نحوه برخورد با انسان‌های خودشیفته

همه ما به گونه‌ای خودشیفته هستیم. انسان از ابتدای تولد توجهش به خود و نیازهایش بوده که البته این موضوع با افزایش سن و تجربه عشق به دیگری، به آهستگی کم‌تر می‌شود. اما در بعضی از افراد نه تنها خودشیفتگی به مرور زمان کمتر نمی‌شود، بلکه به شکل یک الگوی رفتاری درآمده و تبدیل به اختلال می‌شود.

ما معمولا به افرادی که خودمحور و خودخواه هستند اصطلاحا خودشیفته می‌گوییم، اما باید گفت که خودشیفتگی نوعی اختلال شخصیتی است که توسط فرد متخصص در زمینه سلامت روان یا روانشناس تشخیص داده می‌شود. علائم بارز اختلال شخصیت خود شیفته (در واقعیت یا تخیل) شامل میل به تحسین شدن و عدم حس همدردی با دیگران می‌باشد که از اوایل بزرگ‌سالی شروع می‌شود. اختلال شخصیت خودشیفته که به آن نارسیستی نیز گفته می‌شود، تقریبا در یک درصد جوامع وجود دارد و معمولا در آقایان بیشتر از خانم‌ها شایع است.

در این مقاله در خصوص اختلال شخصیت نارسیستی و نحوه برخورد با انسان‌های خودشیفته صحبت شده است.

علائم خودشیفتگی

راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM)، نه ویژگی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته بیان می‌کند که اگر حداقل پنج مورد از آن در رابطه با فردی صدق کند، می‌توان برای آن فرد تشخیص خودشیفتگی داد:

  1. فرد خود را به شکل افراطی و بزرگ‌نمایی شده مهم بداند؛ استعداد و دستاوردهای خود را بزرگ جلوه دهد و بدون در نظر گرفتن جایگاه خود، انتظار احترام ویژه داشته باشد.
    این ویژگی در افراد خودشیفته سبب می‌شود که آن‌ها پر ادعا به نظر برسند. آن‌ها ممکن است تصور کنند که دیگران قدر آن‌ها را به اندازه کافی نمی‌دانند و به اندازه کافی برای آن‌ها ارزش قائل نمی‌شوند. در کارهای گروهی نیز معمولا بر این باور هستند که خودشان بیشتر از دیگری تلاش کرده و نقش بیشتری در اتمام کار داشته‌اند.
  2. فرد در خصوص موفقیت‌، قدرت، زیبایی و یا عشق ایده‌آل خیال‌پردازی کند.
    این افراد در تصوراتشان خود را با اشخاص مشهور و بالا مرتبه مقایسه می‌کنند.
  3. فرد این باور را داشته باشد که شخصی خاص است که تنها توسط افراد خاص و منحصر به فرد درک می‌شود و تنها با این افراد می‌تواند معاشرت کند.
    این افراد تصور می‌کنند که نیازهایشان با انسان‌های دیگر متفاوت است. آن‌ها تنها با افرادی با منزلت اجتماعی بالا معاشرت می‌کنند یا تنها به مراکزی مراجعه می‌کنند که خدمات آن‌ها را در شأن خود بدانند. معاشرت آن‌ها با افرادی که معمولا از آن‌ها بالاتر هستند باعث می‌شود که حس مهم بودن و ارزشمندی بیشتری پیدا کنند.
  4. فرد نیازمند تحسین و تمجید ویژه باشد.
    اعتماد به نفس افراد خودشیفته معمولا شکننده است. آن‌ها ممکن است تصور کنند که چقدر خوب پیش می‌روند و به اندازه کافی توجه دیگران را در اختیار دارند، اما اگر توجه مورد نظر خود را دریافت نکنند، به شدت اعتماد به نفسشان را از دست داده و احساس حقارت می‌کنند. آن‌ها به توجه و تحسین از سمت دیگران نیازمند هستند. در همین راستا آن‌ها معمولا دوست دارند که ورودشان با استقبال گرم همراه باشد.
  5. فرد تصور کند که همیشه حق با اوست و اگر حرفی می‌زند یا انتظاری دارد دیگران بی چون و چرا باید قبول کنند.
    زمانی که دیگران به خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها توجه کافی نشان نمی‌دهند، به‌شدت عصبانی می‌شوند.
  6. فرد در روابطش از افرادی که حقوق خود را نمی‌دانند سوء استفاده کرده و آن‌ها را برای رسیدن به خواسته‌اش استثمار ‌کند.
    افراد خودشیفته معمولا با کسانی دوستی می‌کنند یا با کسی وارد رابطه عاشقانه می‌شوند که به آن‌ها در رسیدن به خواسته‌شان کمک کند یا مقبولیت اجتماعی داشته و به آن‌ها در افزایش اعتماد به نفسشان یاری رساند.
  7. فرد از همدلی بی‌بهره باشد و احساسات و نیازهای دیگران را نتواند درک کند.
    این افراد معمولا تصور می‌کنند که دیگران در خصوص مشکلاتشان بیش از حد و با جزئیات غیر ضروری صحبت می‌کنند و در این شرایط کم حوصله و عصبی می‌شوند. آن‌ها بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران کارهایی را که فکر می‌کنند درست است، انجام می‌دهند.
  8. فرد معمولا بر این باور باشد که دیگران به او حسادت می‌کنند.
    این افراد اگرچه در خصوص دستاوردهای خود بزرگنمایی می‌کنند اما معمولا درگیر این موضوع می‌شوند که ممکن است دیگران به آن‌ها حسادت کرده و حس بد آن‌ها بر زندگی‌شان تاثیر بگذارد.
  9. فرد در رفتار و نگرشش نوعی غرور و تکبر دیده شود.
    به طور مثال ممکن است این افراد از بی‌ادبی گارسون شاکی شوند و در ذهنشان بسیاری از افراد را خنگ و احمق تلقی کنند.

مشاوره خودشیفتگی

دیگر علائم خودشیفتگی:

همان طور که گفته شد اعتماد به نفس این افراد بسیار آسیب پذیر است و اگر کسی از آن‌ها انتقاد کند یا در موضوعی شکست بخورند بسیار احساس تحقیر می‌کنند، اگرچه این احساس را معمولا بروز نمی‌دهند. آن‌ها غالبا در روابطشان با افراد دچار مشکل شده و احساس می‌کنند که احترام کافی را دریافت نمی‌کنند. معمولا این افراد در مسائل کاری به دلیل ترس از شکست و رقابت دچار مشکل می‌شوند. زمانی که نیازهای آن‌ها برآورده نشود، ممکن است دوره‌هایی از افسردگی داشته باشند اما زمانی که توجه و تحسین کافی دریافت کنند، وارد دوره سرخوشی می‌شوند. این اختلال معمولا می‌تواند با بی‌اشتهایی عصبی یا سوء مصرف مواد مخدر همراه باشد.

سایر اختلالات شخصیتی ممکن است با اختلال شخصیت خودشیفته اشتباه شوند. وجه تمایز اختلال شخصیت خودشیفته را از اختلال شخصیت مرزی، ضد اجتماع و اختلال شخصیت نمایشی می‌توان به ترتیب مهرطلبی، بی‌عاطفگی و عشوه‌گری دانست که در اختلال شخصیت خودشیفته وجود ندارد. علاوه بر آن میان اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال وسواس اجباری نیز اشتراکاتی وجود دارد؛ به این صورت که افراد مبتلا به این اختلالات کمال‌گرا بوده و بر این باور هستند که دیگران کارها را به اندازه آن‌ها نمی‌توانند به خوبی انجام دهند. اما وجه تمایز این دو اختلال این است که برخلاف افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباری که مرتب خودشان را قضاوت می‌کنند، افراد خودشیفته گاها بر این باور هستند که به ایده‌آل رسیده‌اند.

انواع اختلال شخصیت خودشیفته

بعضی از منابع افراد خودشیفته را به دو دسته تقسیم بندی می‌کنند:

خودشیفته آسیب پذیر

این دسته از خودشیفته‌ها بسیار درون‌گرا بوده، در جمع احساس راحتی نداشته و خجالتی می‌شوند. البته این افراد خجالت و اعتماد به نفس پایین خود را با نقاب غرور یا بی علاقگی پنهان می‌کنند. این افراد به دلیل ترسی که از طرد شدن توسط پارتنرشان دارند، سعی می‌کنند که از خودشان در برابر او محافظت کرده و بر خواسته‌ها و نیازهای خودشان تمرکز کنند.

خودشیفته بزرگ‌نما

این دسته از افراد خودشیفته درون گرا نبوده و در جمع سعی به جلب توجه و تحسین می‌کنند. آن‌ها برایشان احساس و خواسته دیگران اهمیتی ندارد و حتی برایشان مهم نیست که مغرور و خودشیفته به نظر برسند. این دسته از خودشیفته‌ها خودشان را بهتر از همه و حتی پارتنرشان می‌دانند و می‌خواهند به دیگران نیز این موضوع را دیکته کنند. فرد خودشیفته بزرگ‌نما برای این که تایید و تحسین از طرف پارتنرش دریافت کند به هر روشی از جمله عصبانیت، تحقیر و گناهکار جلوه دادن متوسل می‌شود.

دلایل ایجاد اختلال خودشیفتگی

علت ایجاد خودشیفتگی به طور کامل مشخص نیست اما چند دلیل احتمالی برای آن در نظر گرفته می‌شود. توجه زیاد والدین به کودک و تشویق و تحسین بی اندازه او می‌تواند یکی از دلایل ایجاد خودشیفتگی در بزرگ‌سالی باشد. در این حالت کودک تصور می‌کند که فردی بسیار مهم و متفاوت است که تنها خواسته و نیاز او اهمیت دارد.
از طرف دیگر بی توجهی به کودک و نادیده گرفتن او نیز می‌تواند در شکل گیری این اختلال موثر باشد. در این حالت به دلیل بی محبتی و بی توجهی اطرافیان، فرد به این نتیجه می‌رسد که باید مراقب خودش باشد زیرا کسی به فکر او نیست؛ بنابراین تنها بر خواسته‌ها و نیازهای خود متمرکز می‌شود.

درمان اختلال شخصیت خودشیفته

با توجه به این که افراد خودشیفته دوست ندارند فکر کنند که مشکلی وجود دارد، غالبا نمی‌پذیرند که مبتلا به اختلال خودشیفتگی هستند و یا به روان‌درمانی نیاز دارند. دسته اندکی از این افراد که به مشاوره روی می‌آورند معمولا به دلیل عوارض خودشیفتگی نظیر اضطراب، افسردگی و سوء مصرف مواد این کار را انجام می‌دهند. در صورتی که اطرافیانتان شما را خودشیفته خطاب می‌کنند بهتر است به روانشناس برای تشخیص دقیق مراجعه کنید. جلسات روان‌درمانی به شما کمک می‌کند که الگوهای خودشیفتگی را در خودتان شناسایی کرده و برای اصلاح آن‌ها راهکارهای مناسب در پیش بگیرید.

زمانی ما الگوهایی را برای مقابله با اضطراب انتخاب کرده و به مرور زمان به آن‌ها عادت کرده‌ایم. این الگوها اگرچه مطمئن به نظر می‌رسند اما در نهایت سبب رفع اضطراب ما نمی‌شوند و در بسیاری از مواقع حتی شرایط را سخت‌تر نیز می‌کنند. بهتر است که به کمک یک فرد متخصص در زمینه روان، این الگوها را شناسایی کرده و در جهت رفع آن‌ها قدم برداریم.

علائم خودشیفتگی

نحوه برخورد با انسان‌های خودشیفته یا نارسیست

ممکن است شما در ارتباط نزدیک یا ارتباط عاطفی با یک شخص خودشیفته باشید که در این صورت راهکارهای زیر می‌تواند به شما کمک کند:

او را همان طور که هست ببینید

فرد خودشیفته معمولا شخصیت جذابی دارد بنابراین لازم است که شما بتوانید خوبی‌ها و بدی‌های او را در کنار هم ببینید. ببینید که او با دیگران و اشخاص نزدیک به خود چه رفتاری دارد. اگر او را در حال دروغ گفتن، بازی دادن و تحقیر کردن دیگری دیدید، هیچ دلیلی ندارد که فکر کنید در شرایط یکسان با شما چنین رفتاری نخواهد داشت. بدی‌های او را ببینید و اگر قبول کردید که در کنار او بمانید، او را همان طور که هست بپذیرید زیرا هیچ کس نمی‌تواند کس دیگر را تغییر دهد.

طلسم را بشکنید و تمرکز خود را از او بردارید

فرد خودشیفته به مرور زمان به دلیل توقعاتی که دارد سبب می‌شود که شما مدام روی خواسته‌ها و نیازهای او متمرکز شوید؛ به گونه‌ای که خواسته‌های خود را کنار می‌گذارید تا او را راضی کنید، اما حتی در این صورت نیز راضی نمی‌شود. پس اندکی عقب بکشید و از فکر کردن به خواسته‌های او دست بردارید. خودتان را پیدا کرده و به خواسته‌ها و نیازهای خود نیز توجه کنید.

حد و مرز مشخص کنید

افراد خودشیفته به مرور زمان به حریم شخصی شما وارد شده و در خصوص تمام مسائل ریز و درشتی که مربوط به شماست اظهار نظر می‌کنند. آن‌ها تصور می‌کنند که شما به تنهایی نمی‌توانید از پس مسائل خود بربیایید و نیاز به کمک آن‌ها دارید. حتی زمانی که در کاری موفق می‌شوید تصور می‌کنند که به خاطر راه‌کارهای آن‌ها بوده که به آن موفقیت و جایگاه رسیده‌اید. لازم است که شما در این شرایط حد و مرزهایی مشخص کرده و به صورت صریح از آن‌ها بخواهید که در مسائلی که مربوط به شماست وارد نشوند و به شما دیکته نکنند که چه کاری انجام دهید مگر آن که از آن‌ها درخواست کمک کنید.

زمانی که این کار را انجام دادید، ممکن است او در ظاهر قبول کند اما عقب نمی‌نشیند و این کار شما را پاسخ می‌دهد. ممکن است در شرایطی که به ظاهر مشابه است نشان دهد که خود شما هم فردی کنترل‌گر هستید؛ مواظب باشید که منطقی فکر کنید و وارد بازی او نشوید.

به یاد داشته باشید که شما همیشه مقصر نیستید

فرد خودشیفته غالبا مسئولیت رفتار بد خود را بر عهده نمی‌گیرد و سعی می‌کند که رفتار و نگرش بد خود را فرافکنی کند. به این طریق که اگر در دعوا به دنبال برنده شدن است تصور می‌کند که شما این گونه هستید. شما ممکن است برای خوابیدن دعوا وسوسه شوید که حرف‌های او را بپذیرید، اما توجه کنید که نیازی نیست شما در جهت ایگو طرف مقابلتان تغییر کنید. اگر واقعا فکر می‌کنید که شما مقصر نیستید از حق خود دفاع کنید.

روی اقدام آنی تاکید کنید و به قول راضی نشوید

افراد خودشیفته در قول دادن بسیار خوب عمل می‌کنند. آن‌ها قول می‌دهند که آنچه را شما می‌خواهید، انجام می‌دهند و به صورت کلی قول می‌دهند که بهتر عمل کنند، اما اشتباه نکنید، زمانی که آن‌ها چیزی که را می‌خواستند دریافت کنند، قول دیگر هیچ معنایی برایشان ندارد. انتظار نداشته باشید که عملشان مطابق قولشان باشد. روی خواسته خود پافشاری کنید و بگویید تا زمانی که خواسته شما اجرا نشود، خواسته او را اجرا نمی‌کنید.

از یک فرد متخصص کمک بگیرید

رابطه با فردی که مدام شما را مقصر نشان می‌دهد ممکن است سبب کاهش اعتماد به نفس و منزوی شدن شما شود. اگر علائم اضطراب و افسردگی را در خودتان احساس می‌کنید، بهتر است که به روانشناس مراجعه کنید. یک فرد متخصص در زمینه روان می‌تواند به شما نشان دهد که آیا واقعا مقصر هستید و کمک کند که اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازیابی کنید.

چه موقع به ارتباط با شخص خودشیفته پایان دهید؟

هیچ مشاوری نمی‌تواند به شما بگوید که چه موقع از رابطه با فرد خودشیفته خارج شوید. در نظر داشته باشید که افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته هرچند گاهی خشونت زبانی دارند، اما معمولا خشونت رفتاری نداشته و آسیبی از این نظر برای شما ایجاد نمی‌کنند. علاوه بر آن افراد در یک رابطه معمولا آینه یکدیگر هستند، شاید شما بیش از اندازه خودتان را قضاوت می‌کنید و همین موضوع سبب می‌شود که دیگران شما را مقصر نشان دهند. پس بهتر است قبل از تصمیم‌گیری جدی با دید بازتری به شرایط خود نگاه کنید.

در صورتی که موارد زیر در رابطه شما وجود دارد، بهتر است که رابطه خود را به صورت جدی بازبینی کنید:

  • شما مورد خشونت زبانی قرار بگیرید.
  • شما احساس کنترل شدن و بازی داده شدن داشته باشید.
  • شما به صورت فیزیکی مورد آزار و اذیت قرار بگیرید و احساس خطر کنید.
  • شما احساس منزوی شدن داشته باشید.
  • در صورتی که فرد مقابل شما اعتیاد به مواد مخدر داشته و تمایلی به کمک نیز نداشته باشد.
  • سلامت روانی و فیزیکی شما در خطر باشد.

تلفن کلینیک روانشناسی

دلایل دروغ گفتن زنان به مردان

دروغ گفتن زن به شوهر

یکی از مشکلاتی که می‌تواند در زندگی زوجین اختلاف ایجاد کند، دروغ گفتن زن به شوهرش می‌باشد. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که از همسرتان دروغ شنیده باشید و ندانید که چه عکس‌العملی نشان دهید. شاید بارها با او صحبت کرده و از او خواسته باشید که با شما صادق باشد، اما باز هم نتیجه مطلوبی به دست نیاورده باشید.

اعتماد یکی از مهم‌ترین اصول یک رابطه است و زمانی که خدشه دار شود می‌تواند مشکلات جدی برای زوجین ایجاد نماید. به همین منظور در این مقاله در خصوص دروغ گفتن زن به شوهر و نحوه برخورد با این موضوع صحبت شده است.

دلایل دروغ گفتن زن به شوهرش

ممکن است برای شما سوال باشد که چرا همسرتان به شما دروغ می‌گوید؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که معمولا افراد در سه موقعیت دروغ می‌گویند:

  • آن‌ها کاری کرده‌اند که می‌دانند موجب ناراحتی و نا امیدی شما می‌شود و از واکنشتان می‌ترسند.
  • آن‌ها به شما قول داده‌ که یک الگو رفتاری یا عادت را دیگر تکرار نمی‌کنند، اما دوباره تکرار کرده‌اند.
  • آن‌ها به شما قول انجام دادن کاری را داده‌اند، اما کار مورد نظر را انجام نداده‌اند.

هر چند که بسیاری از افراد در شرایط فوق از دروغ گفتن برای حل مشکلاتشان استفاده می‌کنند، اما بسیاری از افراد نیز هستند که در شرایط مشابه رویکرد متفاوتی در پیش می‌گیرند. به راستی دلیل این تفاوت چیست؟

برای جواب دادن به این سوال که چرا زن‌ها به شوهرشان دروغ می‌گویند می‌توان دلایل را در سه گروه دسته بندی کرد:

مشکلات فردی

این که چرا همسرتان به شما دروغ می‌گوید می‌تواند به دلیل مشکلات فردی بوده و هیچ ارتباطی با نوع رفتار شما نداشته باشد. ممکن است همسر شما در خانواده‌ای بزرگ شده باشد که اعضای آن خانواده از دروغ گفتن برای حل کردن مشکلاتشان استفاده کنند و او نیز از این موضوع الگو برداری کرده باشد. در حالت دیگر ممکن است اعضای خانواده دروغ‌گو نبوده و همسر شما در دوره کودکی‌اش به دلیل پاداشی که هنگام دروغ گفتن گرفته، این رفتار در ناخودآگاهش نهادینه شده باشد.

گاهی نیز افراد به دلیل اعتماد به نفس پایین و عدم عزت نفس دروغ می‌گویند. این افراد معمولا برای پوشیدن ضعف‌های خود به این کار مبادرت می‌کنند. در حالت دیگر ممکن است فرد به دلیل خودشیفتگی دروغ بگوید. این افراد خود را بالاتر از دیگران دانسته و این حق را برای خود قائل می‌شوند که برای منافع شخصی خودشان دروغ بگویند و حتی اگر لازم باشد از دیگران سوء استفاده کرده و آن‌ها را بازی می‌دهند.

دروغ‌های رایج خانم‌ها به همسرشان

مشکلات فرد آسیب دیده

گاهی خانم‌ها به دلیل ترس به شوهرشان دروغ می‌گویند. ممکن است شما با او طوری رفتار کرده باشید که او از گفتن واقعیت واهمه داشته باشد. شاید شما فردی هستید که سریع عصبانی می‌شوید و همسرتان نمی‌تواند حرف‌های دلش را با شما بازگو کند. در حالت دیگر ممکن است شما اعتماد به نفس پایینی داشته باشید و موجب شوید که دخترانی که با آن‌ها وارد رابطه می‌شوید به شما دروغ بگویند. این احتمال وجود دارد که شما به دلیل اعتماد به نفس پایین و عدم احساس امنیت بیش از اندازه از او در خصوص روابط یا کارهایی که انجام می‌دهد توضیح بخواهید و او برای این که شما را ناراحت نکند دروغ گفتن را انتخاب کند. بنابراین اعتماد به نفس پایین نه تنها می‌تواند سبب شود که فرد دروغ بگوید بلکه در شرایطی می‌تواند موجب دروغ گفتن سایر افراد به آن فرد شود.

مهارت ارتباطی ضعیف

این دسته از دلایل دروغ گفتن زن به شوهر جدا از موارد گفته شده نیست و می‌تواند به علت مشکلاتی که در بالا گفته شد، ایجاد شود. بسیاری از مشکلات زوجین جدا از تفاوت‌های شخصیتی به این دلیل ایجاد می‌شود که طرفین نمی‌توانند به صورت مسالمت آمیز با یکدیگر صحبت کنند و همیشه یکی از طرفین یا هر دو به دلیل ظرفیت پایین یا برداشت‌های اشتباه، عصبانی و ناراحت می‌شوند. این موضوع سبب می‌شود که افراد برای فرار از درگیری و دعوا به دروغ گفتن روی آورند.

دروغ‌های رایج خانم‌ها به همسرشان

موارد زیر از جمله رایج‌ترین موارد دروغ گفتن زن به شوهرش می‌باشد:

تعداد روابطی که در گذشته داشته

معمولا به دلیل باورهایی که در جامعه و فرهنگ ایرانی وجود دارد خانم‌ها ترجیح می‌دهند که همسرشان در خصوص تعداد روابطی که در گذشته داشته‌اند اطلاع پیدا نکند.

وضعیت روحی

ممکن است همسرتان به شما بگوید که حالش خوب است اما در واقعیت این چنین نباشد. تحقیقات نشان داده که یکی از رایج‌ترین دروغ‌هایی که زنان در روابط خود می‌گویند این مورد است که در دراز مدت می‌تواند مشکل‌ساز شود.

ارضا شدن در رابطه جنسی

بسیاری از خانم‌ها در رابطه جنسی به صورت غیر واقعی نشان می‌دهند که ارضا شده‌اند. این موضوع جدا از دلایلی که پشتش می‌باشد، دروغ محسوب می‌شود. تقریبا نیمی از خانم‌ها در زندگی زناشویی خود این دروغ را به همسرشان می‌گویند.

مصرف قرص ضد بارداری

یکی دیگر از دروغ‌های رایج خانم‌ها این است که قرص ضد بارداری مصرف می‌کنند. این موضوع می‌تواند به دلیل عدم تفاهم در زمان بچه دار شدن باشد.

رابطه با دوستان از جنس مخالف

بسیاری از خانم‌ها در خصوص معاشرت با دوستان یا همکاران مردشان دروغ می‌گویند. دلیل دروغ گفتن زن به شوهرش در این مورد معمولا این است که نمی‌خواهد همسرش دچار حسادت و ناراحتی شود.

درمان دروغ‌گویی زن به شوهر

در مرحله اول لازم است که شما در خصوص احساسی که نسبت به دروغ گفتن همسرتان دارید با او صحبت کنید و او را در جریان افکار خود قرار دهید. به فکر انتقام نباشید؛ متقابل به مثل کردن در این شرایط تاثیری نداشته و همه چیز را بدتر می‌کند. از او بپرسید که چرا با شما آن‌ قدر راحت نبوده که حقیقت را عنوان کند؟ به او نشان دهید که از عدم صداقت او ناراحت و نا امید هستید، اما مواظب باشید که او را قضاوت نکرده و به او برچسب نزنید.

با مطالعه دلایل دروغ گفتن زن به شوهر، بررسی کنید که به چه علت همسرتان به شما دروغ می‌گوید. بعد از پیدا کردن علت دروغ‌گویی می‌توانید در مرحله بعد برای برطرف کردن آن اقدام نمایید. صحبت با یک مشاور خانواده به شما در پیدا کردن دلایل دروغ گویی همسرتان کمک می‌کند. علاوه بر آن مشاوره خانواده در صورت نیاز با هر دو شما صحبت کرده و راه‌کارهای مناسب برای غلبه بر این مشکل ارائه می‌دهد.

تلفن کلینیک روانشناسی

نحوه رفتار با شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی یا هیستریونیک با جلب توجه مداوم، پاسخ‌های احساسی مبالغه شده و رفتارهای اغوا کننده شناسایی می‌شود. افراد مبتلا به این اختلال تمایل زیادی به نمایشی کردن موقعیت‌های مختلف دارند که این موضوع روابط آن‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد. همچنین این افراد به راحتی تغییر عقیده داده و دیگران به آسانی می‌توانند در آن‌ها نفوذ داشته باشند.

هدف از نگارش این مقاله آشنایی با اختلال شخصیت نمایشی و نحوه برخورد با آن می‌باشد.

تعریف اختلال شخصیت نمایشی

شخصیت، بازتاب کننده الگوهای رفتاری، شیوه درک کردن مسائل و نحوه تفکر فرد درباره خود و محیط پیرامونش می‌باشد. اگرچه نمی‌توان شخصیت‌های مختلف را بیماری تلقی کرد اما بعضی از ویژگی‌های شخصیتی زمینه ساز ایجاد مشکل در روابط بین فردی می‌شود.

اختلال شخصیت حاکی از الگوهای فکری و رفتاری سفت و سخت، انعطاف ناپذیر و ناسازگار است که سبب اتلاف انرژی ذهنی و اضطراب می‌شود. غالبا اختلالات شخصیتی در بزرگ‌سالی و ابتدای جوانی بروز پیدا می‌کند و در طول زمان پایدار شده و مشکلات درونی بسیاری برای فرد مبتلا ایجاد می‌کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی تمایل زیادی به احساسی نشان دادن موقعیت‌ها و جلب توجه دارند و در صورتی که مرکز توجه نباشند، دچار نارضایتی می‌شوند. این افراد در موقعیت‌های مختلف اجتماعی، شغلی و حرفه‌ای ممکن است رفتار اغوا کننده و نامناسبی از خود بروز دهند که با عرف جامعه تطبیق نداشته باشد. این افراد ممکن است در نگاه اول دلربا و سرزنده به نظر برسند، اما رفتار آن‌ها می‌تواند اشخاص نزدیکشان را خجالت زده کرده و در موقعیت نامناسبی قرار دهد. وجود این گونه افراد در مهمانی‌ها می‌تواند سبب افزایش نشاط در جمع شود. علایق و مکالمه‌های این افراد متمرکز بر خودشان است و معمولا از ظاهر خود برای جلب توجه دیگران استفاده می‌کنند. ابراز احساسات آن‌ها سطحی بوده و به سرعت تغییر می‌کند. صحبت‌های آن‌ها اغراق‌شده است و معمولا جزئیات کمی را شامل می‌شود. آن‌ها غالبا در کارهایی که نیاز به خلاقیت دارد، خوب عمل می‌کنند، اما در کارهایی که نیازمند تفکر منطقی و آنالیز است، دچار مشکل می‌شوند. شیوع این اختلال در جوامع حدودا ۱٫۸۴ درصد است.

علائم اختلال شخصیت نمایشی

این اختلال در خانم‌ها معمولا بیشتر از آقایان شیوع دارد. البته این آمار میتواند به دلیل این باشد که رفتارهای نمایشی و اغوا کننده در زنان توسط جامعه بیشتر شناسایی و نکوهیده می‌شود. برای این که تشخیص شخصیت هیستریونیک برای فردی داده شود باید حداقل پنج مورد از نشانه‌های زیر وجود داشته باشد:

  • تمایل به مرکز توجه بودن در جمع و احساس ناراحتی در صورت عدم جلب توجه دیگران
  • دائما دنبال تایید دیگران بودن
  • رفتار اغوا کننده و گاها داشتن ظاهر نامناسب از نظر عرف جامعه
  • ابراز احساسات سطحی و متغیر
  • نگرانی بیش از اندازه در ارتباط با ظاهر و تمایل به جلب توجه با ظاهر خود
  • به راحتی تحت تاثیر دیگران قرار گرفتن
  • ابراز احساسات نمایشی و مبالغه‌آمیز
  • باور به این که روابط بین فردی صمیمانه‌تر از چیزی هستند که واقعا می‌باشند

علت ایجاد شخصیت نمایشی

بسیاری از متخصصین بر این باور هستند که این اختلال به دلیل استرس، اضطراب و آسیب در دوران کودکی ایجاد می‌شود. افرادی که در سنین ابتدایی زندگی در معرض سوء استفاده یا نادیده گرفته شدن قرار بگیرند، ممکن است به دلیل شناخت و تجربه کم، از الگو شخصیت نمایشی برای سازگاری یا جبران تجربه خجالت، ناکارآمدی و ضعف خود استفاده کنند. نادیده گرفتن کودک و بی ثباتی در تربیت او می‌تواند سبب بروز مشکل در سلامت روانی و احساسی کودک شود. در این حالت کودک ممکن است برای جلب توجه والدین خود این اختلال را بروز دهد.

علاوه بر آن سابقه وجود اختلال شخصیت نمایشی در خانواده نیز می‌تواند سبب ایجاد اختلال در عضو دیگری از خانواده شود. کودک می‌تواند از والدین و اعضای خانواده خود شخصیت نمایشی را الگو برداری کند.

علائم شخصیت نمایشی

نحوه رفتار با شخصیت نمایشی یا هیستریونیک

ارتباط با شخصی که مبتلا به این اختلال است، می‌تواند بسیار سخت و مشکل باشد. در بعضی شرایط شما می‌توانید رابطه خود را با این فرد قطع کنید، اما در شرایطی که فرد مبتلا عضوی از خانواده است، قطع ارتباط معمولا جزء گزینه‌ها نمی‌تواند باشد. در این شرایط سوالی که مطرح می‌شود این است که نحوه رفتار با شخصیت نمایشی چگونه باید باشد؟

در صورتی که شما با شخصی ازدواج کرده‌اید که مبتلا به این اختلال است، بهتر است حد و مرزهایی برای او قائل شوید. به طور مثال در خصوص نحوه لباس پوشیدن در جمع و ارتباط با جنس مخالف برای او مرزهایی تعیین کنید. همچنین شما می‌توانید برای مدت زمانی که او رفتار نمایشی بروز می‌دهد، محدودیت قائل شوید. به او بگویید که اگر در جمع برای جلب توجه رفتاری کند که موجب آبروریزی شود، او را ترک می‌کنید. به او بگویید که دوستش دارید و می‌خواهید کنارش باشید، اما گاهی رفتارهایش باعث می‌شود که از او فاصله بگیرید.

در رابطه با این افراد از خودتان مواظبت کنید. همان طور که گفته شد افراد دارای شخصیت نمایشی گاهی برای جلب توجه دست به هر کاری می‌زنند و ممکن است که شما را در موقعیتی قرار دهند که آسیب ببینید. در این شرایط بهتر است مواظب بوده و فاصله خود را با او حفظ نمایید. گذراندن ساعاتی در کنار خانواده و دوستان و صحبت با آن‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا دوباره روحیه از دست رفته خود را بازیابید.

به این موضوع توجه داشته باشید که افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک خود محور هستند و ممکن است نیازهای شما را درک نکرده و به درخواست‌های شما توجه نکنند. در این شرایط فکر نکنید که می‌توانید به آن‌ها درس دهید و متقابل به مثل کنید زیرا آن‌ها احساس طرد شدگی کرده و ممکن است احساسات اغراق آمیز بروز دهند که شما را بیش از پیش درمانده کند.

بهتر است زمانی که آن‌ها در بحث و مشاجره رفتارهای نمایشی بروز می‌دهند، خونسردی خود را حفظ کنید و توجهی نشان ندهید. در صورتی که در این شرایط با آن‌ها درگیر شوید، وارد بازی آن‌ها شده و این گونه رفتارهایشان را تشویق می‌کنید. این افراد کنترلی بر رفتارهای خود ندارند پس بهتر است که با آن‌ها درگیر نشوید.

با آن‌ها راجع به نظر دیگران در موردشان صحبت کنید. این افراد معمولا بسیار تحت تاثیر نظر دیگران قرار می‌گیرند پس آن‌ها را در جریان نظرات منفی دیگران راجع به‌شان قرار دهید. همچنین لازم است که آن‌ها را به مراجعه به روانشناس و کمک گرفتن از یک فرد متخصص در این زمینه تشویق کنید.

درمان اختلال شخصیت نمایشی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک معمولا در روابط عاشقانه خود دچار مشکل شده و به همین خاطر در معرض افسردگی بوده و معمولا به همین دلیل به روانشناس مراجعه می‌کنند. درمان این نوع اختلال مانند سایر اختلالات شخصیتی می‌باشد. اطلاعات زیادی در خصوص درمان رفتاری و شناختی یا استفاده از دارو برای درمان این نوع اختلال وجود ندارد.

مشاور و روانشناس بعد از تشخصی این اختلال در فرد، معمولا از روان‌درمانی پویشی برای درمان استفاده می‌کند. در روان‌درمانی پویشی بیشتر بر روانکاوی و خاطرات کودکی فرد تمرکز می‌شود.

تلفن کلینیک روانشناسی