کشش می‌شود اما بر اساس تحقیقات در مورد عشق، در مراحل مختلف رابطه، مغز به‌سرعت از طریق هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی در مورد رابطه‌ی جنسی، رابطه‌ی عاشقانه و دل‌بستگی فعالیت می‌کند. هنگام تصمیم‌گیری برای بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده ممکن است شما به‌جای تمرکز بر اتفاقات گذشته و حال در مورد آینده مثبت اندیشی کنید و به آنچه در آینده می‌خواهید توجه کنید. بهتر است قبل از هرگونه تصمیم‌گیری برای بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده از خودتان بپرسید شما به دنبال چه نوع رابطه‌ای هستید؟ آیا مطمئنید که با این فرد می‌توانید به آنچه می‌خواهید برسید؟ آیا اتفاقاتی که در گذشته برای شما افتاده است خلاف این موضوع را اثبات نمی‌کند؟ آیا می‌توانید با این فرد خاص رابطه‌ای ماندگار و محکم داشته باشید؟

چه زمانی بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده درست است؟

اگر علی‌رغم جدا شدن نمی‌خواهید رابطه‌ی خود را قطع کنید یا در رابطه‌ای هستید که در حال حاضر مشکلاتی دارد اما می‌خواهید آن را ادامه دهید باید به نکاتی توجه کنید. وقتی رابطه‌ای به پایان می‌رسد معمولاً دلایل خوبی برای جدایی وجود داشته است. مشکل اصلی بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده خطر بازگشت افراد به یک رابطه‌‌ی ناسالم و مخرب است. تنها زمانی می‌توان برای بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده تصمیم جدی گرفت که هر دو نفر به میزان قابل‌توجهی رشد و پیشرفت کرده و تغییراتی در خود ایجاد کرده باشند. وقتی افراد به این مرحله برسند یعنی آمادگی این را دارند که یک رابطه‌ی سالم و جدید با یکدیگر داشته باشند.

چگونه بعد از بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده ارتباط سالم‌تری داشته باشیم؟

اگر هر دو در زندگی چیزهای مشابهی می‌خواهید و ارزش‌های یکسانی دارید، می‌توانید قدم‌های کوچکی برای ایجاد تغییر بردارید. این موضوع در مورد تغییر دادن شخص شما نیست بلکه به این معنی است که شما نسخه‌ی متفاوتی از خودتان باشید. هنگامی‌که رفتار متفاوتی برای ایجاد یک تعامل سالم در پیش می‌گیرید، طرف مقابلتان نیز به روشی متفاوت پاسخ می‌دهد. شما احتمالاً برای مدتی طولانی مانند آنچه الآن هستید بوده‌اید و شخصیت و رفتارهای ثابتی داشته‌اید. اگرچه تصور تغییر عادت‌های قدیمی دلهره‌آور به نظر می‌رسد، اما عملی است و می‌تواند در ایجاد یک ارتباط سالم بعد از بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده بسیار کمک کند.

به‌عنوان‌مثال، همسر خود را با چیزهای کوچک غافلگیر کنید. این غافلگیری می‌تواند به‌سادگی برقراری ارتباط چشمی برای نشان دادن احترام، ارسال یک پیام محبت‌آمیز یا پیشنهاد انجام مسئولیتی که انجام دادن آن برای همسرتان خوشایند نیست باشد.

راه‌هایی برای بهتر کردن ارتباط پس از بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده

در اینجا چند روش دیگر برای تقویت و بهتر کردن ارتباط بعد از بازگشت به رابطه‌ی تمام‌شده بیان می‌کنیم:

  • خاطرات نحوه‌ی آشنایی و اولین ملاقاتتان را برای یکدیگر یادآوری کنید.
  • داستان عاشق شدن خود را بازگو کنید.
  • از کلمه‌ی «متشکرم» بیشتر استفاده کنید.
  • قدردان و حق‌شناس باشید.
  • جنبه‌های جنسی رابطه را جدی بگیرید.
  • کینه‌های خود را فراموش کنید.
  • وقتی می‌توانید، درگیری و بحث را تمام کنید.
  • رابطه را با انرژی و عشق درمان کنید.
  • باهم در یک فعالیت هیجان‌انگیز شرکت کنید.
  • بخشنده باشید.
  • روی بهبود رابطه به روش‌های مختلف تمرکز کنید.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی

شوهرم به خانوادم احترام نمیذاره

شوهرم با مادرم مشکل دارد

زمانی که فردی را که دوست دارید انتخاب می‌کنید و تصمیم می‌گیرید ازدواج کنید، بسیار مشتاق هستید تا خانواده‌ی شما همسرتان را نیز مانند شما دوست داشته باشند و او را به‌عنوان عضوی از خانواده بپذیرند؛ اما این رابطه‌ی پیچیده‌ای است و گاهی می‌شنویم افرادی می‌گویند شوهرم با مادرم مشکل دارد و رابطه‌ی خوبی باهم ندارند. منبع اصلی عشق، علاقه و مراقبت شما از کودکی تا جوانی والدین شما بوده‌اند و زمانی که ازدواج می‌کنید ارتباط باهمسرتان تبدیل به این منبع شده و جایگزین ارتباط شما با والدینتان خواهد شد. گرچه ارتباط شما با پدر و مادرتان با ارتباطتان با همسرتان متفاوت است و هیچ‌کدام از دیگری بهتر یا بدتر نیستند، اما انتقال از یک رابطه به رابطه‌ی دیگر ممکن است دشوار باشد و می‌تواند باعث اختلاف شوهر و مادر و پدرتان باشد.

وقتی همه‌ی این افراد یکدیگر را دوست داشته باشند و بتوانند ارتباط درستی باهم برقرار کنند بسیار عالی است و همه از این موضوع سود می‌برند؛ اما چه اتفاقی می‌افتد اگر مادر و همسرتان یکدیگر را دوست نداشته باشند و به هم احترام نگذارند و این موضوع را به‌طور مداوم با شما در میان بگذارند؟ نیازی به گفتن نیست که این یک وضعیت بسیار دشوار و غم‌انگیز است. از بی‌تفاوتی و سردی گرفته تا درگیری‌های لفظی، این نوع برخورد دو نفری که عمیقاً دوستشان دارید می‌تواند باعث درد و رنج برای شما که در بین آن‌ها گیر افتاده‌اید شود. اگر شما نیز جزء افرادی هستید که بابت اینکه شوهر و مادرتان باهم مشکل دارند تحت‌فشار هستید، در ادامه روش‌هایی برای اینکه بتوانید از این شرایط عبور کنید به شما پیشنهاد می‌کنیم.

برای اینکه از اختلافات مادر و همسرتان آسیب نبینید، انتظارات خود را تعدیل کنید.

این واقعیت را بپذیرید که زندگی کامل نیست و افرادی که شما دوستشان دارید و برایتان مهم هستند نیز کامل نیستند. شاید این موضوع به نظر واضح و بدیهی باشد، اما برخی افراد انتظار دارند همه‌چیز در زندگی خوب پیش برود و کاملاً مطابق میل آن‌ها باشد. باید بتوانید این واقعیت را باور کنید و بپذیرید که ممکن است شما کسانی را دوست داشته باشید ولی آن‌ها یکدیگر را دوست نداشته باشند. گاهی این اتفاق می‌افتد که افرادی که مطمئن هستیم با یکدیگر کنار می‌آیند و می‌توانند ارتباط خوبی باهم ایجاد کنند، صرفاً به دلایل شخصی خودشان این کار را نمی‌کنند. دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است باعث اختلاف شوهر با مادر و پدر شده و موجب شود این افراد باهم کنار نیایند. ممکن است همسر شما دوست نداشته باشد وقت خود را صرف ارتباط با خانواده‌ی شما کند یا پدر و مادرتان نسبت به همسرتان احساس حسادت داشته باشند و از اینکه تمام توجه شما معطوف به اوست حس خوبی نداشته باشند. ممکن است پدر و مادر نگران این باشند که فرزندشان بیش‌ازاندازه تحت تأثیر همسرش قرار بگیرد. گاهی اوقات، آن‌ها فقط یکدیگر را دوست ندارند. در حقیقت، اگر شما نبودید آن‌ها هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند. درواقع اختلافات همسرتان با خانواده‌ی شما ممکن است به هر دلیلی رخ دهد و بهتر است با پرسیدن مداوم این سؤال که چرا شوهرم با مادرم مشکل دارد خودتان را ناراحت نکنید و فقط آن را بپذیرید.

برای پیشگیری از بروز اختلافات جدی بین همسر و خانواده، از همان ابتدا نقش فعالی داشته باشید.

از همان ابتدا درباره‌ی هر یک با دیگری صریح صحبت کنید تا زمانی که همسر و مادرتان با یکدیگر ملاقات می‌کنند تا حدی آشنایی قبلی وجود داشته باشد. اگرچه ممکن است انتظار داشته باشید که افراد درنهایت بهترین رفتار خود را با یکدیگر داشته باشند، اما لزوماً این‌طور نیست و ممکن است اوضاع به آن خوبی که شما انتظار دارید پیش نرود. به یاد داشته باشید، ممکن است افراد از خانواده‌ها و فرهنگ‌های مختلف دیدگاه‌ها و نظرات مختلفی داشته باشند.

اختلاف شوهر با خانواده زن

بحث در مورد این اختلاف‌نظرها قبل از ملاقات اولیه می‌تواند آن‌ها را برای داشتن دید بازتر و پذیرش یکدیگر آماده کند. آن‌ها را به برقراری ارتباط خوب و احترام به یکدیگر تشویق کنید. هر یک از طرفین را تشویق کنید تا در حفظ احترام و پذیرش یکدیگر تلاش کنند، حتی اگر یکدیگر را درک نکنند یا با یکدیگر توافق نداشته باشند. نکته‌ی اصلی این است که منتظر نمانید تا اتفاقات به‌خودی‌خود پیش بروند، خصوصاً وقتی می‌دانید ممکن است اختلاف همسر و مادر و پدرتان جدی شود. به یاد داشته باشید، نیازی نیست که آن‌ها لزوماً یکدیگر را دوست داشته باشند، اما باید تلاش کنند به خاطر شما و همچنین به خاطر هماهنگی و حفظ آرامش خانواده باهم کنار بیایند. اگر به‌جای اینکه همیشه از خود بپرسید چرا شوهرم با مادرم مشکل دارد، نقش فعالی در برقراری آرامش ایفا کنید می‌توانید از بروز برخی اختلاف‌های جدی خانوادگی پیشگیری کنید.

هنگام بروز اختلافات از اینکه بین مادر و همسرتان واسطه باشید خودداری کنید.

برای تعین حدومرزهای خودتان شاید لازم باشد ساعت‌های زیادی صرف گفت‌وگو با هر یک از آن‌های کنید. کاملاً روشن کنید که قصد ندارید در اختلاف‌نظر بین آن‌ها میانجیگری کنید یا دیدگاه‌های مختلف هر یک از آن‌ها را برای دیگری تفسیر کنید. اینکه مدام در دعوای شوهر با مادرتان نقش واسطه را بازی کنید نوعی سوءاستفاده از شماست و احتمالاً درنهایت این کار هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. برای حل مشکلات، شوهر و مادرتان باید تمایل داشته باشند صادقانه باهم گفت‌وگو کنند و واسطه بودن شما نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه باعث آسیب به خودتان می‌شود. اگر در این میان مسائل جدی وجود دارد سعی نکنید خودتان به‌تنهایی آن‌ها را حل کنید، برای حل موضوعات مهم مراجعه به روان‌درمانگر می‌تواند کمک‌کننده باشد. درنهایت لازم نیست شما در اختلاف شوهر و مادر دخالت کنید و باید این موضوع را به هردوی آن‌ها اعلام کنید.

مرزهای خود را در مورد اختلاف شوهر و مادرتان تعین کنید.

در مورد رفتارهایی که ازنظر شما قابل‌قبول و غیرقابل‌قبول هستند صحبت کرده و به‌طورجدی مرزهای خود را تعیین کنید. به‌صورت کلی همسر و مادر شما باید رفتاری متمدنانه و با احترام داشته باشند. علاوه بر این اگر هرکدام از آن‌ها اعتقاد دارند شما را خیلی دوست دارند، باید تلاش کنند تا شما را خوشحال کنند، درگیری را کنترل کرده و اضطراب و نگرانی شما را برطرف کنند. در اغلب موارد زمانی که شوهرتان با مادرتان مشکل دارد این موضوع موردتوجه قرار نمی‌گیرد و شما باید آن را به هرکدام از آن‌ها یادآوری کنید. برای مشاجرات و بحث‌های جدی حدومرز تعین کنید. مرزها ممکن است شامل محدود کردن بحث‌های تحریک‌آمیز باشد تا هر بار که دورهم جمع می‌شوید فقط فرصتی دیگر برای ابراز خشم و خصومت نباشد. به همین ترتیب، اجتماعات بزرگ‌تر خانوادگی زمانی است که باید آتش‌بس وجود داشته باشد تا سایر اعضای خانواده درگیر بحث یا مشاجره نشوند. محدودیت‌هایی را در مورد کودکان تعیین کنید تا مجبور نشوند در معرض درگیری، عدم‌تأیید و عصبانیت بین دو شخصی باشند که آن‌ها را بسیار دوست دارند.

به‌جای تمرکز بر اینکه چرا شوهرم با مادر مشکل دارد، با هر یک از آن‌ها جداگانه وقت بگذرانید.

بدیهی است که همه‌ی کارها لازم نیست به‌عنوان یک خانواده انجام شود، گاهی لازم است شما به‌تنهایی با خانواده‌ی خود وقت بگذرانید. همچنین می‌توانید اوقات خصوصی و راحت‌تری با همسرتان نیز داشته باشید. عدم‌تأیید و رضایت همسر از نیاز شما و تمایل به حضور در کنار خانواده فقط به این دلیل که والدین شما را دوست ندارد، هرگز دلیل کافی برای محدود کردن ارتباط شما با خانواده‌تان نیست. سعی کنید اوقات باکیفیتی را با پدر و مادر و سایر اعضای خانواده‌ی خود بگذرانید و به‌جای ناراحت شدن و فکر کردن به اینکه چرا شوهرم با مادرم مشکل دارد از اوقاتی که به‌تنهایی با آن‌ها سپری می‌کنید لذت ببرید.

درنهایت ممکن است همسر و خانواده‌ی شما باهم مشکلاتی داشته باشند و یکدیگر را دوست نداشته باشند؛ اما اگر می‌بینید همسرتان رفتارهایی می‌کند تا به هر بهانه‌ای شما را از خانواده، دوستان و جامعه دور نگه دارد و باعث منزوی شدن شما شده است یا بسیار کنترل‌گر و پرخاشگر است لازم است از یک مشاور برای حل کردن این مسائل کمک بگیرید.

منبع: Psycholgytoday
تلفن کلینیک روانشناسی

چهار روش برخورد با کودکی که به پدر و مادرش بی احترامی می کند

اگر فرزندانتان در مقابل صحبت‌هایتان می‌گوید مهم نیست یا وقتی به او می‌گویید تکالیف خود را انجام دهد تظاهر می‌کند صدای شما را نمی‌شنود، طیف خفیف بی‌احترامی را دارد. در حالت جدی‌تر، رفتارهایی مانند اسم گذاشتن روی دیگران یا شما، بی‌توجهی به قوانین و پرخاشگری کودک وجود دارد. مهم نیست که کودک شما در کجای این طیف قرار دارد، مهم این است که قبل از بدتر شدن بی‌احترامی‌ها به این مسئله توجه کنید. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۵ توسط محققان دانشگاه ویرجینیا انجام شد، نشان می‌دهد که کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند احتمالاً در بزرگ‌سالی نیز بی‌ادب خواهد بود. شاید شما در مقابل کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند بگویید او فقط یک بچه است، اما کودکان باید یاد بگیرند که چگونه با دیگران با احترام رفتار کنند تا بتوانند روابط سالمی با همسالان، اولیا و دیگر اعضای خانواده برقرار کنند. بی‌احترامی کردن کودک شاید نشانه‌ی این باشد که برای یادگیری روش‌های مناسب برای کنترل خشم، کنار آمدن با ناامیدی و ارتباط با هم‌سالان خود نیاز به کمک دارد. در ادامه چند روش برخورد با کودکی که به پدر و مادرش بی‌احترامی می‌کند را بررسی می‌کنیم.

رفتارهایی را که کودک برای جلب‌توجه انجام می‌دهد نادیده بگیرید

بچه‌ها اغلب برای جلب‌توجه بسیار تلاش می‌کنند. اگر موردتوجه مثبت قرار نگیرند برای جلب‌توجه منفی اقدام می‌کنند. ممکن است به نظر برسد که نادیده گرفتن بی‌احترامی‌های جزئی این مجوز را به کودک می‌دهد که رفتارش را تکرار کند، اما درواقع نادیده گرفتن انتخابی یکی از مؤثرترین روش‌های برخورد با بی‌احترامی کردن کودک است. نادیده گرفتن بی‌احترامی کودک باعث می‌شود از مسیر اصلی خود منحرف نشوید و روی کاری که قرار است انجام شود متمرکز باشید. مثلاً اگر به فرزندتان می‌گویید اتاقش را مرتب کند و او با بی‌حوصلگی از شما رو برمی‌گرداند، در مورد این نوع بی‌احترامی کردن کودک وارد بحث و مجادله‌ی طولانی نشوید. هر دقیقه‌ای که شما صرف این مجادله می‌کنید، ۶۰ ثانیه است که کودک مرتب کردن اتاق را به تعویق می‌اندازد. به‌جای این کار به او هشدار دهید که اگر کار خود را انجام ندهد چه اتفاقی می‌افتد.

اگر چرخاندن چشم و رو برگرداندن یک رفتار شایع در فرزند شما است، در زمان دیگری که هردوی شما آرام هستید به این مسئله بپردازید. چیزی مانند این بگویید: امروز وقتی به شما گفتم اتاق خود را تمیز کنید، چشمانتان را چرخاندید. آیا می‌دانید وقتی عصبانی هستید این کار را می‌کنید؟ درباره‌ی عواقب احتمالی بی‌احترامی کردن کودک صحبت کنید. مثلاً بگویید کسی که بی‌احترامی می‌کند در پیدا کردن دوست مشکل پیدا می‌کند. همچنین در مورد احساسات دیگران وقتی‌که بی‌احترامی کردن کودک را می‌بینند گفت‌وگو کنید. برای اینکه نادیده گرفتن تأثیرگذار باشد، مستلزم آن است که با فرزند خود رابطه‌ی مثبتی داشته باشید. سعی کنید با فرزند خود ارتباط خوبی داشته باشید.

برای جلوگیری از بی‌احترامی کردن کودک از عبارات مثبت استفاده کنید

به‌جای اینکه به فرزند خود بگویید چه‌کاری نمی‌تواند انجام دهد، به او بگویید که چگونه می‌تواند رفتارش را تنظیم کند تا چیزی را که می‌خواهد به دست بیاورد. از عبارات و جملات مثبتی استفاده کنید تا به کودک خود اطلاع دهید که پس از تغییر رفتارش، چه اتفاقی می‌افتد. مثلاً به‌جای این‌که بگویید: اگر همین‌الان اسباب‌بازی‌هایت را جمع نکنی، دیگر نمی‌توانی بیرون بازی کنی. بگویید: به‌محض اتمام برداشتن اسباب‌بازی‌های خود می‌توانی در بیرون بازی کنی. سپس از او دور شوید و پاسخ را به عهده‌ی فرزند خود بگذارید.

رفتار بد کودک با مادر

همچنین سعی کنید با استفاده از جملاتی مانند وقتی صدایت را پایین بیاوری و با آرامش صحبت کنی، من به شما جواب می‌دهم. یا وقتی دیگر زورگویی نکنی با شما بازی می‌کنم. به کودک خود بیاموزید که رفتار مؤدبانه و مهربانانه نتایج مثبتی به همراه دارد و به این صورت از بی‌احترامی کردن کودک جلوگیری کنید. این کار به کودک شما فرصتی می‌دهد تا رفتار خود را تغییر دهد، اما از تکرار چندباره‌ی هشدارهای خود خودداری کنید. در غیر این صورت، به کودک خود آموزش می‌دهید که به حرف‌های شما گوش ندهد.

در مقابل بی‌احترامی کردن کودک، پیامد فوری رفتارش را به او نشان دهید

بیشتر بی‌احترامی کردن‌های کودک باید نتیجه و پیامدی فوری داشته باشد. هنگام تعیین پیامد، سن کودک و جدی بودن کاری که انجام داده است را در نظر بگیرید. باید به فرزند خود نشان دهید که انتخاب‌های خوب مانند انجام دادن کارهایش یا گوش دادن به دستورالعمل‌های شما منجر به پیامدهای مثبتی می‌شود. برعکس، می‌توانید به او نشان دهید که رفتار غلط و انتخاب‌های نامناسب مانند پرخاشگری جسمی و بی‌احترامی کردن منجر به عواقب منفی می‌شود. مثلاً اگر کودک ۶ ساله‌ی شما هنگام عصبانیت در صورت شما فریاد می‌زند بهتر است او را به یک گوشه هدایت کرده و با ایجاد یک وقفه به او مهلت بدهید تا در مورد رفتارش فکر کرده و آن را اصلاح کند. اگر نوجوان شما بعدازاینکه به او گفتید که نمی‌تواند از خانه خارج شود، از در بیرون می‌رود یا اگر فرزندتان شما را با الفاظ بدی صدا می‌کند، حد و مرزهای خود را تعیین کنید و به او بگویید: نمی‌گذارم به من بی‌احترامی کنی یا اجازه نداری در این خانه حرف‌های نامحترمانه و بی‌ادبانه بزنی یا مطمئنم به‌جای بی‌احترامی کردن راهی متفاوت برای مقابله با ناامیدی خود پیدا خواهی کرد.

بسیاری از رفتارهایی که دارای برچسب رفتارهای نادرست هستند، اغلب هنگامی‌که به کودک مهارت و توجه لازم برای ایجاد این تغییرات داده می‌شود، اصلاح می‌شوند. هدف این نیست که مجازات بیشتری تعیین کنید. هدف این است که ارتباط خود را با فرزندتان حفظ کنید، مهارت‌های رفتار سالم را به او بیاموزید و رابطه‌ی سالم والد و فرزندی را حفظ کنید.

راه‌هایی برای جبران بی‌احترامی کردن کودک در نظر بگیرید

اگر کودک یا نوجوان شما بی‌احترامی می‌کند، ممکن است جبران خسارت برای جلوگیری از تکرار آن ضروری باشد. جبران خسارت درواقع انجام نوعی کار برای قربانی یا انجام کاری برای جبران خسارت وارده است. مثلاً اگر فرزندتان خواهر یا برادرش را کتک زد، از او بخواهید برای جبران این رفتار، کارهای روزانه‌ی خواهر یا برادرش را انجام دهد یا اگر نوجوان شما از روی عصبانیت چیزی را شکسته است، می‌تواند آن را تعمیر کند یا برای جبران خسارت آن پول بپردازد. به کودک خود بیاموزید که گفتن متأسفم همیشه همه‌چیز را برطرف نمی‌کند. جبران خسارت به او کمک می‌کند تا مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده بگیرد و درعین‌حال برای ترمیم رابطه تلاش کند. این روش به کاهش بی‌احترامی کردن کودک منجر می‌شود.

هنگامی‌که به اصلاح بی‌احترامی کردن کودک می‌پردازید، طبیعی است که کودک شما دو قدم به جلو و یک‌قدم به عقب بردارد؛ بنابراین اگرچه ممکن است روزی مؤدب و مهربان باشد، اما ممکن است روز دیگر با مشکل روبرو شود. نظم و انضباط مداوم کلید کمک به او برای پیشرفت در طولانی‌مدت است. از همه مهم‌تر این است که سعی کنید الگوی خوبی باشید. خواه از خدماتی که در یک رستوران دریافت می‌کنید ناراحت شده باشید و یا از فروشنده‌ای که از او خرید می‌کنید عصبانی باشید، با احترام با دیگران رفتار کنید و این را بدانید که فرزندتان رفتارهای شما را می‌بیند و آن‌ها را الگو قرار می‌دهد.

منبع: Verywellmind

تلفن کلینیک روانشناسی